Mobile menu

رواکننده حاجت و درهم کوبنده ظالم (خاطره ای عجیب)

خاطره قرآنی

روا كنندە حاجت و درهم كوبندە ظالم

احمد عابدینی

فاضل ارجمند جناب حاج آقای طالب یكی از خاطرات دوران طلبگی اش را این گونه بیان كرد.

«در حدود چهل سال پیش كه دوران طلبگی را می گذراندم یك بار كه از نجف‌آباد به راه افتادم همچون همیشه بقچه‌ای نان خشك همراه خود داشتم تا در قم با آن امرار معاش كنم و درس بخوانم در نجف‌آباد بقچه نان را در صندوق عقب گذاشتم و خودم هم درون ماشین نشستم. ماشین‌های مسافركش آن زمان بنزهای سیاه رنگ گازوئیلی بود و كرایه هر فرد یك تومان و كرایه بقچه هم پنج ریال بود به اصفهان كه رسیدیم راننده دو تومان طلب كرد. گفتم: اولاً حق شما را كامل پرداخت كرده‌ام ثانیاً من طلبه‌ام و پولی ندارم. ثالثاً برایت در قم دعا می‌كنم و…

او با عصبانیت یك سیلی محكم توی گوش من زد و فحش ركیكی به من داد و توهینی بزرگ به حضرت معصومه(س) نمود. درحالی كه اشك چشمانم را گرفته بود روی پلّه‌ای كه در دروازه دولت محل ایستگاه ماشین‌های نجف‌آباد در آن زمان بود ایستادم و گفتم من كه توانی ندارم ای خدای حضرت معصومه خودت جواب او را بده.

چند سالی گذشت و او به فقر و فلاكت عجیبی مبتلا شد و تا آخر عمرش جلوی گاراژ نجف آباد با وضع فلاكت باری گدایی می‌كرد و گه گاهی راننده و یا مسافری به او كمك می‌كرد.»

وقتی كه در ماه رمضان سورە الرحمن را برای مردم توضیح می‌دادم دیدم یكی از مصداق‌های جالب آیه 29 این سوره ﴿یسأله من فی السموات والارض كل یوم هو فی شأن﴾

هر كه در آسمان‌ها و زمین است از او درخواست می‌كند هر زمان او در كاری است.

همین قصه است كه حاج آقای طالب از خدا درخواست كرد و خدا نیز كار خود را انجام داد.

در دعای افتتاح می‌خوانیم «الحمد لله الذی… ویرفع السمتضعفین ویضع المستكبرین ویهلك ملوكاً ویستخلف آخرین» «ستایش خداوندی را سزاوار است كه… و مستضعفان را بالا می برد و مستكبران را به پایین می برد و پادشاهان را هلاك می كند و دیگرانی را جانشین آنان می كند.»

مرحوم پدرم كه كشاورز فهمیده‌ای بود می‌گفت: كار خدا كلاه كلاهی است امروز كلاه شاهی را سر این فرد و فردا بر سر دیگری می‌گذارد. به قول شاعر:

یكـی را بـرآری و قـارون كنــی      یكی را از غصه جگر خون كنی

یكی را نشـانی به تخـت و كلاه       یكـی را نشـانی به خـاك سیـاه

بنابراین اگرچه برای ﴿كل یوم هو فی شأن﴾ معنای متعدد گفته‌اند و برداشت‌های گوناگونی نموده‌اند امّا یكی از بارزترین آن‌ها كه در احادیث هم اشاره شده است «بالا بردن گروهی و پایین آوردن گروهی دیگر می‌باشد» باشد كه هر كس موقعیتی دارد عبرت بگیرد و اخلاق مستكبران پیشه نكند.