Mobile menu

مسائل روزه 1

روزه

روزه از جمله دستورهاي اديان الهي است و در قرآن كريم نيز در چندين آيه بر آن تأكيد شده است. اگر اين عبارت با آداب و شرايطش انجام شود در تطهير جسم و جان افراد و سلامت جامعه آثار فراوان و بابركتي دارد.

براي انساني كه اشتغال‌هاي گوناگون او را از پرداختن به روح خود غافل ساخته است، يك ماه روزه‌داري، فرصت خوبي است تا روح خود را آزاد ساخته و به كسب معنويات و تقويت نيروي اراده بپردازد و با كسب تقوا و پرهيزگاري خود را براي زندگي طيّب و طاهر در ديگر ماه‌هاي سال آماده سازد.

شخص روزه‌دار در حال روزه رنج فقيران و محرومان جامعه را درك نموده و به مسئوليت خويش در قبال آنان توجه مي‌كند و در صدد حمايت و دستگيري از آنان برمي‌آيد و از اين جهت جامعه نيز از بركات روزه‌داري او برخوردار مي‌شود.

معناي روزه

 روزه آن است كه انسان براي خدا، از اذان صبح تا اول شب از چيزهايي كه روزه را باطل مي‌كند و شرحش خواهد آمد خودداري نمايد.

نيت روزه

مسأله1 :لازم نيست كه انسان نيت روزه را به زبان آورد يا از قلب خود بگذراند بلكه همين‌قدر كه با قصد قربت به خدا از اذان صبح تا شب از كارهايي كه روزه را باطل مي‌كند بپرهيزد كافي است.

مسأله3: انسان مي‌تواند در هر شب از ماه رمضان براي روزه‌ي فرداي آن نيت كند ولي بهتر اين است كه شب اول ماه رمضان نيت كند كه همه‌ي ماه را روزه مي‌گيرد. در اين صورت اگر يك شبانه‌روز هم خواب ماند روزه‌اش صحيح است.

مسأله4: نيت روزه در شرايط عادي، يكي از سه حالت را دارد:

الف) چنان‌چه روزه‌ي او واجب معيّن باشد – نظير روزه‌ي ماه رمضان كه بايد در ماه رمضان انجام گيرد – بايد تا پيش از اذان صبح نيت روزه فردا را نموده باشد.

ب) چنان‌چه روزه‌ي او واجب غير معيّن باشد – نظير روزه‌ي قضا يا كفاره‌ي واجب يا نذر مطلق – وقت نيّت آن تا ظهر ادامه دارد، به طوري‌كه اگر تا پيش از ظهر در روزه گرفتن ترديد داشت يا نيت روزه نگرفتن داشت، چنان‌چه كاري كه روزه را باطل مي‌كند انجام نداده باشد پيش از ظهر مي‌تواند نيت روزه كند و روزه او صحيح است.

ج) چنان‌چه روزه‌ي او مستحبي باشد، وقت نيت آن تا چند دقيقه به شروع شب بعدي است، بنابراين اگر كسي در اثر اشتغالات گوناگون يا در اثر نداشتن چيز خوراكي از صبح تا چند دقيقه به شروع شب چيزي نخورده است، مي‌تواند نيت روزه مستحبي كند.

مسأله5: كسي كه در اثر جهل يا غفلت يا خواب، نيت روزه نكند و پيش از ظهر، آگاه، متوجه و يا بيدار شود و قصد روزه كند، اگر كاري كه روزه را باطل مي‌كند انجام نداده باشد روزه‌اش صحيح است اگرچه روزه‌ي ماه رمضان باشد، اما اگر بعد از ظهر، آگاه، متوجه و يا بيدار شود روزه‌ي واجب، از او صحيح نيست ولي در ماه رمضان، احتياطاً از اموري كه روزه را باطل مي‌كند، امساك نمايد.

مسأله6: اگر پيش از اذان مغرب نيت روزه كند و بخوابد و پيش از يك شبانه روز بخوابد و پس از مغرب شب بعد بيدار شود روزه‌اش صحيح است، چه روزه‌ي واجب معين باشد چه غير آن.

مسأله7: در ماه رمضان لازم نيست نيت كند كه روزه‌ي ماه رمضان مي‌گيرم، حتي اگر نداند ماه يا فراموش كند و روزه‌ي ديگري را نيت كند روزه‌ي ماه رمضان حساب مي‌شود، حتي اگر بداند ماه رمضان است و عمداً غير ماه رمضان را نيت كند در صورتي‌كه قصد قربت، داشته باشد روزه‌اش صحيح است و از ماه رمضان حساب مي‌شود.

مسأله8: لازم نيست در هنگام نيت، مشخص كند كه روز چندم ماه رمضان است، حتي اگر به نيت روز اول ماه رمضان روزه گرفت و معلوم شد روز دوم يا سوم يا... بوده است روزه‌اش صحيح است.

مسأله9:‌ اگر بخواهد غير روزه‌ي ماه رمضان، روزه‌ي واجب ديگري بگيرد بايد آن را معيّن كند كه مثلاً قضاست يا نذري يا... ولي روزه‌هاي مستحب، نياز به تعيين ندارد، مگر روزه‌ي روزهاي خاص، در صورتي كه روزه گيرنده بخواهد به ثواب خاص آن روزه برسد.

مسأله10:‌ بنابر احتياط، ماه رمضان براي روزه‌ي غير آن صلاحيت ندارد، بنابراين اگر كسي در ماه رمضان مسافر بود نمي‌تواند با نذر و امثال آن روزه‌ي ديگري بگيرد.

مسأله11: اگر در ماه رمضان پيش از اذان صبح بي‌هوش شود و در بين روز به هوش آيد، چنان‌چه پيش از اذان صبح نيت روزه نگرده و بعد از ظهر به هوش آيد روزه‌ي آن روز بر او واجب نيست ولي اگر پيش از ظهر به هوش آمد احتياط مستحب آن است كه نيت روزه كند.

مسأله12: بعيد نيست كه مست، به بي‌هوش ملحق باشد. بله كسي كه خود را مست كرده، مكلّف به قضاي روزه است.

مسأله13: كسي كه در ماه رمضان بالغ شود – مثل اين‌كه در وقت مشخض از ماه رمضان به دنيا آمده باشد و يا محتلم شود - چهار حالت دارد:

الف) اگر پيش از اذان صبح بالغ شود ( مثلاً محتلم شود) بايد از اذان صبح روزه بگيرد.

ب) اگر پيش از ظهر بالغ شود و كاري كه روزه را باطل مي‌كند انجام نداده باشد و قصد روزه داشته، احتياطاً آن را تمام كند.

ج) اگر بعد از ظهر بالغ شود و كاري كه روزه را باطل مي‌كند انجام نداده باشد و نيت روزه نيز داشته باشد مي‌تواند آن را تمام كند ولي واجب نيست.

د) اگر بعد از ظهر بالغ شود و قصد روزه نداشته باشد روزه‌اش نه واجب است و نه صحيح. چه كاري كه روزه را باطل مي‌كند انجام داده باشد چه انجام نداده باشد.

مسأله14: روزه و ساير عبادات بچه‌اي كه خوب و بد را تشخيص مي‌دهد صحيح است.

مسأله15: اگر بچه پيش از ظهر بالغ شود و يا كافر، مسلمان شود و كاري كه روزه را باطل مي‌كند انجام نداده باشند مي‌توانند نيت روزه كنند و از آنان صحيح است، اما بر آنان واجب نيست.

مسأله16: كسي كه روزه قضاي رمضان دارد نمي‌تواند روزه‌ي مستحبي بگيرد و اگر روزه‌ي واجب ديگري دارد بنابر احتياط نمي‌تواند روزه‌ي مستحبي بگيرد و در هر دو فرض چنان‌چه فراموش كرد و روزه‌ي مستحبي گرفت، در صورتي‌كه پيش از ظهر يادش بيايد روزه‌ي مستحبي او به هم مي‌خورد و مي‌تواند نيت روزه‌ي واجب كند و اگر بعد از ظهر يادش آمد، بنابر مشهور روزه‌اش باطل است ولي به نظر مي‌رسد چون قصد قربت داشته و روزه واجب در آن حال ممكن نيست بتواند با قصد استحباب آن را به پايان برساند.

مسأله17:‌ كسي كه روزه‌ي واجب به عهده دارد ولي به جهت عذري نظير سفر، از انجام آن معذور باشد، مي‌تواند روزه‌هايي كه در سفر با نذر يا بدون آن مجاز مي‌شود را انجام دهد مثلاً نذر كند يا تصميم بگيرد كه سه روز در مدينه روزه بگيرد.

مسأله18: كسي كه روزه‌ي واجب دارد و نمي‌تواند روزه‌ي مستحبي بگيرد بعيد نيست بتواند با نذر كردن، آن روزه‌ي مستحبي را بر خود واجب كند و آن را انجام دهد.

مسأله19: كسي كه روزه‌ي قضا دارد، چنان‌چه وقت آن وسعت داشته باشد مي‌تواند روزه‌ي استيجاري بگيرد.

مسأله20: كسي كه براي به جا آوردن روزه‌ي ميتي اجير شده، چنان‌چه روزه‌ي مستحبي بگيرد اشكالي ندارد.

مسأله21: اگر غير از روزه‌ي ماه رمضان، روزه‌ي معيّن ديگري بر او واجب باشد مثلاً نذر كرده كه روز معيّني را روزه بگيرد، بايد قبل از اذان صبح، نيت روزه كند و چنان‌چه عمداً تا اذان صبح نيت نكند روزه‌اش باطل مي‌شود و اگر نداند يا فراموش كند و پيش از ظهر يادش بيايد و كاري را كه روزه را باطل مي‌كند انجام نداده باشد، فوراً نيت كند و روزه‌اش صحيح است و در غير اين صورت باطل است.

مسأله22: اگر مسافر قبل از ظهر، به وطن خود يا جايي كه مي‌خواهد در آن‌جا قصد ده روز كند برسد و كاري كه روزه را باطل مي‌كند انجام نداده باشد بايد نيت روزه كند و آن روز را روزه بگيرد. ولي اگر بعد از ظهر برسد روزه‌ي آن روز، بر او واجب نيست.

مسأله23: اگر مريضي پيش از ظهر خوب شود چنان‌چه اجتناب از كارهايي كه روزه را باطل مي‌كند، در طول روز برايش ضرر دارد گرفتن روزه‌ي آن روز اكنون بر او واجب نيست و اگر ضرر ندارد معلوم مي‌شود كه روزه‌ي آن روز بر او واجب بوده، بنابراين اگر چيزي كه روزه را باطل مي‌كند مرتكب نشده است نيت روزه مي‌كند و آن را به پايان مي‌رساند و اگر برخي مبطلات را مرتكب شده يا بعد از ظهر خوب شد، لازم نيست نيت روزه كند، بلكه بايد بعداً آن را قضا كند.

مسأله24: روزي را كه انسان شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان، واجب نيست روزه بگيرد و اگر بخواهد روزه بگيرد نمي‌تواند نيت روزه‌ي ماه رمضان كند، بلكه نيت روزه‌ي قضا يا مستحبي نمايد و چنان‌چه بعداً معلوم شود كه ماه رمضان بوده، خود به خود از رمضان محسوب مي‌شود.

مسأله25: اگر روزي را كه شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان، به نيت قضا يا مستحبي روزه بگيرد و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است بايد نيت رمضان كند.

مسأله26: بعيد نيست كه يوم‌الشك را بتوان به نيت قربت مطلقه روزه گرفت به اين صورت كه روزه‌ي اين روز داراي امر است يا امر استحبابي - در صورتي كه رمضان نباشد و او روزه‌ي قضايي و امثال آن نداشته باشد – يا امر وجوبي در صورتي كه از رمضان باشد يا قضا و امثال آن داشته باشد. پس روزه را به قصد     آن امر اجمالي انجام مي‌دهد.

يادآوري: به نظر مي‌رسد نهي در روايات متعدد ( ده روايت در باب 6 از ابواب وجوب الصوم و نيته) از روزه‌ي يوم‌الشك ب نيت رمضان، براي اين باشد كه به واجبات الهي چيزي افزوده نشود و دين خدا با احتياط‌ها افزون نگردد و در اين‌جا زمينه بوده كه به عنوان احتياط يا مقدمه‌ي واجب و يا... چيزي اضافه شود و ائمه اطهار از آن نهي كرده‌اند. همان‌گونه كه از به جماعت خواندن نمازهاي مستحبي نهي كرده‌اند تا چيزي كم‌كم وارد دين نشود.

مسأله27: اگر در روزه‌ي واجب معيّن مثل روزه‌ي ماه رمضان، در بين روز به طور جدّي از نيت روزه گرفتن منصرف شود يا جداً در ادامه‌ي روزه مردّد شود روزه‌اش باطل مي‌شود[1] اما اگر اشتياق پيدا كند يكي از كارهايي كه روزه را باطل مي‌كند انجام دهد، تا وقتي‌كه آن را انجام نداده روزه‌اش صحيح است.

مسأله28: در روزه‌ي واجبي كه وقت آن معيّن نيست مانند روزه‌ي قضا يا كفاره، اگر به طور جدّي از نيّت روزه گرفتن منصرف شود چنان‌چه هيچ يك از چيزهايي كه روزه را باطل مي‌كند انجام ندهد و پيش از ظهر تجديد نيّت كند روزه‌اش صحيح است.

مسأله29: در روزه‌ي مستحبي اگر از نيّت روزه گرفتن كاملاً منصرف شود ولي قبل از انجام دادن مبطلات و قبل از پايان يافتن وقت روزه، نيّت خود را تجديد كند روزه‌اش صحيح است.

مسأله30:‌ در روزه‌ي واجبي كه وقت آن معيّن نيست و وقت براي انجام آن وسعت دارد، نظير روزه‌ي قضا، روزه‌دار مي‌تواند پيش از ظهر روزه‌ي خود را باطل نمايد.

مسأله31: كسي كه روزه‌ي ماه رمضان خود را قضا مي‌كند نمي‌تواند بعد از ظهر روزه‌ي خود را باطل كند بلكه بايد آن را تمام كند.

مسأله32: كسي كه روزه‌ي مستحبي گرفته است هر وقتي مي‌تواند آن را باطل كند.

شرايط صحّت روزه

چون روزه عبارت است از خودداري كردن از مفطرات و با ساير عبادات تفاوت اساسي دارد نياز بود كه شرايط صحّت و وجوب آن جداگانه بحث شود.

1. اسلام

2. عقل

3. حائض و نفساء نبودن

4. مسافر نبودن

5. بيمار نبودن

مسأله: ايمان يعني شيعه بودن شرط صحيح بودن روزه نيست بلكه شرط قبول آن است.

مسأله: اگر سنّي، شيعه شد روزه‌هايي كه طبق مذهب خودش صحيح انجام داده قضا نمي‌خواهد ولي روزه‌هايي را كه نگرفته بايد قضا كند.

مسأله: بلوغ شرط صحت روزه نيست بنابراين روزه‌ي اطفال مميّز صحيح است.

مسأله: اگر بچه‌ي مميّزي اجير شد كه از كسي روزه بگيرد و اطمينان از گرفتن او وجود داشته باشد اجاره و روزه‌ي او صحيح است.

مسأله: اگر كسي در اثناء روزه مرتد شود روزه‌اش باطل مي‌شود و رجوع دوباره‌ي او آن روزه را صحيح نمي‌كند مگر اين‌كه روزه‌ي واجب معيّن باشد و پيش از زوال از ارتداد برگردد و نيّت آن روزه را تجديد كند.

مسأله: اگر كسي اول طلوع فجر عاقل بود و بعد از آن ديوانه شد و قبل از ظهر خوب شد و مفطري در اين خلال انجام نداده باشد، بعيد نيست كه روزه‌ي واجب معيّن از او صحيح باشد

مسأله: با جنابت وارد صبح شدن مانع صحيح بودن روزه نمي‌شود. هم‌چنين اگر زني از حيض يا نفاس پاك شده، روزه از او صحيح است و وجوب غسل، براي انجام نماز صبح است.

مسأله: روزه در سفر صحيح نيست مگر در چند مورد:

الف) روز خاصي را كه نذر كرده در حضر يا سفر روزه بگيرد.

ب) سه روز روزه‌اي كه به جاي قرباني است و بايد در خلال اعمال حج گرفته شود.

ج) 18روز روزه‌اي كه بر كسي كه عمداً قبل از غروب از عرفات به سوي مِنا حركت كرده است.

د) سه روزي كه مستحب است حاجي در مدينه روزه بگيرد.

هـ) مسافري كه نمي‌داند روزه در سفر باطل است، اگر روزه گرفت و تا مغرب نفهميد روزه‌اش صحيح است.

مسأله: كسي كه يقين دارد روزه برايش ضرر دارد و موجب مي‌شود كه يا بيماريش شدت يابد يا ديرتر خوب شود، روزه‌اش صحيح نيست هم‌چنين كسي كه احتمال عقلايي بدهد كه روزه برايش ضرر دارد. بله اگر قصد مخالفت با شرع را نداشته و قصد قربت از او محقق شود بعيد نيست كه حكم به صحيح بودن آن روزه‌ها شود.

مسأله: كسي كه قبل از اذان صبح نيّت روزه كرده و همه روز را خواب بوده روزه‌اش صحيح است.

مسأله: كسي كه بدون نيّت روزه، قبل از اذان صبح خوابيده و بعد از ظهر بيدار شده است روزه‌ي واجب، از او صحيح نيست و بايد قضايش را انجام دهد.

مسأله: نه تنها روزه‌ي اطفال مميّز صحيح است بلكه مستحب است كه به روزه گرفتن تشويق شوند.

مسأله: در صحيح بودن روزه‌ي مستحبي شرط است كه مكلّف روزه‌ي قضايي يا نذر مطلق و امثال آن به عهده نداشته باشد.

مسأله: اگر فراموش كرد كه روزه‌ي واجب به عهده دارد و روزه‌ي استحبابي گرفت و بعد از مغرب متوجه شد صحيح است ولي اگر در بين روز يادش آمد و وقت براي برگرداندن نيّت به روزه‌ي واجب، صلاحيت دارد، مي‌تواند نيّت روزه‌ي واجب كند يا آن را افطار كند و اگر وقت براي روزه‌هاي واجب صلاحيت ندارد، در اين صورت بعيد نيست كه روزه‌ي مستحبي از او صحيح باشد.

مسأله: كسي كه روزه‌هاي واجب به عهده دارد و مي‌خواهد روزه‌ي مستحبي بگيرد مي‌تواند آن روزه را با نذر بر خود واجب كند.

مسأله: اجير بودن براي انجام روزه‌هاي ديگران، مانع از صحّت روزه‌ي مستحبي براي خودش نيست.

شرايط وجوب روزه

اول: بلوغ

دوم: عقل

سوم: بي‌هوش نباشد

چهارم: مريض نباشد

مسأله: بر بچه‌اي كه قبل از اذان صبح بالغ شود و بر ديوانه‌اي كه قبل از اذان صبح، سالم شود روزه‌ي آن روز واجب است.

مسأله: مراد از بلوغ پسران، احتلام آنان است كه معمولاً در سن سيزده تا پانزده سالگي اتفاق مي‌افتد و مراد از بلوغ دختران، حائض شدن آنان است كه تقريباً در همان سنين اتفاق مي‌افتد. يكي ديگر از علائم بلوغ در هر دو روييدن موي زبر اطراف شرمگاه است ولي سن به تنهايي علامت بلوغ نيست. بله اگر پسر يا دختر به سني رسيدند كه بيشتر هم رديفي‌هاي آن‌ها از طريق علامت‌هاي ذكر شده بالغ شده‌اند، آنان نيز بالغ محسوب مي‌شوند و بايد عبادات خود را انجام دهند.

مسأله: روزه بر فردي كه هنگام اذان صبح، در حالت اغماء و بي‌هوشي به سر مي‌برد واجب نيست، بله اگر در هنگام طلوع فجر به هوش بود و نيّت روزه كرد و در بين روز مقداري بي‌هوش شد، بايد روزه‌ي خود را به پايان برساند.

مسأله: بيماري كه روزه گرفتن برايش زيان‌بار است اگر پيش از ظهر (به طور ناگهاني) خوب شد و چيزي كه روزه را باطل كند انجام نداده است مي‌تواند نيّت روزه كند ولي روزه گرفتن آن روز، بر او واجب نيست.

مسأله: مسافري كه بايد نماز را شكسته بخواند نمي‌تواند روزه بگيرد اما اگر در جايي قصد اقامه‌ي ده روز نمود يا شغلش در سفر و يا راننده بود يا سي روز در جايي مردد ماند بعد از آن بايد نمازهاي خود را تمام بخواند و روزه‌هاي خود را نيز بگيرد.

مسأله: مراد از مسافر كسي است كه به اندازه‌ي يك روز - حدوداً دوازده ساعت - بيرون از شهر محل سكونتش طي مسير كند كه اگر پياده است حدوداً هشت فرسخ و اگر با وسايل نقليه‌ي امروزي است مقدار مسافت بستگي به نوع و سرعت آن وسايل دارد.

مسأله: كسي كه از كشوري به كشور ديگر مي‌رود كه نياز به مقدمات فراوان قبلي دارد و معمولاً چند روز طول مي‌كشد، مسافر است ولو اين‌كه با هواپيما سفر كند و به مقدار 12ساعت، هواپيما در حركت نباشد. زيرا ملاك در سفر يكي از دو چيز است: الف) پيمودن يك روز راه    ب) شب نتواند در خانه نزد اهل و عيالش باشد.[2]

مسأله: كسي كه به خاطر معصيت، سفر مي‌كند نمازش تمام است و بايد روزه‌ي خود را بگيرد.

مسأله: مراد از سفر، سفر تلفيقي است بنابراين اگر از منزلش شش ساعت طي مسير كند كه بخواهد همان روز يا روزهاي بعد به منزل برگردد مسافر محسوب مي‌شود.

مسأله: در ماه رمضان، روزه‌دار اگر قبل از ظهر براي سفر از وطنش خارج شد بايد روزه‌ي خود را افطار كند و اگر بعد از ظهر خارج شد بايد روزه‌اش را بگيرد.

مسأله: در ماه رمضان، اگر مسافر قبل از ظهر به وطنش رسيد و چيزي كه روزه را باطل مي‌كند مرتكب نشده است بايد آن روز را روزه بگيرد ولي اگر بعد از ظهر به وطنش رسيد روزه‌ي آن روز واجب نيست.

مسأله: در ماه رمضان مي‌توان براي فرار از روزه مسافرت كرد ولي براي فرار از روزه‌ي واجب معيّن نمي‌توان مسافرت كرد بلكه اگر مسافر است بايد خود را به وطن برساند يا قصد كند در محلي ده روز بماند تا بتواند روزه‌ي واجب معيّن خود را بگيرد.

مسأله: مسافرت نمودن در ماه رمضان، قبل از بيست و سوم مكروه است مگر اين‌كه براي حج يا عمره يا حفظ جان و مال و ضروراتي از اين قبيل باشد.

مسأله: مكروه است كه مسافر در ماه رمضان خود را كاملاً از غذا سير كند يا اين‌كه جماع نمايد.

 

[1] چون روزه قصد امساك يا خودداري كردن است و چنين فردي، از اين قصد دست برداشته است ولي در فرض بعدي او از قصد روزه دست بر نداشته بلكه مشتاق خوردن يا آشاميدن است.

[2] توضيح اين بحث را در مقاله‌ي «حكم نماز و روزه‌ي مسافر در عصر جديد» در مجله‌ي فقه (كاوشي نو در فقه اسلامي) شماره‌ي 27-28 آورده‌ام.