Mobile menu

مسائل طهارت 6

وضو

وضو شست‌شوي مخصوصي است كه انسان به دستور خدا، براي تطهير دل و تقرّب به خداوند انجام مي‌دهد، تا حالت خباثت روحي كه در اثر خواب يا خروج ادرار، مدفوع، باد و... بر انسان عارض شده برطرف سازد.

اتفاقات نيازمند كننده‌ي به وضو و باطل كننده‌هاي آن

هفت چيز نيازمند وضو است و وضو را نيز باطل مي‌كند:

اول: ادرار نمودن

دوم: خروج مدفوع

سوم: خارج شدن باد از محل خروج مدفوع

چهارم: خوابي كه به واسطه‌ي آن چشم نبيند و گوش نشنود ولي اگر فقط يكي از كار بيفتد وضو باطل نمي‌شود.

پنجم: هر چه كه عقل انسان را ولو براي يك لحظه از بين ببرد نظير مستي، بيهوشي و ديوانگي

ششم: هر كاري كه براي آن‌ها بايد غسل كرد نظير جنابت و حيض

هفتم: استحاضه‌ي زنان

چيزهايي كه بايد براي آن‌ها وضو گرفت

در شش مورد وضو گرفتن واجب است:

اول: براي نمازهاي واجب. بنابراين نماز ميّت چون دعاست نيازي به وضو ندارد و در نمازهاي مستحبي وضو شرط صحّت نماز است.

دوم: براي سجده يا تشهد فراموش شده، چنان‌چه ميان نماز و انجام آن كاري كه وضو را باطل كند انجام داده باشد.

سوم: براي طواف واجب خانه‌ي خدا، خواه طواف حج باشد، خواه عمره.

چهارم: اگر نذر يا عهد كرده و يا سوگند خورده باشد كه وضو بگيرد.

پنجم: اگر به جهت اجاره يا شرط يا دستوري كه اطاعت آن لازم است، رساندن جايي از بدن، به خط قرآن بر او واجب شده باشد، بنابر احتياط واجب بايد وضو بگيرد.

ششم: اگر نذر كرده باشد جايي از بدن خود را به خط قرآن برساند و نذرش منعقد شود براي لمس قرآن، بنابر احتياط بايد وضو بگيرد.

مسأله343: ترجمه‌ي قرآن حكم قرآن را ندارد، هم‌چنين اسامي خداوند و اسم پيامبر (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام حكم قرآن را ندارند اگرچه احتياط در اين امور بسيار پسنديده است.

چگونگي وضو

مسأله344: در وضو واجب است گردي صورت و دست‌ها تا آرنج شسته شود و جلوي سر و روي پاها مسح شود.

وضوي ترتيبي- شستن صورت

مسأله345: شستن صورت و دست‌ها بايد به طور متعارف باشد و شستن از بالا به پايين مطابق با سنّت، افضل، متعارف و بلكه مطابق با احتياط است.

مسأله346: درازاي صورت و پهناي آن امري عرفي است و رعايت بيشتر از مقدار متعارف به عنوان مقدمه‌ي علمي واجب نيست.

مسأله347: چرك، قي و اموري از اين قبيل كه مانع شسته شدن صورت به طور متعارف است بايد برطرف شود ولي دليلي براي برطرف ساختن زينت‌هايي نظير سرمه و امثال آن وجود ندارد اگر چه مطابق احتياط است.

مسأله348: در وضو مي‌توان شستن صورت را با دست راست يا با دست چپ و يا با هر دو دست انجام داد بلكه هر وسيله‌ي ديگري كه صورت را به قصد وضو شست‌وشو دهد كافي است.

مسأله349: در وضو موي ابرو، سبيل و ريش به طور متعارف شسته مي‌شود ولي اگر بلندي مو از حدّ متعارف خارج بود، مقداري كه جزء صورت محسوب نمي‌شود شستنش به عنوان وضو لازم نيست.

مسأله350: خوب است هنگام شستن صورت بگويد: «خدايا رويم را در روزي كه چهره‌ها سياه است سپيد گردان و در آن روزي كه چهره‌ها سپيد است رويم را سياه مگردان.»

شستن دست‌ها

مسأله351: پس از شستن صورت بايد دست راست و پس از آن دست چپ از آرنج به پايين، به طور متعارف شسته شود.

مسأله352: شستن دست‌ها از بالا به پايين مطابق سنّت پيامبر (ص) و مطابق احتياط است بنابراين سزاوار است كه همين سنّت رعايت شود و به روش‌هاي ديگر عمل نشود.

مسأله353: چرك‌هاي دست‌ها و ساير اموري كه از شسته شدن دست‌ها، به طور متعارف جلوگيري مي‌كند بايد برطرف شود اما دليلي براي وجوب برطرف كردن لاك وجود ندارد زيرا با وجود آن‌ها نيز شستن، به طور متعارف صدق مي‌كند.

مسأله354: شستن دست‌ها تا مچ، پيش از شستن صورت واجب نيست، بله چون اين قسمت از دست بيشتر در معرض كثافات قرار دارد شستن آن خوب است اما جزء وضو نيست بنابراين پس از شستن صورت بايد تمامي دست از آرنج به پايين شسته شود.

مسأله355: خوب است هنگام شستن دست راست، گفته شود: «خدايا نامه كردارم را به دست راستم بده و جاوداني در بهشت را به دست چپم؛ و حساب مرا آسان فرما.»

و هنگام شستن دست چپ گفته شود: «خدايا نامه كردارم را به دست چپ و از پشت سر به من مده و آن را به گردنم مبند، و من از آتش سوزان جهنم به تو پناه مي‌برم.»

برخي مسائل شستن اعضاي وضو

مسأله356: در وضو شستن صورت و دست‌ها، در مرتبه‌ي اول واجب و در مرتبه‌ي دوم جايز و بيشتر از آن حرام است.

مسأله357: چسب زخم، دارويي كه روي زخم گذاشته مي‌شود و نيز چرك‌هايي كه بر زخم منجمد مي‌شود تا وقتي‌كه به سهولت قابل رفع نباشد اشكالي ندارد و به منزله‌ي جبيره مي‌باشد.

مسأله358: مي‌توان به نيّت وضو، هر دو دست را در آب فرو برد و پس از وصول آب به تمامي اجزاي وضو آن‌ها را از آب خارج ساخت، در اين صورت نيازي به ترتيب بين دست‌ها و نيز رعايت شستن از بالا نيست.

مسأله359: در زير باران و با آب باران مي‌توان وضو گرفت زيرا معيار، شستن اعضاي وضو همراه با قصد قربت است.

مسأله360: با تر كردن دست يا پنبه و كشيدن آن بر اعضاي وضو مي‌توان وضو گرفت و جاري شدن مقدار كمي آب بر پوست، به گونه‌اي كه شستن صدق كند كافي است.

مسأله361: در شستن اعضاي وضو توجه به اين نكته لازم است كه عُرف بين چسب، رنگ، گچ، چرك و كثافت با لاك، سورمه، كرم‌هاي تزييني تفاوت قائل است و منافاتي بين شستن دست و صورت و بقاي موانع قسم دوم نمي‌بيند.

مسح سر

مسأله362: بعد از شستن هر دو دست بايد جلوي سر را با تري آب وضو كه در دست مانده مسح كند و افضل آن است كه مسح با انگشتان كف دست راست از بالا به پايين و به عرض سه انگشت و طول يك انگشت انجام گيرد، اگر چه كافي بودن عرض يك انگشت و طول يك بند انگشت از دست چپ نيز بعيد نيست.

مسأله363: اگر موي سر بلند و با اين حال در جلوي سر باشد بر آن مسح مي‌شود ولي اگر به جاهاي ديگر رفته باشد بر بيخ مو مسح مي‌شود.

مسأله364: خوب است هنگام مسح سر بگويد: «خدايا مرا با رحمت و بركت‌ها و بخشايش خود بپوش.»

مسح پاها

مسأله365: بعد از مسح سر بايد پاها مسح شوند و افضل بلكه احوط آن است كه دست را روي انگشتان پا بگذارد و بعد از گذراندن كف دست از بلندي روي پا، انگشتان را به دو مفصل دو طرف ساق پا برساند. اگر چه كفايت به مقدار سه انگشت از سر انگشتان پا تا بلندي روي آن بعيد نيست.

مسأله366: بنابر احتياط، مسح پاي چپ را بر مسح پاي راست مقدم نيندازد.

مسأله367: خوب است هنگام مسح پاها گفته شود: «خدايا آن روز كه گام‌ها بر صراط مي‌لغزد گام مرا ثابت و استوار بدار، و كوششم را در آن‌چه از من خرسند مي‌شوي قرار ده؛ اي دارنده‌ي شكوه و بزرگواري.»

برخي مسائل مسح

مسأله368: مسح بايد با تري آب وضو كه در دست باقي مانده است باشد و اگر رطوبتي باقي نمانده از ريش يا ابرو آب بگيرد و مسح نمايد اما دست را با آب غير وضو تر نكند.

مسأله369: چون معمولاً هنگام شستن صورت در وضو، مقداري از سر شسته مي‌شود، هنگام مسح سر نبايد دست از آن تري، متأثر شود و اگر چنين شد مسح پا با مشكل مواجه مي‌شود مگر اين‌كه با جاهاي ديگر دست، كه با آب غير وضو ممزوج نشده، پاها را مسح كند.

مسأله370: فرد وسواسي اگر بيش از دو بار دست چپ خود را بشويد صحّت وضويش مورد ترديد است زيرا لازم مي‌آيد كه مسح‌هاي او با آب غير وضو باشد.

مسأله371: احتياط آن است كه سر و پا هنگام مسح خشك باشد و از تري مسح اثر پذيرد.

مسأله372: در مسح سر و پاها بايد به طور متعارف دست روي سر و پاها كشيده شود، نه اين كه دست را ثابت نگه دارد و سر يا پاها را به آن بكشد.

مسائل ضرورت و تقيّه

مسأله373: در حال ضرورت مسح كردن بر مقنعه، جوراب يا كفش پاك اشكالي ندارد ولي در حال اختيار بايد مسح بر سر و پا باشد.

مسأله374: بودن در بين اهل سنّت از اموري است كه مسح بر كفش و جوراب را مجاز مي‌سازد، اگر چه ضرورت عُرفي نيز در كار نباشد.

مسأله375: در جايي كه بايد نظير اهل سنّت وضو گرفت، اگر مكلّف همانند ساير اوقات وضو بگيرد، صحيح بودن وضويش معلوم نيست.

مسأله376: تقيّه با ضرورت، اضطرار و حرج تفاوت اساسي دارد زيرا براي رفع ضرورت و اضطرار، رفتن از آن محيط، دادن پول، مبادرت به فعل يا تأخير آن مطلوب و بلكه گاهي مورد تكليف است و نيز اگر مكلّف خود را به سختي انداخت و تكليف حرجي را انجام داد تكليفش را ادا كرده است ولي اگر خلاف تقيّه عمل كرد ساقط شدن تكليفش مورد ترديد جدّي است به نظر مي‌رسد تقيّه يعني اين كه در محيط اهل سنّت، روش فقهي آنان مورد قبول است و بايد به آن عمل شود، اگر چه ضرورت يا ترسي وجود نداشته باشد.

بنابراين اگر به خاطر ترس از دشمن يا درّنده بايد بر روي كفش مسح كند و تخلّف كرد و بر روي پا مسح كرد وضويش صحيح است اما اگر به خاطر تقيّه بايد بر كفش مسح كند و تخلّف كرد، صحيح بودن وضويش مشكل است.

مسأله377: اگر فردي به خاطر اهل سنّت وضوي تقيه‌اي گرفت و پس از آن تقيّه برطرف شد و مثلاً با هواپيما به شهر يا كشور ديگري رسيد وضويش صحيح است و مي‌تواند با آن نماز بخواند اما اگر به خاطر ترس از دزد و امثال آن بر روي كفش مسح كشيده و سپس به محل امن رسيد براي نمازهاي بعدي بايد دوباره وضو بگيرد.

مسأله378: اسراف در آب وضو مكروه است و برخي مراتب آن حرام. و در عين حال اسباغ (سيراب كردن اعضاي وضو) مستحب است بنابراين نبايد براي آب وضو خسيس بود و نبايد بيش از حدود هفتصد گرم آب را مصرف كرد.

وضوي ارتماسي

مسأله379: مكلّف مي‌تواند صورت و دست‌هاي خود را در ظرف آب فرو برد و به قصد وضو، از آن خارج سازد يا به قصد وضو داخل و خارج سازد و سپس سر و پاها را بكشد.

هم‌چنين مكلّف مي‌تواند برخي اعضا را غسل ترتيبي و برخي را غسل ارتماسي دهد.

در غسل ارتماسي بايد تا آخرين لحظه‌ي خروج دست‌ها از آب، با نيّت وضو باشد تا مسح‌هاي او با آب وضو انجام گيرد.