رابطه علم و دین

دین همواره نگاه تشویقی به علم دارد و از انواع علوم استقبال می‌کند. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «علم را فرابگیرید، حتی اگر در چین باشد.» این سخن نشان می‌دهد که حتی اگر لازم باشد، باید علم را از کسانی که در مناطق دوردست زندگی می‌کنند و مسلمان هم نیستند آموخت. علاوه بر این، پیامبر(ص) بهای آزادی اسیران جنگ بدر را آموزش خواندن و نوشتن به مسلمانان قرار داد؛ بنابراین معلوم می‌شود که علم بسیار ارزشمند است و احادیثی نظیر «طلب العم فریضه» فقط مختص علوم دینی نیست و علوم روز را نیز باید فراگرفت. در مجموع دین نگاه مثبتی به علم دارد.
دلیل این مسئله آن بود که در قرون وسطی کلیسا افرادی نظیر گالیله را تکفیر کرد. در واقع دیدگاه منفی علم به دین تحریف شده و دینی که آموزه‌هایش به درستی درک نشده باشد برمی‌گردد، همان دینی که گالیله و امثال او را کافر می‌داند، علم به چنین دینی بدبین است. دین اگر همانی باشد که پیامبران منادی آن بوده‌اند، مورد تأیید علم قرار می‌گیرد.
با توجه به آنچه گفته شد، دین و علم هرگز تعارضی با یکدیگر نخواهند داشت و هر یک دیگری را تشویق می‌کند. منظور از علم یا science کشف روابط میان اشیاء است که همان قوانین خداوند هستند. حال دینی که از طرف خداوند نازل شده است، با قوانین طبیعت که دانشمندان آن‌ها را کشف می‌کنند تزاحم و منافاتی ندارد، اگر هم تعارضی میانشان به وجود آمد، یا علم بد فهمیده شده و قانونی که کشف کرده‌اند درست نیست، یا دین بد فهمیده شده است که با قانونی که دانشمندان به درستی کشف کرده‌اند مخالفت می‌کند. علم و دین واقعی نزاعی با یکدیگر ندارند.
در طول تاریخ، چون دین پیوسته مورد تحریف قرار گرفته یا بد فهمیده شده، با علم درگیر شده است، مانند درگیری‌هایی که کلیسا در قرون وسطی با دانشمندان داشت و نظیر آن در کشور خودمان نیز یافت می‌شود. گاهی برخی افراد آموزه‌های دین را به درستی درک نکرده و تصور می‌کنند علم باعث انحراف می‌شود و باید از آن جلوگیری کرد. تئوری‌ها و فرضیه‌هایی که با دین واقعی سازگاری نداشته باشد نادرست است و به اثبات نمی‌رسد، چون دین واقعی از طرف خدا و علم نیز کشف قوانین خداست. پس نباید میانشان تنشی وجود داشته باشد، ولی در طول تاریخ شاهد تنش‌های زیادی میان این دو بوده‌ایم، چون هم علم و هم در بیشتر موارد دین بد فهمیده شده‌اند.
هر چند آیت‌الله جوادی آملی بر مقوله علم دینی تأکید زیادی دارد، ولی اگر به مطالبشان دقت شود، ایشان می‌خواهد دانشمندان را متوجه این نکته سازد که زمین، کهکشان‌ها و تمام جهان خلقت که آن‌ها در پی کشف قوانینش هستند متعلق به خداست. اگر انسان توجه داشته باشد که خداوند زمین را آفرید تا دانشمندان قوانین آن را کشف کرده، یا انسان را آفرید تا طبیبان داروهای مفید برای او را کشف کنند. این کشفیات علم دینی خواهد بود، نه اینکه علم از دین استخراج شود، منظور این است که توجه کنیم سرچشمه همه این قوانین خداوند است.