مکر الهی

مكر الهی

فاطمه عابدینی

 

شبی،به همراه پدر و مادرم،به مسجد رفتیم.بین نماز مغرب و عشاء،یك صفحه از قرآن را خواندند كه یكی از این آیه‌ها چنین بود:«و مكروا مكر الله و الله خیر المكرین؛و [یهودیان] با خدا مكر كردند و خدا هم [در مقابل آنان] مكر كرد و خدا بهترین مكر كنندگان است».(سوره‌ی آل عمران،آیه‌ی 54)

بعد از نماز عشاء امام جماعت درباره‌ی همین آیه توضیح دادند و دو داستان گفتند.

یكی اینكه یهودیان می‌خواستند،حضرت عیسی را بكشند و خدا هم،از این جهت كه نمی‌خواست، پیامبرش كشته شود چهره‌ی حضرت عیسی را با همان كسی كه می‌خواست،حضرت عیسی را بكشد،عوض كرد،تا حضرت عیسی كشته نشود؛و این مكر خدا بوده است،ولی این مكر،بسیار خوب است.

دومین داستان،این است كه در زمان حضرت سلیمان كه افراد فرشتگان را می‌دیدند،روزی یك نفر،در راه،حضرت عزرائیل را دید كه به او،چپ چپ،نگاه می‌كند و آن مرد ترسید، پیش حضرت سلیمان آمد و ماجرا را،برای حضرت سلیمان تعریف كرد و از حضرت  اجازه گرفت تا با قالیچه‌ی پرنده‌ای كه حضرت سلیمان داشت،به هندوستان برود.

آن حضرت قبول كردند و او را،به هندوستان فرستادند، سپس،عزرائیل،نزد حضرت سلیمان رفت و حضرت سلیمان(ع)، از  او پرسید: چرا امروز این بنده‌ی خدا را ترسانیدی و به او،چپ چپ،نگاه كردی؟

عزرائیل گفت:زیرا به من گفته شده بود كه جان همین مرد را،در ساعت دیگر،در قسمتی از هندوستان بگیرم و من تعجب كردم كه او،الان اینجاست و چگونه خودش را به آنجا می‌رساند؟به همین خاطر به او،چپ چپ،نگاه كردم.

مكر، ایجاد علتی،در عرض دیگر علت‌ها یا مسلط بر دیگر علت‌ها است. اگر،این ایجاد علت،با دروغ، خیانت، كلك و… همراه باشد،مكر بدی است ولی اگر از دایره‌ی بایدها و نبایدهای اخلاقی خارج نشود و همراه با حقیقت‌گویی و خیانت نكردن باشد،مكر خوبی است به عنوان نمونه، اگر ،یك نفر خواست سیگار بكشد و دیگری، یواشكی سیگار او را فوت كرد، این كار مكر خوبی است؛زیرا ازسیگار  كشیدن یك نفر جلوگیری كرده است،بدون این كه خطایی از او سر زند،ولی بعضی از مكرها هم،بد است.به عنوان مثال،اگر در زمستان كه هوا سرد است، با یك نفر، شب هنگام، در خیابان قرار ملاقاتی بگذاریم،ولی خودمان، از روی عمد و برای اذیت كردن او، در سر قرار حاضر نشویم،این،مكر بدی است.

 مكرهای خداوند،از نوع مكرهای خوب است،زیرا همراه با  دروغگویی و خیانتكاری نیست.در واقع، وقتی ما،برای رسیدن به هدفی، علتی را پیش می‌گیریم، او علتی دیگر را  كه ما از آن خبر نداریم،پیش می‌گیرد و و به این ترتیب، از تحقق هدف ما جلوگیری می‌كند.

مثلاً،فردی از جنگ فرار می‌كند:تا كشته نشود،اما در شهر و خیابان،گرفتار تصادف می‌شود،این،مكر خدا است.