Mobile menu

شرايط اجراي حدود

در اين آيه خداوند متعال در آية ٣٣ از سورة مائده مي فرمايد: ﴿إنِما جَزَاءُ الّذينَ يُحارِبوُنَ اللهَ وَ رَسوُلَهُ و يَسْعَونَ فِي اْلارضِ فَسَاداً أنْ يُقَتََّلوُا أو يُصَلَّبوا أَو تُقَطَّعَ أَيديهِم و أرجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أو يُنْفَوا مِنَ الارضِ ذلِكَ لَهُم خِزْيٌ في الدُّنيا و لَهُمْ فِي اْلاخرَةِ عَذَابٌ عَظيمٌ.﴾

ترجمه: جز اين نيست كه مجازات كساني كه با خدا و پيامبر او به جنگ بر مي خيزند و در زمين به فساد مي كوشند، اين است كه كشته شوند، يا آنان را به دار بزنند، يا دست و پايشان بر خلاف يكديگر بريده شود، يا از آن سرزمين تبعيد گردند. اين در دنيا براي آنان ماية رسوايي است و در آخرت عذابي بزرگ خواهند داشت.

امّا سؤالي كه در زمان ما براي برخي از مردم پيش آمده اين كه چرا اين حدود در زمان ما در رابطة با مفسدين في الارض جاري نمي شود؟

پاسخ: سورة مائده آخرين سوره اي است كه بر پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله) نازل شده است. يعني بعد از اين كه پيامبر خدا (صلّي الله عليه و آله) در مكّّه دين خدا را تبليغ كرد و سپس سال در مدينه حكومت اسلامي تشكيل داد ودر سال با نظم صحيح مردم را هدايت نمود و از هر جهتي نظم و قانون را به مردم تعليم داده آنگاه، با اين شرايط اگر كسي پيدا شود كه انسان ها را به قتل برساند و در زمين فساد كند، با چنين شرايطي بايد حدّ الهي در مورد او اجرا شود ومثلاً اين شخص اعدام شود. ولي اگر گفته شود در هر شرائطي مفسدين في الارض را بايد اعدام كرد چنين سخني قابل قبول نيست.

حال چه كساني مفسد في الارض مي باشند؟ آيا ما احكام دين را به طور كامل براي آنها تبين كرده ايم؟ آيا زمينه را براي زندگي سالم انسانها فراهم كرده ايم؟ آيا زمينه آماده بوده است كه كسي نياز به دزدي نداشته باشد؟ و آيا اخلاقي پيامبر گونه داشته ايم؟

پس نتيجه اين كه اجراء احكام داراي شرايط خاص به خود مي باشد كه اگر تمام شرايط موجود باشد، لازم است كه حدود الهي به طور كامل جاري شود، و الّا با نبود شرائط نمي توانيم حد جاري كنيم.

براي روشن شدن مطلب مثالي مي آوريم:

بر فرض اگر شخصي گرسنه باشد و به مقداري غذا نيازمند است و كسي هم به او قرض نمي دهد، انسان خيّري هم پيدا نشده است كه شكم گرسنة او را سير كند. از طرف ديگر هيچ راهي هم ندارد جز اين كه از گرسنگي بميرد و يا دست به سرقت بزند. اگر شما باشيد چه مي كنيد؟ مسلّماً دست به دزدي ميزنيد تا شكم خود را سير كنيد و جان خود را از مرگ نجات دهيد. زيرا گرسنه ماندن و مردن خودش يك نوع خودكشي است و حرام مي باشد

بله بايد تمام شرائط در جامعه آماده باشد همان طور كه در زمان نبي اكرم (صلّي الله عليه و آله) تمام شرائط موجود بود و بعد از وجود شرائط و بررسي آنها حدود الهي جاري مي شد. امّا اگر راه دزدي باز است، به اين خاطر است كه راه صحيح زندگي كردن به مردم آموزش داده نشده است. تا اگر كسي خطايي مرتكب شد بگوييم بايد بر او حد جاري شود وقتي مردم گرسنه اند تورّم بيداد مي كند. نبايد نام دزد را مفسد في الارض گذاشت. البته اين را هم بايد مدّ نظر داشت كه اين سخنان به معناي ترويج دزدي و ستايش آن نيست، بلكه پاسخ اجراء نشدن حدود است. بايد ابتداء جامعه را اصلاح نمود و بعد حدود را جاري كرد.

اين نظريه كه بدون اصلاح جامعه بخواهيم حدود را جاري كنيم نه شرعي است و نه عاقلانه و نه مؤثّر. اگر ما يك خياط را در نظر بگيريم زماني كه مي خواهد لباسي را بدوزد در دوزندگي خود از يك كلاف نخي استفاده مي كند ولي هيچ موقع از وسط كلاف شروع به استفاده نمي كند بلكه از ابتداي آن شروع مي كند. ما نيز براي اصلاح جامعه بايد از ابتدا شروع كنيم نه از وسط كار. ما بعد از ١٤٠٠ سال كه از شروع حكومت اسلامي در دنيا گذشته است حالا به فكر افتاده ايم تا اين حكومت اسلامي را اجرا كنيم و بايد توجه داشت كه انسانها در اين زمان به چند دسته تقسيم شده اند:

١- تعداد كمي از آنها اسلام را مي شناسند و مي خواهند به آن عمل كنند.

٢- گروهي از آنها اسلام را نمي شناسند و با فرض شناخت به آن عمل مي كنند.

٣- و گروهي از خارج دخالت مي كنند.

٤- عده اي هوسران از داخل به آنان كمك مي كنند.

٥- و...

حال با در نظر گرفتن اين امور ما مي خواهيم حدّ و حدود الهي بدون نقص و عيب جاري شوند. مفسدين في الارض اعدام شوند. آيا به عواقب اين عمل فكر كرده ايم؟ آيا مشكلات بعدي را در نظر گرفته ايم؟

نتيجه: حدود الهي داراي شرائطي است كه امروزه آن شرائط موجود نمي باشند. ولي اگر كسي طبق دلائلي بتواند ثابت كند كه شخصي مفسد في الارض است با تمام شرايط آن، آنگاه بايد او را اعدام كرد.

تازه اگر چه طبق آيات قرآن، حدود الهي در مورد مفسدين في الارض بايد جاري شود اما بر طبق برخي از روايات ما مي بينيم كه در بعضي موارد حدود الهي جاري نگشته است. به اين روايت توجه فرمائيد:

عن علي عليه السلام أنّه قال: لا أُقيم علي رَجُلٍ حدّاً بأرض العَدُو حتّي يَخرج منها مخافةً أن تحمله الحَميّة فَيَلْحَقُ بالعَدُو [١]

حضرت علي عليه السلام در برخي مكان ها ـ در نقاط مرزي و در سرزمين هاي كفّار ـ حدود را جاري نمي كردند. چرا؟ چون مي فرمودند: احتمال مي رود كه عصبانيّت و غيرت بر اين شخص غلبه كند و به كفّار ملحق شود.

در زمان حال نيز اين چنين است كه بر اثر جاري كردن حد احتمال اين كه افرادي به اهل كفرملحق شوند زياد است و بگويند اسلامي را كه شلاق و اعدام دارد، اين اسلام را ما نمي خواهيم. بنابراين بايد تمام شرائط را در نظر گرفت و حدّي را جاري ساخت.

واقعاً فكركنيم كه چرا در بين ملل و ملت هاي موجود و نيز بين اديان موجود، تنها اسلام را دين خشن و ملت ما را ملّتي خشن معرفي مي كنند؟

شايد اجراي حكم بدون در نظر گرفتن تمامي شرايط، يكي از علل آن باشد.

اگر آية قرآن را رؤيت كنيم و با فراهم نبودن شرايط بخواهيم به آن عمل كنيم كار عاقلانه و صحيحي نيست. و باز تاب منفي دارد. پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله) ٢٣ سال زحمت كشيد و بعد احكام حدود را جاري ساخت. بنابراين زحمت هاي پيامبر گونه لازم است تا زمينة اجراي حدود فراهم شود. وقتي اين زحمتها را متحمل نشده ايم و مي خواهيم حدود را جاري كنيم ما را اين چنين معرفي مي كنند واز همة اينها گذشته ما رحمتها و مهرباني هاي پيامبر(صلّي الله عليه وآله) را بيان واجرا نكرده ايم و فقط حدود را جاري ساخته ايم، چطور پيامبر گونه باشيم؟

آيا ما توانسته ايم همچون پيامبر (صلّي الله عليه وآله) قاتل خود را عفو كنيم؟ همانطور كه مي دانيد زن يهوديّه اي به پيامبر سم مي دهد پيغمبر(صلّي الله عليه و آله) او را عفو مي كنند و از اين نمونه كارها آن قدر انجام مي دهند كه لقب رحمة للعلمين مي گيرد، ولي ما نتوانسته ايم اين چنين عمل كنيم نه با خودمان نه با ديگران. حال با اين تفكرات كه بر عليه ما مي باشد، اگر بيايم چند نفر را در انظار عمومي شلاق بزنيم يا اعدام كنيم ؛ دنيا پذيرشش را ندارد. پس بايد در اين مسائل بيشتر دقت كنيم تا با مشكل برخورد نكنيم.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
بيانات استاد گرامي حاج آقاي عابديني
تنظيم: حسين كرمي


[١] - وسائل الشيعة ج ٢٨ / ٢٤ / ١٠ باب انه لا يقام الحد علي احد...