Mobile menu

مسائل طهارت 2

نجاسات

مسأله77: هرچيزي كه در جهان يافت شود پاك است مگر چند چيز كه از نظر شرعي ناپاك است و به آن‌ها «نجاسات» گفته مي‌شود. طبق نظر مشهور فقيهان نجاسات  دوازده چيز است[1] كه عبارتند از: 1. ادرار    2. مدفوع    3. مني   4. مردار   5. خون    6. سگ    7. خوك    8. شراب    9. آب‌جو     10. كافر    11. عرق شتر نجاست‌خوار    12. عرق جنب از حرام. ولي اقامه دليل براي نجاست چهار مورد آخر مشكل است و بقيه موارد نيز نياز به توضيحات و تفصيلاتي دارد كه بيان مي‌شود.

ادرار، مدفوع و مني

مسأله78:‌ ادرار، مدفوع و مني انسان و هر حيوان حرام گوشتي كه خون جهنده دارد كه اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مي‌كند، نجس است.

مسأله79: نجس بود ادرار، مدفوع و مني حيواني كه به واسطه‌ي خوردن نجاست يا به واسطه‌ي آميزش جنسي انسان با آن‌ها، حرام گوشت شده، بعيد نيست.

مسأله80: نجس بودن ادرار، مدفوع و مني گوسفندي كه از شير خوك ارتزاق كرده تا رشد و نمو كرده، بعيد نيست.

مسأله81: فضله تمامي پرندگان پاك است.

مسأله82: سزاوار است كه ادرار و مدفوع داخل بدن نيز نجس محسوب شود، بنابراين وسايل و ابزار پاكي كه از خارج بدن وارد آن مي‌شوند و با ادرار يا مدفوع برخورد مي‌كنند، نجس دانسته شود، اگرچه پس از خروج با نجاست همراه نباشد.

مسأله83: خريد و فروش ادرار، مدفوع و مني حيوانان حرام گوشت، در صورتي كه منفعت عقلايي داشته باشد جايز است.

مسأله84: ادرار، مدفوع و مني حيواني كه در خون جهنده داشتنش شك است پاك مي‌باشد.

مسأله85: اگر در چيز خاصي شك شود كه آيا فضله حيوان حلال گوشت است تا پاك محسوب شود و يا از حيوان حرام گوشت است تا نجس محسوب شود، محكوم به طهارت است بنابراين اگر شك شود كه چيز خاصي فضله موش است يا فضله سوسك، و نظاير آن، محكوم به طهارت است.

مسأله86: اگرچه علماي شيعه نجس بودن مني حيوانات حلال گوشت را تلقي به قبول كرده‌اند اما دليلي بر نجاستش يافت نشده و دلايل نجاست مني، منصرف به مني انسان است.

مردار

مسأله87: مردار انسان و هر حيواني كه خون جهنده دارد نجس است و ماهي چون خون جهنده ندارد، مرده‌اش پاك است.

مسأله88: اگر از بدن انسان يا حيوان خون جهنده‌دار در حالي‌كه زنده است، گوشت يا چيز ديگري كه روح دارد را جدا كنند نجس است.

مسأله89: پوست‌هاي مختصر لب و جاهاي ديگر كه موقع افتادنش رسيده، پاك است.

مسأله90: اجزايي از بدن حيوان مرده كه در اصل روح نداشته، نظير پشم، مو و كرك پاك است و استخوان و دندان نيز اگر در اصل روح نداشته باشد پاك است.

مسأله91: تخم مرغي كه از شكم مرغ  مرده بيرون مي‌آيد پاك است ولي - احتياطاً -  ظاهر آن را بايد آب كشيد.

مسأله92: اگر بره و بزغاله پيش از آن‌كه علف‌خوار شوند بميرند پنير  مايه‌اي كه در شيردان آن‌ها مي‌باشد پاك است ولي – احتياطاً – ظاهر آن را بايد آب كشيد.

مسأله93: داروهاي روان، عطر، روغن، واكس و صابون‌هايي كه از كشورهاي خارج وارد مي‌كنند، اگر انسان يقين به نجاست آن‌ها نداشته باشد پاك است.

مسأله94: گوشت، پيه و چرمي كه در بازار مسلمانان فروخته مي‌شود پاك است ولي حلال بودن خوردنش[2] منوط به اين است كه يا از كافر نگرفته باشد يا احراز كرده باشد كه به طريق شرعي ذبح شده است.

مسأله95: خوردن حيواني كه به طريق غير شرعي ذبح شده حرام است ولي نجاست آن معلوم نيست.[3]

مسأله96: گوشت حيوان حلال گوشتي كه از دست كافر گرفته مي‌شود خوردنش حلال نيست مگر اين‌كه ثابت شود ذبح شرعي شده است ولي نمي‌توان به نجاست آن حكم كرد.

مسأله97: پوستي كه از دست كافر گرفته مي‌شود محكوم به طهارت است ولي خواندن نماز در آن محل اشكال است.

مسأله98: پوست مردار با دبّاغي پاك مي‌شود اما نماز خواندن در آن جايز نيست.

مسأله99: كسيه مشك پاك است و فرقي نيست بين اين‌كه از آهوي زنده جدا شده باشد يا آهوي مرده و نيز فرقي بين اين‌كه وقت جدا شدنش رسيده باشد يا خير.

مسأله100: پاك بودن جنيني كه قبل از حلول روح، در آن، ساقط شود بعيد نيست.

مسأله101: خروج روح از بدن موجب نجاست مي‌شود اگرچه بدن سرد نشده باشد. بله وجوب غسل مس ميّت، مشروط بر اين است كه مسّ ميّت انسان پس از سرد شدن، صورت پذيرد.

مسأله102: خريد و فروش مردار براي منفعت‌هاي حلال آن، اشكالي ندارد.

خون

مسأله103: خون انسان و هر حيواني كه خون جهنده دارد، نجس است، پس خون حيواناتي مانند ماهي و پشه كه خون جهنده ندارند پاك است.

مسأله104: اگر حيوان حلال گوشت را به دستوري كه در شرع معيّن شده بكشند و خون آن به مقدار متعارف بيرون آيد بقيه خوني كه در بدن حيوان باقي مي‌ماند پاك است، هر چند خوردن آن حرام است. اما اگر سر حيوان در بلندي باشد يه به واسطه نفس كشيدن، خون به داخل بدن حيوان برگردد آن خون نجس است.

مسأله105: پاك بودن علقه بعيد نيست.

مسأله106: خوني كه در تخم مرغ است پاك مي‌باشد ولي خوردن آن حرام است.

مسأله107: پاك بودن خوني كه گاهي هنگام دوشيدن شير، در آن ديده مي‌شود، بعيد نيست.[4]

مسأله108: خوني كه از لاي دندان‌ها بيرون مي‌آيد، اگر كم باشد و به واسطه مخلوط شدن با آب دهان، از بين برود پاك است و فرو بردن آب دهان در اين صورت اشكالي ندارد.

مسأله109: خوني كه به واسطه كوبيده شدن زير ناخن يا زير پوست مي‌ميرد اگر طوري شود كه ديگر به آن خون نگويند، پاك است و اگر به آن، خون بگويند نجس است ولي تا وقتي زير پوست است براي وضو و غسل اشكال ندارد. اما هرگاه ناخن بيفتد يا پوست سوراخ شود، اگر روي خود خون پوسته نازكي وجود داشته باشد باز اشكال ندارد ولي اگر كاملاً سوراخ شود بايد آن خون برطرف شود اما اگر مشقّت دارد وضو و غسل جبيره‌اي كند.

مسأله110: اگر انسان نداند كه خون زير پوست مرده يا گوشت به واسطه كوبيده شدن به آن حالت در آمده است پاك است.

مسأله111: اگر موقع جوشيدن غذا، ذره‌اي خون در آن بيفتد، اجتناب از غذا لازم نيست و جوشش و حرارت آن را پاك مي‌كند.[5]

مسأله112: زردابه‌اي كه در حال بهبودي زخم در اطراف آن پيدا مي‌شود اگر معلوم نباشد كه با خون آميخته شده پاك است.

مسأله113: اگر سوزني را به رگ فرو برد و پس از اخراجش خون به آن نبود، سوزن پاك است.[6]

مسأله114: اگر در خون بودن چيزي شك شد، اصل بر خون نبودن است و بنابراين پاك است.

كافر

مسأله115: طبق نظر مشهور فقيهان شيعه، بدن كافر و كساني كه ملحق به كفار هستند نجس است ولي به نظر اين جانب بدن تمامي انسان‌ها ذاتاً پاك است و تفاوتي بين مسلمان و غير مسلمان، معاند و غير معاند، حربي و غير حربي، كودك و بزرگ، مميّز و غير مميّز حلال زاده و حرام زاده نيست.

مسأله116: كسي كه منكر خداست، كافر و كسي كه براي خدا شريكي قرار دهد مشرك است و كسي كه بعد از اقامه دليل، باز پيامبري پيامبر را منكر باشد يا معاد را قبول نداشته باشد كافر است.

مسأله117: كسي كه ضروري دين را مي‌داند و مي‌داند كه انكار ضروري دين، در واقع انكار خدا، پيامبر(ص) يا معاد است و با اين حال منكر ضروري دين شود كافر است.

مسأله118: اگر يكي از زن و يا شوهر مسلمان بودند و ديگري كافر، بچه ملحق به مسلمان است و احكام اسلام به او مترتب مي‌شود، هم‌چنين اگر بچه‌اي كه خوب و بد را مي‌فهمد اسلام را انتخاب كند مسلمان محسوب مي‌شود اگرچه پدر و مادرش هر دو كافر باشند.

مسأله119: خوارج، اهل غلوّ در مورد ائمه اطهار، فحش دهندگان به ائمه اطهار و آنان كه خدا را جسم مي‌دانند، به كافران ملحق مي‌باشند.

مسأله120:‌ كسي كه مسلمان بودنش معلوم نيست مشمول امتيازات و تكاليف مسلمانان نيست مثلاً نمي‌تواند زن مسلمان بگيرد و نماز بر جنازه‌ي او واجب نيست.

مسأله121: اجتناب از كافران امري مطلوب است تا علاوه بر بايكوت شدن آنان، مسلمانان كم محتوا، تحت تأثير تبليغات آنان قرار نگيرند و مراد از نجاست آنان به احتمال قوي همين دوري از آنان و بايكوت سياسي، اجتماعي، فرهنگي آنان است.

سگ و خوك

مسأله122: تقريباً اجماع فقيهان بر نجاست سگ و خوك مستقر است ولي به نظر مي‌رسد نجاست كامل مربوط به سگان ولگرد و داراي بيماري هاري است اما نجاست تمامي اجزاء بدن سگان مفيد نظير سگ خانگي، سگ شكاري، سگ پليس، سگ گله و... معلوم نيست و نجاست، مربوط به لعاب دهان آن‌هاست. بله از سگان كثيف و پليد بايد به طور كامل اجتناب شود و در اتاق و محل زندگي انسان وارد نشوند.

مسأله123: نجاست گوشت و پوست خوك مسلّم است ولي بعيد نيست كه موي آن پاك باشد.

مسأله124: خريد و فروش سگ و خوك براي منافع حلالي كه دارند بي‌اشكال است.

مسأله125: سگ و خوك دريايي نجس نيستند.

مسأله126: حيواني كه از جفت‌گيري سگ و خوك با يكديگر يا با ساير حيوانات به وجود آيد وقتي تابع احكام سگ و يا خوك است كه حقيقتاً نام سگ و يا خوك بر آن صدق كند.

مسأله127:‌ تمامي حيوانات حرام گوشت و حلال گوشت، اعم از درنده و چرنده، اهلي و غير اهلي پاك هستند. ولي اجتناب از تماس با بدن آن‌ها براي رعايت بهداشت مطلوب است.

شراب

مسأله128: مشهور فقيهان شراب و هر مايع مست كننده را نجس مي‌دانند و نوشيدنش را نيز حرام مي‌دانند، از نظر اين‌جانب هيچ شك و شبهه‌اي در حرام بودن شراب وجود ندارد ولي نجاست آن معلوم نيست زيرا روايات درباره‌ي پاك يا نجس بودنش متعارض است.

مسأله129: الكل چه صنعتي و چه غير صنعتي پاك است ولي خوردن آن چه با علاج، چه بدون علاج، در صورت مست‌كنندگي حرام است.

مسأله130: اگر انگور و آب انگور به خودي خود يا به واسطه حرارت جوش بيايد حرام مي‌شود و هرگاه دو سوم آن بخار شد حلال مي‌شود.

مسأله131: ريختن خرما، كشمش و مويز در آب جوش، موجب حرمت نمي‌شود.

مسأله132:‌ مصرف قرص‌هاي روان گردان و نظاير آن، حرام است اگرچه مايع نيستند و از ديدگاه مشهور نجس هم نمي‌باشند.

مسأله133:‌ آب انگور اگر با آتش بجوشد پس از رفتن دو سوم آن حلال مي‌شود و اگر به خودي خود يا با حرارت خورشيد به جوش آيد حلال شدنش منوط به سركه شدن آن است.

مسأله134: ريختن كشمش و خرما در غذا اشكالي ندارد و موجب حرمت آن نمي‌شود.

فُقّاع(آب جو)

مسأله135: فُقّاع كه از جو گرفته مي‌شود و مست كننده است حرام است ولي آن‌چه كه به دستور پزشك از جو گرفته مي‌شود و به هيچ وجه مست كننده نيست، حرام نمي‌باشد.

ساير اموري كه ادعاي نجاست آن‌ها شده

مسأله136: عرق فردي كه از راه حرام مثل زنا، لواط، استمناء و... جنب شود نجس نيست ولي سزوار است در لباس آلوده به آن عرق نماز نخواند.

مسأله137:‌ اگر فردي كه از راه حرام جنب شده، به واسطه‌ي داشتن عذر تيمم كند و پس از آن عرق نمايد و لباسش به آن آلوده شود، نماز در آن اشكالي ندارد.

مسأله138: نجس دانستن عرق شتري كه به خوردن مدفوع انسان عادت كرده مشكل است ولي احتياطاً در لباس آلوده به آن نماز خوانده نشود.

مسأله139: عرق ساير حيوانات نجاست‌خوار پاك است.

 

[1] آن‌چه دين نجس مي‌داند حداقل‌هايي است كه حتماً بايد رعايت شود ولي رعايت بهداشت بيشتر اشكالي ندارد مشروط بر اين‌كه آن را جزء دين نداند. مثلاً وقتي دين ادرار الاغ يا گوسفند يا آب بيني آن‌ها را نجس نمي‌داند براي اين است كه مكلّف را به سختي نيندازد تا لازم باشد لباس و بدن خود را از آن نظيف كند اما اگر خود فرد دوست دارد از آن اجتناب كند مانعي ندارد مشروط بر اين‌كه كار خود را منتسب به دين نداند و ديني ننماياند.

[2] به خاطر شدت ارتباط مأكولات حرام يا نجاسات، نياز ديده شد ه كه برخي از مباحث خوردني اشاره شود.

[3] زيرا آيات قرآن بين مردار و « ما اهل به لغير الله» فرق گذاشته است و دليل‌هاي نجاست مردار، نمي‌تواند «ما اهل به لغير الله» را شامل شود، چون قسيم چيزي قسم همان چيز نمي‌شود و به عبارت ديگر مردار در باب طعام‌هاي حرام با مردار در بحث نجاست متفاوت است.

[4] زيرا دليلي براي نجس بودن اين گونه خون‌ها وجود ندارد زيرا آيات قرآن معمولاً بحث حرام بودن خوردن آن را مطرح مي‌سازند و روايات نيز نظر به خون‌هايي خاص دارد كه از رگ‌هاي بدن خارج مي‌شود، نه خون تخم مرغ يا خون داخل شير.

[5] در مستمسك العروه ج1 ص36 و تنقيح العروه ج2 ص38 و 39 روايت‌هاي متعددي بر اين مطلب آورده است و فتواي شيخ مفيد، طوسي، قاضي و ديلمي نيز پاك بودن است.

[6] زيرا اولاً نجس بودن خون در درون بدن معلوم نيست، ثانياً در جاي خود خواهد آمد كه ازاله يكي از مطهرات است.