Mobile menu

نقدي بر فتنه...

اخيرا در اينترنت فيلمهايي نمايش مي دهند و همراه آن آياتي از قرآن مجيد پيرامون عذاب هاي الهي يا پيرامون جنگ با مشرکان و اهل کتاب خوانده مي شود و نيز سخناني از برخي سخنرانان و مسئولان شيعه و سني پخش مي شود که از مجموع ، مي خواهند اسلام را ديني خشن ، پيرو خشونت ، دشمن ساير اديان و ساير انسانها قلمداد کنند.  بله اين فتنه اي است که بايد با آن برخورد مناسب نمود .

 

اخيرا در اينترنت فيلمهايي نمايش مي دهند و همراه آن آياتي از قرآن مجيد پيرامون عذاب هاي الهي يا پيرامون جنگ با مشرکان و اهل کتاب خوانده مي شود و نيز سخناني از برخي سخنرانان و مسئولان شيعه و سني پخش مي شود که از مجموع ، مي خواهند اسلام را ديني خشن ، پيرو خشونت ، دشمن ساير اديان و ساير انسانها قلمداد کنند.  بله اين فتنه اي است که بايد با آن برخورد مناسب نمود .

 

باز از رسانه ها شنيديم كه برخي تقاضاي تحريم كالاهاي خارجي را كرده و برخي طرحهاي ديگري از همين سنخ داده اند . ولي اينها كار اساسي نيست زيرا آياتي كه از قرآن خوانده مي شود  واقعا در قران است  وههيچ كس هم منكر آنها نيست بلكه مساله اصلي اين است كه آن ايات شريف بد فهميده شده است و واقعاً افراد فتنه زده شده اند . آنچه نظر اين قلم مي باشد  اين است كه سازندگان آن فيلم ها و بينندگانشان و ....رويگردانان از اسلام به واسطه آن فيلمها مراد حقيقي قران را نمي دانند و به همين جهت قرآن رحمت صادر شده از خداي رحمت ، ابلاغ شده از زبان پيامبر رحمت را بد ميفهمند . واين توضيح ها براي آنان كارگشامي باشد

اينجانب در نظر دارم بابهايي براي فهم قرآن باز کنم تا اين فتنه پايان پذيرد و فتح بابي باشد براي شناختن چهره ي حقيقي اسلام و روي آوردن فتنه زدگان ساده لوح به دامن اسلام . و بي يار و ياور گشتن فتنه کنندگاني که حق را مي بينند ولي فتنه گرانه آن را مي پوشانند .

1- آيات جهادي قرآن

لازم به يادآوري است که گروه معتنابهي از علماء جهاد ابتدايي را نه براي پيامبر (صلي الله عليه وآله) و نه براي امامان معصوم و نه براي هيچ مسلماني قبول ندارند؛ يعني مي گويند هيچکس حتي پيامبر (صلي الله عليه وآله) حق هجوم به مشرکان و کافران را ندارد بنابر اين تمام آياتي که در مورد جنگ و قتال است نظير « قاتلوهم حتي لا تکون فتنه »[1]  «واقتلوهم حيث ثقفتموهم »[2] ، «فا قتلوا المشرکين حيث وجدتموهم »[3] تمامي مربوط به جهاد دفاعي است ؛ يعني هرگاه به سرزمين اسلام و به مسلمانان حمله شد . وظيفه چنين است که با آنان بجنگيم و چشم فتنه را کور کنيم . حدود اين دفاع را بعداً توضيح مي دهيم.

پس خشونت واقعي مربوط به کسي است که به مسلمانان حمله کرده است؛ او که شروع کننده بوده و کشور مسلمانان يا عقايد مسلمانان يا کتاب مسلمانان را مورد هجوم قرار خشن است و بي منطق . نه دفاع کننده از عقايد و کشور خويش.

 اما گروه ديگري جهاد ابتدايي را براي پيامبر (صلي الله عليه و آله) جايز مي دانند ولي مي گويند پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) از اين جواز استفاده نکرده است ؛ پس با اين که حق داشته ابتداءً با مشرکان و بي دينان بجنگد ولي تنها به تبليغ دين و روش خود پرداخته است و تنها دفاع کرده است . پس در زندگي و روش او هيچ موردي از جهاد ابتدايي    نمي يابيد. در نتيجه اين دو گروه در اين که پيامبر (صلي الله عليه و آله) از جهاد ابتدايي استفاده نکرده است متفق هستند ، حتي پس از فتح مکه . با اين که قريش فتنه گران اصلي بودند  و چندين جنگ عليه پيامبر تدارک ديده و اموال مسلمانان مکه را مصادره کرده بودند و... اما پيامبر (صلي الله عليه و آله) همه آنان را بخشيد و پس از مدتي در ايام حج با آوردن آيات برائت از پيمان شکنان و کساني که پيماني با مسلمانان و با آن حضرت نداشتند خواست که در خلال چهار ماه ، شهر مکه - که اساسش به دست  ابراهيم   ( عليه السلام ) براي توحيد بنا شده بود -  را ترک کنند اما با اين حال پيمان داراني که پيمان نشکستند را در امان دانست . و باز کساني که خواهان تحقيق و فراگيري اسلام بودند را در امان دانست   ( سوره توبه آيه 6) بنابر اين تنها پيمان شکنان مشرکي که لجوج باشند  و خواهان فراگيري اسلام نباشند و مکه را ترک نکنند را به قتل تهديد کرد که  « فاقتلوا المشرکين حيث وجدتموهم »[4] اما اين تهديد هم به مرحله ي عمل در نيامد و در تاريخ هم ذکر نشده که كسي  با اين عنوان کشته شده باشد . پس آنان که جهاد ابتدايي را براي پيامبر (صلي الله عليه و آله) و يا حتي امام معصوم جايز مي دانند به موردي بر نمي خورند که از اين حکم استفاده شده باشد و کسي در خارج از جنگ و درگيري و فتنه انگيزي کشته شده باشد . پس اتهام خشونت به شخص پيامبر (صلي الله عليه و آله) و زمان اونمي چسبد.

اما بنده فعلاً حد اقل در شيعه کسي را نمي شناسم که جهاد ابتدائي را براي غير امام معصوم جايز بداند يعني در زمان ما هيچکس حق ندارد دستور به جهاد ابتدايي بدهد ؛ بله ، دفاع بر هر مسلماني واجب است . پس آيات متعددي که امربه کشتن مشرکان مي کند در زمان ما موضوعيتي ندارد ، بنابر اين سازندگان فيلم هاي مانند فتنه و بينندگان آن بايد توجه کنند که چنين دستورهاي بگير و ببند وبکش هيچگاه به اسلام نمي چسبد، مگر اينکه به اسلام و يا مسلمانان حمله شود که در اين صورت مسلمانان دفاع را حق خود مي دانند و قرآن به آنان فرموده « اذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا» برکساني که مورد هجوم واقع شده اند اذن دفاع داده شده است (حج/39)

باز در همين حال به مسلمانان سفارش مي کند که دست صلح طلب را رد نکنيد اگرچه احتمال مي دهيد که توطئه اي در کار باشد « و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علي الله »[5] و بازفرموده « وإن يريدوا ان يخدعوک فإن حسبک الله»[6]

و باز به مسلمانان سفارش کرده که در جنگ زياده روي و ظلم نکنند .

پس آنچه در « فيلم  فتنه » مطرح شده برداشت نا آگاهانه و يا مغرضانه است .

2- آيات مربوط به جهنم و عذابهاي آخرتي

     از نظر ما مسلمانان روشن است که هيچکس حق ندارد مجرمي را به عذابي آخرتي که خداوند در قرآنش تهديد کرده  مجازات کند ؛ مثلا اگر بي نماز به عذاب جهنم تهديد شد نمي توان شخص بي نماز را آتش زد و اگر کافري به سوختن در جهنم تهديد شد نمي شود در دنيا او را سوزانيد و اين امر مسلمي است .

 پس نشان دادن صحنه هاي افراد سوخته شده و خواندن فراز « کلما نضجت جلودهم بدلناهم جلوداً غيرها ليذوقوا العذاب» [7]  بي معني است و کاري غير فني و غير منطقي.

اما آيا خداوند در آخرت افراد را به چنين عذابهايي مي سوزاند يا خير؟

مسلمانان در جاي خود در علم کلام مي گويند : خداوند کار قبيح و زشت انجام نمي دهد و قبيح و زشت بر خداوند محال است ؛ آنگاه به دنبال آن مي گويند : اگر خداوند وعده ي نيک داد - نظير بردن به بهشت و    بهره مند ساختن از نعمتهاي فراوان آن -  آنگاه چونوعده براي طرف مقابل حق ، ايجاد مي كند و ندادن حق ديگران قبيح است پس  خلف وعده قبيح است و  خداوند وعده خلافي نمي کند و وعده هاي نيک را عمل مي نمايد . اما تخلف وعيد قبيح نيست چون عذاب كردن ديگران حق آنان نيست بلكه حق خداست و گذشتن خداوند از حق خود قبيح نيست  و بنابر اين محال هم نيست ؛ مثلاً اگر پدري  بچه اش را تهديد کرد که در صورت قبول نشدن در امتحان او را چنين و چنان مي کند اگر به تهديد هاي خود عمل نکرد کار قبيحي مرتکب نشده است ، چون تهديد ها براي تحريک فرزند به سوي درس خواندن بوده است نه عمل نمودن به آن . طبق همين معيار در علم کلام گفته اند : تخلف وعيد بر خدا قبيح نيست پس محال نيست . بنابر اين ممکن است خداوند براي اين که کافران از کفر خود دست بردارند و لجوجان از لجاجت خود دست بکشند آنان را تهديدهاي زيادي کرده باشد ولي در روز قيامت به تهديدهاي خود عمل نکند. .:.. و اين از خدا بعيد نيست ؛ زيرا خداوند رحمتش بر غضبش سبقت دارد  « يامن سبقت رحمته غضبه»[8] و او رحمان و رحيم است و « وسعت رحمته کل شيء» [9] و نيز « کتب علي نفسه الرحمه ، ليجمعنکم الي يوم القيامه»[10]  چون بر خودش رحمت را نوشته مردم را در قيامت جمع مي کند ، تا به آنان رحمت کند و در سوره ي حمد که همه روزه مسلمانان در تمامي نمازها مي خوانند و حداقل ده بار روزانه از سوي هر مسلمان خوانده مي شود ، آمده است « الرحمن الرحيم مالک يوم الدين »[11] خداي بخشنده ي مهربان مالک روز قيامت است. و همين نشان مي دهد که در روز قيامت با رحمت با بندگان رفتار مي کند . پس مخدوش کردن چهره ي خدايي که قرآن او را رحمان و رحيم معرفي مي کند اصلاً کار درستي نيست . و تنها از جاهلان چنين خطائي سر ميزند  يا از مغرضان .

علاوه بر اين « بسم الله الرحمن الرحيم » هاي مکرر در قرآن و اوصاف رئوف ، رحيم ، غفور ، ودود و .... مي رساند که خدواند در قيامت با اين صفات بروز مي کند ؛ پس نشان دادن صحنه هاي سوزاندن در فيلم ها واقعاً فتنه اي است که بايداز آن به خدا پناه برد . با توجه به آنچه بيان شد  مسلمانان در دنيا حق کشتن بي دليل کسي را ندارند، مگر در حالت دفاع و ضرورت و  همچنين هيچکس حق سوزاندن هيچ انساني را ندارد.

 

 

 

سنگسار و شلاق در اسلام و قرآن

 

لازم به يادآوري است که اساساً حکم سنگسار در قرآن وجود ندارد پس بد نام کردن قرآن با حکمي که اصلاً در آن وجود ندارد يا جهالت است يا غرض ورزي . بله حکم شلاق در قرآن براي مرد زنا کار و زن زنا کار ثابت است اما اين حکم وقتي جاري مي شود که اين عمل توسط چهار مرد عادل رويت شود وهمزمان در مجلس قاضي حاضر شوند و شهادت دهند و حتي اگر سه نفر شهادت دادند و شاهد چهارم نبود ، اين سه نفر به عنوان نسبت ناروا دهنده هريک هشتاد ضربه شلاق مي خورند . به عبارت روشنتر اثبات زنا از راه شهود امري محال است زيرا ديدن چهار انسان عادل يك چنين عملي را كه معمولاً مخفيانه انجام مي شود و آمدن و شهادت دادن آنان با هم .با ساير شروطي كه در فقه گفته اند از جمله اين كه بايد كاملاً عمل را ببينند و با وضوح و بدون اختلاف توضيح دهند . چنين شهادتي عادةً محال است زيرا از نظر اسلام نگاه به عورت ديگران حرام  مي باشد . بنابر اين بيان حکم شلاق در قرآن يا حکم سنگسار در سنت براي تهديد مجرمان است تا در جامعه به صورت علني و آشکارا فساد نکنند . نه اينکه به آساني قاضي بتواند چنين احکامي را صادر کند .

بله؛ قانون هاي مربوط به غرائز شهواني بايد به نحوي سخت و تهديد آميز باشد که هيچکس جرئت ارتکاب آنرا پيدا نکند ؛ اما اثباتش بايد آنقدر مشکل باشد که حتي المقدور اجراء نشود و زناء از همين قبيل است . بله ، وقتي حد ثابت نشد مراتب کمتر آن که تعزير نام دارد به دست حاکم اسلامي است و حاکم مي تواند به گونه اي که صلاح بداند حکم صادر کند ؛ چه شلاق ، چه زندان ، چه کاستن از ساير حقوق و مزايا ، به گونه اي که آن گناه  در جامعه شايع نشود .

بنا بر اين اگر شنيده شده در جايي حکم سنگسار يا شلاق جاري شده است ، به ظن بسيار قوي آن حکم برابر مقررات اسلامي نبوده است و راه قانوني براي اجراء نکردن آن باز بوده است زيرا هيچ زنايي با شهود ، قابل اثبات نيست. وتنها با اعتراف قابل اثبات است .اما اعتراف و اقرار در اين موارد به خودي خود ناپسند و مكروه مي باشد و بالاخره پس از اقرار کردن مجرم ، در حال اختيار، چهار بار، با صراحت بر جرم شَهَوي خويش ؛  حاکم مي تواند به او تخفيف بدهد يا او را عفو نمايد ؛ پس اجراء شدن اين احکام در پي اقرار   مجرم ، باز خدشه اي به اسلام و قرآن وارد نمي کند بلکه و گذشت نكردن قاضي صادر کننده حکم را مي رساند و باز اسلام از خشونت به  دور است چون در درون خود براي مجرمي که به جرم خود اعتراف کرده ، جواز عفو را قرار داده است . بنابر ممكن است مسلماني يا قاضي محكمه اي خشن باشد ولي خشن بودن  مسلمانان يا قاضي هاي مسلمان يا سخنرانان مسلمان ربطي به پاکي و صفاي اسلام ندارد.

 پس آن كه به مسلمانان پيشنهاد مي دهد قران خود را پاره كنند و پيشنهادي بس نا آگاهانه است يرا قران سراسر رحمت است بلكه بايد گفت اي مسلمانان و اي انسان قران را با دقت بخوان . قران با اسم رحمان ورحيم (بخشنده و مهربان ) شروع شده و در همه جا بر اين دو وصف تكيه شده است پس تو نيز تلاش كن مهربا ن باشي . با عطوفت برخورد كني و.....

 

احمد عابديني 19-1-1387 اصفهان

 
 

[1] - با آنان بجنگيد تا ديگر فتنه اي نباشد سوره بقره آيه 193

[2] مشركان را هر جا يافتيد بكشيد سوره بقره ايه 191

[3] - اين مشركان (پيمان شكنان ) را هر جا يافتيد بكشيد سوره توبه ايه 5

[4]اين مشركان (پيمان شكنان ) را هر جا يافتيد بكشيد سوره توبه ايه5

[5]و اگر به صلح تمايل داشتند ، تو نيز به آن تمايل نشان ده و بر خدا توكل كن . سوره انفال آيه 61

[6]اگر بخواهند {با پيشنهاد صلح } تو را فريب دهند ، خدا براي تو بس است . سوره انفال آيه 62

 [7] - هر بار پوستشان پخته شود پوست ديگري را جايگزين ان مي كنيم تا عذاب را بچشند سوره نسا آيه 56

-[8] مفاتيح الجنان-  شيخ عباس قمي- دعاي جوشن كبير

[9] - همان -اقتباس از دعاي كميل

 -  [10] او رحمت را بر خود مقرر كرده است يقيناً شما را در روز قيامت كه شكي در آن نيست جمع خواهد كرد سوره انعام آيه 12

[11] - بخشنده ومهربا ن استو مالك روز جزا {قيامت } سوره حمد آيه 2 و3