Mobile menu

قدرت علم

زماني كه حضرت سليمان به رسالت رسيد وشروع به تبليغ دين الهي نمود، هُدهد براي حضرت خبر آورد كه قومي وجود دارد كه پادشاه آنان يك زن است و خورشيد را مي پرستند. پيغمبر خدا هم نامه اي براي ملكة آنها نوشت و توسط هدهد براي آنان ارسال نمود. وقتي نامه حضرت سليمان (عليه السلام) به پادشاه سبأ رسيد برخورد مناسبي نمود، عصباني نشد و فرياد نكشيد، بلكه با قومش مشورت كرد و در نهايت خود ملكه گفت: براي او (پيغمبر) هديه اي مي فرستيم اگر هديه را قبول كرد روشن مي شود كه او دنبال رياست و حكومت مي باشد ولي اگر هديه را رد نمود مشخص مي شود كه او پيغمبر خداست. در صورت اوّل لشكري براي نبرد با او اماده مي كنيم و در صورت دوّم راه ديگري را انتخاب خواهيم كرد.

هنگامي كه هداياي آنان به دست حضرت سليمان عليه السلام رسيد در جواب فرمود: ﴿قالَ أتُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللهُ خَيْرٌ مِمّا آتاكُم﴾ [١]

ترجمه: [سليمان] گفت: آيا با مالي [ناچيز] به من كمك مي كنيد؟ آن چه خدا به من عطا كرده بهتر است از آن چه به شما داده است [من به هدية شما شادمان نمي شوم].

پس حضرت سليمان هدايا را نپذيرفت و فرمود شما به اين مال مي خواهيد مرا ياري كنيد و خداوند آنچه را به من عطا فرموده است از اين هديه بهتر است و شما به هداياي خودتان خوشحال باشيد.و اقدا به برگرداندن هداياي نمود و فرمود با لشكرياني به سوي شما حمله مي كنم كه هيچ كس توان مقابلة با اين لشكر را ندارد. وقتي اين عكس العمل را از حضرت سليمان ديدند پيش خود گفتند: شخصي كه هدهد نامه رسان او باشد حتماً قدرت و لشكر عظيمي دارد و با ديگر شاهان فرق مي كند.

ملكة سبأ يك تصميم عاقلانه گرفت و گفت: ما مسلمان مي شويم و نزد اين پيغمبر خدا مي رويم.

از سوي ديگر حضرت سليمان هم تصميم گرفت كه قبل از ورود اين ملكه، تخت او را نزد خودش بياورد و در جلسه اي كه اجنه هم حاضر بودند اين بحث را مطرح نمود و فرمود: ﴿يا اَيُّهَا الْمَلَؤُا أيُّكُمْ يَأتِينِي بِعَرْشَهَا قَبْلَ أَنْ يَأتُونِي مُسْلِمِين﴾ [٢]

ترجمه: [سليمان] گفت: اي بزرگان، كدام يك از شما تخت او را پيش از آن كه مطيعانه نزد من آيند براي من مي آوريد؟

﴿قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ اَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أنْ تَقوُمَ مِنْ مَقَامَكَ﴾ [٣]

ترجمه: قهرماني از جنّيان گفت: من آن را پيش از ان كه از جاي خود بر خيزي نزد تو مي آورم.

با گفتن اين سخن حضرت قبول نكردند و به اين مدت راضي نشدند بلكه مي خواستند زودتر از اين وقت، تخت حاضر شود. در همان لحظه شخصي از حاضران در مجلس عرضه داشت: اي پيامبر خدا تا زماني كه شما پلك چشم خود را باز و بسته كني من تخت را حاضر مي كنم.در اين لحظه حضرت نگاه كردند، ديدند تخت حاضر است.

معلوم مي شود قدرت اجنّه از قدرت انسان بالاتر است چون اگر انسان عادي بخواهد اين عمل را انجام دهد بايد طيّ طريق كند و برود تخت را بياورد و شايد ساعتها بلكه روزها طول بكشد. امّا اجنّه در عرض مثلاً نيم ساعتي مي آورند.

امّا يك قدرتي ديگروجود دارد فراتر از قدرت اجنّه كه با يك چشم به هم زدن اين عمل را انجام مي دهد.

قرآن كريم آنها را اينگونه معرفي مي كند: ﴿قَالَ اَلّذيِ عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابي أنَا آتيِكَ بِهِ قَبْلَ أنْ يَرْتَدّ اِلَيكَ طَرْفُكَ﴾ [٤] ترجمه: آن كس كه دانشي از كتاب داشت، گفت: من آن را پيش از آن كه چشم بر هم زني نزد تو مي آورم [و چنين كرد].

نكتة مهم در اين جا است، كه اگر كسي مقدار ي به كتاب حضرت حق عالم است مي تواند سريعتر از همة افراد و موجودات عالم عملي را انجام دهد.

علم به كتاب الهي چيست؟

علم به كتاب قرآن نبوده است چون در زمان آن حضرت كتاب قرآن نازل نشده بود. پس يا كتاب تكوين است يا تشريع، ما نمي دانيم ولي چيزي كه مسلّم است اين كه علم مي تواند به جايي برسد و پيشرفتش آن قدر زياد باشد كه بتواند اجسام و موجودات را از جايي به جاي ديگر با سرعت نور منتقل كند.

زماني تلفن نبود و اگر مي گفتند مي شود روزي فرارسد كه شخصي در مكاني صحبت كند و ديگري در مكاني ديگر صداي او را بشند، همه تعجب مي كردند. امّا امروزه فراتر از اين مطلب را نيز رؤيت مي كنيم و جاي تعجب هم نيست. پس امكان پيشرفت زيادتر علم هست بله، انسان هايي كه مي خواهند با اجنّه در ارتباط باشند تا كارهاي خارق العادة انجام دهند اگر براي انجام امورات خود از راه علم به كتاب حضرت حقّ وارد شوند موفّقتر و پيشرفتشان چندين برابر خواهد بود. ان شاءالله

و السلام عليكم و رحمة و بركاته
بيانات استاد گرامي حاج آقاي عابديني
تنظيم: حسين كرمي


[١] - سورة نمل، آيه ٣٦.
[٢] - همان، آية ٣٨.
[٣] - همان، آية ٣٩.
[٤] - همان، آيه ٤٠.