Mobile menu

مسائل طهارت 7

شرايط وضو

شرط اول و دوم: آب وضو بايد پاك و مطلق باشد.

مسأله380: وضو با آب مضاف يا نجس باطل است و فرقي بين صورت علم، جهل، نسيان، انحصار و عدم انحصار نيست.

شرط سوم: اعضاي وضو بايد پاك باشد، بله اگر هر عضوي از اعضاي وضو، قبل از شستن پاك شود كافي است و اگر در اعضاي وضو جراحتي است كه آب براي آن ضرر ندارد مي‌توان با آب جاري آن را وضو داد و در لحظه‌ي شستن آن‌جا كمي آن را فشار داد تا لحظه‌اي آن‌جا پاك شود.

شرط چهارم: بر اعضاي وضو، چسب، رنگ و هر چيزي كه مانع شسته شدن عرفي آن عضو باشد وجود نداشته باشد. بله بعيد نيست از نظر عرفي امور تزييني نظير لاك و سورمه با رنگ و چسب تفاوت داشته باشد به گونه‌اي كه عرف وجود امور تزييني را مانع شستن نداند.

مسأله381: اگر قير، يا چسب به اعضاي وضو چسبيده و جدا كردن آن حرجي است وضوي او جبيره‌اي و صحيح است.

مسأله382: جوهر خودكار و رنگ مو، چون جسميّت ندارد مانع از وضو يا مسح نيست.

مسأله383: در چرك زير ناخن ملاك و معيار، ظاهر و باطن بودن نيست تا گفته شود اگر جزء ظاهر است بايد برطرف شود، بلكه معيار متعارف بودن و غير متعارف بودن است و به طور مسلّم در اين دوران رعايت نظافت بيشتر است بنابراين دقت‌هايي كه افراد را به وسواس مي‌كشاند مطلوب و مرغوب نيست.

مسأله384: چرك بودن اعضاي وضو، اگر به گونه‌اي نباشد كه گفته شود آب به بدن نمي‌رسد، مانع وضو نيست.

مسأله385: كسي كه پيش از وضو مي‌دانسته در بعضي از اعضاي وضو مانعي وجود دارد كه از رسيدن آب به بدن جلوگيري مي‌كند و پس از وضو شك كند كه هنگام وضو، آب به آن عضو رسيده يا نه، وضوي او صحيح است. بله اگر بداند هنگام وضو از آن مانع غافل بوده است احتياطاً دوباره وضو بگيرد.

مسأله386: كسي كه پس از وضو مانعي در اعضاي وضو ببيند و نداند كه آيا در زمان وضو گرفتن آن مانع وجود داشته يا نه، وضويش صحيح است.

مسأله387: رسانيدن آب به داخل تاول‌هاي سوراخ شده‌اي كه در اثر سوختگي روي دست و يا صورت ايجاد شده،‌ لازم نيست، بله اگر آن تاول كاملاً بشكافد خود به خود آب به زير پوست آن مي‌رود و وسواس در اين امور روا نيست.

مسأله388: وجود لاك و امثال آن با شستن اعضاي وضو تنافي ندارد ولي ناخن‌هاي مصنوعي بايد هنگام وضو برداشته شود.

شرط پنجم: بنابر احتياط مستحب بايد آب وضو و نيز ظرف، محل و مجراي آب وضو مباح باشد. اگر چه صحّت وضو در تمامي فروض مسأله خالي از قوّت نيست.

مسأله389: وضو گرفتن با آب غصبي حرام است ولي در صورتي‌كه بتواند قصد قربت كند وضويش صحيح است.

مسأله390: وضو گرفتن و نوشيدن آب از جوي‌هاي بزرگ آب جايز است اگر چه مالكان آن منع كنند، زيرا خداوند به مالكان آن‌ها ملكيت مطلق، به گونه‌اي كه بتوانند از نوشيدن تشنگان يا وضو، منع كنند، نداده است.

مسأله391: تصرف‌هاي كوچك نظير نماز خواندن غير مضّر به كشت و زرع، در زمين‌هاي وسيع، حتي با منع مالك جايز است زيرا خداوند به مالكان آن‌ها، ملكيت مطلق به گونه‌اي كه بتوانند از نماز خواندن افراد جلوگيري كنند نداده است.

مسأله392: وضو گرفتن از وضوخانه‌ي مدرسه‌ها، مسافرخانه‌ها و پاساژهايي كه معمولاً به روي عموم باز است اشكالي ندارد.

شرط ششم: بنابر احتياط ظرف وضو از طلا و نقره نباشد.

شرط هفتم: احتياط واجب آن است كه آب وضو، علاوه بر طهارت، قبلاً در رفع حدث يا خبث استعمال نشده باشد.

شرط هشتم: به قصد قربت وضو بگيرد، بنابراين اگر براي خودنمايي يا رطوبت بدن يا خنك شدن وضو بگيرد صحيح نيست.

مسأله393: اگر در وضو دادن برخي اعضاء قصد قربت نداشت تدارك همان قسمت همراه با رعايت ترتيب كافي است.

مسأله394: در وضو قصد وجوب يا استحباب يا غايت خاص شرط نيست.

مسأله395: به زبان آوردن نيّت لازم نيست بلكه بايد متوجه به وضو گرفتن باشد به گونه‌اي كه اگر از او بپرسند چه مي‌كني؟ فوراً بگويد وضو مي‌گيرم.

مسأله396: عُجب و خودپسندي و نيز سُمعه چون پس از عمل واقع مي‌شود باطل‌كننده‌ي عمل نيست اگر چه ثواب آن را از بين مي‌برد.

مسأله397: اگر زن در مكاني كه نامحرم او را مي‌بيند وضو گرفت وضويش صحيح است، بله اگر به قصد اين‌كه ديده شود در آن مكان وضو گرفت معصيت كرده است و اگر مكاني كه در ديد نباشد وجود نداشت وظيفه‌ي او تيمم است، ولي اگر به هر حال با قصد قربت وضو گرفت وضوي او صحيح است.

مسأله398: مشهور آن است كه وضو با ارتداد باطل نمي‌شود اما حق خلاف آن است [زيرا خباثت معنوي حاصل از آن از هر حدثي بدتر است و با تنقيح مناط از سخن حضرت علي (ع) پيرامون زناي محصن: آيا بر او حدّ رجم را واجب مي‌دانيد ولي صاعي از آب (براي غسل) را واجب نمي‌دانيد به نظر مي‌رسد در اين‌جا نيز گفته شود آيا توبه يا قتل را بر او واجب مي‌دانيد ولي در صورت توبه، وضو را بر او واجب نمي‌دانيد؟!]

مسأله399: نهي شوهر از وضو گرفتن زن، ضرري به وضوي زن نمي‌زند.

شرط نهم: اگر براي نماز وضو مي‌گيرد وقت براي وضو و نماز داشته باشد وگرنه بايد تيمم كند ولي به هرحال اگر تخلّف كند و وضو بگيرد معصيت كرده و وضويش صحيح است.

شرط دهم: كارهاي وضو را به ترتيب انجام دهد، يعني اول صورت، بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و سپس پاها را مسح نمايد.

شرط يازدهم: كارهاي وضو را پشت سر هم انجام دهد به گونه‌اي كه هنگام انجام عضو بعدي عضوهاي قبلي خشك نشده باشد.

مسأله400: اگر كارهاي وضو را پشت سر هم انجام داد ولي در اثر باد يا گرمي هوا رطوبت عضوهاي قبلي خشك شود وضو صحيح است.

مسأله401: راه رفتن در بين وضو اشكالي ندارد و خوردن يا سخن گفتن موالات را به هم نمي‌زند.

شرط دوازدهم: كارهاي وضو را خودش انجام دهد. پس اگر ديگري آب را به اعضاي وضو برساند و آن‌ها را شست‌وشو دهد وضو باطل است. اما آوردن آب، گرم كردن آن و ريختن در ظرف وضو گيرنده، چون از مقدمات بعيده است اشكالي ندارد.

ريختن آب در دست وضو گيرنده يا روي اعضاي وضو، در صورتي‌كه وضو گيرنده خودش عضو را بشويد موجب بطلان وضو نمي‌شود، اگر چه احتياط در ترك مقدمات قريبه‌ي اين چنيني است.

شرط سيزدهم: استعمال آب براي او مانعي نداشته باشد.

مسأله402: كسي كه مي‌ترسد اگر وضو بگيرد مريض شود بايد تيمم كند ولي اگر با قصد قربت وضو بگيرد، صحيح است [چون زبان دليل‌هاي تيمم رخصت دادن است.]

مسأله403: كسي كه مي‌ترسد اگر آب را به مصرف وضو برساند خود و يا برخي حيواناتي كه جانشان محترم است تشنه مي‌مانند نبايد وضو بگيرد ولي اگر تخلّف كرد و وضو گرفت وضويش صحيح است. [زيرا زبان ادلّه‌ي تيمم رخصت دادن به مكلّف است.]

مسأله404: اگر رسانيدن آب كم به اعضاي وضو ضرري ندارد ولي سيراب كردن آن‌ها ضرر دارد بايد با آب كم، نظير خيس نمودن پنبه و كشيدن بر اعضاي وضو، وضو بگيرد.

مسأله405: كسي كه به تنهايي نمي‌تواند وضو بگيرد احتياطاً با كمك ديگري وضو بگيرد ولي اگر بتواند بدون كمك ديگري تيمم كند برايش كافي است.

يادآوري: از مجموعه‌ي مسائلي كه در شرايط وضو بيان شد معلوم گشت كه شرايط وضو بسيار كم‌تر از 13تاست ولي براي متابعت با ساير توضيح‌المسائل‌ها همه‌ي امور آمد.

احكام وضو

احكام شك در وضو

مسأله406: كسي كه در كارهاي وضو يا شرايط آن، مثل پاك بودن آب، زياد شك مي‌كند به گونه‌اي كه از حدّ متعارف خارج است، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله407: اگر شك كند وضوي او باطل شده يا نه، بنا بگذارد كه وضوي او باقي است، بله اگر شك او به خاطر اين است كه نمي‌داند رطوبتي كه از او خارج شده ادرار است يا غير آن، اگر استبراء نكرده بنا را بر ادرار بودن بگذارد و علاوه بر پاك كردن خود از آن، وضو نيز بگيرد اما اگر استبراء كرده بنا را بر ادرار نبودن آن و بقاي وضويش بگذارد.

مسأله408: كسي كه شك دارد وضو گرفته يا نه، بايد وضو بگيرد.

مسأله409: اگر كسي پس از نماز شك كند وضو گرفته يا نه، چنان‌چه مي‌داند يا احتمال مي‌دهد كه در آغاز نماز متوجه بوده كه نماز بايد با وضو باشد نمازش صحيح است و اكنون نيز بنا را بر وضو داشتن بگذارد اما اگر بداند در ابتداي نماز درباره‌ي وضو كاملاً غافل بوده، نمازش صحيح است ولي براي نمازهاي بعدي بايد وضو بگيرد.

مسأله410: كسي كه مي‌داند وضو گرفته و حدثي نيز از او سر زده ولي نمي‌داند كه كدام مقدم بوده است، بنا را بر وضو داشتن بگذارد، اگر چه احتياط اين است كه براي نمازهاي آينده، وضو بگيرد ولي نمازهاي خوانده شده گذشته صحيح است.[1]

مسأله411: اگر بعد از وضو يقين كند كه يكي از عضوها را نشسته يا مسح نكرده است، اگر آن عضو، صورت باشد بايد دوباره وضو بگيرد ولي اگر غير صورت باشد در صورتي كه عضوهاي وضو داده شده‌ي قبلي خشك نشده باشد مي‌تواند از همان عضوي كه نشسته يا مسح نكرده شروع كند و بقيه‌ي اعمال وضو را انجام دهد و مي‌تواند وضو را از سر بگيرد.

مسأله412: اگر بعد از وضو، در شستن يا مسح كردن برخي عضوها، شك كرد به شك خود اعتنا نكند ولي اگر در حين وضو شك كرد، اگر آن عضو، صورت باشد وضو را اعاده كند و اگر غير صورت بود در صورتي‌كه عضوهاي قبل از عضو مورد شك، خشك نشده باشد مي‌تواند از عضو مورد شك شروع كند و پس بقيه‌ي اعمال وضو را انجام دهد و مي‌تواند وضو را از سر بگيرد.

مسأله413: كسي كه وضو داشت ولي براي ثواب يا غيره تجديد وضو كرد و نماز خواند سپس يقين كرد كه يكي از وضوهايش باطل بوده، نمازش صحيح است و اكنون نيز بنا را بر وضو داري بگذارد.

حكم كسي كه نمي‌تواند از بيرون آمدن ادرار، مدفوع و يا باد جلوگيري كند

مسأله414: اگر انسان مرضي دارد كه ادرار او قطره قطره مي‌ريزد (كه به وي مسلوس گفته مي‌شود) يا نمي‌تواند از بيرون آمدن مدفوع خودداري كند (كه به وي مبطون مي‌گويند) چنان‌چه يقين دارد كه از اول تا آخر وقت، به مقدار تطهير، وضو و نماز مهلت مي‌يابد، نماز را در همان زمان مهلت بخواند اگر چه در آن زمان تنها به واجبات اكتفا كند. اما اگر چنين يقيني ندارد - كه اكثراً چنين است - با پوشك و امثال آن از نجس شدن لباس‌ها جلوگيري كند و مانند ساير افراد وضو بگيرد و نماز خود را بخواند و وضوي او تنها با حدث‌هاي اختياري نظير خواب يا ادرار اختياري باطل مي‌شود.

مسأله415: مسلوس و مبطون پس از بازيافتن سلامت، لازم نيست نمازهايي را كه مطابق وظيفه انجام شده قضا كند. حتي نمازي را كه وقت آن باقي است لازم نيست اعاده كند، اگر چه مطابق احتياط است.

وضوي جبيره‌اي

چيزي كه با آن، زخم و عضو شكسته را مي‌بندند و دوايي كه روي زخم و مانند آن مي‌گذارند «جبيره» ناميده مي‌شود.

مسأله416: اگر در يكي از اعضاي وضو، زخم، دمل يا شكستگي وجود داشته باشد چنان‌چه روي آن باز است و آب ريختن روي آن يا مسح كردن آن ضرري ندارد، بايد به طور معمول وضو بگيرد.

مسأله417: اگر روي زخم باز است و آب براي آن ضرر دارد و اطراف آن پاك يا قابل پاك كردن است اگر اطراف آن را به گونه‌اي كه در بحث وضو گذشت وضو دهد كافي است و دست كشيدن بر روي زخم لازم نيست.

مسأله418: اگر روي زخم باز است و آب براي آن ضرر دارد و اطراف آن نيز نجس است و نمي‌توان آب كشيد، وظيفه‌اش تيمم است.

مسأله419: اگر روي زخم بسته است و نمي‌توان آن را باز كرد و آب براي آن ضرر دارد، اگر هنگام وضو جاهاي باز را به طور معمول وضو دهد و روي آن جبيره را مسح كند كافي است.

مسأله420: اگر روي زخم بسته است و نمي‌توان آن را باز كرد و آب براي زخم ضرري ندارد و زخم پاك است، در صورتي‌كه زياني ندارد عضو مورد نظر را در ظرف آبي فرو برد تا آب به تمامي اعضاي وضو برسد و همين مقدار از شستن كافي است و اگر زيان دارد اطراف را به طور معمول بشويد و بر جبيره مسح نمايد.

مسأله421: اگر روي زخم بسته است و مي‌توان آن را باز كرد، آن را باز كند و مانند صورت اول عمل كند.

مسأله422: بعيد نيست در مواردي كه رنگ‌هاي روغني يا قير، چسب موكت و امثال آن بر اعضاي وضو چسبيده و به راحتي قابل برطرف كردن نيست و يا مواردي كه خانمي براي زيبايي از لاك، سورمه، سايه و... استفاده كرده است و نمي‌خواهد آن‌ها را زايل كند مشمول حكم وضوي جبيره‌اي باشد.

 

[1] درست است كه در برخي صورت‌ها استصحاب حدث وجود دارد ولي از دقت در موارد استصحاب، در روايات به ذهن مي‌رسد كه شارع استصحاب را براي راحتي مكلّف، جعل كرده است نه براي به سختي انداختن او، يعني در اخبار استصحاب طهارت وجود دارد نه استصحاب حدث بنابراين در موارد مجهول التاريخ و امثال آن بين استصحاب طهارت و استصحاب نجاست تعارض پيش نمي‌آيد و اجتناب در اطراف علم اجمالي نيز ناشي از حكم عقل است نه از تعارض استصحاب‌ها.

به عبارت ديگر همان‌گونه كه قاعده و اصالت طهارت داريم و نيز قاعده و اصالت حليت داريم، در وضو و نظاير آن نيز استصحاب طهارت داريم.