Mobile menu

مسائل طهارت 5

راه‌هاي ثابت شدن پاكي چيزهاي نجس

مسأله306: وقتي معلوم شد چيزي نجس شده بايد تا زماني كه پاك شدنش ثابت نشده است آن را نجس دانست.

راه‌هاي ثابت شدن پاكي چيزهاي نجس عبارتند از:

1. خود انسان يقين يا اطمينان پيدا كند كه آن چيز پاك شده است.

2. دو نفر عادل شهادت دهند كه آن را پاك كرده‌اند - كه اصطلاحاً به آن بيّنه مي‌گويند - اگر چه از شهادت آنان براي انسان علم يا اطمينان حاصل نشود.

3. كسي كه آن چيز در اختيار اوست از پاك شدنش خبر دهد مشروط بر اين‌كه متهم به دروغ‌گويي نباشد.

4. مسلماني چيز نجس را آب كشيده باشد، اگر چه معلوم نباشد كه درست آب كشيده است يا نه.

احكام ظرف‌ها

مسأله307: استعمال ظرف‌ها و غير ظرف‌هاي ساخته شده از پوست سگ، خوك و مردار در اموري كه مشروط به طهارت است نظير آشاميدن و وضو گرفتن جايز نيست.

مسأله308: استعمال ظرف‌هاي غصبي به طور كلي جايز نيست.

مسأله309: ظرف‌هاي مشركان و تمامي غير مسلمانان پاك است مگر اين‌كه در آن عين نجاست باشد يا براي خوردن عين نجس استعمال شود يا از پوست مردار، سگ و خوك ساخته شده باشد.

مسأله310: استعمال ظرف‌هاي شراب پس از شستن كامل، بدون اشكال است.

مسأله311: خوردن و آشاميدن از ظرف‌هاي طلا يا نقره حرام است، بلكه احتياط واجب آن است كه از هر استعمالي كه مناسب با طاغوت‌هاست اجتناب شود بنابراين گذاشتن ظرف‌هاي بزرگ و گران قيمت بر دكورهاي منازل شخصي حتي براي تزيين و امثال آن جايز نيست.

مسأله312: جواز تزيين حرم‌هاي مشرفه‌ي ائمه و مساجد، با ظرف‌هاي طلا و نقره بعيد نيست بنابراين ساختن آن به اين منظور حرام نيست.

مسأله313: استعمال گيره‌ي استكاني كه از طلا يا نقره باشد حرام نيست.

مسأله314: استعمال ظرفي كه روي آن را آب طلا داده‌اند، اگر مناسب زندگي طاغوت‌ها و مترفين نباشد حرام نيست.

مسأله315: استعمال طلا و نقره در غير ظرف‌ها، در زندگي شخصي، به شرطي جايز است كه حاكي از استكبار و طاغوت‌زدگي نباشد.

مسأله316: اگر غذا يا نوشيدني در ظرف طلا يا نقره بود، مكلّف مي‌تواند به قصد فرار از حرام آن‌ها را در ظرف‌هاي غير طلا يا نقره بريزد و آن را مصرف كند و چنين استعمالي كه با هدف فرار از حرام انجام مي‌گيرد جايز است.

مسأله317: اگر شك كرد كه ظرفي از طلا و نقره است يا خير، يا شك كرد كه مناسب با طاغوت‌زدگي و استكبار هست يا نه يا شك كرد در اين كه به آن چيز، ظرف گفته مي‌شود يا خير، در تمامي اين موارد استعمال جايز است.

احكام دست‌شويي رفتن

مسأله318: واجب است كه انسان مكلّف، در هر حالي و از جمله در حال دست‌شويي عورت خود را از تمامي انسان‌هاي مميّز - به جز همسر - بپوشاند.

مسأله319: براي پوشاندن عورت، لباس خاصي لازم نيست و اگر با دست يا رفتن در گودال يا آب كدر، عورت خود را از ديگران بپوشاند كافي است.

مسأله320: احتياط آن است كه هنگام تخلّي طرف جلوي بدن يعني شكم، سينه و عورت رو به قبله يا پشت به قبله نباشد، اين احتياط در مكان‌هاي باز نظير صحراها حتماً رعايت شود.

مسأله321: در ساختمان‌ها لازم نيست تحقيق كند كه دست‌شويي در چه سمت و جهتي است ولي اگر دانست رو به قبله ساخته شده است احتياط را رعايت كند.

مسأله322: در هنگام ضرورت نظير اين‌كه ناظر محترمي او را مي‌بيند يا دست‌شويي به گونه‌اي است كه اگر بخواهد خلاف جهت قبله بنشيند مي‌ترسد كه لباس يا بدنش نجس شود، نشستن رو به قبله يا پشت به آن مانعي ندارد.

مسأله323: بهتر آن است كه كودكان را هنگام تخلّي رو به قبله يا پشت به قبله ننشانند.

مسأله324: در چند جا تخلّي جايز نيست:

1. در كوچه‌ها، معابر، خيابان‌ها، درب مساجد و خانه‌ها و هر جايي كه مستلزم اذيت رساني به غير، اضرار به ديگران و تصرّف در حقوق آنان باشد.

2. در دست‌شويي‌هايي كه براي عده‌ي خاصي وقف شده است بدون اذن يا اجازه‌ي آنان.

3. جايي كه بي‌احترامي به مؤمنان باشد نظير قبور آنان.

4. جايي كه بي‌احترامي به يكي از مقدسات شود.

مسأله325: محل خروج ادرار تنها با آب پاك مي‌شود و احتياط در دو مرتبه شستن است ولي محل خروج مدفوع با دستمال كاغذي، پارچه، سنگ و نظاير آن نيز قابل تطهير است و بايد به گونه‌اي باشد كه عين نجاست برطرف شود و نجاست ديگري به آن‌جا نرسد.

مسأله326: وسيله‌اي كه با آن محل خروج مدفوع تطهير مي‌شود بايد پاك باشد.

مسأله327: بنابر احتياط، جايز نيست با استخوان يا پشگل حيوانات محل خروج مدفوع را تطهير كرد و پاك شدن محل، با آن‌ها نيز معلوم نيست.

مسأله328: نجس شدن محل خروج مدفوع به نجاساتي نظير خون، مانع تطهير آن‌ها به وسيله‌ي ازاله‌ي نجاسات نيست.

مسأله329: اگر در اين كه محل خروج ادرار يا مدفوع را تطهير كرده است شك كند بايد دوباره آن‌جا را تطهير كند ولي شستن لباسي كه شك دارد بر اثر تماس با محل نجس، نجس شده است لازم نيست.

استبراء

مسأله330: بهتر آن است كه مردان پس از اين‌كه از ادرار كردن فارغ شدند استبراء كنند و آن‌گاه محل خروج ادرار را با آب تطهير كنند تا اگر رطوبت مشكوكي از آنان خارج شد، حكم بر طهارت آن كنند.

مسأله331: به هر طريقي كه انسان اطمينان پيدا كند ادرار در مجرا نمانده استبراء گويند، كامل‌ترين و بهترين شيوه‌ي آن اين است كه بعد از قطع شدن ادرار، اگر محل خروج مدفوع نجس شده، ابتدا آن را تطهير كند بعد، سه دفعه با انگشت ميانه‌ي دست چپ، از محل خروج مدفوع تا بيخ آلت بكشد و بيخ آن را فشار دهد و بعد شست دست چپ را روي آلت و انگشت كناري آن را زير آن بگذارد و سه مرتبه تا سر آن بكشد و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهد.

مسأله332: از راه‌هايي كه انسان يقين پيدا مي‌كند ادراري در مجرا نمانده، گذشتن مدت زيادي از ادرار كردن است به طوري كه انسان احتمال دهد رطوبت موجود يا از بالا آمده، يا مجرا خودش ترشح كرده است يا هر احتمال ديگري غير از اين‌كه اين رطوبت، بقاياي ادرارهاي در مجراست. مثلاً اگر ورزشكار مدت زيادي به نشست و برخاست مشغول بود و سپس رطوبتي از او خارج شد و يقين يا اطمينان داشت كه ادرار نيست، محكوم به طهارت است اما اگر استبراء به گونه‌اي كه بيان شد انجام دهد حتي در صورت احتمال ادرار بودن، باز آن رطوبت محكوم به طهارت است.

مسأله333: آبي كه گاهي بعد از ادرار نمودن يا بعد از ملاعبه و بازي كردن‌هاي شهواني از انسان خارج مي‌شود و نيز آبي كه گاهي پس از مني بيرون مي‌آيد، چنان‌چه ادرار يا مني بدان نرسيده باشد پاك است بنابراين، اگر پس از ادرار نمودن، استبراء كرده باشد اين رطوبت‌ها محكوم به طهارت است.

مسأله334: اگر انسان شك كند كه استبراء كرده يا نه و رطوبتي از او بيرون بيايد كه نداند پاك است يا نه، بايد بنا بگذارد كه استبراء نكرده است و خود را تطهير كند و اگر وضو داشته وضويش نيز باطل است ولي اگر شك كند استبرائي كه با دست كشيدن‌هاي نه‌گانه انجام داده، مجرا را خالي كرده يا خير، بنا را بر خالي شدن مجرا بگذارد بنابراين رطوبت خارج شده پاك است و وضو را باطل نمي‌كند زيرا دست كشيدن‌هاي نه‌گانه حداكثر چيزي است كه ممكن است در اين باب گفته شود و روايات و عرف، كمتر از اين مقدار را نيز خالي‌كننده‌ي مجرا مي‌دانند.

مسأله335: خالي كردن مجرا از مني با ادرار كردن انجام مي‌پذيرد و خالي كردن آن از ادرار با دست كشيدن‌هاي نه‌گانه محقق مي‌شود. بنابراين كسي كه از وي مني خارج شده بهتر است كه اول ادرار كند، سپس استبراء از ادرار كند تا تمامي رطوبت‌هاي مشتبهه خارج شده را پاك بداند و به وضو يا غسلش ضرري نرساند.

مسأله336: اگر از انسان مني خارج شود و پس از ادرار نمودن، با دست كشيدن‌هاي نه‌گانه استبراء نكند و رطوبتي از او خارج شود كه بداند يا ادرار است يا مني، حكم به ادرار بودنش مي‌شود و اگر استبراء كرده و چنين شكي بر او عارض شود اگر پيش از وضو گرفتن باشد، حكم ادرار را دارد ولي اگر پس از وضو گرفتن باشد، بايد احتياطاً غسل كند برايش كافي است ولي چون كفايت غسل احتياطي از وضو، اختلافي است احتياطاً وضو نيز بگيرد.

مسأله337: براي زنان استبراء از ادرار نيست و اگر رطوبتي ببينند و شك كنند پاك است يا نه، آن رطوبت پاك است و وضو و غسل را هم باطل نمي‌كند.

آداب دست‌شويي رفتن

مسأله338: خوب است انسان در هنگام تخلّي جايي بنشيند كه كسي اصلاً او را نبيند و هنگام وارد شدن به مكان تخلّي پاي چپ و هنگام بيرون آمدن پاي راست را مقدّم بدارد و در حال تخلّي سر را بپوشاند و سنگيني بدن را بر پاي چپ بيندازد.

مسأله339: خوب است انسان در هنگام تخلّي از نشستن روبروي خورشيد و ماه و از نشستن زير درخت ميوه‌دار بپرهيزد و نيز شايسته است كه در حال تخلّي چيزي نخورد و با كسي حرفي نزند.

مسأله340: ايستاده ادرار كردن و ادرار در زمين سخت و لانه‌ي جانوران و در آب - خصوصاً آب راكد - ناپسند است.

مسأله341: خودداري از ادرار و مدفوع مكروه است و اگر موجب فساد بدن شود و ضرر اساسي داشته باشد حرام است.

مسأله342: خوب است كه انسان قبل از نماز، قبل از خواب و قبل از جماع و بعد از بيرون آمدن مني، ادرار كند. لازم به يادآوري است كه چون برخي از موارد فوق دليل محكمي ندارد، به جاي كلمات مستحب و مكروه، از كلمات خوب و بد استفاده شد.