Mobile menu

چرا خمس بپردازیم 3

بخش دوم : پرسش های صریح و پاسخ های بی پرده پیرامون خمس ( 61 پرسش و 61 پاسخ ) سوال 25 تا 61

25، آیا به نظر شما سهم فقراء حتما باید به سادات فقیر داده شود؟

جواب : امروزه لزومی ندارد. بله در زمان ائمه چون حکومتها بخصوص سهم بنی هاشم را نمی دادند در آن زمان ائمه ی ما گفتند سهم فقراء مخصوص سادات باشد و به دیگران داده نشود چون دیگران را حکومت ، مقداری سهم برایشان مشخص کرده بود ولی امروزه که دیگر برای حکومتها ، بحث سید و غیر سید مطرح نیست می توان سهم فقراء را به فقیر غیر سید هم داد.

26، آیا واقعا دادن قسمتی از پول خمس به طلاب و روحانیون ثمره دارد؟ امروزه ما طلاب و روحانیونی را می بینیم که ثمره ی چندانی ندارند و به طور صحیح درس نمی خوانند در حالی که از پول خمس هم استفاده می کنند.

جواب : از اینجا با یک دید دیگری وارد بحث می شویم تا از جنبه ی دیگری نیز فوائد خمس برایمان روشن شود. در روایات داریم پول خمس ( مردود علیکم، بحارالأنوار ج : 21 ص : 17 ) یعنی پول خمس در واقع به خود مردم بر می گردد. بنابراین خرج کارهای فرهنگی که بشود به نفع مردم است. طلبه ای که درس می خواند در واقع نفعش به خود مردم می رسد. این طلبه و روحانی است که برای مردم جلسه میگذارد ، دعوای محل را حل می کند ، برای نوجوانان و جوانان محل کارهای فرهنگی می کند ، برای مردم ، جزوه و کتاب منتشر می کند و .....

مردم که خود در امور دینی تخصص ندارند آیا نمی خواهند بچه هایشان را دین دار بار بیاورند. بنابراین کاملا عقلائی است که هر ساله پولی را از زیادی اموالشان کنار بگذارند تا روحانیونی تربیت شوند که بتوانند به بچه های آنها دین را یاد بدهند. چطور است که برخی حاضرند پولهای فراوانی برای کلاس زبان یا موسیقی یا کنکور فرزندانشان بدهند ولی حاضر نیستند برای دین داریِ فرزندانشان پول خرج کنند. در واقع می خواهیم بگوییم اینکه مردم یک جامعه ی دینی هر ساله از درآمد خود مقداری را به دین اختصاص دهند کاملا عقلی است همچنانکه در ادیان دیگر نیز چنین مساله ای وجود دارد. بنابراین ضرورت خمس علاوه بر ضرورت شرعی یک ضرورت کاملا عقلائی است.

این نکته هم دقت شود که ثمره ، یا کوتاه مدت است یا بلند مدت. بنابراین مردم نباید منتظر ثمره ی کوتاه مدت باشند. ممکن است لازم باشد که سالها پول خمس به طلبه و روحانی داده شود تا بعد از آن ثمره اش ظاهر شود. بنابراین سرمایه گذاری کردن بر روی طلاب و روحانیون در واقع نفعش به مردم می رسد.

مطلب دیگر اینکه از هر کسی کاری بر می آید. ممکن است طلبه ای ذهن فعال نداشته باشد ولی کار دیگری بتواند انجام دهد که طلاب و روحانیونِ خوش فکر نتوانند انجام دهند. بنابراین ثمره ی هر فردی را طبق استعداد او باید دید. ممکن است شخصی خوش فکر نباشد و درس نخواند ولی خوب منبر رود و ممکن است کسی درس خوان باشد ولی نتواند منبر رود. ممکن است کسی نه درس بخواند و نه منبر برود ولی کاری انجام دهد که طلبه و روحانی دیگری نتواند انجام دهد. خلاصه اینکه هر طلبه و روحانی ای یک کار می تواند انجام دهد. ممکن است طلبه ای برای جلسات خاصی مفید باشد و طلبه ی دیگری برای جلسات دیگری مفید باشد. مثلا ممکن است طلبه ای با اینکه خیلی با سواد است نتواند با قشر خاصی رابطه برقرار کند که در چنین شرائطی باید از طلبه ی دیگری استفاده کرد. پس باید طلبه های مختلف با استعدادهای مختلف تربیت کرد.

به این قصه جالب است توجه کنید که در مدرسه ی جد بزرگ اصفهان طلبه ای بوده که درس نمی خوانده و زیاد می خورده و هیکل بزرگی داشته است و طلاب دیگر به مسئولین مدرسه اعتراض می کنند که این شخص را از مدرسه بیرون کنید.

روزی در زمان شاه پلیسی وارد مدرسه می شود و سوت زده و همه ی طلاب ترسیده بودند و در حجره هایشان پنهان شده بودند ولی همین طلبه ای که درس نمی خوانده می آید و یک سیلی محکم به پلیس می زند و به او می گوید اینجا مدرسه ی طلاب است و تو چرا اینجا آمده ای؟

در آنجا طلاب فهمیده بودند که وجود چنین شخصی می تواند ثمراتی نیز داشته باشد.

یا مثلا استادی می گفت من یک شاگرد از طلاب خارجی داشتم که در کلاس معمولا می خوابید و ما فکر می کردیم این شخص به جائی نمی رسد ولی چندی بعد او را در مکه دیدم که گروهی را شیعه کرده بود و به همراه خودش به مکه آورده بود.

بنابراین همه ی فوائد را نباید در درس خواندن دانست. خیلی از افردی که ما آنها را کم حافظه می دانیم همین افراد کارهائی می کنند که افراد پر حافظه نمی توانند انجام دهند.

بنابراین از هر فردی باید ثمره ای را توقع داشت. اگر دیدیم طلبه ای درس نمی خواند و یا درست تبلیغ نمی کند نمی توانیم بگوییم این طلبه به درد نمی خورد.

بله خود طلاب و روحانیون باید تمام تلاششان ، پیشبرد اسلام باشد و واقعا اگر کسی ثمره اش کم باشد باید دقت کند که در برابر شهریه ای که می گیرد وظیفه ای دارد و در برابر آن مسئول است. تازه ما نمی توانیم به خاطر وجود افرادی که کم ثمر یا بی ثمر هستند تشکیلات را به هم بزنیم. بله در هر جائی سوء استفاده ممکن است ولی ما باید سعی کنیم این سوء استفاده ها را به حداقل برسانیم.

27، آیا می توان پول خمس را در غیر از آن 6 مورد مصرف کرد؟ مثلا می توان پول خمس را در 8 موردی که مصرف زکات است مصرف کرد؟

جواب : بله می توان ، و البته در واقع در هر جائی که مصرف شد به همین 6 عنوان بر می گردد و اصلا شاید به همین خاطر باشد که خداوند در مصارف خمس و زکات عناوین کلی آورده است که با هم تداخل نیز داشته باشند.

28، آیا اینکه بین مردم رایج است که می گویند پیچ احکام دست خود علماء است صحیح است؟

جواب : بله صحیح است ولی نه به این معنی که احکام را به نفع خودشان تغییر دهند بلکه به این معنی که مجتهدند و عالم دین هستند و به دنبال آینده ی جهان اسلام هستند و از هوای نفس دورند ، چنین افرادی طبق نیاز جامعه در امور متغیر تصمیم های مختلف می گیرند. به طور کلی در احکام دین یکسری احکام ثابت داریم و یکسری احکام متغیر و احکام متغیر همان است که می گویند پیچش دست علماء است. علماء هستند که تشخیص می دهند کدام یک از احکام ، جزو متغیرات هستند و طبق شرائط جامعه می توانند تغییر کنند.

29، منظور از یتیم در آیه ی خمس آیا یتیم فقیر است؟

جواب : بله. عناوینی که در آیه ی خمس آمده است با هم تداخل دارند ولی علت ذکر جداگانه ی آنها تاکیدی است که در رابطه ی با هریک از آنها وجود دارد.

30، با همه ی توضیحاتی که داده شد آیا پرداخت خمس تعبدی است و همان دیدی که به نماز داریم باید به خمس داشته باشیم؟ مثلا قصد اخلاص در آن شرط است؟

جواب : دو جنبه دارد : از جنبه ای که می خواهیم خودسازی کنیم ، تزکیه شویم ، بخلمان برطرف شود و .... باید اخلاص و نیت قربت داشته باشیم و به عنوان عمل به آیه ی قرآن و روایات باید آن را بپردازیم. اما از جنبه ی این که به فقیران رسیدگی کنیم ، شخصی سرِ گرسنه بر زمین نگذارد و .... لازم نیست قصد اخلاص داشته باشیم. پس ، از جنبه ی عقلائی نمی توانیم بگوییم که خمس یک مسأله ی تعبدیِ محض است. حتی می توانیم بگوییم کار ائمه در زمان خودشان برای گرفتن خمس ، تعبدیِ محض نبوده است. بله ، داشتن قصد اخلاص در همه جا توصیه می شود و چون بالاخره خمس به دین برمی گردد وجود قصد اخلاص در آن دارای تأکید است.

 31، آیا ائمه در زمان خودشان خمس را صرف امور فرهنگی می کرده اند؟

جواب : بله ظاهرا خرج امور فرهنگی نیز می کرده اند.

در كتاب كافى از امام صادق ع نقل شده كه به" مفضل" (يكى از ياران امام) فرمود: هنگامى كه ميان دو نفر از پيروان ما مشاجره‏اى ببينى (كه مربوط به امور مالى است) از مال من غرامت بپرداز" (و آنها را با هم صلح ده). (الكافي ج : 2 ص : 20)

و به همين دليل در يكى ديگر از روايات مى‏خوانيم كه مفضل روزى دو نفر از شيعيان را ديد كه در مورد ارث با هم نزاع دارند آنها را به منزل خود دعوت كرد، و چهارصد درهم كه مورد اختلاف آنها بود به آنها پرداخت و غائله را ختم كرد، سپس به آنها گفت: بدانيد كه اين از مال من نبود، ولى امام صادق ع به من دستور داده است كه در اينگونه موارد با استفاده از سرمايه امام، صلح و مصالحه در ميان ياران ايجاد كنم.

(الكافي ج : 2 ص : 20)

همچنین در کتاب کافی آمده است : وَ إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِينِنَا (الكافي ج : 1 ص : 548) یعنی خمس کمک کار ما برای دین ما است.

شاید پولی که امام رضا علیه السلام به دعبل خزائی داد همین گونه باشد.

البته اگر کاری به این روایات نداشته باشیم یا از لحاظ سندی ضعیف باشند از مصارف خمس که در آیه آمده است و همچنین دلیل عقلی می فهمیم که می توان آن را برای اموری که خدا به آن راضی است صرف کرد.

32، آیا می توان به مردم گفت اگر پول خمس را ندادید روز قیامت باید جواب گو باشید؟

جواب : بله ، چون اگر ندهند دین از دست می رود و به آیه و روایات عمل نشده است و فرد مسلمانِ شهری خودسازی لازم را نکرده است زیرا روستائیان زکات داده اند و شهری ها نه خمس و نه زکات داده اند.

33، مراجع وقتی مریض می شوند با همین پولهای خمس به مراکز درمانی سطح بالا در کشور یا خارج از کشور برای درمان می روند. آیا این کار صحیح است؟

جواب : اولا از کجا معلوم که با پول خمس است ، شاید از پول شخصی باشد یا فرد خاصی هزینه ی آن را تقبل کرده باشد و ثانیا بالاخره کسی که مرجع است دارای علم و وجهه ی بالائی است و باید برای او بیشتر سرمایه گذاری کرد همچنانکه در شغل های مختلف همین گونه است مثلا اگر یک ورزشکار یا یک دانشگاهیِ معروف بیمار شود سعی می کنند برای او بیشتر سرمایه گذاری کنند. حال چه اشکالی دارد که وقتی رهبران دینی ما بیمار می شوند برای آنها بیشترین سرمایه گذاری کنیم تا بتوانیم هرچه بیشتر از آنها استفاده ببریم؟ آیا اساتید دانشگاه به سفرهای مطالعاتی نمی روند؟ آیا آنها وقتی بیمار می شوند به خارج نمی روند؟ خداوند در آیه ی 9 سوره ی زمر می فرماید : هَلْ يَسْتَوِى الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ  يعنى آيا كسانى كه معرفت و دانش دارند و كسانى كه بى‏بهره از معرفت و دانش‏اند، يكسانند؟

این نکته نیز دقت شود که تعداد مراجع اندک است. بنابراین عقل حکم میکند که بیشتر باید مورد توجه و سرمایه گذاری باشند به خصوص اینکه یک مرجع ، دوران ثمر دهی اش همان اواخر عمرش است و در اواخر عمر بیشتر می توان از او استفاده کرد. حال با توجه به اینکه امکانات کشور ممکن است به خاطر تحریمها یا دلائل دیگر کم باشد آیا باید اجازه دهیم که او بمیرد یا بهتر این است که برای او پول خرج کنیم تا بیشتر بتوانیم از او استفاده کنیم؟

بله ، استفاده از خمس و بیت المال مسلمین برای لذتهای شخصی یک بحث است ولی استفاده از همان پول برای سود دهی به جامعه بحث دیگر است. عقل این را می پذیرد که اگر پول خمس و بیت المال را خرج مداوای شخصی بکنیم که اگر زنده بماند دارای ثمرات زیادی برای جامعه است نه تنها اشکال ندارد بلکه مفید هم هست. بنابراین به چنین خرج هائی به دید شخصی نگاه نشود بلکه منفعت عمومی که از آن حاصل می شود در نظر گرفته شود.

علاوه بر این ، خود مرجع نباید اصرار داشته باشد که مرا مداوا کنید بلکه این مردم هستند که با وجود اینکه مرجع نمی خواهد از پول بیت المال مداوا شود اصرار دارند او را مداوا کنند. بنابراین مرجع یک وظیفه دارد و مردم وظیفه ی دیگر.

34، آیا مراجع وقتی که پیر می شوند چه نفعی دارند که برای آنها پولی هزینه شود؟

جواب : باید کمی برای شما بحث را باز کنم. البته تا جائی که ممکن است و به خط قرمز بر نمی خورد.

مراجع تقلید دو دسته اند : حکومتی و غیر حکومتی. حکومتی نظیر شریح قاضی که حکومت بنی امیه او ر ا حمایت می کرد و او نیز فتاوائی مطابق میل آنان می داد. این سنخ از مراجع مورد بحث ما نیست زیرا حکومتها اینها را حفظ می کنند ، از پول بیت المال مداوا می کنند و چنان هم تبلیغات می کنند که هریک از توده ی مردم حاضر می شوند در راه حفظ او جان بدهند تا چه برسد به پول خمس شما.

اما قسم دوم که مراجع تقلید مستقل هستند معمولا به چنین سفرهائی نمی روند و از خمس چنین استفاده هائی را نمی کنند ولی سخن این است که جامعه باید از آنها بخواهد که چنین کنند. مردم وظیفه دارند با اهدای پولهای غیر خمس آنان را به سفر مداوا ترغیب کنند. ببینید مثلا نظیر مرحوم آیت الله بروجردی یا خوئی یا حکیم یا .... در کل جهان تشیع یا در کل جهان اسلام چند نفر داریم؟ اینها سرمایه های ملی یا سرمایه های دینی هستند. اینها نوابغ دهر هستند. هر حکومتی چه مسلمان و چه غیر مسلمان حاضر است هزینه ی مداوای این افراد را بدهدزیرا اینها جهانی هستند ولی خود اینها نمی خواهند وابسته باشند ، نمی خواهند حوزه را وابسته کنند و ....

مردمی که قدر اینها را نمی دانند و شایعه ها و سایتها آنان را بدبین کرده است خوب است که به این قصه ها توجه کنند تا شاید کمی ذهنیت منفی آنان اصلاح شود :

داستان اول : در زمان اعلمیت مرحوم آیت الله حاج سید ابوالحسن اصفهانی ، سفیر انگلیس به حضور ایشان شرفیاب شده و مبلغ هنگفتی تقدیم کرده بود با این عنوان که حاکم انگلیس نذر کرده است که اگر در فلان حادثه پیروز شد چنین مبلغی به رئیس سنی ها و چنین مبلغی به رئیس شیعه ها بپردازد. مرحوم اصفهانی چکی به همان مبلغ می نویسد و به آن نماینده می دهد و می گوید این را با آن مبلغ خودتان ، صرف فقیران کنید.

بعدا آن شخص گفته بود ما رفتیم او را بخریم ولی او ما را خرید. می بینید که قیمت یک مرجع مستقل چقدر است که سفیر انگلیس با دسیسه و نذر می خواهد او را بخرد ولی گاهی توده ی مردم در اثر تبلیغات سوء ، فکر می کنند نباید برای مراجع تقلید هزینه شود.

داستان دوم : آن زمانها که بنده روحانی حج بودم معلوم شد که احتیاط های آیت الله منتظری خیلی کار را مشکل می کند. برخی گفتند اگر یک بار به حج برود فتواهایش تغییر می کند. من خدمت ایشان رسیدم و پیشنهاد سفرحج را دادم. جواب دادند : پولش را ندارم. گفتم : من با  سازمان حج یا بعثه صحبت می کنم تا شما را مجانی به حج ببرند. در این حال چنان ناراحت شد و فرمود : یعنی می گوئی از پول بیت المال به حج بروم؟

داستان سوم : زمانی مرحوم آیت الله منتظری در بیمارستان قلب بستری بود که بنده به عیادتش رفتم و از غذایش پرسیدم. فرمود : طبیب ها گفته اند آب گوشت ( یعنی آبی که از بخار پز کردن گوشت از آن خارج می شود ) بخورم. فلان شخص دیروز برایم تهیه کرده بود و آورد و خوردم و گفتم دیگر چنین کاری نکن. امروز باز آورده بود ولی نخوردم تا دیگر چنین کاری نکند و به او گفتم مگر سایر مردم هم چنین امکاناتی دارند؟ من هم مثل بقیه ی مردم.

بله مراجع مردمی خودشان این گونه اند و از بیت المال ، خمس یا حتی از تبرعات مردم استفاده ی خارج از متعارف نمی کنند ولی مردم وظیفه دارند که چنین استوانه های علمی را حفظ کنند نه اینکه با سخنانی این چنینی مراجع مستقل را آزرده سازند.

35، واقعا مردم می پرسند نفع این مراجع چیست؟

جواب : کار یک دانشمند پیشبرد علم است و مراجع تقلیدتا آخرین لحظه ی عمر این کار را ادامه می دهند. کار مراجع حفظ استقلال حوزه است. همین که حوزه هزار سال سابقه دارد ولی هیچ مرجع تقلید مورد قبول حوزه ، حکومتی نبوده یک هنر است.

همین که حکومتها تا زمانی که یک مرجع زنده است اقداماتی در حوزه یا جامعه انجام نمی دهند و در نبودش انجام می دهند معلوم می شود که وجود او مزاحم سیاست حکومتهاست. همین که نمی توان با تبلیغات ، کسی را که حوزوی نیست مرجع تقلید حوزوی قلمداد کرد یک هنر است در صورتی که در دانشگاه ها هرکسی را که خواستند رئیس می گذارند و همه باید اطاعت کنند ولی در حوزه ، طلاب پای درس هرکسی  حاضر نمی شوند.

امور بسیاری در اینجا وجود دارد که فعلا مجال بسط آنها نیست چون برخی ، به خطوط قرمزها مربوط می شود.

اجمالا بدانیم که هیچ نفع دیگری که برای یک مرجع تقلید تصور نشود ، سوابق علمی و خدماتی او کافی است تا او را تا هر وقت که ممکن است حفظ کنیم تا دیگران به علم و خدمت به دین تشویق شوند.

از سوی دیگر وجود عالمانی عابد از اموری است که ثمرات معنوی فراوانی برای جامعه دارد. دعای آنان پشتیبان است و نباید خود و جامعه را از آنان محروم کرد.

البته اشکالات و انتقاداتی به مراجع و علماء وارد است که امیدواریم آنها نیز به این اشکالات توجه داشته باشند.

36، آیا اشکالی دارد که ما خمس مالمان را خودمان به فقیر بدهیم یا خودمان به طلاب و روحانیون خمس بدهیم؟

جواب : این کار فی نفسه اشکالی ندارد ولی اینکه خمس به مرجع داده شود و او به فقراء و طلاب بدهد بهتر است چون اگر شخصی خودش به طلاب پول بدهد ممکن است آن طلبه مجبور بشود در صحبتهایش طبق خواسته ی او سخن بگوید و یا عمل کند یا مثلا آن شخص منت بر سر او بگذارد ، بنابراین ، اینکه پول از طریق مراجع به طلاب برسد مسلما بهتر است تا مردم با نگرش حقوق بگیرِ خودشان به طلاب نگاه نکنند.

و همچنین در مورد فقراء چون معمولا مردم کم ظرفیت هستند ممکن است به خاطر کمکهایشان بخواهند منت بگذارند و فقراء را تحقیر کنند. مثلا اگر فقیری بعدا به درجه ی بالا رسید بگویند ما به او پول دادیم و او را به اینجا رساندیم و این حرفها موجب می شود که آن فرد احساس حقارت کند. تازه شاید مصرف مهمتری برای خمس باشد که خود مکلف به آن توجه نداشته باشد.

به هر حال درست است که اگر مردم خودشان به طلاب و فقراء پول خمس را بدهند فی نفسه بلا اشکال است ولی بهتر است این پول از طریق دیگری به آنها داده شود.

37، چه اشکالی دارد که روحانیون خودشان شغلی داشته باشند و از آن طریق امرار معاش کنند؟

جواب : اگر کسی بتواند هر دو کار را انجام دهد یعنی هم کار کند و هم درس بخواند اشکالی ندارد و این دو با هم منافات ندارد ولی به خاطر وسعت علوم ، امروزه چنین کاری به این راحتی نیست. اگر طلبه ای هم بتواند کاری پیدا کند و حقوق از جای دیگر داشته باشد طبیعتا ثمره ی علمی کمتری می تواند به مردم برساند. مثلا اگر کسی فقط کارش درس و تبلیغ باشد می تواند سالی چهار مقاله منتشر کند ولی اگر بخواهد نصف وقت خود را به کار دیگری بپردازد سالی دو مقاله می تواند منتشر کند و این خود ، موجب عقب ماندگی فرهنگی است. علاوه بر این ، کار کردن موجب میشود که طبیعتا ثمرات علمی نیز کیفیتش کمتر شود و همان دو مقاله هم با کیفیت بالا منتشر نشود.

بنابراین ، این کار یک کار عقلائی است که گروهی را تمام وقت برای فعالیتهای دینی مسئول کنیم و حقوقی هم برای آنها تامین کنیم تا جامعه از لحاظ فرهنگی هرچه سریعتر و با کیفیت بیشتر پیشرفت کند ، چیزی شبیه بورسیه ی تحصیلی که برای دانشجویان وجود دارد.

اصلا امروزه که می بینیم گروهی از طلاب و روحانیون نمی توانند با کیفیت بالا تبلیغ کنند و گروهی از آنها سواد زیادی ندارند و ثمره ی زیادی در جامعه ندارند به خاطر این است که از لحاظ مالی تامین نیستند و به دنبال کسب درآمد از راه های دیگر هستند.

بنابراین همانطور که قبلا گفتیم از نظر عقلائی ، بحث خمس یک بحث تعبدی صرف نیست بلکه عقل نیز آن را می پذیرد.

بیاییم برای امور علمی و فرهنگی اهمیت قائل شویم و برای آن پول خرج کنیم. متأسفانه در برخی جوامع به امور ظاهری توجه فراوان می شود ولی به تحقیقات علمی و کارهای فرهنگی اهمیت داده نمی شود. باید بحث خمس را دقیقا برای مردم توضیح داد تا آنها بفهمند که پول خرج کردن برای امور فرهنگی واجب تر از کارهای دیگر است. باید در جامعه ، پیشبرد علم اهمیت زیادی پیدا کند و بودجه های فراوانی به آن اختصاص داده شود.

38، آیا موافقید که مراجع یا خود طلاب در شرکتها سرمایه گذاری کنند تا پول بیشتری بدست بیاورند و در نتیجه به نفع حوزه و حوزویان شود؟ امروزه طلاب و روحانیون حقوق زیادی ندارند. اگر طلاب از لحاظ مالی تامین بودند بهتر برای درس و تبلیغ وقت می گذاشتند.

جواب : اصل سرمایه گذاری خوب است ولی آیا هرکسی می تواند سرمایه گذاری کند و ضرر نکند. چه بسیار طلابی که از این طریق ضرر کردند. تازه اگر هم قرار باشد سرمایه گذاری شود مراجع ، سرمایه گذاری کنند بهتر است. به هر ترتیب باید طلبه را از لحاظ مالی تامین کنند تا بتواند فقط به درس و تبلیغ بپردازند.

مطلب دیگری که در اینجا خوب است به آن اشاره شود این است که مراجع هم اگر سرمایه گذاری کنند ممکن است ضررهائی داشته باشد چرا که با استقلال جور در نمی آید. بالاخره اگر مرجعی سرمایه گذاری کند خود به خود وابسته ی به حکومت و دولت می شود.(4) بنابراین سرمایه گذاری مراجع ، چنین تبعاتی را ممکن است داشته باشد.

البته ما با سرمایه گذاری مراجع به طور کلی مخالف نیستیم ولی به هر حال چنین کارهائی تبعاتی نیز دارد. می توان گفت بهترین کار این است که پول حوزه ها دست مردم باشد و آنان سرمایه گذاری کنند ، سود ببرند ، آنگاه خمسِ سود و سایر درآمدها از آنان گرفته شود. به عبارت دیگر مردم خودشان سرمایه گذاری کنند و سود ببرند و مقداری از پولشان را به عنوان خمس یا هر عنوان دیگری به حوزه ها بدهند.

39، حقوقی که امروزه به طلاب می دهند با توجه به اینکه بعضی از مراجع سرمایه گذاری کرده اند ، آیا دیگر سهم امام نیست؟

جواب : بله ، ممکن است سهم امام نباشد ولی من در این مورد اطلاع چندانی ندارم. باید از مراجع پرسیده شود که شما شهریه ای که به طلاب می دهید از سهم امام است یا از سود شرکت ها است؟ این را باید از مراجع پرسید.

این نکته باید برای مردم تذکر داده شود که سرمایه گذاریِ مراجع ، شخصی نیست بلکه برای پیشبرد امور دینی است. بنابراین اینکه در بین مردم شایعه می شود که فلان مرجع دارای شرکتهای زیادی است فکر نکنیم که آن شرکتها برای سودِ شخصی اوست. باید برای مردم گفته شود که سرمایه گذاری مراجع شخصی نیست تا شایعه ها و بدگمانی ها از بین برود.

40، اینکه مراجع مختلفی به طلاب شهریه می دهند چه ثمره ای دارد؟

جواب : بهترین ثمره اش این است که اگر از یک طریق شهریه ی طلبه ای قطع شد بتواند از طرق دیگری امرار معاش کند. اگر شهریه دادن به یک منبع ختم می شد بسیار بد بود.(5)

41، بعضی از طلاب فقط مشغول درس هستند و اصلا تبلیغ نمی روند یا خیلی کم تبلیغ می روند مثلا فقط ماه رمضان به تبلیغ می روند. آیا چنین افرادی که از پول خمس استفاده می کنند اشکال ندارد؟ آیا خودِ درس خواندن یک شغل حساب می شود که بتوان در برابر آن پول داد؟ برخی افراد فقط برای اینکه محیط حوزه ، محیطی سالم است وارد آن می شوند. آیا استفاده کردن چنین افرادی از پول خمس صحیح است؟

جواب : به هر حال کسی که طلبه است ثمره ای دارد و نمی توانیم بگوییم بی ثمر است. حال یا مقاله ای می نویسد یا در محله و منطقه ی خودشان تبلیغ می کند و یا به طلاب دیگر درس می دهد یا کار تحقیقی می کند یا  .....

بالاخره نمی توان گفت طلبه همیشه در تبلیغ باشد چون ممکن است کمتر به درس برسد. چه اشکالی دارد گروهی را با دادن امکانات به آنها در طول 10 ماه آماده کنیم تا آنها 2 ماه به طور خوب تبلیغ کنند؟

از طرف دیگر کسی که به خاطر محیط حوزه وارد حوزه می شود بالاخره به خاطر ارتباط با علماء و مبلغین به بحث تبلیغ و نفع رساندن هم خواهد رسید.

بله اگر طلبه ای عمدا هیچ کاری برای دین انجام نمیدهد مسئول است ولی اگر واقعا نمی تواند کاری انجام دهد ، معلوم است که در کارهای دیگر هم که برود نمی تواند پول بدست بیاورد. بنابراین از باب فقر می توان به او خمس داد.

علاوه بر این ، در یک سیستم ممکن است طبیعتا گروهی از پول استفاده کنند ولی به درستی وظایف خود را انجام ندهند ولی این ، دلیل نمی شود که ما سیستم را از بین ببریم. بالاخره وقتی به درختی آب می دهند در کنارش علفهائی هم در می آید و آنها هم از آب استفاده می کنند.

42، در بعضی از شبکه های اهل سنت می گویند مراجع شیعه ، بیست درصد کل مال را از مردم می گیرند. آیا این صحیح است؟

جواب : خیر ، صحیح نیست چرا که هر شخصی می تواند پول خود را تا یک سال ، خرج مخارج زندگی خود کند و در صورتی که چیزی زیاد آمد باید 20 درصد آن را بدهد.

بنابراین پولی که از مردم به عنوان خمس گرفته می شود مربوط به اضافات است همچنانکه در آیه ی 219 سوره ی بقره آمده است :

وَ يَسَْلُونَكَ مَا ذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ  يعنى  و از تو مى‏پرسند: چه چيز انفاق كنند؟ بگو: از آنچه افزون بر نياز است.

بنابراین شبکه های اهل سنت باید به صورت منصفانه مسائل را برای مردم بگویند.

این مطلب ، مطلبی کاملا عقلی است که بگوییم هریک از مسلمانان اگر از خرج سالانه اضافه آوردند بیست درصد آن را به ضروریات جامعه اختصاص دهند. بله ، اگر کسی اضافه نیاورد و یا اگر مالی که دارد به خاطر مشکلات دیگر مثل بدهکاری و ... مصداق اضافه بودن را ندارد بر او خمس واجب نیست.

43، اگر شما می گویید انفاق مربوط به زیادی مال است پس چرا در آیه ی 134 سوره آل عمران آمده است : الَّذِينَ يُنفِقُونَ فىِ السَّرَّاءِ وَ الضرََّّاءِ يعنى متقين كسانى هستند كه  در توانگرى و تنگدستى انفاق مى‏كنند.

جواب : این آیه مربوط به شرائط اضطراری است و تازه به این معنا نیست که همه را انفاق می کنند و هیچ چیزی برای خود نمی گذارند. بالاخره در آیه ی 29 سوره ی اسراء آمده است : وَ لَا تجَْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلىَ‏ عُنُقِكَ وَ لَا تَبْسُطْهَا كلُ‏َّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا محَّْسُورًا يعنى و دستت را [چون بخيلان به نشانه اينكه قدرت انفاق چيزى را به تهيدستان ندارى‏] برگردنت بسته مدار و [آن چنان هم در انفاق‏] دست و دل باز مباش [كه چيزى براى معاش خودت باقى نماند] كه در نتيجه [نزد شايستگان‏] نكوهيده [و در زندگى خويش‏] درمانده گردى.

 بنابراین منظور از آیه ی 134 سوره ی آل عمران این است که در شرائط اضطراری که جامعه نیاز به کمک دارد افراد با تقوا ، با اینکه خود محتاجند ولی حاضرند مقداری از همان دارائی را انفاق کنند.

44، آیه به خود روحانیون نیز خمس تعلق می گیرد؟

جواب : اگر آن روحانی خودش درآمد دارد باید طبق شرائطی که دارد خمس دهد.

45، اگر روحانی همان پول خمسی که می گیرد زیاد بیاید آیا باید خمس آن را بدهد؟

جواب : روحانی نباید آنقدر از پول خمس استفاده بکند که زیاد بیاید بلکه باید به مقدار احتیاجش از پول خمس استفاده کند. البته این احتیاج که می گوییم به این معنا نیست که مثل فقراء زندگی کند بلکه به این معنا است که مثل متوسط مردم زندگی کند. بنابراین روحانی می تواند از پول خمس به مقداری که یک زندگی متوسط داشته باشد استفاده کند و البته به اندازه ی همان زندگی متوسط ممکن است به او خمس هم تعلق بگیرد مثل بقیه ی مردم.

به هر ترتیب یک روحانی حق دارد مثل بقیه ی مردم زندگی کند. اگر یک استاد دانشگاه می تواند خانه داشته باشد و ماشین داشته باشد چرا یک روحانی چنین حقی را نداشته باشد. نمی توان در این مساله خیلی سخت گرفت.

46، اگر یک روحانی از دنیا رفت آیا می توان از پول خمس به خانواده ی او داد؟

جواب : بله ، بالاخره وقتی نان آور خانواده از دنیا رفت باید به طریقی به آن خانواده کمک شود.

47، آیا یک روحانی می تواند پولی را که می گیرد ذخیره کند و با آن به حج برود؟

جواب : پولی که به روحانیون و طلاب داده می شود آنها می توانند در حد یک زندگی متوسط از آن استفاده کنند و رفتن به حج از طریق آن پول ضرری ندارد. بله رفتن چند باره به حج یا مسافرتهای افراطی صحیح نیست.

48، شما گفتید چون حکومتها پول زکات را درست خرج نکردند ما آمده ایم و پول دیگری برای نیازهای جامعه قرار داده ایم. حال سوال این است که اگر خود مومنین خمس ندادند آیا مومنین دیگری که می خواهند خمس دهند باید جور آنها را که نداده اند تحمل کنند و مثلا ثلث یا نصف مالشان را بدهند؟

جواب : در صدر اسلام چنین می کردند ، حضرت خدیجه همه ی مالش را داد ، مردم مدینه نصف مالشان را دادند. به هر ترتیب باید نیازهای ضروری جامعه را به طریقی رفع کرد و گاهی اوقات افراد به خاطر شرائط جامعه باید بیشتر مایه بگذارند. اگر واقعا ببینیم شخصی از گرسنگی می میرد و خمس مالمان را هم داده ایم باید مقداری پول دیگر بدهیم که او نمیرد.

در آيات 34  و 35 سوره توبه آمده است :  وَ الَّذِينَ يَكْنزُِونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لَا يُنفِقُونهََا فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ(34) يَوْمَ يحُْمَى‏ عَلَيْهَا فىِ نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى‏ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبهُُمْ وَ ظُهُورُهُمْ  هَذَا مَا كَنزَْتُمْ لِأَنفُسِكمُ‏ْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنزُِونَ(35)

معنى : و كسانى را كه طلا و نقره مى‏اندوزند و آن را در راه خدا هزينه نمى‏كنند، به عذاب دردناكى مژده ده. ، روزى كه آن اندوخته‏ها را در آتش دوزخ به شدّت گرما دهند و پيشانى و پهلو و پشتشان را به آن داغ كنند [و به آنان نهيب زنند] اين است ثروتى كه براى خود اندوختيد، پس كيفر زراندوزى خود را بچشيد.

در توضيح اين دو آيه ى شريفه بايد گفته شود که بین مفسرین گفتگو است که چه نوع جمع آوری مال کنز حساب می شود و مصداق دو آیه فوق می شود. در بعضى روايات در ذيل اين آيات وارد شده است كه هر كس زكات مال خود را بپردازد باقيمانده آن كنز نيست.طبق  اين تفسير كنز به مالى گفته مى شود كه صاحبش آن مقدار را كه شرع دستور داده مثل خمس و زكات خارج نكرده باشد ولى اگر مالى خمس و زكاتش خارج شده باشد اگر چه خيلى زياد هم باشد ديگر كنز نيست و صاحبش به عذاب مبتلا نمى گردد.

ولى روايات ديگرى در منابع اسلامى مشاهده مى‏كنيم كه مضمون آن با تفسير فوق ظاهرا و در بدو نظر سازگار نيست.در زير به بعضى از اين روايات اشاره مى شود : روايت اول : در" مجمع البيان" از على ع نقل شده كه فرمود:" هر چه از چهار هزار (درهم)، كه ظاهرا اشاره به مخارج يك سال است، بيشتر باشد" كنز" است خواه زكاتش را بپردازند يا نه، و آنچه كمتر از آن باشد نفقه و هزينه زندگى محسوب مى‏شود، بنا بر اين ثروت‏اندوزان را به عذاب دردناك بشارت ده"

روايت دوم : در روايت وارد شده است كه عثمان از كعب الاحبار كه يك يهودى تازه مسلمان بود سوال كرد اگر كسى زكات مالش را بدهد آيا ديگر چيزى بر عهده اوست؟ او گفت خير.ابوذر كه اين سخن را شنيد گفت اى يهودى چرا در احكام اسلام نظر مى دهى.قول  خدا در سوره توبه راست تر از قول توست.(نور الثقلین)

روایت سوم : مفضل گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: مال چهار هزار مى‏باشد و دوازده هزار كنز به حساب مى‏آيد، و كسى توانايى ندارد بيست هزار از حلال جمع كند، و كسى كه سى هزار داشته باشد هلاك مى‏گردد، و از شيعيان ما كسى نمى‏تواند صد هزار مالك شود.(بحار الانوار)

از بررسى مجموع احاديث فوق به ضميمه خود آيات مى‏توان چنين نتيجه گرفت كه در شرائط عادى و معمولى يعنى در مواقعى كه جامعه در وضع ناگوار و خطرناكى نيست و مردم از زندگانى عادى بهره‏مندند پرداختن زكات و خمس كافى است و باقيمانده كنز محسوب نمى‏شود.در  چنين شرائطى انسان مى تواند براى اهل و عيالش توسعه دهد و مالش را براى آينده خودش و يا آينده فرزندانش ذخيره كند و باقى ماندن ارث و باقى ماندن سرمايه براى آينده ی دور مربوط به چنين شرائطى است.بنابراين خرجىِ حال حاضر و خرجى آينده و ارث فرزندان و وراث در چنين شرائطى از عنوان كنز خارجند.البته اين را هم توجه داشته باشيم كه در چنين شرائطى نبايد مال را بلا استفاده قرار داد كه نه سودى داشته باشد و نه ضررى بلكه طبق آيه 5 سوره نساء بايد آن را در مصالح جامعه بكار ببريم.

و اما در مواقعى كه افراد جامعه در خطر فقر قرار دارند و يا احياء دين نياز به كمك مالى دارد به طوری که پولهای زکات و خمس کفایت نمی کند در چنين مواقعى‏ مالى را كه حتى خمس و زكاتش هم داده شده بايد در اين راه ها خرج كرد و الا چنين مالى هم عنوان كنز پيدا مى كند.در چنين شرائطى كه مثلا مسلمانى به نان شبش محتاج است براى ما توسعه بر اهل و عيال جايز نيست و در چنين شرائطى ذخيره بيش از حد مال براى ما جايز نيست و در چنين شرائطى باقى ماندن مال براى اينكه به ورثه برسد صحيح نيست.

49، آیا به نظر شما زکات را نمی توان به سید داد؟

جواب : به نظر ما این حکم که زکات را نباید به سید داد موسمی بوده است و مربوط به همه ی زمانها نیست. بنابراین امروزه زکات را به سید نیز می توان داد.

توضیح اینکه در روزگار گذشته بنی هاشم می خواستند زکات جمع کنند ولی پیامبر یا ائمه ی اطهار آنها را از این کار بازداشتند و زکات را أَوْسَاخُ النَّاسِ (الكافي ج : 8 ص : 63) یعنی چرک اموال مردم نامیدند و این به چند دلیل بود : یکی اینکه جمع آوری زکات از طرف بنی هاشم موجب می شد که مردم به بنی هاشم بدگمان شوند و با آنها بد شوند و دیگر اینکه با گرفتن زکات منتسب به حکومت می شدند.

به خاطر این دلائل بود که ائمه گفتند بنی هاشم زکات نگیرند بلکه از خمس استفاده کنند و خمس را مردم خودشان می دادند و اجباری در کار نبود. بنابراین کرامت بنی هاشم با این کار بیشتر باقی می ماند.

امروزه هم باید دقت شود که اگر گرفتن خمس مثل همان گرفتن زکات توسط بنی هاشم شود صحیح نیست. مثلا نباید به صورتی خمس جمع آوری شود که کرامت شخص خمس گیرنده زیر سوال رود. بلکه باید با احترام و بدون هیچ اجباری هر شخصی اگر خودش خواست آن را بدهد.

بنابراین نباید به این عنوان از مردم خمس گرفت که ای مردم خمس بدهید چون ما روحانیون پول می خواهیم و شما ما را از گرسنگی نجات دهید بلکه به این عنوان که ای مردم پول بدهید تا دین باقی بماند ، استقلال حوزه ها حفظ شود و .... همچنین نباید گرفتن خمس حکومتی شود.

50، اگر زمانی حکومت دست شما افتاد از مردم خمس نمی گیرید؟

جواب : یا از شهری ها خمس می گیریم و در روستاها به سراغ زکات می رویم و یا از هر دو گروه تنها زکات می گیریم و البته در آن صورت زکات را دیگر مربوط به نه چیز نمی دانیم بلکه مواردش را به اندازه ای می کنیم که نیازهای جامعه برطرف شود. این بحث را در کتاب (ساز و کارهای پویائی شریعت)  و همچنین مقاله های ثابت و متغیر آورده ام.

51، آیه ای که مربوط به زکات است آیا با آیات قبل و بعد مرتبط است؟ اگر مرتبط است چگونه از آن استفاده ی وجوبِ زکات به طور مطلق می شود؟

جواب : در آيه ى 103 سوره توبه آمده است : خُذْ مِنْ أَمْوَالهِِمْ صَدَقَةً  يعنى از اموال آنها صدقه بگير و ضمير ( هم ) به افرادى برمى گردد كه در آيه ى 102 به آنها اشاره شده و فرموده است : وَ ءَاخَرُونَ اعْترََفُواْ بِذُنُوبهِِمْ خَلَطُواْ عَمَلًا صَالِحًا وَ ءَاخَرَ سَيئًِّا يعنى و ديگرانى هستند كه به گناهانشان اعتراف كردند، [و] اعمال شايسته را با اعمال بد درآميختند.

بنابراين در ديد ابتدائى ، اين آيات به يكديگر مرتبط است. ولی به هر حال استفاده ی از این آیه برای وجوب مطلق زکات اشکالی ندارد همچنانکه هم اهل سنت چنین استفاده ای کرده اند و هم شیعه.

اتفاقا در اینجا می توانیم جوابی دیگر به اشکال اهل سنت راجع به آیه ی خمس دهیم. آنها می گویند آیه ی مربوط به خمس چون قبل و بعدش در رابطه ی با جنگ است مربوط به خمس غنیمت جنگی است و شیعه نمی تواند از آن برای خمسِ چیزهای دیگر استفاده کند. حال ما به آنها می گوییم اگر شما چنین می گویید در آیه ی زکات نیز باید همان حرف را بزنید چون آیه ی زکات نیز با ماقبلش مرتبط است و مربوط به افراد خاصی است که منحرف بوده اند و عمل بد و خوب را مخلوط کرده اند.بنابراین باید گفت که افراد صالح زکات ندهند.

به هر حال باید گفته شود که از آیات قرآن می توان استفاده های مختلف کرد. یک آیه را می توان هم در سیاق آیات معنا کرد و هم جداگانه مورد بررسی قرار داد.

52، از جمله اشکالاتی که در شبکه های اهل سنت به خمس می شود این است که می گویند خلفای بنی امیه و بنی عباس عاشق مال و ثروت بوده اند و از هر طریقی که تصور می شده از مردم پول می گرفته اند ولی هیچ گاه نشده است که به نام خمسِ درآمد از مردم پول بگیرند؟ اگر خمس درآمد وجود داشت حتما آنها می گرفتند و خمس را هم حکومتی می کردند. جواب شما به این سوال چیست؟

جواب : ما شیعیان معتقدیم که بحث خمس درآمد را ائمه ی ما از قرآن فهمیده اند و مسلما فهم خلفای بنی امیه و بنی عباس از دین و قرآن مثل فهم ائمه ی ما نبوده است. از خلفای بنی امیه و بنی عباس نباید توقع داشت که نکات ظریف قرآن را بفهمند و از آن استفاده کنند. آنها از آیه ی 41 سوره ی انفال خمس غنیمت جنگی را می فهمیدند نه خمس درآمد کسب را. از طرف دیگر ائمه که از قابلیت قرآنی استفاده کردند به طور مخفیانه خمس درآمد را از مردم می گرفتند به صورتی که حکومتِ وقت اصلا از وجود چنین حکمی اطلاع پیدا نکند و نتواند خمس درآمد را نیز حکومتی کند. از طرف دیگر چون بحث خمس درآمد را ائمه بیان کردند و مصارف آن را در درجه ی اول برای خود تعیین کردند اگر حکومت وقت از آن اطلاع پیدا می کرد و می خواست به آن عمل کند در عمل اولا به تفسیر ائمه معتقد شده بود و این ، برایش قابل تحمل نبود و از طرف دیگر وقتی مصارف خمس ، ائمه هستند هیچ گاه حکومت وقت به آن عمل نمی کرد چون به طور کلی با رسیدن چنین پولی به ائمه مخالفت می کرد. بنابراین حکومت نمی توانست خمس درآمد را حکمی شرعی بداند و به آن عمل کند چون در این صورت با رسیدن چنین پولی به ائمه موافقت کرده بود و این مطلب هم حائز اهمیت است که ظاهرا خمس درآمد را ائمه به صورتی بازگو کرده بودند که حکومت نتواند آنرا به نفع خود تمام کند و خود را جزو مصارف آن بداند. می توان گفت که خمس در آن زمان چیزی مقابل زکات بود. زکات را به حکومت می دادند و خمس را به ائمه و به خاطر این تقابل حکومت نمی توانست بر روی آن به نفع خود صحه بگذارد و اصلا به همین خاطر با آن مقابله میکرد و اجازه نمی داد به ائمه برسد. به هر ترتیب اگر ضرورت خمس با دلیل قرآنی و روائی و عقلی ثابت شد چنین اشکالاتی نمی تواند اصل آن را زیر سوال برد. اینکه در تاریخ چه اتفاقی افتاده و اینکه حکومتها چرا فلان کار را انجام داده اند یا انجام نداده اند به صورت صد درصد برای ما مشخص نیست. به هر ترتیب متشابهات را باید به محکمات برگرداند و اگر در رابطه ی با سوال شما ، جوابها قانع کننده نبود اصل مساله زیر سوال نمی رود چرا که ما در بحث خمس درآمد دارای محکمات زیادی هستیم.

53، اگر ما بدانیم که مرجعمان اشتباها پول خمس را مصرف می کند آیا می توانیم به او خمس ندهیم؟

جواب : اولا از کجا یقین داریم که مرجع اشتباه می کند. شاید ما اشتباه می کنیم و ثانیا باید گفته شود که تعیین موضوع ، شأن مرجع نیست. بنابراین اگر مکلف واقعا بداند که مرجعش در تعیین موضوع اشتباه کرده است نمی تواند به گفته ی او عمل کند. در اینجا هم اگر مکلف واقعا بداند که مرجعش پول خمس را اشتباه مصرف می کند نمی تواند پول خمس را به او بدهد. البته همچنانکه گفتیم ممکن است مکلف جهل مرکب داشته باشد ، بنابراین باید در این زمینه احتیاط لازم را داشته باشد و زود قضاوت نکند. بالاخره مراجع به اموری آگاهند که ممکن است مکلف به آن امور آگاه نباشد. مواردی وجود داشته است که مکلفی خودش پول خمس را صرف اموری کرده است ولی بعدا پشیمان شده است. به هر ترتیب باید مواظب بود. خوب است اگر شما نسبت به عملکرد مرجعی شک و شبهه دارید روزی به دفتر او بروید و سوالات خود راجع به نحوه ی عملکرد او را از نمایندگانش بپرسید. ممکن است آنها به سوالات شما جواب دهند. بله اگر جوابها قانع کننده نبود می توانید به صورت دیگری عمل کنید.

54، چرا در تلویزیون یا در مساجد بحث خمس بدون رودربایسی به این صورتی که شما مطرح کردید ، مطرح نمی شود؟ من فکر میکنم اگر به این صورت مطرح شود بسیاری از سوالات و شبهات مردم و جوانان برطرف شود.

جواب : معمولا روحانیون ، بحث خمس را به صورت تعبدی برای مردم مطرح کرده اند نه به صورت عقلانی و به طور کلی کمتر خمس به صورت عقلانی بیان شده است. شما سعی کنید با پخش این مجموعه از مباحث ، قدمی در راستای گسترش فرهنگ عقلانیت و پاسخ گوئیِ منطقی به شبهات بردارید.بالاخره باید از جائی شروع کرد و هریک از ما در این رابطه ، وظیفه ای بر عهده داریم.

55، آیا شخصی که طلبه می شود از همان ابتداء که به او شهریه می دهند برای او تذکر می دهند که این پولی که به شما داده می شود از کجاست و چگونه باید مصرف شود و در قبال آن چه وظیفه ای دارید؟ خلاصه اینکه آیا مطالبی که تا به حال بیان کردید را برای آنها می گویند؟

جواب : بله ، معمولا در درسهای اخلاق برای آنها گفته می شود که شما در قبال این شهریه وظیفه دارید و اگر وظیفه ی خود را انجام ندهید استفاده کردن از شهریه برای شما حرام است. حتی گاه آنقدر این مساله را تذکر می دهند که برخی طلاب به خاطر احتیاط زیاد تصمیم می گیرند دیگر شهریه نگیرند.

البته به نظر بنده باید مسائل به صورت دقیق تر همانطوری که در بحثها گذشت برای طلاب گفته شود تا آنها به ریزِ مسائل آگاهی داشته باشند و بتوانند پاسخگوی نسل جدید نیز باشند. بعضا دیده می شود که خودِ طلاب و روحانیون در رابطه ی با مباحث علمیِ خمس دارای سوالاتی هستند و هنوز مساله برای خودشان حل نشده است. بنابراین باید سعی کنند دقیقا بر روی این مساله که از مسائل مهم است و مردم و به خصوص جوانان در رابطه ی با آن سوالات زیادی دارند کار کنند و بتوانند پاسخگو باشند.

56، من اصل مساله را از از لحاظ نظری و تئوریک از شما قبول می کنم ولی سوالی که دارم این است که چرا در عمل کمتر کسی طبق آن چیزی که گفتید عمل می کند؟ بدون رودربایسی باید گفته شود که معمولا روحانیون وظیفه ی تبلیغی خود را درست انجام نمی دهند؟ کافی است ببینید که چند درصد از مساجد دارای تبلیغات دینی صحیح هستند؟در بسیاری از موارد پول خمس به مصرف صحیحی نمی رسد؟ با اینکه این همه پول خرج حوزه ها و روحانیون می شود ولی باز دین داری در جامعه کمرنگ شده است و تبلیغات صحیحی انجام نمی گیرد. چرا؟

جواب :  اگر اصل مساله صحیح است باید سعی کنیم آن را در عمل نیز اجراء کنیم. بنده قبول دارم که مشکلاتی در عمل وجود دارد ولی به خاطر این مشکلات نمی توان اصل را زیر سوال برد. اگر اصل از بین برود ، همین مقدار اندک از دین داری که هست نیز از بین می رود. اتفاقا گروهی با تبلیغات می خواهند هر طور که شده این مقدار را از نیز بین ببرند و ما باید حواسمان باشد. بنده فکر می کنم بسیاری از بدگمانی هائی که امروزه راجع به خمس وجود دارد در نوع عملکرد است نه اینکه به اصل نیز بدگمان باشند. به هر حال باید عملکردها اصلاح شود و هریک از ما باید برای اصلاح آن قدمی برداریم. باید امر به معروف و نهی از منکر را به درستی انجام دهیم تا امور اصلاح شود. باید در حوزه علمیه و نحوه ی اداره ی آن تجدید نظر شود. باید طلاب سعی کنند با مسائل روز آشنا شوند. باید نوع تبلیغات در جامعه به روز شود. طلاب و مبلغین باید بیشتر روی بُعد عقلانیِ دین سرمایه گذاری کنند. باید  تعصبات را کنار بگذارند. خلاصه اینکه حوزه های علمیه باید اعتماد مردم را جلب کنند.

57، آیا اینکه پول خمس صرف طلاب و روحانیونی می شود که هریک با هم اختلاف نظر دارند و هریک به شکلی دین را تفسیر می کنند صحیح است؟ آیا مرجعی که به صورت خاصی دین را شناخته است می تواند به طلبه ای خمس دهد که او بر خلاف آن مرجع دین را ارائه می دهد؟

جواب : اگر اختلافها از روی عمد یا عدم تحقیق صحیح است و شخصی عمدا با حق مخالفت می کند یا بدون تحقیقِ صحیح نظر می دهد ، چنین شخصی باید در استفاده اش از خمس احتیاط کند ولی اگر اختلافها به خاطر اجتهادهای مختلف و فهم های مختلف است ، این مطلب نباید موجب شود که شهریه ی طلبه به خاطر اینکه فهمش با مرجع فرق دارد قطع شود. نباید این قدر محدود فکر کنیم که بخواهیم بگوییم چون دیگری نظری غیر از نظر مرجع دارد نباید از او شهریه بگیرد. متاسفانه بعضا دیده شده است که مثلا شخصی به خاطر عقیده ای که داشته شهریه اش قطع شده است که باید گفته شود این کار ، کار صحیحی نیست وباید انعطاف بیشتری در حوزه وجود داشته باشد به صورتی که اقوال و فهم های مختلف بتوانند بروز پیدا کنند و زمینه ی رشد داشته باشند. بنابراین هیچ اشکالی ندارد که مرجعی به طلابی که دارای نظرات مختلف هستند و حتی نظرشان مخالف با نظر همان مرجع است شهریه دهد تا شکوفائی بیشتری در حوزه ها حاصل شود.

58،گروهی از روحانیون پول خمسِ مردم را عمدا یا سهوا اشتباه حساب می کنند و از مردم پول زیادی می گیرند. مثلا شخصی می گفت فلان روحانی از من فلان مقدار پول خمس گرفت ولی من از روحانی دیگری پرسیدم و او گفت اصلا نباید خمس می دادی؟ به هر حال آیا این پول حرام نیست و در واقع پول حرام به طلاب داده نمی شود؟

جواب : بالاخره باید حسن ظن داشته باشیم. شما از کجا می دانید که یک روحانی عمدا می خواهد از مردم بیشتر پول بگیرد؟ یا از کجا می دانید روحانی ، اشتباه خمس را حساب کرده است؟ یا از کجا می دانید پولی که به فلان طلبه داده می شود حتما از همان پول اشتباهی است که گرفته شده است؟ همین شبهه ها در بحث مالیات نیز پیش می آید ، پس بگوییم تمامی پول در گردش کشور حرام است؟

به هر حال چه باید کرد؟ نمی توان به خاطر کار عده ی محدودی بگوییم کل پول خمس حرام است. در واقع در اینجا شبهه ی غیر محصوره (6) وجود دارد که احتیاط در آن لازم نیست. علاوه بر این خوب است که در مواردی که شک و شبهه وجود دارد به مردم گفته شود که نیت صدقه ی مستحبی نیز بکنند تا دیگر نارضایتی وجود نداشته باشد.

59 ، با توضیحاتی که شما راجع به خمس دادید بالاخره قبول کردید که در زمان پیامبر و حضرت علی تا زمان امام باقر خمس در درآمدکسب نبوده است. حال آیا اشکال وارد نمی شود که ائمه چیزی را که پیامبر نگفته در دین وارد کرده اند؟ آیا ممکن است یک مطلب شرعی به طور کلی در زمان های بعد از پیامبر فهمیده شود و پیامبر راجع به آن هیچ چیزی نگفته باشد؟

جواب : اولا باید دقت شود که ما ائمه را عالم ترین افراد به دین می دانیم و به همین دلیل تقسیر آنها از دین را بهترین تفسیر می دانیم. بنابراین وقتی آنها از آیه ی قرآن چنین استفاده ای کرده اند می فهمیم که می توان در زمانهای بعد از پیامبر از طرف عالم ترین و با تقوا ترین افراد تفاسیری از دین ارائه شود که با توجه به نیاز زمانه بتوان از آن استفاده کرد و اتفاقا این ، به روز بودن دین را می رساند که می توان در زمانهای مختلف از آن استفاده کرد. به نظر من این سوال شما که اهل سنت نیز در شبکه هایشان به عنوان اشکال به شیعه مطرح می کنند ، خود دلیل بر مزیت مذهب تشیع است که در واقع مذهبی به روز است و می تواند مشکلات هر زمانه را حل کند. آیات قرآن دارای چنین خاصیتی است که می توان در زمانهای مختلف از آن استفاده های متفاوت کرد. خوب است از اهل سنت پرسیده شود که آیا شما از آیات اعجاز علمی قرآن صحبت نمی کنید؟ این آیات با این معنای علمی که از آن استفاده می کنید اصلا در زمان پیامبر چنین معنی نشده است. پس شما باید بگویید چون پیامبر این آیه را به این صورت معنا نکرده پس ما هم به این صورت معنا نمی کنیم.

دقت شود که برتری فقه شیعه بر فقه اهل سنت در این است که فقط به اقوال گذشتگان تکیه ندارد بلکه باب اجتهاد را باز می داند و عقیده دارد که می توان در زمانهای مختلف اجتهادهای مختلف داشت. چطور اهل سنت وقتی به بحث جنگ جمل و جنگ صفین می رسند عملکرد عایشه و معاویه را اجتهاد می دانند ولی به بحث خمس که می رسند اجازه ی اجتهاد به امامان شیعه نمی دهند؟

به هر حال ما قائلیم که قرآن کتابی است برای همه ی زمانها و دارای قابلیتهائی است که بتوان از طریق آن مشکلات تمام زمانها را حل کرد و بحث خمس نیز از چنین قابلیتهائی است که امامان ما از آن به خوبی با توجه به نیاز زمان خود استفاده کردند.

تازه در بحث خمس ، اصل حکم در زمان پیامبر روشن شده بوده است و کار ائمه به این صورت نبوده که حکم جدیدی بیاورند بلکه در مصداق دخل و تصرف کرده اند و مصداق خمس را به خاطر مشکلات زمانه از غنیمت جنگی به درآمد کسب هم سرایت دادند همچنانکه در بحث زکات ، گروهی از جمله خود اهل سنت قائلند که مصادیق آن امروزه بیشتر از نه چیز است. بنابراین اگر اشکالی وارد باشد به خود اهل سنت نیز اشکال وارد است که چرا شما زکات را در چیزهائی قرار داده اید که در زمان پیامبر نبوده است.

60 ، چرا برای خمس ، سال مالی تعیین شده است؟

جواب : این یک سال در حقیقت تخفیفی از ناحیه ی شرع است. در واقع هر شخصی می تواند ماه به ماه وقتی حقوقش را گرفت خمسش را بپردازد ولی شرع تا یک سال به او تخفیف داده است که چون ممکن است خرج هایی برای او پیش بیاید تا یک سال اجازه دارد که خمس ندهد. البته اگر شخصی بخواهد می تواند ماهیانه خمسش را حساب کند. همچنین اگر شخصی ، تجارتی می کند که ثمره اش بعد از دو سال معلوم می شود طبیعتا خمسش را باید بعد از همان دو سال حساب کند. در واقع چون در روزگار گذشته معمولا نتیجه ی تجارتها سالیانه بوده است طبیعتا یک سال به عنوان سال مالی فرصت بوده است ولی اگر تجارتها دو ساله یا بیشتر باشد سال مالی نیز به همان نسبت بیشتر می باشد.

61 ، به عنوان آخرین سوال از شما می پرسم که دیدگاهی که شما راجع به خمس دارید با دیدگاه همه ی مراجع متفاوت است. حال ما از کجا بدانیم شما صحیح می گویید؟ تا به حال کسی به این صورت خمس را برای ما توضیح نداده بود. آیا می توان این دیدگاه را در جامعه تبلیغ کرد؟ آیا بیان چنین دیدگاهی تبعات ندارد و با مخالفت خود علماء رو به رو نمی شود؟

جواب : از کجا می گویید با دیدگاه تمامی مراجع مخالف است؟ مگر شما از آنان سوال کرده اید؟ آنها در رساله ها ، بحثهای تعبدی را نوشته اند اما معلوم نیست که مباحث عقلائی را رد بکنند. بله ممکن است افرادی با این دیدگاه مخالفت کنند ولی به هر حال این دیدگاه ، یک فهم از دین است و به نظر من مردم باید با نظرات مختلف آشنا شوند و خودشان با تعقل و تفکر ، بهترین را انتخاب کنند. من فکر می کنم به خصوص امروزه باید خود مردم را در حد خودشان مجتهد کرد و بیان چنین دیدگاه هائی می تواند در رسیدن به چنین هدفی موثر باشد. و بنده امیدوارم دیگران نیز تحمل شنیدن حرفهای مختلف را داشته باشند و اجازه دهند حرفها و دیدگاه های جدید بدون هیچ ترسی بیان شود.

پی نوشتها :

(1) به عنوان مثال پس از اینکه مرحوم آیت الله منتظری از قائم مقامی کنار گذاشته شد این پول خمس بود که موجب شد درب خانه ی ایشان باز باشد تا از نظر علمی ، سیاسی ، اجتماعی  و ... زنده بماند تا بتواند انتقادهای علمی بنماید و جامعه را بیدار کند. بنابراین اگر ما خمس را کنار بگذاریم باعث می شود که افرادی که مبارز سیاسی هستند درب خانه شان بسته شود و این عاقلانه نیست. یعنی و لو اینکه دلائل خمس کامل نباشد که چنین نیست ، این مسائل و مشابه آن کمک می کند تا ما بگوییم باید راهکاری اندیشید تا درآمدی برای کسانی که به حکومتها انتقاد می کنند وجود داشته باشد تا بتوانند صدای انتقاد خود را به گوش دیگران برسانند.

اگر حکومت ، مانند حضرت رسول و حضرت علی علیهما السلام حق افراد منتقد را بدهد که هیچ و الا عاقلانه است که بیاییم راهی برای درآمد آنها ایجاد کنیم. همچنین گروهی از افراد هستند که می خواهند کتاب چاپ کنند ولی چون حکومت با آنها مخالف است اجازه ی چاپ کتابهایشان را نمی دهد. حال چه اشکالی دارد راهی قرار دهیم و از آن طریق درآمدی برای چنین کارهائی داشته باشیم؟

(2) متاسفانه امروزه می بینیم که حتی در ایران کم کم مساجد نیز از حالت مردمی بودن و استقلال داشتن خارج شده و حکومتی می شود یعنی حکومت سعی دارد روحانیونِ وابسته به خودش را در مساجد قرار دهد و در مواردی دیده شده است که با ورود بسیج به مساجد ، روحانیِ مستقل و با سواد را از مسجد بیرون کرده اند. بنابراین همچنانکه مستقل بودن مساجد کاری بسیار مهم است مستقل بودن حوزه های علمیه نیز همینطور است.

(3) از حوزه می توان آیت الله منتظری را مثال زد و از دانشگاه می توان دکتر سروش را مثال زد. اگر کسی واقعا منتقد باشد ، حکومت به این راحتی با او کنار نمی آید.

(4) مثلا اگر آیت الله منتظری کارخانه ای داشت ، وقتی شروع به انتقادهای تند کرد دیگر آن کارخانه را هم از او می گرفتند.

سوالی در پرانتز : صلاح می بینم که همینجا این سوال را از شما بپرسم که شما چه در این بحث و چه در بحثهای دیگر از مرحوم آیت الله منتظری زیاد دفاع می کنید. علت این کار شما چیست؟ ممکن است گروهی بگویند شما راجع به ایشان دارای تعصب خاصی هستید و همچنین ممکن است گروهی که با شما مخالفند وقتی دفاع شما از ایشان را ببینند به مباحث علمی شما نیز توجه نکنند. دفاع شما از ایشان چه دلیلی دارد؟

جواب : دفاع بنده از ایشان مربوط به شخص ایشان نیست بلکه دفاع از انتقاد و منتقد است و چون ایشان باب انتقاد را چه از دیگران و چه از خود ، گشودند و در این باب از دیگران سبقت گرفتند شایسته است که از ایشان یاد شود تا سرمشقی برای دیگران باشند. این نکته نیز حائز اهمیت است که ایشان فقط منتقد بود و انتقادش را فقط با حرفش بیان می کرد بر خلاف دیگرانی که ممکن است علاوه بر انتقاد ، دیگران را به مخالفت عملی نظیر تظاهرات و .... یا مخالفت مدنی با قوانین دعوت کنند.بنابراین تعصبی در کار نیست بلکه دفاع از انتقاد و منتقد در کار است. اگر می خواهیم امور به درستی پیش رود باید از انتقاد و منتقد دفاع کنیم و باب انتقاد را باز بگذاریم. به علاوه اگر شخصی به خاطر دفاع بنده از مرحوم آیت الله منتظری به مباحث علمی ای که اینجانب مطرح می کنم بی اعتنا باشد کار او صحیح نیست و باید در دیدگاهش تجدید نظر کند. امیدوارم روزی فرا رسد که اختلاف دیدگاه ها باعث دوری ما از یکدیگر نشود و بر روی مسائل علمی تاثیر نگذارد.

(5) یادم هست طلبه ای چون اعلامیه ای را برای آیت الله منتظری پخش کرده بود شهریه اش را قطع کردند. حال اگر شهریه ، منبع های مختلف نداشت دیگر ، آن شخص نمی توانست امرار معاش کند.

(6) به شبهه ای گفته می شود که به خاطر زیاد بودن اطراف شبهه اگر بخواهیم رعایت احتیاط را بکنیم عسر و حرج پیش می آید و به همین خاطر رعایت احتیاط در آن لازم نیست.