مسائل طهارت 10

نفاس

خوني كه همراه با بيرون آمدن اولين جزء نوزاد از رحم مادر خارج مي‌شود، خون نفاس نام دارد و زن را در آن حالت «نفساء» مي‌گويند. كم‌ترين زمان ديدن اين خون حدّي ندارد و مي‌تواند يك لحظه باشد كما اين‌كه به نظر مي‌رسد بيشترين آن نيز حدّ مشخصي ندارد. و به هرحال زايمان كننده‌اي كه خون نفاس ديد و ادامه داشت به عدد ايام حيضش حتماً از نماز باز مي‌ايستد، حال اگر باز خونريزي ادامه داشت تا هجده روز منتظر مي‌ماند تا هرگاه خون قطع شد غسل كند و نماز را بخواند اما اگر ادامه يافت پس از هجده روز غسل كند و نماز بخواند و پس از آن به احكام استحاضه عمل كند.

اهل سنّت تا سي، چهل يا شصت روز را نيز نفاس قرار داده‌اند اما آن‌چه بيان شد جمع بين روايات، آراء و توجه به واقعيت زنان و مطابق با شريعت سهله و سمعه است.[1]

مسأله550: خوني كه زن پيش از بيرون آمدن اولين جزء بچه مي‌بيند نفاس نيست.

مسأله551: لازم نيست كه نوزاد كامل الخلقه باشد بلكه اگر ناتمام باشد، در صورتي‌كه زايمان صدق كند خوني كه پس از آن مي‌بيند نفاس است.

مسأله552: كارهايي كه بر حائض حرام است بر نفساء نيز حرام است و آن‌چه بر حائض مستحب، مكروه و يا مباح بود بر نفساء نيز همين‌گونه است.

مسأله553: طلاق دادن زني كه در حال نفاس است باطل و آميزش با او حرام است و چنان‌چه شوهر با او آميزش كند به احتياط مستحب كفاره بدهد.

مسأله554: اگر زن در ظاهر از خون نفاس پاك شود و احتمال بدهد كه در باطن خون هست احتياطاً مانند زن حائض اختبار كند يعني مقدار كمي پنبه، داخل فرج كند و كمي صبر كند تا معلوم شود كه پاك شده يا خير و در صورت اول غسل كند و عبادات خود را انجام دهد.

مسأله555: ممكن است حدود بيست روز پس از زايمان، حيض زن شروع شود بنابراين اگر پس از هجده روز از زايمان خون‌ها به رنگ زرد و سرد بود استحاضه است و اگر خون‌ها سرخ مايل به سياه و تازه بود و با جهش بيرون مي‌آمد حيض است.

مسأله556: غسل نفاس مانند غسل حيض است و از وضو كفايت مي‌كند،‌مگر اين‌كه پس از آن خون استحاضه خارج شود كه احكامش گذشت.

مسأله557: كسي كه پس از زايمان تا چند روز خون نديد و سپس جريان يافت،‌ نفاس بودن چنين خوني مورد شك است بنابراين اگر علائم حيض را داشت آن را حيض وگرنه استحاضه به حساب آورد.

مسأله558: مدت نفاس از هنگام جدا شدن آخرين جزء نوزاد يا نوزادها محاسبه مي‌گردد.

غسل مسّ ميّت

مسأله559: اگر كسي بدن انسان مرده‌اي را كه سرد شده و غسلش نداده‌اند مسّ كند يعني جايي از بدن خود را به آن برساند بايد غسل مسّ ميّت نمايد، چه در خواب باشد يا بيداري، با اختيار مسّ كند يا بي‌اختيار. ولي اگر حيوان مرده‌اي را مسّ كند غسل بر او واجب نيست.

مسأله560: برخورد مو يا ناخن با بدن يا مو و ناخن انسان مرده موجب غسل نمي‌شود اگر چه احوط است.

مسأله561: بوسيدن مرده پس از سرد شدن و قبل از غسل، در صورتي كه مستلزم لمس زيادتري نباشد موجب غسل نمي‌شود اگر چه احوط است.

مسأله562: براي مسّ مرده‌اي كه تمام بدنش سرد نشده، غسل واجب نيست،‌ اگر چه جايي را كه سرد شده،‌ مسّ نمايد.

مسأله563: براي مس كردن طفل مرده بلكه چنين مرده‌اي كه چهار ماه او تمام شده است غسل مسّ ميّت واجب است.

مسأله564: گفته شده بر مادري كه بچه در شكمش مرده و هنگام خروج، سرد شده است غسل مسّ ميّت واجب است ولي در وجوبش اشكال است و غسل نفاس، از آن كفايت مي‌كند.

مسأله565: گفته شده بر بچه‌اي كه پس از مرگ مادر و سرد شدن او به دنيا بيايد غسل مسّ ميّت واجب است كه بايد پس از بلوغ آن را انجام دهد ولي بر فرض تحقق، اولين غسل واجب يا مستحبي كه قبل يا بعد از بلوغ، انجام دهد از آن كفايت مي‌كند.

مسأله566: اگر انسان، مرده‌اي را كه سه غسل او تمام شده مسّ نمايد، غسل بر او واجب نمي‌شود ولي اگر پيش از آن كه غسل سوم تمام شود، جايي از بدن او را مسّ كند بايد غسل مسّ ميّت نمايد.

مسأله567: اگر كسي قطعه‌اي را كه از بدن مرده جدا شده - بعد از سرد شدن و قبل از غسل دادن - مسّ كند واجب است غسل مسّ ميّت كند و فرقي نمي‌كند كه آن قطعه داراي استخوان باشد يا نباشد اما اگر كسي قطعه‌اي را كه از انسان زنده جدا شده، با همان شرايط، مسّ كند در صورتي غسل مسّ ميّت بر او واجب است كه آن قطعه داراي استخوان باشد.

مسأله568: اگر ديوانه يا بچه‌اي مرده را مسّ كرد پس از مكلّف شدن، بايد غسل مسّ ميّت را انجام دهد.

مسأله569: احتياط آن است كه به خاطر مسّ دندان يا استخوان مرده‌اي كه گوشت ندارد غسل مسّ ميّت كند و اين احتياط در مورد استخوان‌هايي كه بيش از يك سال از مرگ آن‌ها نگذشته ترك نشود.

مسأله570: مسّ استخوان‌هايي كه در مقبره‌هاي مسلمانان يافت مي‌شود غسل ندارد [زيرا مسلمانان طبعاً و شرعاً مرده‌هاي خود را قبل از دفن غسل مي‌دهند.]

مسأله571: مسّ دندان و استخواني كه از زنده جدا شده و گوشت ندارد موجب غسل نمي‌شود.

مسأله572: اگر چند مرده را مسّ كند يا يك مرده را چند بار مسّ كند، يك غسل مسّ ميّت او را كفايت مي‌كند.

مسأله573: غسل مسّ ميّت مانند غسل جنابت است و براي نماز خواندن نياز به وضو ندارد.

مسأله574: كسي كه مرده‌اي را مسّ كرده و براي آن غسل نكرده، مانند شخصي است كه وضو ندارد، بنابراين مي‌تواند در تمامي مساجد وارد شود يا توقف كند و مي‌تواند قرآن از جمله آيات سجده‌دار را بخواند ولي براي خواندن نماز بايد غسل كند.

غسل ميّت

غسل ميّت، واجبي است كفايي به عهده‌ي مسلمانان نسبت به مسلماني كه از دنيا رفته است كه چون اين غسل با غسل‌هاي قبلي تفاوت اساسي دارد و از سوي ديگر متصدّي خاصي دارد از تفصيل احكام آن در رساله‌ي عمليه‌ي عمومي خودداري مي‌شود.[2]

غسلي كه با نذر، سوگند و امثال آن واجب شود

كسي كه براي رفع گرفتاري يا براي ترك كار يا خوي ناپسندي نذر كند يا عهد و سوگند ياد نمايد كه غسلي را انجام دهد، آن غسل بر او واجب مي‌شود و بايد به نذر يا عهد و سوگند خود وفا كند.

مسأله575: با غسل نذر و امثال آن مي‌توان نماز خواند و نيازي به وضو ندارد.

مسأله576: احكام نذر، عهد و سوگند در جاي خود خواهد آمد.

غسل‌هاي مستحب

غسل‌هاي مستحب در شرع مقدس اسلام بسيار است و در كتاب‌ها تعداد آن را تا صدتا نيز رسانيده‌اند ولي اقامه‌ي دليل براي بسياري از آن‌ها مشكل است. بنابراين سزاوار است كه مكلّف آن‌ها را به اميد ثواب - نه به قصد استحباب - انجام دهد.

غسل جمعه: از غسل‌هايي است كه استحباب آن ثابت است و براي آن فضائل زيادي بيان شده، و حتي برخي به وجوب آن فتوا داده‌اند و وقت آن از اذان صبح روز جمعه تا ظهر است و بهتر است كه نزديك ظهر انجام شود و اگر كسي تا ظهر آن را انجام نداد بهتر است تا غروب بدون نيت اداء و قضا آن را انجام دهد.

مسأله577: اگر روز جمعه غسل نكند خوب است كه روز شنبه قضاي آن را به جا آورد و كسي كه مي‌داند در روز جمعه آب پيدا نمي‌كند مي‌تواند آن را روز پنج شنبه انجام دهد.

مسأله578: دليلي بر اين‌كه بتوان غسل جمعه را در شب جمعه انجام داد يافت نشد بنابراين اگر كسي خواست در شب جمعه آن را انجام دهد به اميد ثواب و اميد مطلوب بودن انجام دهد.

مسأله579: خوب است هنگام غسل جمعه به يگانگي خدا و رسالت پيامبر (ص) شهادت دهد و بر پيامبر(ص) و آلش درود فرستد و بگويد خداوندا مرا از توبه‌كنندگان و از طهارت پيشگان قرار ده.

مسأله580: در استحباب غسل جمعه فرقي بين مرد و زن، مسافر و غير مسافر و نيز كسي كه نماز جمعه مي‌خواند يا نمي‌خواند نيست.

مسأله581: كسي كه نذر كند غسل جمعه انجام دهد، نذرش منعقد و غسل جمعه بر او واجب مي‌شود.

مسأله582: غسل جمعه كفايت از وضو مي‌كند و مي‌توان با آن وارد نماز شد.

مسأله583: چيزهايي كه وضو را باطل مي‌كند غسل جمعه را باطل نمي‌كند، اگر چه براي نماز بايد وضو بگيرد.

مسأله584: جنب اگر غسل جمعه كند كفايت از غسل جنابتش مي‌كند چه نيّت آن را داشته باشد چه نداشته باشد. اما حائض اگر غسل جمعه كند تنها ثواب مي‌برد.

مسأله585: دليلي براي تيمم بدل از غسل جمعه وجود ندارد.

مسأله586: غسل شب‌هاي اول، هفدهم، نوزدهم، بيست‌ويكم و بيست‌وسوم ماه رمضان در خبرهاي صحيح وجود دارد و بنابراين مي‌توان آن‌ها را مستحب دانست اما غسل بقيه‌ي شب‌هاي فرد ماه رمضان و تمامي شب‌هاي دهه‌ي آخر و روز اول و غسل دوم در شب بيست‌وسوم، به اميد ثواب و مقبوليت آورده شود.

مسأله587: غسل‌هاي فوق نظير غسل جمعه با حدث اصغر باطل نمي‌شوند و نيازي به اعاده ندارند.

مسأله588: استحباب غسل روزهاي عيد فطر و قربان ثابت است و وقت آن از اذان صبح تا غروب است و بهتر است كه پيش از نماز عيد آورده شود. اما غسل شب عيد فطر و قربان مستندش ضعيف است.

مسأله589: غسل‌هاي شب اول، پانزدهم، بيست‌وهفتم و آخر رجب و نيز غسل روز غدير، روز مباهله، روز نيمه شعبان، روز هفدهم ربيع‌الاول، روز دحوالارض و عيد نوروز همه به اميد ثواب آورده شود زيرا اقامه‌ي دليل براي استحباب آن‌ها مشكل است.

مسأله590: استحباب غسل روز هشتم ذي‌الحجه و روز نهم يعني روز عرفه، ثابت است و در روز عرفه بهتر است كه نزديك ظهر انجام شود.

مسأله591: غسل‌هايي كه مربوط به روز خاصي است با گذشتن آن زمان ساقط مي‌شود و قضا ندارد مگر غسل روز جمعه كه بحثش گذشت.

مسأله592: اثبات اين‌كه غسل به خودي خود مستحب باشد مشكل است مگر اين‌كه گفته شود شست‌وشوي بدن مطلوب است و نيّت خدايي داشتن نيز مطلوب است و جمع اين دو عبارت است از غسل، پس مستحب نفسي است.

مسأله593: غسل براي ورود به حرم مكه و به شهر مكه و وارد شدن به خانه كعبه مستحب است.

مسأله594: غسل براي ورود به حرم و شهر مدينه، مسجد النبي، مسجد الحرام و حرم امامان، به اميد ثواب انجام شود.

مسأله595: غسل براي احرام مستحب است و براي طواف و نيز براي وقوف به عرفات مستحب است.

مسأله596: غسل براي ذبح يا نحر و براي سر تراشيدن و تقصير كردن و براي وقوف به مشعر، به اميد ثواب انجام شود.

مسأله597: غسل براي زيارت امامان و براي خواب ديدن آنان به اميد ثواب آورده شود.

مسأله598: غسل براي عمل ام داوود و براي نماز استخاره و براي گرفتن تربت از قبر امام حسين (ع) به اميد ثواب انجام شود زيرا مستندش ضعيف است.

مسأله599: اگر چند غسل بر كسي واجب و چند غسل مستحب باشد و به نيّت همه‌ي آن‌ها يك غسل انجام دهد كافي است.

 

[1] براي اطلاع از مباني اين مبحث به مجله‌ي فقه اسلامي (كاوشي نو در فقه) شماره‌ي 54 مقاله‌ي «پژوهشي در تعداد روزهاي نفاس» مراجعه شود.

[2] ميّت مسلمان را بايد با آب سدر و پس از آن با آب كافور و در مرتبه‌ي سوم با آب خالص شست‌وشو داد به نظر اين‌جانب، اين غسل‌ها نياز به قصد قربت ندارد و نيازي به اين‌كه انساني آن‌ها را انجام دهد نيست و نيازي به ترتيبي بودن نيست بنابراين مي‌توان توسط دستگاه‌هاي اتوماتيك ميّت مسلمان را اول نظيف ساخت و سپس در سه حوض آب سدر و آب كافور و آب خالص فرو برد و سپس آن را خشكانيد و كفن پوشانيد و... اما چون مراجع تقليد افراد متفاوتند متصديان امر بايد رعايت احتياط را بنمايند.