Mobile menu

مسائل روزه 3

كارهايي كه بر روزه‌دار جايز است

مسأله:‌ براي روزه‌ي روزه‌دار اشكالي ندارد كه نگين انگشتر يا سنگريزه‌اي را بمكد و اشكالي ندارد كه براي بچه يا پرندگان، طعامي را بجود و نرم كند و اشكالي ندارد كه طعم غذا را بچشد به شرط اين‌كه غذا را به حلق نرساند. بله اگر بدون قصد يا بدون آگاهي يا در اثر فراموشي به حلق رسيد اشكالي ندارد اما در صورت علم، روزه‌خواري عمدي محسوب مي‌شود. هم‌چنين براي روزه‌اش ضرري ندارد كه آدامس بجود و فرو بردن بزاق ترشح شده به دنبال آن نيز اشكالي ندارد، مگر اين‌كه آدامس تكه تكه شود و ذرات آن داخل بزاق شود.

مسأله: هم‌چنين نشستن درآب اشكالي ندارد ولي نبايد سر را زير آب فرو برد، هم‌چنين تر كردن لباس اشكالي ندارد و مسواك با چوب سبز و خشك بدون اشكال است ليكن اگر مسواك با آب دهان تر شد و بيرون آورده شد احتياطاً قبل از بردن دوباره‌ي آن به دهان، تكان داده شود تا قطرات ريز آب آن داخل دهان نشود. ولي به هر حال اگر آب‌هاي مسواك در آب دهان مستهلك شود بلعيدن آن به روزه ضربه‌اي نمي‌زند.

مسأله:‌ مكيدن لب‌هاي زوجه و فرزند براي روزه‌دار اشكالي ندارد.

مسأله: اگر خون كمي از لاي دندان‌ها خارج شود و در آب دهان مستهلك شود بلعيدنش اشكالي ندارد ولي تلاش در مستهلك ساختن آن خلاف احتياط و بلكه ممنوع است.

اموري كه سزاوار نيست روزه‌دار مرتكب نشود

واجب است كه روزه‌دار در ماه رمضان و به احترام آن از تمامي حرام‌هاي الهي دوري كند و از اموري كه در حال غير روزه مكروه است با جديت بيشتري اجتناب كند و در اين ماه تمام اعضا و جوارحش را از حرام و مكروه نگه دارد اما برخي امور كه براي غير روزه‌دار مكروه نيست ولي سزاوار است كه روزه‌دار از آن اجتناب كند عبارتند از:

1. بوسيدن زن و بازي با او از روي شهوت به ويژه براي كسي كه شهوتش تحريك مي‌شود.

2. هر چيزي كه از راه بيني و چشم به حلق برسد و خوردن بر آن صادق نباشد.

3. حمام رفتني كه به خاطر آن ضعيف شود يا ترس ضعيف شدن داشته باشد.

4. خون دادن، حجامت كردن و هر كاري كه موجب ضعف روزه‌دار شود.

5. نشستن زنان در آب.

6. اماله كردن با چيزهاي جامد.

7. كندن دندان.

8. مضمضه‌هاي بيهوده.

مواردي كه قضا و كفاره هر دو واجب است

1. اگر از روي علم و آگاهي و عمد چيزي بخورد يا بياشامد يا خود را جنب كند.

2. اگر قبل از آن‌كه حجّت شرعي بر مغرب شدن اقامه شود روزه‌ي خود را افطار كند، مگر اين‌كه بعداً ثابت شود مغرب شده بوده است.

3. اگر بعد از اين‌كه حجّت شرعي بر طلوع فجر اقامه شد، باز خوردن و آشاميدن را ادامه دهد، مگر اين‌كه بعداً ثابت شود هنوز شب بوده است.

در صورتي‌كه روزه‌دار بر حرام افطار كند مثلاً با شراب يا با زنا افطار كند احتياط مستحب آن است كه كفاره‌ي جمع بپردازد. يعني علاوه بر شصت روزه، شصت مسكين را نيز طعام دهد و - در صورت وجود برده - يك برده آزاد كند.

كفاره‌ي روزه[1]

مسأله: اگر كسي عمداً و بدون عذر شرعي با خوردن، آشاميدن و يا خود را جنب ساختن، روزه‌ي خود را باطل كند علاوه بر اين كه بايد قضاي آن روزه را بگيرد بايد كفاره نيز بدهد.

مسأله: كفاره‌ي خوردن روزه‌ي ماه رمضان سه چيز است كه يكي از آن‌ها را بايد انجام داد:

الف) گرفتن شصت روز روزه به‌گونه‌اي كه سي و يك روز آن پشت سر هم باشد.

ب) دادن شصت پُرس غذا به شصت فقير.

ج) آزاد كردن يك برده (كه امروزه موضوع آن منتفي است)

مسأله: كسي كه مي‌خواهد به عنوان كفاره‌ي روزه‌ي ماه رمضان، دو ماه پشت سر هم روزه بگيرد بايد طوري شروع كند كه پيش از گرفتن سي و يك روزه، به روزي مانند عيد قربان كه روزه در آن حرام است، برخورد نكند، هم‌چنين نبايد به روزي برخورد كند كه روزه‌ي آن بر او واجب معيّن است ولي اگر عذرهايي نظير حيض يا نفاس يا مريضي يا سفري كه در رفتن آن مجبور است پيش بيايد و بين روزه‌ها فاصله شود مانعي ندارد و بايد پس از برطرف شدن عذر، بقيه‌ي روزه‌ها را بگيرد.

مسأله: كسي كه بايد دو ماه پي در پي روزه بگيرد، اگر در بين سي و يك روز، بدون عذر يك روز را روزه نگيرد، يا وقتي شروع كند كه در بين آن به روزي برسد كه روزه‌ي آن واجب معيّن است، بايد روزه‌ها را از سر بگيرد.

مسأله: كسي كه مي‌خواهد شصت فقير را سير كند مي‌تواند آنان را يك‌باره يا در چند نوبت دعوت كند و نيز مي‌تواند به هر كدام يك ژتون غذا بدهد و احتياط واجب آن است كه امروزه به يك مُدّ (= هفتصد و پنجاه گرم يا نهصد گرم) گندم، آرد يا نان اكتفا نكند.[2] بله اگر توان پرداخت آن مقدار را نداشته باشد هر چند فقيري را كه مي‌تواند سير كند و اگر به هيچ مقدار توان ندارد استغفار كند و احتياط آن است كه هرگاه توانست كفاره را بپردازد.

مسأله: نمي‌توان به جاي شصت غذا به شصت فقير، به سي فقير دو وعده‌ي غذا داد حتي اگرچه به شصت فقير دسترسي نداشته باشد، ولي مي‌توان كفاره‌ي چند روز را به يك فقير داد. بنابراين كسي كه ده روزه را عمداً خورده است مي‌تواند به شصت فقير، ده وعده غذا بدهد.

مسأله: كسي كه عمداً روزه‌ي خود را خورده اگر بعدازظهر مسافرت كند كفاره از او ساقط نمي‌شود ولي اگر پيش از ظهر براي فرار از كفاره مسافرت كند بعيد نيست كه كفاره از او ساقط شود، هر چند احتياط واجب در اداء آن است.

مسأله: كسي كه عمداً روزه‌ي خود را خورده اگر در خلال روز حائض يا مريض شود كفاره از او ساقط مي‌شود.

مسأله: اگر يقين كند كه روزه اول ماه رمضان است و روزه‌ي خود را عمداً باطل كند سپس معلوم شود كه آخر شعبان بوده است كفاره بر او واجب نيست.

مسأله: اگر يقين داشته باشد كه روز آخر رمضان است و عمداً روزه‌ي خود را افطار كند و بعد معلوم شود كه اول شوال بوده كفاره بر او واجب نيست، هم‌چنين است اگر شك داشته باشد كه آخر ماه رمضان است و با اين حال روزه‌ي خود را افطار كند.

مسأله: اگر مردي روزه‌داري همسر روزه‌دار خود را به جماع مجبور كند كفاره‌ي روزه‌ي خود و احتياطاً كفاره‌ي روزه همسرش بر او واجب مي‌شود و اگر زن راضي بوده يا در اثناء راضي شود كفاره‌ي هر يك بر عهده‌ي خود اوست.

مسأله: اگر مرد روزه‌دار در حالي‌كه همسر روزه‌دارش خواب بود با او آميزش كرد، تنها يك كفاره از ناحيه‌ي خودش بدهكار است و روزه‌ي زن باطل نمي‌شود.

مسأله: اگر زن، شوهرش را به آميزش وادار كرد كفاره‌ي شوهر به عهده‌ي زن نمي‌آيد.

مسأله: كسي كه به واسطه‌ي مريضي يا مسافرت روزه نمي‌گيرد نمي‌تواند زن روزه‌دار خود را به آميزش مجبور كند و اگر وادار نمايد احتياطاً كفاره‌ي همسر را بدهد.

مسأله: انسان نبايد در به جا آوردن كفاره كوتاهي كند ولي انجام فوري آن نيز لازم نيست و اگر چند سال طول بكشد نيز چيزي بر آن افزوده نمي‌شود ولي سستي در انجام تكاليف الهي حرام است.

مسأله: كسي كه قضاي روزه‌ي رمضان را گرفته، اگر تا ظهر آن را باطل نكرده است، بعد از ظهر آن را باطل نكند وگرنه بايد به ده فقير هركدام يك وعده طعام دهد و اگر نمي‌تواند بايد سه روز روزه بگيرد.

مسأله: اگر نذر كرد كه روز معيّني را روزه بگيرد و عمداً آن روز را روزه نگرفت كفاره‌اش مانند كفاره‌ي سوگند است يعني غذا دادن يا پوشاندن ده نفر و يا آزاد كردن يك برده است و اگر نمي‌تواند سه روز روزه بگيرد.

مسأله:‌ اگر معتكف در شب يا روز جماع كند كفاره‌اش مثل كفاره‌ي افطار عمدي در ماه رمضان است.

مسأله: اگر روزه‌دار روزه‌ي ماه رمضان خود را با آب و غذا باطل كند، يك كفاره به عهده‌ي اوست اگرچه تا شب چندين مرتبه غذا بخورد، ولي اگر با جماع روزه‌ي خود را باطل كند بنابر احتياط با تكرار جماع كفاره‌اش متكرر مي‌شود.

مسأله: اگر با زنا روزه‌ي ماه رمضان خود را باطل كند و تا شب چندين مرتبه با همان زن يا زن ديگر زنا كند بنابر احتياط كفاره متكرر مي‌شود و احتياط آن است كه كفاره‌ي جمع بپردازد.

مسأله: اگر با غذا روزه‌ي خود را باطل كرد و بعد از آن جماع كرد احتياطاً دو كفاره بدهكار است.

مسأله: كسي كه با غذاي حلال افطار كند و بعد غذاي حرام بخورد، يك كفاره بدهكار است.

مسأله: كسي كه عمداً در ماه رمضان روزه‌خواري كند تعزير مي‌شود و اگر پس از دو بار تعزير باز به روزه‌خواري ادامه داد به تفصيلي كه در كتاب حدود خواهد آمد، كشته مي‌شود.

مواردي كه فقط قضاي روزه واجب است

1. هرگاه روزه‌دار عزم جدّي كند كه روزه نباشد و با اين حال هيچ يك از مفطرات روزه را انجام ندهد.

2. هرگاه روزه‌دار جداً عزم ريا نمايد به گونه‌اي كه اگر جاي خلوتي پيدا كند كه كسي او را نمي‌بيند روزه‌ي خود را افطار مي‌كند.

3. هرگاه مكلّفي اصلاً قصد روزه نكند ولي تصميم بگيرد چون مردم روزه مي‌گيرند او نيز به قصد لاغر شدن و امثال آن از مبطلات روزه خودداري كند.

4. هرگاه مكلّفي اصلاً قصد روزه نكند ولي به خاطر وجود شرايطي، نتواند هيچ يك از مفطرات را مرتكب شود.

5. هرگاه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و در حال جنابت دو روز يا بيشتر يا تمام ماه را روزه بگيرد.

6. هرگاه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و در حال جنابت يك روز روزه گرفته باشد احتياطاً آن را قضا كند.

7. هرگاه در ماه رمضان بدون اين‌كه تحقيق كند صبح شده يا نه، كاري را كه روزه را باطل مي‌كند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است.

8. هرگاه در ماه رمضان تحقيق كند و حجّت بر صبح بودن برايش حاصل نشود و مفطري را انجام دهد و بعداً معلوم شود صبح بوده است.

9. هرگاه به گفته‌ي كسي كه مي‌گويد صبح نشده،‌ كاري را كه روزه را باطل مي‌كند انجام دهد، سپس معلوم شود صبح بوده است.

10. هرگاه نابينا به گفته‌ي كسي كه مي‌گويد مغرب شده بدون حصول گمان، روزه‌ي خود را افطار كند و بعد معلوم شود مغرب نبوده است.

11. هرگاه فردي خبر دهد كه صبح شده و روزه‌دار گمان كند كه او دروغ مي‌گويد و به خوردن ادامه دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است.

12. به خاطر تاريكي قطع پيدا كند كه مغرب شده است و بعداً معلوم شود اشتباه كرده است.[3]

13. اگر بي‌جهت يا براي خنك شدن مضمضه كند و بي‌اختيار آب فرو رود. ولي اگر فراموش كند كه روزه است يا مضمضه براي وضوي نماز واجب باشد قضا بر او واجب نيست.

14. هرگاه روزه‌ي واقعي افطار شود و مكلّف به طور كامل معذور نباشد و به طور كامل عامد نباشد تنها قضا واجب مي‌شود.

احكام روزه‌ي قضا

مسأله: اگر ديوانه‌اي عاقل شود يا كافري مسلمان شود قضاي روزه‌هاي زمان ديوانگي يا زمان كفر بر او واجب نيست، بله اگر مسلماني كافر شود و دوباره مسلمان گردد بنابر احتياط، قضاي روزه‌هاي زمان ارتدادش بر او واجب است.

مسأله: اگر انسان با اختيار خود، مست شد (چه براي مداوا باشد يا نباشد) بايد قضاي روزه‌هايي را كه از او ترك شده، انجام دهد ولي اگر از روي غفلت، نسيان و اموري از اين قبيل مست شد، قضاي آن روزه‌ها واجب نيست.

مسأله: هرگاه سنّي، شيعه شد روزه‌هايي كه نگرفته بايد قضا كند ولي روزه‌هايي كه بر طبق مذهب خودش يا مذهب ما گرفته است، قضا ندارد.

مسأله: كسي‌كه بدون نيّت روزه قبل از طلوع فجر خوابيده و بعد از ظهر بيدار شده است بايد ان روزه را به پايان برساند و قضاي آن را بگيرد.

مسأله: حائض و نفساء بايد قضاي روزه‌هايي را كه در ايام حيض و نفاس نگرفته اند پس از پاك شدن بگيرند.

مسأله: كسي كه تعدادي از روزه‌هايش را نگرفته و تعداد آن‌ها را نمي‌داند مي‌تواند آن مقداري را كه يقين دارد نگرفته، قضا كند ولي احتياط مستحب آن است كه مقدار بيشتر را انجام دهد.

مسأله: كسي كه در ماه رمضان به واسطه‌ي عذري روزه نگرفته و بعد از رمضان عذر او برطرف شود بايد تا رمضان ديگر قضاي آن را بگيرد وگرنه، بايد پس از ماه رمضان، علاوه بر گرفتن قضا، براي تأخير هر روزه، يك فقير را اطعام كند.

مسأله: كسي كه در ماه رمضان به خاطر بيماري روزه نگرفت و بيماري او تا رمضان بعدي ادامه يافت، قضاي روزه‌ها از او ساقط است و به جاي هر روزه، يك فقير را اطعام كند.

مسأله: مراد از اطعام، يك پُرس غذاي معمولي است و چون خوردن نان بدون خورش امروزه در بيشتر اقشار جامعه مرسوم نيست و با 750 يا 900 گرم گندم يا نان، نمي‌توان نان و خورشي متعارف تهيه كرد، كفايتش بعيد مي‌نمايد.

مسأله: كسي كه در ماه رمضان به خاطر مسافرت روزه نگرفته و سفرش تا سال بعد طول بكشد يا از كساني محسوب مي‌شود كه خانه‌هايشان با آن‌هاست كه مي‌تواند در سفر روزه بگيرد و يا از اين گروه نيست كه براي هر روزه يك فقير را اطعام مي‌كند.

مسأله: كسي كه در ماه رمضان به خاطر مسافرت روزه نگرفته و پس از آن به خاطر بيماري نتوانسته روزه‌ها را قضا كند، به جاي هر روزه يك فقير را اطعام كند.

مسأله: به طور كلي به نظر مي‌رسد كه اگر كسي به خاطر عذري در ماه رمضان روزه نگرفت و معذور بودن او با آن عذر يا با عذر ديگر، تا رمضان بعدي ادامه يافت، روزه از او ساقط مي‌شود و به جاي هر روزه يك فقير را اطعام مي‌كند و در اين مورد فرقي بين مريض، مسافر، آبستن و زن شير دهنده‌ي بچه نيست.

مسأله: كسي كه بدون عذر روزه‌ي ماه رمضان خود را باطل كرده بايد تا رمضان سال بعد آن را انجام دهد و اگر انجام نداد علاوه بر قضاي روزه‌ها بايد براي تأخير در قضاي هر روزه، يك فقير را اطعام كند. اين كفاره علاوه بر كفاره‌ي افطار عمدي است كه بحثش گذشت.

مسأله: قضاي ماه رمضان واجب موسّع است يعني مي‌توان در هر يك از ماه‌هاي سال آن را انجام داد ولي وقتي‌كه به تعداد روزه‌هاي قضا شده، تا ماه رمضان فاصله است واجب مضيّق مي‌شود يعني بايد هر روز را روزه بگيرد و اگر نگرفت، چنان‌چه قبلاً بيان شد بايد پس از ماه رمضان آن‌ها را قضا كند و براي هر روزه‌اي كه تأخير شده، يك فقير را اطعام كند.

مسأله: چنان‌چه كسي از چندين ماه رمضان، روزه‌ي قضا به عهده دارد، هر كدام را كه اوّل بگيرد مانعي ندارد ولي اگر وقت تنگ است روزه‌هاي ماه رمضان آخر را قضا كند (تا كفاره‌ي تأخير اين روزه‌ها به دوشش نيفتد و نسبت به روزه‌ي واجب سال آخر سستي از او سر نزده باشد.)

مسأله: اگر از روي عمد روزه‌هاي قضا را چندين سال به تأخير بيندازد، كفاره‌ي تأخير، اضافه نمي‌شود و براي هر روزه علاوه بر قضا، تنها يك اطعام كافي است.

مسأله: اگر بيماري فردي مثلاً سه سال طول كشيد براي رمضان‌هاي اول و دوم به جاي هر روزه يك فقير را اطعام كند و تنها روزه‌ي ماه رمضان سوم بر او واجب است.

مسأله: كسي كه به نيّت قضاي ماه رمضان روزه گرفته و وقت روزه‌ي او تنگ نباشد (يعني تعداد روزهايي كه تا ماه رمضان باقي مانده بيش از تعداد روزه‌هاي قضاي شده از او در رمضان گذشته است) مي‌تواند پيش از ظهر روزه‌ي خود را باطل كند. ولي بعد از ظهر جايز نيست آن را باطل كند و اگر باطل كرد بايد كفاره بدهد و كفاره‌اش اين است كه ده فقير را اطعام كند و اگر نمي‌تواند سه روز روزه بگيرد.

مسأله: اگر قضاي روزه‌ي ميّتي را - استيجاري يا مجاني - گرفته باشد، احتياط مستحب آن است كه بعد از ظهر آن را باطل نكند.

مسأله: اگر به علت بيماري يا حيض يا نفاس روزه‌ي ماه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن ماه رمضان از دنيا برود قضاي آن روزه‌ها بر كسي واجب نيست ولي اگر به علت مسافرت روزه‌هاي خود را نگرفت و پيش از تمام شدن ماه رمضان از دنيا رفت قضاي آن‌ها واجب است.

مسأله: روزه‌هايي كه به خاطر عذري از ميّت ترك شده و پس از آن مي‌توانسته آن‌ها را قضا كند و اهمال كرده است بر ولّي او واجب است و احتياط آن است كه ولّي روزه‌هايي را كه از آخرين ماه رمضان ميّت، حتي بدون عذر، ترك شده است انجام دهد.

مسأله: مراد از ميّت اعم از مرد و زن است و مراد از ولّي، بزرگترين پسري است كه بالغ و عاقل باشد تا بتواند مكلّف فعلي باشد نه تقديري و در صورت نبود چنين فردي، تكليفي بر ديگران در رابطه با تكاليف عبادي ميّت نيست.

مسأله: اگر ميّت فرزند نداشت و پدري كه قابل تكليف فعلي باشد وجود داشت بعيد نيست كه تكاليف آخرين ماه رمضان ميّت به عهده‌ي او باشد كه به جاي هر روزه فقيري را اطعام كند يا روزه بگيرد.

مسأله: ولّي ميّت مي‌تواند خودش روزه‌هاي قضا شده از آخرين ماه رمضان ميّت را انجام دهد و مي‌تواند از مال خود كسي را اجير كند و اگر اجير، روزه‌ي صحيح نياورد، تكليف از ولّي ساقط نيست.

مسأله: اگر ميّت، وصيّت كرد كه از ثلث مالش براي نمازها يا روزه‌هاي قضا شده‌ي او فردي اجير شود و مقدار آن‌ها را مشخص كرد، بايد به وصيّت عمل شود ولي اگر وصيّت نكرد نمازهاي قضا شده‌ي او - به جز نماز فعلي همان روز - بر عهده‌ي كسي نيست.

مسأله: اگر ولّي بداند مقداري از روزه‌هاي ماه رمضان ميّت، به خاطر عذري قضا شده است و نداند كه آيا قبل از مرگ، آن‌ها را انجام داده يا خير، در صورتي‌كه ظاهر حال او انجام تكاليفش باشد، از ولّي ساقط است.

مسأله: اگر ميّت قبل از مردن در اين كه روزه‌هاي قضا شده‌ي آخرين رمضان را انجام داده يا خير، شك داشت و آن شك را به گوش ولّي رسانيد، بعيد نيست كه ولّي مكلّف به انجام آن باشد.

مسأله: روزه‌هايي كه با نذر و امثال آن بر كسي واجب شده و قبل از انجام آن‌ها از دنيا رفته است به عهده‌ي وليّ او نمي‌باشد.

كساني كه روزه بر آن‌ها واجب نيست

اول: كساني كه به علّت پيري توانايي روزه گرفتن ندارند ولي خوب است كه به جاي هر روزه، يك پُرس غذا به فقير بدهند.

دوم: كساني كه به علّت پيري روزه گرفتن براي آنان مشقّت داد ولي واجب است كه به جاي هر روزه، يك پُرس غذا به فقير بدهند.

سوم: كسي كه به خاطر بيماري قند يا نظاير آن زياد تشنه مي‌شود. ولي واجب است كه به جاي هر روزه، يك پُرس غذا به فقير بدهد.

مسأله: كسي كه بيماري قند ندارد ولي اتفاقاً زياد تشنه شود كه بر سلامتي خود بترسد مي‌تواند به مقداري كه ترسش برطرف شود آب بنوشد و خود را سيراب نكند و روزه‌اش صحيح است.

چهارم: زن آبستن كه زايمانش نزديك است و  روزه برايش يا براي بچه‌اش ضرر دارد و چون معمولاً نمي‌تواند تا ماه رمضان بعدي روزه بگيرد، به جاي هر روزه، يك پُرس غذا به فقير بدهد.

پنجم: مادري كه بچه‌ي خود را شير مي‌دهد و در اثر روزه گرفتن شيرش كم مي‌شود به گونه‌اي كه به خودش يا به فرزندش ضرر مي‌رسد.

مسأله: زني كه در اثر روزه گرفتن شيرش كم مي‌شود و توان سير كردن بچه را ندارد، در حال اختيار در ماه رمضان از قبول دايگي خودداري كند و روزه‌هايش را بگيرد ولي اگر راهي براي تغذيه‌ي طفل وجود نداشت يا راهي براي ارتزاق شير دهنده وجود نداشت، روزه‌اش را بخورد و هر وقت كه توان داشت آن را قضا كند.

روزه‌هاي حرام

1. روزه‌ي عيد فطر و قربان ذاتاً حرام است و هيچ‌گونه راهي براي جواز انجام آن وجود ندارد.

2. روزه گرفتن به نيّت ماه رمضان در روزي كه معلوم نيست آخر شعبان است يا اول رمضان[4]. ولي روزه گرفتن به نيّت آخر شعبان جايز است.

3. روزه گرفتن در ايام تشريق يعني دهم، يازدهم و دوازدهم ذي‌الحجه براي كسي كه در مِناست. (در شرايط خاصي گرفتن چنين روزه‌اي جايز مي‌شود.)

4. روزه‌ي مستحبي زن هنگامي كه مزاحم حقوق شوهر باشد.

مسأله: در هنگام حضور شوهر، احتياط آن است كه زن بدون اجازه از شوهر روزه‌ي مستحبي نگيرد اگر چه مزاحم حق او نباشد.

5. روزه‌ي مستحبي فرزند، اگر موجب ناراحتي و اذيت پدر يا مادر شود.[5]

6. بيماري كه روزه به او آسيب مي‌رساند كه بحثش گذشت.

7. روزه‌ي مسافر مگر در موارد استثناء كه بحثش گذشت.

روزه‌ي وصال، دهر و سكوت نيز حرام است كه چون متعارف نيست از توضيح پيرامونش خودداري مي‌شود.

روزه‌هاي مكروه

1. روزه‌ي روز عاشورا به عنوان تشبّه به بني اميّه و شادي‌هاي آنان مكروه است ولي اگر كسي از روي حزن روزه بگيرد خالي از محبوبيت نيست و بهتر آن است كه  بدون نيّت روزه و بدون خوردن سحري براي تشبّه به امام حسين (ع) و اصحابش از خوردن و آشاميدن تا عصر بپرهيزد، سپس افطار كند.

2. روزه‌ي روز عرفه هنگامي كه اوّل ماه مشخص نباشد و احتمال روز عيد بودن وجود داشته باشد.

3. روزه‌ي روز عرفه براي كسي كه بترسد در اثر ضعف، از خواندن دعا در اين روز وا مي‌ماند.

4. روزه‌ي مستحبي ميهمان بدون اذن ميزبان مكروه است و با نهي ميزبان احتياط آن است كه روزه را نگيرد.

5. فرزندي كه نزد پدر و مادر است مكروه است كه بدون اذن آنان روزه‌ي مستحبي بگيرد ولي اگر در مكان ديگري زندگي مي‌كند كه آنان از حال او بي‌خبرند مي‌تواند روزه بگيرد و به آنان خبر ندهد.

6. روزه‌ي دو روز بعد از عيد فطر

[در واقع در موارد فوق، روزه مكروه نيست آن‌چه مكروه است عنوان ديگري است كه بر اين روزه منطبق مي‌شود.]

روزه‌هاي واجب و مستحب

روزه‌هاي واجب

1. روزه‌ي ماه رمضان

2. روزه‌ي كفاره

3. روزه‌ي قضا

4. روزه‌ي بدل از قرباني در حج تمتّع براي كسي كه پول براي خريد قرباني ندارد.

5. روزه‌اي كه فرد با نذر، عهد و قسم و يا با شرط و اجاره بر خود واجب مي‌كند.

6. روزه‌ي روز سوم اعتكاف

مسأله: اعتكاف به خودي خود مستحب است ولي كسي كه معتكف شد و روز اول و دوم آن را به اتمام رسانيد، اعتكاف در روز سوم و روزه‌ي آن بر او واجب مي‌شود.

روزه‌هاي مستحب

روزه‌ي تمامي روزهاي سال به جز آن‌چه در حرام و مكروه گذشت مطلوب است ولي براي بعضي روزها سفارش بيشتري شده است.

1و2. سه روز در هر ماه كه بهترين كيفيت آن پنج‌شنبه‌ي اول و آخر ماه و چهارشنبه‌اي كه بعد از دهم ماه باشد و كيفيت دومش عبارت است از: سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم از هر ماه.

3. بر روزه‌ي تمامي روزهاي رجب و شعبان تأكيد شده است.

4. روز اول تا نهم ذي‌الحجه.

5. روز تولد پيامبر (ص) (17ربيع‌الاول)

6. روز عيد غدير (18ذي‌الحجه)

7. روز 25ذي‌القعده

8. روز مبعث (27رجب)

مسأله: كسي كه روزه‌ي واجب دارد نمي‌تواند روزه‌ي مستحبي بگيرد ولي اگر روزه‌ي واجب خود را در هر يك از روزهاي ذكر شده بگيرد ثواب مضاعف مي‌برد.

مسأله: كسي كه روزه‌ي مستحبي مي‌گيرد لازم نيست آن را به پايان برساند بلكه اگر فرد مؤمني او را به خوردن دعوت كرد، مستحب است دعوت او را قبول كرده و در بين روز افطار كند.

مواردي كه مستحب است از مبطلات روزه خودداري شود

1. مسافري كه روزه‌ي خود را باطل كرده و پيش از ظهر به وطن يا محلي كه مي‌خواهد ده روز در آن‌جا بماند برسد.

2. مسافري كه بعد از ظهر به وطن خود يا جايي كه مي‌خواهد در آن‌جا ده روز بماند برسد.

3. بيماري كه پيش از ظهر خوب شود و كاري كه روزه را باطل مي‌كند انجام داده باشد.

4. بيماري كه بعد از ظهر خوب شود.

5. زني كه در بين روز از خون حيض يا نفاس پاك شود.

6. كافري كه بعد از ظهر ماه رمضان مسلمان شود.

راه ثابت شدن اول ماه

اول: انسان خودش در اول ماه، هلال را ببيند يا به جهتي از جهات برايش يقين حاصل شود كه اول ماه شده است مثلاً از گفته‌ي اهل هيئت و نجوم كه متخصصان اين فن هستند، يقين كند كه ماه متولّد شده و از سيطره‌ي نور خورشيد رهايي يافته است و قابل ديدن است.

دوم: عدّه‌ي زيادي از مردم بگويند ماه را ديده‌ايم به گونه‌اي كه از آن براي انسان اطمينان حاصل شود.

سوم: سي روز از اوّل ماه قبلي بگذرد، به شرطي كه اثبات ابتداي ماه قبلي يقيني باشد.

چهارم: دو مرد عادل بگويند كه در شب، ماه را ديده‌ايم و اطميناني به اشتباه آنان نباشد، بنابراين اگر در هواي صاف جمعيت زيادي استهلال كرده‌اند و تنها دو نفر گواهي به رؤيت هلال بدهند، اعتباري به شهادت آن‌ها نيست.

مسأله: ثبوت ماه با حكم حاكم محل اشكال است. بلي اگر - به جهت اين‌كه او در سراسر مركز حكومتش نفوذ دارد و او بيشتر در جريان اين‌گونه خبرها قرار مي‌گيرد - از حكم او اطمينان حاصل شود كه ماه ديده شده است، كافي است. اما اگر حكم حاكم بر اساس معيارهايي باشد كه در فقه معتبر نيست نمي‌توان بدان عمل كرد.

مسأله: اگر در گوشه‌اي از جهان ماه رؤيت شود براي تمامي كساني كه با آن مكان در قسمتي از شب اشتراك دارند ماه ثابت است و آن شب، شب اول ماه است، بنابراين اگر در ايران ماه ديده نشد و ساعتي بعد در عربستان سعودي يا چند ساعت بعد در كشورهاي غربي ديده شد براي ما نيز ديدن آنان، معتبر است.[6]

مسأله: معيار در ديدن ماه، چشم معمولي است و روشن است كه اگر در ايران، ماه با چشم معمولي ديده نشد و با تلسكوپ ديده شد، در مناطق غربي با چشم معمولي قابل مشاهده است.

مسأله: بلند بودن ماه يا دير غروب كردن آن، دليل نمي‌شود كه شب پيش، اول ماه بوده است ولي براي مناطق ما مي‌تواند چنين اطميناني حاصل شود، زيرا معلوم مي‌شود كه ماه متولد شده و در مناطق غرب ما، قابل رؤيت بوده است.

مسأله: اگر در مناطق مسكوني به جهت ابري بودن هوا ماه قابل رؤيت نبود مي‌توان به قول مسافران هواپيماها كه وراي ابرها هستند اكتفا كرد و سخن دو شاهد عادل در اين مورد معتبر است زيرا به جهت ابر بودن ديگران نمي‌توانند آنان را تكذيب نمي‌كنند.

مسأله: اگر اول ماه رمضان براي كسي ثابت نشود و روزه نگيرد، چنان‌چه بعداً ثابت شد كه آن روز اول ماه بوده، بايد روزه‌ي آن را قضا كند.

مسأله: اگر براي مردم شهر يا كشوري اول ماه رمضان ثابت نشد و روزه نگرفتند ولي پس از بيست و هشت روز، ماه ديده شد معلوم مي‌شود كه ماه در اول يك روز، زودتر شروع شده است و بايد قضاي آن را بگيرند.

مسأله: روزي را كه انسان نمي‌داند آخر ماه رمضان است يا اول ماه شوال، بايد روزه بگيرد، ولي اگر در اثناء روز بفهمد كه اول شوال است بايد آن را افطار كند.

مسأله: روزي را كه انسان نمي‌داند آخر ماه شعبان است يا اول ماه رمضان، مي‌تواند روزه نگيرد و مي‌تواند به عنوان آخر شعبان روزه بگيرد، اما حرام است كه به نيّت رمضان روزه بگيرد.

مسأله: اگر زنداني نتواند به ماه رمضان يقين كند بايد به گمان خود عمل نمايد و اگر آن هم ممكن نباشد به احتمال عمل كند و پس از گذشتن يازده ماه از آن ماه، اگر در همان شرايط بود، باز يك ماه روزه بگيرد.

مسائل متفرقه‌ي روزه

آن‌چه خيال مي‌شود كه در مناطق قطبي اساساً شب از روز قابل تشخيص نيست كلام صحيحي نيست بلكه در اكثر يا تمامي مناطق نزديك به قطب نيز شب و روز مشخص است يعني در روزهاي تابستان، از نظر ديد عرفي، خورشيد از شرق به طرف غرب حركت مي‌كند و پس از رسيدن به غربي‌ترين نقطه، حركت به شرق را شروع مي‌كند. وقتي‌كه حركت به شرق شروع مي‌شود غروب به حساب مي‌آيد و وقتي دوباره حركت به غرب را شروع كرد طلوع خورشيد محسوب مي‌شود. و در مناطقي لحظاتي خورشيد از ديد پنهان مي‌شود اگرچه هوا روشن است و در شش ماه ديگر سال اگرچه تاريكي مستمر است ولي باز طلوع و غروب خورشيد معلوم است و در زمان هايي آسمان تاريكي كامل خود را از دست مي‌دهد بنابراين در آن‌جا نيز هر روزي از روز قبل و روز بعدش كاملاً متفاوت است و تشخيص طلوع خورشيد از غروب آن امكان دارد اگرچه زمانش بيش از بيست ساعت باشد. در آن مكان‌ها در تابستان از حدود يك ساعت قبل از طلوع خورشيد از ديد خود آنان تا چند دقيقه بعد از غروب آن از ديد خودشان بايد روزه گرفته شود.

در واقع آنان روز و شب دارند و از هم جداست ولي وقت مخصوص نماز عشا كه همه‌جا تاريك محض باشد را ندارند و نيز وقتي به نام طلوع فجر ندارند.

مسأله: طولاني بودن روزه در آن مناطق كه بيش از بيست ساعت طول مي‌كشد با خنك و مرطوب بودن هواي آن جبران مي‌شود زيرا مناطق استوايي اگرچه بيش از شانزده ساعت در تابستان‌ها روزه نيستند ولي گاهي حدود هفتاد درجه سانتيگراد را بايد تجربه كنند كه واقعاً سخت است.

 

[1] فتوا دادن قطعي در باب كفارات مشكل است، بعيد نمي‌نمايد كه نوع گناه، زمان و مكان آن، توانايي و فقر گنهكار، همه در مقدار كفاره دخيل باشد و به راحتي نتوان مقدار مشخصي را فتوا داد، لذا پس از عجز از هر كدام، نوبت به فرد بعدي مي‌رسد كه با اولي تفاوت فراواني دارد.

[2] توضيح اين بحث را در مقاله‌ي «درنگي در چگونگي پرداخت كفارات» در مجله‌ي كاوشي نو در فقه اسلامي شماره‌ي 37-38 آورده‌ام.

[3] به نظر مي‌رسد تمامي موارد از 5 تا 12 – ذيل يك عنوان كلي جمع شود و آن اين‌كه: هرگاه به روزه‌ي واقعي خدشه وارد شود و در اين افطار مكلّف غافل يا ساهي يا بي‌تقصير و قصور نباشد و از سوي ديگر روزه‌خواري عمدي نيز بر او صدق نكند.

[4] قبلاً گذشت كه حكمت حرام بودن چنين روزه‌اي اين است كه از باب احتياط و مقدمه‌ي علمي و امثال آن، به واجبات الهي چيزي افزوده نگردد، همين حكمت در موزد حرام بودن روزه‌ي عيد فطر نيز جاري است.

[5] در واقع آن‌چه كه حرام است ضايع كردن حقوق شوهر و نيز آزار رسانيدن به پدر و مادر است نه اين‌كه خود روزه حرام باشد.

[6] در مقاله‌ي «رؤيت هلال از نگاهي ديگر» در مجله‌ي كاوشي نو در فقه اسلامي شماره‌ي 35 روشن ساخته‌ام كه اختلاف افق مربوط به نماز است كه بر محور خورشيد مي‌چرخد و روزه گرفتن بر محور ماه مي‌چرخد و در آن اختلاف افق معنا ندارد بلكه معيار ديدن ماه و نديدن آن است.