Mobile menu

قسمتی از بحث قصاص کتاب کنزالعرفان (بخش اول حد زنا)

بخش اول: حد زنا الحدّ يقال لغة الحاجز بين الشيئين، و يقال أيضا للمنع و منه قيل للبوّاب حدّاد، و يقال لمنتهى الشي‌ء، و منه يقال حددت الدار أحدّها حدّا أي بيّنت منتهاها، و شرعا هو إيقاع عقوبة قدّرها الشارع للمكلّف على ارتكاب معصية، و يمكن أخذه من المعنى الأوّل لكونه حاجزا بين أكثر العقلاء و بين ارتكاب المعصية و من الثاني لأنّ فيه معنى المنع، و عن الثالث لأنّه عقوبة لها قدر و غاية لا يجوز التجاوز عنه ترجمه: حد در لغت به سه معنا آمده است: 1-به معنای حاجز و حائل و جدائی بین دو چیز می باشد. 2- به معنای منع و جلوگیری، و از این رو است که به دربان حدّاد نیز گفته می شود، چرا که دربان مانع ورود افراد بیگانه است. 3- به معنای منتها و پایان هر چیز است، وقتی گفته می شود «حَدَدتُ الدّار أَحَدُّها حدّاً» یعنی « منتها و پایان خانه را معلوم و روشن کردم» و در شرع انور «حدّ» به معنای عقوبتی است برای مکلّف به خاطر ارتکاب معصیت که شارع مقدّس» مقدار آن را معین کرده است، ممکن است این معنای شرعی به معنای اولی لغت گرفته شده باشد چون حدّ بین اکثر عقلا و مکلّفین و بین ارتکاب معصیت و گناه، حاجز و حائل می شود و جدایی می افکند و ممکن است از معنای دوم گرفته شده باشد، زیرا در حدّ معنای «منع» نهفته است، چرا که حدّ شرعی افراد را از گناه منع می کند « ممکن است که از معنای سوم گرفته شده باشد، برای اینکه «حدّ» عقوبتی است که اندازه آن واضح و روشن است و تخطّی و تجاوز از آن جایز نیست. بیان: حدّ از معنای ثالث گرفته شده است یعنی حدّ همان انتهای شیئی است که بعد از آن دیگر چیزی نیست بنابراین بدترین گناهی که انسان می تواند مرتکب شود خدا برایش حدّ مشخص کرده و لذا گناهان دیگر را با آن می سنجیم و برای آن ها مجازات کمتری قرار می دهیم. به عنوان مثال، بدترین نوع گناه در شهوت جنسی زنای علنی است که چهار شاهد عادل آن را ببینند و برای این جرم 100 ضربه شلاق قرار داده شده است، لذا اگر مخفیانه بود شلاقهای کمتری زده می شود. اگر تفخیذ بود شلاق کمتری دارد. مثال دیگر محاربه ، یعنی گناهی که سلب امنیت کند. حال اگر کسی اسلحه دست بگیرد و سر گردنه مال مردم را به زور اسلحه بگیرد و مردم را بکشد بالاترین مجازات را دارد. کمتر از آن این است که اسلحه دست بگیرد مال را ببرد ولی کسی را نکشد که این مجازاتش کمتر از اولی است. بدترین نوع دزدی آن است کسی که مال دارد ولی از دیوار کسی بالا رود و قفل را بشکند و مال مردم را بدزدد، اینجا را شرع گفته چهار انگشت او باید قطع شود و.... و هو أقسام:القسم الأول حد الزناء و فيه آيات:الاولى [وَ اللاتي يَأْتينَ الْفاحِشَةَ منْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتی يَتَوَفّٰاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّٰهُ لَهُنَّ سَبِيلًا ترجمه حدّ دارای اقسامی است و قسم اول آن حدّ زناست و در آن چند آیه است. آیه اول که می گوید از زنان شما کسانی که مرتکب عمل شنیع زنا شوند، علیه آنان چهار شاهد بگیرید، پس اگر شهود شهادت دادند باید ایشان را در خانه ها زندانی کنید، تا مرگشان فرا رسد و آنان را بگیرد و یا خدا راهی برایشان پدید آورد. بیان: این آیه حکم زن را بیان کرده و حکم مرد را بیان نکرده. آیه بعد می گوید آن دوتا که اگر در مقابل آیه ی اولی باشد باید گروه مردان باشد. پس آیه دوم جدای از آیه اول است و مربوط به لواط است و این آیه نیز از نظر ما مربوط به مساحقه است و نسائکم ظهور بیشتری دارد که زن شوهر دار باشد اگر دخترانشان بود بناتکم یا نساء می گفت. قيل المراد بالفاحشة المساحقة، و الأكثر أنّ المراد الزنا، فعلى هذا قيل المراد المحصنة و هي المراد بالثّيب لأنّه أضافهنّ إضافة زوجيّة إذ لو أراد غير الزوجات لقال من النساء. - فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فيه دلالة على نصاب الشهادة، و اشتراط الإسلام و الذكورة على تفصيل يأتي. - فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ» قيل المراد صيانتهنّ عن مثل فعلهنّ و الإمساك كناية عنه، و الأكثر أنّه على وجه الحدّ على الزنا، و كان ذلك في أوّل الإسلام ثمّ نسخ بآية الجلد، و قوله «حَتّٰى يَتَوَفّٰاهُنَّ الْمَوْتُ» أي ملك الموت، حذف المضاف للعلم به، بقرينة استحالة استناد التوفّي إلى الموت لكونهما بمعنى واحد. - أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا» قيل السبيل النكاح المغني من السّفاح، و هذا لا يتم على تقدير إرادة المحصنات و قيل السبيل الحكم الناسخ، و لهذا لما نزلت آية الجلد قال النبيّ صلّى اللّه عليه و آله «قد جعل اللّٰه لهنَّ سبيلا» و احتمال كونه التوبة لا دليل عليه لكنّه محتمل و الجعل حينئذ كناية عن التوفيق. ترجمه: گفته شده است: مراد از فاحشه «مساحقه است، یعنی زن با زن دیگری مساحقه نماید ولکن اکثر علماء قائل بر این هستند که مراد از آن «زنا» است و بر این مبنا گفته شده است که مراد از آن «زنای محصنه» است و مقصود از ثیّب هم همین معنی است، در جمله «من نسائکم» چون اضافه «نساء» به کم اضافه «زوجیّت» است از زنان شما زیرا اگر مراد غیر از زنان شوهر دار بود، باید گفته می شد «مِنَ النِساء» یعنی از بانوان. - چهار شاهد بر آن گواه گیرید» دلالت بر نصاب شاهد و گواه دارد و بنابر تفصیلی که خواهد آمد، اسلام و ذکوریت یعنی مسلمان و از جنس مرد بودن نیز شرط شهادت است. - آنان را در خانه های خود نگاه دارید گفته شده است: مراد، حفاظت و نگهداری آنها از تکرار چنین کارهای زشتی است که مرتکب شده اند و امساک کنایه از همین معنی است، اما اکثر بر این نظر هستند که امساک حدّ زنا است، و این حکم و قانون برای زن زنا کار در صدر اسلام بود که بعداً به سبب آیه جلد نسخ شد، توّفی به معنای تمام دریافت کردن است آن گاه اسناد آن به «الموت» غلط است زیرا مرگ، نابود می کند نه اینکه تحویل بگیرد پس باید چیزی را در تقدیر گرفت مثلاً گفت «حتّی یَتَوَفا هُنَّ مَلِکُ الموت» یعنی تا وقتی که فرشته مرگ، آنان را کاملاً تحویل بگیرد. - یا خدا برای آنها راه چاره ای قرار دهد» گفته شده است مراد از چاره و راه حل، نکاح و زناشویی است که آنها را از زنا و بی عفتی بی نیاز می کند ولکن این قول بنابر اینکه مراد از نسائکم، محصنات و زنان شوهر دار بوده باشد، تمام نیست. قول دیگر اینکه: مراد از سبیل و راه، حکم ناسخ و حکم جدیدی است . و از این رو است که هنگام نزول آیه تازیانه، نبی اکرم (ص) فرمود: خدا برای آنان سبیل قرار داده و احتمال اینکه مراد از سبیل، توبه باشد، بدون دلیل است و لکن محتمل است و در این صورت «جعل» او جعل الله کنایه از توفیق توبه می باشد. الثانی:واللّذان یأتیانها منکم فأذوهما فإن تابا و اصلحا فاَعرضوا عنهما اِنّ الله کانَ توّاباًَ رحیما هنا فوائد: قال أبو مسلم: المراد اللّواط، لإتيانه بلفظ التذكير، و أكثر المفسّرين على إرادة إتيان الزّنا و التثنية للفاعل و المرأة و غلب التذكير في العبارة. قيل المراد بالأذى التوبيخ و الاستخفاف فعلى هذا لا يكون منسوخا لأنّه حكم ثابت مطلقا بل المنسوخ الاقتصار عليه، و على قول أبي مسلم يمكن حمله على القتل لأنّه حدّ اللواط، و إطلاق الأذى ينصرف إلى أبلغ مراتبه، و هو القتل و قال الفرّاء إن هذه ناسخة للآية السّابقة، و قيل بل بالعكس، و أمر بوضعها في التلاوة بعدها و إن كانت قبلها نزولا، و قيل: المراد به حد البكر، و هو الجلد و التغريب، كما أنّ حدّ الثيّب الجلد و الرّجم. ترجمه: آن مردو زنی که این عمل شنیع را مرتکب شوند شکنجه دهید اگر توبه کردند و به صلاح آمدند دست از آنان بردارید که خدا توبه پذیر مهربان است.فوائد و نتایج: ابومسلم گفته است: مراد از آن کار زشت، لواط و هم جنس بازی است. به دلیل مذکر آمدن لفظ موصول «اللّذان» ولکن نظر اکثر مفسرین این است که مراد از آن، ارتکاب زنا است و تثنیه برای مرد به عنوان فاعل و زن به عنوان مفعول است و مذکر از باب تغلیب در عبارت است. گفته شده است: مراد از «فآذوهما» توبیخ و نکوهش و تحقیر آنان است، بنابراین چیزی نسخ نشده است زیرا آن حکمی است که به طور کلی ثابت و پابرجاست. فقط بسنده کردن بر آن نسخ شده است، و اما بنابر قول ابومسلم که آیه را مربوط به لواط می داند ممکن است مراد از «فآذوهما» اذیت یعنی قتل باشد، چون آن حدّ لواط است و اطلاق أذی منصرف به فرد أبلغ و اکمل از نظر رتبه است، و آن قتل است و فرّا گفته است: این آیه ناسخ آیه قبل است و باز گفته شده است مراد از اذیّت همان حدّ بکر است، و آن صد شلاق و تبعید است، همانطور که حدّ ثیّب صد تازیانه و سنگسار است. فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما» فيه دلالة على أنّ الزاني إذا تاب قبل الرّفع إلى الحاكم لا يحدّ و أمّا بعد الرفع و الحضور، فان ثبت بالإقرار تخيّر الامام، و إن ثبت بالبينة تحتّم الحد، و المراد بالإصلاح الاستمرار على التوبة قوله «إِنَّ اللّٰهَ كٰانَ تَوّٰاباً» أي كثير القبول للتوبة و هو تعليل للإعراض، و إردافه بالرّحمة، فيه إشارة إلى أنّ قبول التوبة تفضّل، و قيل المراد باللّذان الشاهدان بالزنا قبل كمال نصاب الشهادة، و المراد بالأذى حدهما حدّ الفرية و هو ضعيف. ترجمه: زناکار اگر پیش از طرح دعوی پیش حاکم، توبه کند، حدّ نمی خورد و اما بعد از طرح دعوا و حضور نزد حاکم، اگر زنا با اقرار زناکار ثابت شود، امام و حاکم مخیّر است، و اما اگر با بیته و دلیل ثابت شود، حدّ حتمی و لازم الاجرا است و مراد از اصلاح، در آیه استمرار و مداومت بر توبه است و خداوند توّاب است یعنی بسیار توبه پذیر است و آن علّت حکم به اعراض از آنها است و به دنبال آن رحیم را آورد اشاره به این است که قبول توبه، از باب تفضّل و لطف و عنایت خدا است و گفته شده است: مراد از «اللّذان» دو شاهدی است که قبل از تکمیل نصاب به زنا شهادت دهند و مراد از اذیت هم حدّ زدن دو شاهد به خاطر افتراء و بُهتانی است که زده اند ولی این قول سست و ضعیف است. بیان: باید توجه داشت که قوانین کیفری اسلام گرچه ظاهراً سخت و شدید هستند ولی در مقابل راه اثبات جرم در اسلام به این آسانی نیست، و برای آن شرائطی تعیین شده که غالباً تا گناه علنی نشود آن شرائط حاصل نمی گردد. مثلاً : افزایش دادن تعداد شهود را به چهار نفر که در آیه فوق به آن اشاره شد به قدری سنگین است که فقط افراد بی باک و بی پروا ممکن است مجرم شناخته شوند و بدیهی است این چنین اشخاص باید به اشدّ مجازات گرفتار شوند تا عبرت دیگران گردند و محیط از آلودگی گناه پاک گردد، همچنین برای شهادت شهود شرائطی تعیین شده از قبیل رؤیت وعدم قناعت به قرائن، و هماهنگی در شهادت، و مانند آن، که اثبات جرم راسخت تر می کند. به این ترتیب اسلام، احتمال یک مجازات فوق العاده شدید را در برابر اینگونه گناهکاران قرار داده و همین احتمال اگرچه ضعیف هم باشد می تواند در روحیه غالب افراد اثر بگذارد، اما راه اثبات آن را مشکل قرار داده تا عملاً در اینگونه موارد اعمال خشونت بطور وسیع انجام نگیرد، در حقیقت اسلام خواسته اثر تهدیدی این قانون کیفری را حفظ کند بدون اینکه افراد زیادی مشمول اعدام شوند. نکته: نکته 1) موصول «اللّذان» به صورت تثنیه و برای مذکر آورده شده است زیرا کاربرد ضمیر مذکر برای یک زن و یک مرد جایز است چرا که در عربی مذکر غلبه دارد پس ضمیر مذکر آمده است. بنابراین این آیه مربوط به زنا است نه لواط. نکته 2) اذیت مصداق های زیادی دارد، یا در خانه حبس کردن است یا شلاق زدن است. حال مراد از اذیت کنید یعنی توبیخ کنید و استخفاف کنید پس این آیه منسوخ نیست و حکم قتل یا شلاق با این توبیخ و استخفاف منافاتی ندارد یعنی اول استخفاف کن بعد شلاق بزن. این حکم در صورتی منسوخ شده بود که می گفتیم استخفاف نکنید، ولی اگر این حکم را برنداشتیم نسخی هم وجود ندارد بلکه مجازات شدیدتر شده است. به هر حال اذیت مصداق های زیادی دارد یک مصداقش قتل است. مطلق اذیت منصرف به بالاترین مرتبه است. نکته3) زمان توبه و اصلاح چه موقع است؟ موقع شلاق خوردن است؟ یا قبل از آن؟ اگر قبل از اینکه آنها نزد حاکم برده شوند، توبه کنند، دیگر آنها را رها کنید. البته هر وقت این افراد توبه نمایند نزد خدا قبول است اما ما نمی دانیم که این توبه واقعی است یا نه و شک داریم. ظواهر نشان می دهد کسی که قبل از تشکیل پرونده توبه می کند توبه صادقی دارد ولی کسیکه بعد از تشکیل پرونده توبه می کند معلوم نیست راست بگوید. وقاضی احتمال بالایی می دهد که دروغ می گوید.