Mobile menu

مسائل طهارت 3

راه ثابت شدن نجاست

مسأله140: قاعده‌ي اوليه و هم‌چنين اصل، پاك بودن تمامي اشياء است اما چون نجاساتي در شرع وجود دارد كه برشمرده شد و از برخورد آن‌ها با چيزهاي پاك، در شرايطي خاص، نظير وجود رطوبت و اثر گذاري آن پاك‌ها نجس مي‌شوند بايد راه‌هاي ثبوت نجاست مشخص شود.

الف) خود انسان يقين كند يا اطمينان پيدا كند كه چيزي نجس شده است ولي اگر گمان داشته باشد كه چيزي نجس است، اجتناب از آن لازم نيست.

ب) كسي كه آن چيز در اختيار اوست و متهم به دروغ‌گويي نيست و نجاسات و شرايط نجس شدن و نجس كردن را مي‌داند بگويد آن چيز نجس شده است و انسان از گفته‌ي او مطمئن شود.

ج) دو مرد عادل كه نجاست و طهارت و شرايط نجس شدن و نجس كردن را مي‌دانند بگويند چيزي نجس شده است كه چون دو شاهد، حجت شرعي است بايد سخنشان قبول شود، اگرچه براي انسان اطمينان نياورد. اما اگر مبناي شاهدها با مبناي مكلّف يكي نبود به گونه‌اي كه شاهدها اموري را نجس مي‌دانستند كه مكلّف نجس نمي‌دانست، از راه شهادت، نجاست، حاصل نمي‌شود.

مسأله141: اگر يك فرد عادل به نجاست چيزي شهادت داد و از آن اطمينان حاصل نشد، نجس داشتن آن چيز مطابق احتياط است.

مسأله142: نوجوان مميّز اگر با توجه به شرايط تنجيس و تنجّس از نجس شدن چيزي خبر دهد و براي انسان اطمينان حاصل شود بايد آن را نجس دانست و اگر از پاك نمودن چيزي خبر دهد و براي انسان اطمينان حاصل شود بايد آن را پاك دانست، اما اگر از سخن او اطمينان حاصل نشود، در صورت اول آن چيز پاك و در صورت دوم نجس است.

مسأله143: چيز نجسي را كه انسان شك دارد كه پاك شده يا نه نجس است و اگر در چيز پاكي شك شود كه نجس شده يا نه، پاك است.

مسأله144: اگر يكي از نجاسات كه داراي رطوبت است نظير ادرار، خون و مني به چيز پاكي برسد آن را نجس مي‌كند.

مسأله145: اگر فردي نجاسات را نمي‌داند بايد آن‌ها را ياد بگيرد اما اگر در نجس شدن چيزي شك دارد يا شك دارد كه مثلاً اين ماده‌ي سرخ رنگ خون است يا خير، اصل بر طهارت و پاكي است.

مسأله146: اگر يكي از نجاسات جامد نظير مدفوع خشك يا مردار به جسم خشكي برخورد كند آن را نجس نمي‌كند ولي اگر در يكي از دو طرف تري وجود داشت كه در ديگري تأثير كند، جسم نجس پاك مي‌شود.

مسأله147: برخورد هر يك از نجاسات با آب كم، آن را نجس مي‌كند ولي برخوردش با آب زيادي كه از آن نجاست متأثر نشود آن را نجس نمي‌كند.

مسأله148: چيز پاك جامدي كه در اثر برخورد با نجاسات، نجس شده است نجس كننده نمي‌باشد يعني اگر با چيز تر ديگري برخورد نمود آن را نجس نمي‌كند.

مسأله149: آبي كه در اثر برخورد با نجاست، نجس شده است اگر به چيز پاكي برسد آن را نجس مي‌كند مگر آب استنجا كه بحثش گذشت.

مسأله150: اگر چيز پاكي با رطوبت به يكي از دو چيزي كه انسان نمي‌داند كدام پاك و كدام نجس است، برسد، نجس نمي‌شود.

مسأله151: زمين، پارچه، بدن انسان و هر چيز جامد ديگر اگر تر باشد و نجاست به قسمتي از آن برسد، همان قسمت نجس مي‌شود و جاهاي ديگر آن پاك است، مگر اين‌كه آب نجس از آن‌جا حركت كند و به جاي ديگري برود كه در اين صورت مكان دوم نيز نجس مي‌شود.

مسأله152: اگر نجاستي به خيار، هندوانه و يا خربزه قاچ شده برسد، فقط همان محل برخورد با نجاست نجس مي‌شود، هم‌چنين است ماست، روغن جامد، عسل و امثال آن.

مسأله153: روغن زيتون و ساير روغن‌هاي مايع و به طور كلي تمامي مايعات غير از آب، در اثر برخورد با نجاسات نجس مي‌شوند مگر اين‌كه آن مايع به قدري زياد باشد و نجاست به قدري كم باشد كه متأثر شدن مايع، از آن نجاست، عرف پذير نباشد.

مسأله154: اگر جايي از بدن نجس شود و عين نجاست در آن باشد عرق بدن از آن‌جا عبور كند و پس از برخورد با عين نجس به جاهاي ديگر برسد آن‌جاها را نيز نجس مي‌كنند.

مسأله155: اخلاطي كه از گلو و حلق بيرون مي‌آيد اگر خون داشته باشد، تنها جايي كه خون دارد نجس و بقيه‌ي آن پاك است. و تنها آن قسمت از لب يا بيني را نجس مي‌كند كه خون هنگام خروج با آن برخورد كرده است.

مسأله156: اگر آب بيني، در داخل بيني به خون برخورد كند ولي هنگام خروج با خون همراه نباشد پاك است.

مسأله157: ابزار پزشكي كه وارد بدن مي‌شود و با خون برخورد مي‌كند اگر هنگام بيرون آوردن، آلوده به نجاست نباشد پاك نمودنش به وسيله‌ي آب لازم نيست.

مسأله158: ابزار پزشكي يا غير آن كه از بيرون داخل كليه يا روده‌ي بزرگ مي‌شود و با ادرار يا مدفوع برخورد مي‌كند پس از بيرون آوردن بنابر احتياط نياز به تطهير دارد اگر چه نجاستي به همراه نداشته باشد.

مسأله159: اگر مگس و امثال آن روي ادرار و مايعات نجس نظير آن بنشيند و سپس روي چيز پاك بنشيند چنان‌چه انسان يقين داشته باشد كه نجاست به چيز پاك منتقل شده، آن چيز پاك نجس مي‌شود.[1]

مسأله160: اگر مگس، با رطوبت روي چيز جامدي كه حكم به نجاستش شده بنشيند و از آن‌جا روي چيز پاكي بنشيند، چيز پاك نجس نمي‌شود.

مسأله161: وسواسي نبايد به يقين خود در مورد نجس شدن اشياء توجه نكند بلكه بايد به افراد متعارف نگاه كند و هم‌چون آنان عمل كند.

مسأله162: اگر بداند يكي از دو ظرف نجس است بايد از هر دو اجتناب كند ولي اگر اطراف شبهه زياد شد اجتناب از همه لازم نيست.[2]

مسأله163: در اثبات نجاست با بيّنه، حصول علم يا اطمينان به مطابقت با واقع لازم نيست حتي حصول ظنّ شخصي نيز لازم نيست، اما حصول ظن نوعي معتبر است.

مسأله164: اگر مبناي كسي كه بيّنه‌ي نزد او اقامه شده با مبناي بيّنه مطابق باشد لازم نيست مستند بيّنه بيان شود.

مسأله165: اگر مستند يكي از شاهدها بر نجاست چيزي، مثلاً برخورد ادرار با آن چيز باشد و مستند ديگري برخورد خون، در چنين صورتي اگر از گفته‌ي يكي يا از گفته‌ي مجموع اطمينان به نجاست، حاصل شود، آن چيز نجس است وگرنه پاك مي‌باشد.

مسأله166: اگر ظرف آبي كه ته آن سوراخ است را روي زمين نجسي بگذارند مادامي كه آب از آن سوراخ خارج مي‌شود آب آن ظرف نجس نمي‌شود، چه زير ظرف آبي جمع بشود يا نشود.

مسأله167: براي نجس شدن مايعات، علاوه بر ملاقات با نجس، تأثير پذيري نيز لازم است بنابراين، جيوه كه از آب اثر نمي‌پذيرد از ملاقات با آب نجس، نجس نمي‌شود.

احكام نجاسات ( و برخي محرمّات )[3]

مسأله168: نجس كردن خط و ورق قرآن چون موجب بي‌احترامي به قرآن است مسلماً حرام است و اگر نجس شود بايد فوراً آن را آب كشيد و نجس كردن جلد مخصوص آن نيز اگر مستلزم هتك باشد حرام است و بايد آن را آب كشيد.

مسأله169: قرار دادن قرآن روي عين نجس، اگر چه آن نجس خشك باشد و موجب نجاست قرآن نشود، در صورتي‌كه موجب بي‌احترامي به قرآن شود حرام است و برداشتن قرآن از روي آن واجب است.

مسأله170: نوشتن قرآن با مركب نجس حكم نجس كردن آن را دارد و بايد آن را آب كشيد يا آن نوشته را زايل كرد.

مسأله171: دادن قرآن به افراد هتاكي كه به آن بي‌احترامي مي‌كنند حرام است و بايد فوراً آن را از آن‌ها گرفت ولي دادن قرآن به دست افرادي كه خواهان هدايت هستند اگر چه كافر يا مشرك باشند، اشكالي ندارد.

مسأله172: دادن قرآن به غير مسلماناني كه اميدي به هدايتشان نيست در صورتي‌كه موجب هتك نباشد و به آن بي‌احترامي نكنند اشكالي ندارد.

مسأله173: هرگونه اهانتي به قرآن و نام خدا و اسامي متبركه حرام است بنابراين انداختن بزاق دهان يا خلط سينه بر روي آن‌ها، حرام است و نيز ساختن دستمال‌هاي كاغذي كه بر آن امور محترمه چاپ شده باشد حرام و استعمال آن نيز حرام است.

مسأله174: سبب شدن براي توهين به قرآن و امثال آن حرام است. بنابراين اگر مكلّف بداند كه توهين به مقدسات غير مسلمانان موجب مي‌شود كه آنان به قرآن اهانت كنند، اهانت به مقدسات آن‌ها حرام خواهد بود.

مسأله175: اگر مسلماني بداند با توهين به معابد اهل شرك، مساجد و مراكز واجب‌الاحترام مسلمانان مورد اهانت واقع مي‌شود، بايد از آن اجتناب كند.

مسأله176: اگر ورق قرآن يا چيزي كه احترام آن لازم است مثل كاغدي كه بر آن نام خدا يا يكي از انبياء و معصومين بر آن نوشته شده در مستراح‌هاي قديمي بيفتد بيرون آوردن و آب كشيدن آن - اگر چه مستلزم هزينه باشد - واجب است. اما اگر در مستراح‌هاي امروزي كه به فاضلاب شهري متصل است بيفتد چون معمولاً اخراج آن موجب هتك بيشتر آن مي‌شود با افزودن آب زياد به مستراح بايد آن را زايل يا از داخل خانه خارج كرد تا هتكي صورت نگيرد.

مسأله177: لمس آيات قرآن و اسامي خداوند با دست نجس، اگر موجب هتك باشد حرام است ولي لمس نوار، سي‌دي يا فلش حاوي قرآن با دست نجس يا بدون وضو اشكالي ندارد، بله هرگونه عملي كه از آن هتك، استفاده شود حرام است.

مسأله178: اگر فلش يا هاردي كه در آن قرآن وجود دارد به مستراح بيفتد يا روي نجس واقع شود چون عرفاً مستلزم هتك نيست اشكالي ندارد.

مسأله179: اگر صفحه‌ي مونيتوري كه كلمات قرآن را نمايش مي‌دهد نجس باشد در صورتي‌كه موجب هتك قرآن نباشد اشكالي ندارد.

مسأله180: لمس صفحه‌ي موبايل و امثال آن‌ها با دست نجس يا بدون وضو در هنگامي كه خط قرآن را نمايش مي‌دهد اگر مستلزم هتك نباشد اشكالي ندارد.

مسأله181: اگر تربت امام حسين (ع) در مستراح بيفتد اگر اخراج آن ممكن نيست و رفتن به آن موجب هتك باشد، بايد با ريختن آب و امثال آن، آن را مضمحل نمود.

مسأله182: خوردن و آشاميدن اشياء نجس و متنجس حرام است.

مسأله183: خورانيدن و آشامانيدن اعيان نجس به ديگران حرام است. (زيرا اعيان نجس داراي ضرر است و ضرر زدن به غير حرام است.)

مسأله184: خورانيدن و آشاميدن اشياء متنجّس به ديگران - حتي به اطفال - اگر ضرر قابل توجهي داشته باشد حرام است.

مسأله185: خورانيدن و آشامانيدن اشيائي كه ضرر قابل توجهي نداشته باشد مانند غذايي كه خود بچه به واسطه‌ي آلوده بودن دستش نجس كرده است حرام نيست.

مسأله186: بر طبق آن‌چه قبلاً گذشت كه طهارت و نجاست آب به معناي بهداشتي بودن و نبودن آن است و امور غير بهداشتي موجب ضرر - ولو ضرر كم مي‌شود - نوشانيدن و يا خورانيدن آن به ديگران مرجوح است و اگر ضرر قابل توجه دارد حرام مي‌باشد.

مسأله187: در صورت نجس بودن كالا، فروشنده بايد به مشتري خبر دهد زيرا نجس بودن نقص و عيبي در آن به حساب مي‌آيد. اما در هنگام عاريه دادن يا هديه و يا صدقه دادن لازم نيست نجس بودن را به اطلاع گيرنده برساند مگر اين‌كه خبر ندادن، ضرر قابل توجهي به طرف مقابل وارد سازد.

مسأله188: اگر عاريه گيرنده ظرف، لباس و يا كالاي عاريه گرفته شده را نجس كرد بايد به عاريه دهنده خبر دهد و نقص حاصل از زوال وصف طهارت را جبران نمايد مگر اين‌كه زوال وصف طهارت، نقصي در قيمت و كار كرد كالا ايجاد نكند.

مسأله189: اگر انسان ببيند ديگري با لباس نجس نماز مي‌خواند لازم نيست به او خبر دهد ولي اگر حكم نماز در لباس نجس را نمي‌داند بايد به او ياد داده شود.

مسأله190: اگر انسان مي‌بيند ديگري غذاي نجسي را مي‌خورد لازم نيست نجس بودن غذا را به او خبردهد اما اگر غذاي مسموم يا مضرّ را مي‌خورد از باب ارشاد جاهل لازم است. بنابراين اگر كسي نمي‌داند حيواني مذبوح به نام غير خداست اعلام به او لازم نيست ولي اگر نمي‌داند مردار مي‌خورد اعلام به او لازم است.

مسأله191: اگر صاحب‌خانه در بين غذا خوردن بفهمد خوردن غذا حرام است بايد به مهمان‌ها بگويد و اگر يكي از مهمان‌ها بفهمد لازم نيست به ديگران خبر دهد. (زيرا سبب شدن در اين كه ديگري حرام بخورد حرام است.)

مسأله192: خورانيدن حرام‌ها به كساني‌كه آن‌ها را حرام مي‌دانند حرام است.

مسأله193: مشهور فقيهان گفته‌اند كه: «اگر صاحب‌خانه در بين غذا خوردن بفهمد غذا نجس است بايد به مهمان‌ها بگويد» ولي تصور چنين موضوعي مشكل است زيرا آب و آتش، نجس را پاك مي‌كند و بعيد مي‌نمايد كه غذايي نجس باشد اما مضرّ نباشد بنابراين اگر حرام بودن، معلوم شد اعلام لازم است.

مسأله194: اگر جايي از خانه يا فرشي نجس شده باشد و ببيند بدن يا لباس يا ساير وسايل كساني كه وارد خانه مي‌شوند با رطوبت به چيز نجس رسيده است لازم نيست به آنان خبر دهد، چه آنان خودشان وارد خانه شوند چه با دعوت او به خانه بيايند. مگر اين‌كه از اين راه به آنان ضرري وارد شود.

مسأله195: خورانيدن شراب به طفل و ديوانگان حرام است. (زيرا اگر چه نجس نيست و اگر چه آنان مكلّف نيستند و اگر چه مقدار كم آن ضرر چندان ندارد اما از مذاق شارع معلوم مي‌شود كه به هيچ نحوي نوشيدن شراب را تجويز نمي‌كند.)

مسأله196: اگر طفل يا ديوانه خواست شراب بنوشد بر وليّ او لازم است كه از اين كار جلوگيري كند.

 

[1] به نظر مي‌رسد چنين يقيني در مورد مگس به راحتي حاصل نشود زيرا نه پاهاي مگس تري پذير است و نه سرعت حركت بال‌ها آن رطوبت را باقي مي‌گذارد.

[2] از ديد نگارنده معيار، حساب احتمالات است نه تعارض اصول. از مذاق شارع به دست مي‌آيد كه به احتمال كم‌تر از بيست درصد اعتنايي نمي‌كند بنابراين اگر يكي از شش ظرف نجس بود ارتكاب يك ظرف بي‌اشكال است و اگر اطراف علم اجمالي بيست فرد بود ارتكاب 3 يا 4 بلا اشكال است.

[3] با توجه به اين‌كه برخي از اموري كه مشهور فقيهان نجس مي‌دانند از نظر اين‌جانب نجس نيست مثل كافر و شراب و با توجه به اين‌كه فقيهان بحث‌هاي آن‌ها را در اين قسمت ذكر كرده‌اند اين‌جانب نيز براي راحتي افراد در پيدا كردن مسائل مورد نظر، آن‌ها را در همين بخش آورده‌ام، تا در فرصتي ديگر ان شاء الله رساله‌اي با سبك و سياق جديد، عرضه شود.