Mobile menu

شهادت جانسوز امام جواد عليه السلام( احمدرضا داودي)

   به انگيزه شهادت جانسوز امام جواد عليه السلام

   در بين فرمايشهاي امام جواد جستجو مي كردم تا يكي را برگزينم .  ازكتاب گرانسنگ تحف  العقول بهره  گرفتم .  ابومحمد حراني  در  اين  كتاب با  وسواسي كه ويژه  اوست گوهرهايي ناب را كنار هم نهاده و اثري آفريده  كه از قرن چهارم تا به امروز باقي مانده وباقي خواهد ماند.انتخاب روايت كار دشواري بود چون واژه ها همه دقيق وتراش خورده بودندكاري كه از ميناگري توانا با افكاري ناب ساخته است . بلاخره درٌي را يافتم .

   تاخير ا لتوبه اغترار وطول ا لتسويف حيره و الاعتلال علي الله هلكه و ا لاصرار علي الذنب امن لمكر الله (فلا يامن مكرالله الا ا لقوم ا لخاسرون).

يعني : تاخير در توبه خود فريبي وامروز وفردا كردن زياد باعث سرگرداني است و پيامد غذر تراشي براي خدا هلاكت است و پافشاري بر گناه در اثر آسوده خاطر بودن از مكر خداست (واز مكر خدا آسوده خاطر نباشد مگر كساني كه زيانكاراند.)(1)و(2).

   توبه يعني بازگشت به  خويش يعني پشيماني از كرده ها وناكرده هاويعني تصميم براي انجام  پسنديده ها و ترك  ناپسندها. غفلت نيز از خطرهايي است كه تا به امروز  گريبان بسياري از انسانها را گرفته و  آنها را به هلاكت رسانده اگر در ذهن خود با نگاهي نقادانه

 به زندگيمان بنگريم و عينك  چشم باطنمان  را  بالا و پايين كنيم تا كشته خويش را بهتر ببينيم  خواهيم  ديد كه  غفلت  چه ها  با  ما كرده  است .  گاهي  مي انديشيم  و  افسوس

مي خوريم كه اي كاش از فلان قسمت عمرمان بهره بهتري برده بوديم . در اين هنگام دو راه  پيش رو  داريم  ابتدايي ترين  راه  اين  است  كه  زمين و زمان  را به باد لعن ونفرين

 بگيريم  . اشخاص  را مقصر بدانيم و شرايط را نامساعد .  به اين روش امروزيها فرا فكني

مي گويند ، راه ديگر  اين  است كه  منصفانه بپذيريم در غفلت بوديم و بكوشيم تا جبران كنيم .

   در فراز نخست  اين كلام ، امام ما  را  متوجه  خطر غفلت و خود فريبي مي كندو هشدار مي دهد كه اگر انسانهاي  ضعيف  مي توانند  نا جوانمردانه خود را فريب دهند اما خدا را

 نمي توانند چون او دانا به آشكار ونهان است .

   در رگ وپي خود فريبي و توجيه تراشي  براي  خدا هلاكت  و نابودي جريان داردچون انساني كه به اشتباهات خودش پي مي برد وقصد بازگشت دارد ، قدم نخست  رستگاري

را برداشته و مسير را درست مي رود اما كسي كه هنگام روبه رو شدن با خطا هايش خود

 را فريب مي دهد ره افسانه مي زند چون نمي خواسته حقيقت را ببيند.

   واما گناه يعني حركت بر خلاف مسير اعتدال ويا پر شتاب تازاندن در جاده بن بست .

در فراز پاياني امام به كالبد شكافي روح گنهكار مي زند. گنكار گرچه به خدا باور داشته باشد اما  هنگام گناه قطعا  او  را  فراموش مي كند و  از آتار  تداوم  گناه كم رنگ  شدن تدريجي اعتقاد به قدرت وتوانايي خداست تا جايي كه  گنهكار مي پندارد خدا  موجودي ناتوان است وكاري به كار او ندارد پس مي تواند هر كاري بخواهد انجام  دهد . دور  باد

آن هنگام از ما.

 صفت مكر برا ي انسانها زشت وناپسند است چو ن حاكي از ضعف وناتواني  مي باشد و گاهي مكر به معناي حيله و بالعكس به كار مي رود ،مكار به كسي  گفته ميشود كه چون

 نمي خواهد ويا نمي تواند از مسير اصلي حركت كند بنا را بر راههاي  ميان بر ميگذارد، گرچه  به نفع  ديگران  نباشد  اما خدا هيچ  نقص و  ضعفي  ندارد كه  مكر با  آن  معناي

ناپسندش در مورد او صدق كند او بر همه چيز دانا وتوانا  است. مكردر ارتباط با او يعني اينكه  مكر انسانهاي  ناتوان  را  به  خودشان برمي گرداندچون او سبب ساز وسبب سوز

است .

 حضرت استاد عابديني معتقدند: مكر  يعني استفاده  از اسباب وعللي كه آشكار نيست .

 اين معنا براي مكر اساسا هيچ گونه قبحي ندارد  كه  نياز به توجيه باشد مانند فردي كه قصد دارد كبريت را براي استعمال سيگار روشن كند و فرد ديگر از طريقي كه او متوجه نشود كبريت  را  خاموش  مي كند  و مانع  مي شود  مثلا در لوله اي مي دمد تا باد به آن كبريت برسد و روشن نشود .(3)

 در هر دو صورت مكر براي خداوند نقص نيست .

   امام با استناد به  قرآن به انسا نهاي گنهكار  مي آموزد  اين فرصت هايي كه در اختيار

 شما قرار گرفته شده  هميشگي  نيست تا گمان نكنند از ازل تا به ابد فرصت دارند بلكه

قصد از آ ن   امتحان است و هر وقت خدا بخواهد ورق را بر مي گرداند. اين امر نشانگر حكمت وقدرت خداوند بزرگ است .

 

                                                                                                  احمدرضا  داودي

 نظر سنجی

--------------------------------------------------------------------------------

 پي نوشت :      

1-   شيخ ابو محمد حراني ،تحف العقول، ترجم صادق حسن زاده.(قم:انتشارات آل علي عليه السلام،1383 ه.ش)ص826و827 .

2-   سوره اعراف آيه 99

3-   حضرت استاد عابديني ،تفسيرقرآن ، در دست انتشار.