Mobile menu

سفرنامه عتبات

سفرنامه عتبات1

به نام خدا

اوايل اسفند ماه سال 1392 بود که با خود فکر کردم که امسال تعطيلات عيد نوروز را به عتبات عاليات بروم. ابتدا به ذهنم خطور کرد که چون ايام نوروز مرز ايران و عراق آزاد اعلام خواهد شد، من هم ويزايي گرفته و با اتوبوس به مرز شلمچه بروم، و از آن­جا وارد خاک عراق شوم و... .

لذا با خانمم مشورتي کردم،‌ او گفت: «مثل اين­که تو به سن و سالت توجه نداري! گمان مي‌کني هنوز در دوران جواني به سر مي‌بري! اگر در مرز يکي دو ساعت معطل شدي، از پادرد و کمردرد ناله‌ات بلند مي‌شود، و اگر يک شب آن­جا بماني سرما مي‌خوري و گرفتار مي‌شوي». ديدم حق با اوست، دوران جواني گذشته است و ديگر نمي‌‌توان همانند روزهاي زمان جنگ، با آن عشق و شوري که در جبهه­ها داشتيم، عمل کنم.

ادامه مطلب...