Mobile menu

آشنايي با استاد (به قلم شاگرد استاد)

آشنايي با دانشمند فرهيخته استاد عابديني

با نخستين نگاه مي توانستيم ساده زيستي و صداقت را در وجود او بيابيم. انساني خوش برخورد و با صميميتي ناب. تازه از قم به اصفهان آمده بود با كوله باري از تقوا و دانش كه حاصل سالها رنج و خوشه چيني از دانش بزرگان و مراجع تقليد بود.

از همان روزهاي نخست كه به همراه جمعي از دوستانم سر كلاس درس او حاضرشديم، فهميديم سودايي ديگر در سر دارد. سودايي فراتر از زمانه و فضاي درس و بحث. او مجتهدي است كه با بسياري از قالب هاي قديمي مخالف و نظريات پويايي در فقه شيعه دارد مانند طهارت ذاتي انسان.

قسمت هاي زيادي از عمر خود را در فهم و تفسير قرآن سپري كرده است.

روزي به طلبه ها گفت: قصد دارم درس تفسيري آغاز كنم. از همان روزهاي اول شركت كرديم. بسياري از دغدغهاي فكري و روحيمان آرام گرفت. مأمني براي رهايي از تير انديشه هايي كه مي ترسيديم به روزمرگي بكشاندمان. شروع درس باران رحمت بود با نشاط و پرقدرت. شيوه و تعامل او زبان عالمانه گفتگو و تحقيق بود نه لعن و تكفير. انديشه ها تحليل و برسي مي شود نه شخصيت اشخاص پايمال. هر پرسشي به ذهنمان مي رسيد به سادگي مي پرسيديم و بي تكلف پاسخ مي شنيديم.

استاد سخت مي كوشد تا با مطالعه تفسيرهاي گوناگون گوهر حقيقت را نمايان كند. البته بسياري از سخنان او در كتابهاي تفسير پيدا نمي شود چون نوآوري و ابتكار ارمغان ذهني است كه با نظريه هاي گوناگون ورزيده شده است. گرچه موشكافيهاي عميق و پرقدرت او به حيرتمان مي افزايد اما مدام ميگويد: يك فرد يك ذهن دارد، شما هم به بحث كمك كنيد تا پربارتر شود.

نويسندگي را به سفارش اساتيد هميشه جاودانش آغاز نموده، به ما نيز مي آموزد سخاوتمندانه، البته تعبير قدرشناسانه اش پدرانه است. به سختي اجازه مي دهد از او تمجيد شود اما ما معني قرآن را از او طلب مي كنيم چون باور داريم كه بايد:

معني قرآن ز قرآن پرس و بس
و از كسي كاتش زده است اندر هوس

عاجزانه از او تقاضا كرديم، گرچه با صميميت هميشگي اش پذيرفت، كه سايتي طراحي شود تا سفره علم توسعه يابد چون همه ما كه شاگردي او افتخارمان است وظيفه خود ميدانيم كه نگذاريم بچشد عذاب تنهايي را گرچه جرمش اين است كه از عصر خود فراتر است.

احمدرضا داودي