Mobile menu

جوانان را دريابيم

بسم الله الرحمن الرحيم

جوانان را در يابيم

خدمت مقام معظم رهبري و مراجع معظم تقليد دامت افاضاتهم :

پس از سلام و تحيت، امروزه جوانان متعددي از خانواده‌هاي مذهبي مراجعه مي‌كنند و مي‌گويند والدين ما اصرار دارندكه ما ازدواج كنيم ولي ما هيچ‌گونه ميلي به جنس مخالف نداريم.

 

بعيد مي‌رسد كه اين امر منحصر به خانواده‌هاي مذهبي باشد، بلكه خانواده‌هاي مذهبي مشكل را با امثال نگارنده در ميان مي‌گذارند.علت اين پديده براي نگارنده معلوم نيست كه آيا جهش‌هاي ژنتيكي است يا خوراك‌هاي غير طبيعي و يا امواج منتشر در هوا و يا انحراف مسير شهوت به اين گونه كه چندين سال از بلوغ اين افراد گذشته و در اين مدت شهوت خود را سركوب كرده‌ يا خود ارضايي نموده و يا از جنس موافق استفاده‌ي جنسي نموده‌اند و همه‌ي اين‌ها طبيعت آنها را منحرف كرده است.

به هر حال آنچه نگارنده را به نوشتن اين مكتوب وادار كرد اين است كه بايد با راهي منطقي با اين پديده مبارزه كرد، علت ايجاد كننده‌ي اين پديده هر چه باشد فعلاً مهم نيست، مهم اين است كه فعلا طبيعت افراد  به انحراف كشيده شده است و بايد طبيعت به مسير اصلي خود بر گردد، بايد تلاش شود از ظرفيت‌هاي مباح شرع استفاده شود و ميان دو جنس مخالف، تمايل ايجاد شود تا هم‌جنس‌گرايي گسترش نيابد. گسترش مدارس مختلط قبل از بلوغ، ترغيب به ازدواج بچه‌هاي صغير با اذن وليّ، و ترغيب جوان‌ها به ازدواج در اول بلوغ با گسترش خوابگاه‌هاي دانشجويان متأهل، مسكن رايگان براي كساني كه اول بلوغ ازدواج كنند، حذف يا تخفيف سربازي اين افراد، ايجاد تسهيلات براي متأهلان، ترغيب به ازدواج دانشجويي و دانش‌آموزي و يا حد اقل اختصاص اتاقي در ساعتي از شبانه روز به آنان در صورت نبود هيچ امكاني براي تشكيل خانواده‌ي مستقل، از جمله راهكارها مي‌تواند باشد.

بايد توجه داشت كه جدا سازي طولاني مدت پسر و دختر از يكديگر اگر چه در كوتاه مدت عفاف ايجاد مي‌كند اما در دراز مدت يكي از عوامل تمايل به جنس موافق و بي‌ميلي به جنس مخالف است.

به نظر مي‌رسد كشورهايي كه هم‌جنس‌گرايي را قانوني كرده‌اند، تحت فشار جوان‌هايي بوده‌اند كه امروزه در جامعه‌ي ما نيز كم و بيش پيدا شده و در حال گسترش است. لذا بايد تا دير نشده با تبليغ و ترويج و تسهيل با هم بودن پسر و دختر قبل از بلوغ، و ازدواج بعد از بلوغ جواناني را كه ميل فاعل بودن دارند، از ميل به جنس موافق به سوي ميل به جنس مخالف كشانيد، تا مشكل اين گروه حل شود تا پسراني كه حس زنانگي دارند و به مفعول بودن كشش دارند، پيوسته در اقليت ناچيز باقي بمانند.

اگر به اين مهم توجه نشود ممكن است مرداني كه حسّ فاعلي دارند و تنها به جنس موافق تمايل دارند با غذاهاي نامناسب شهوتشان تحريك شود و با هم گروه‌ها و باندهاي مخوف تشكيل دهند و در آن زمان-خداي ناكرده- لازم شود براي حفظ نظام و امنيت ساير مردان هم كه شده، ما نيز به قانون هم‌جنس‌گرايي تن دهيم.

داستان قوم حضرت لوط (ع) براي همه درس عبرت است كه او در هنگام اضطرار خواست دفع افسد به فاسد كند و حتي دختران خود را به آنان پيشنهاد كرد ولي اوج شهوت به جنس موافق و تنفر به جنس مخالف، مسأله را به آنجا كشانيد كه جز زير و رو كردن آن سرزمين راه چاره‌اي نبود. اما مشكل اين‌جاست كه جبراييل در اختيار ما نيست و ما توان و اجازه‌ي زير و رو كردن شهرها را نداريم بلكه بايد با عقل خود براي مشكلات راه حل بيابيم و بدانيم كه اگر به موقع و هنگام خاموش بودن شهوت اين گروه كاري نكنيم، در اوج شهوتشان دفع افسد به فاسد نيز امكان پذير نيست و در آن وقت روشن مي‌شود كه با هم بودن پسر و دختر و لو به صورت غير مشروع، بسيار كم مفسده‌تر از هم‌جنس‌گرايي فاعل مدارانه است زيرا خداوند براي زنا قومي را آن گونه كه قوم لوط را واژگون كرد واژگون ننمود.

اميد است كه به متخصصان مجال بحث و بررسي داده شود و آنان نيز راه حل‌هايي ارائه دهند و بحران آينده را از سر جامعه رفع كنند زيرا روشن است كه مجازات يا تهديد به مجازات، تنها در علني نشدن گناه، آن هم در زمان محدود مؤثر است و در دراز مدت اثر خود را از دست مي‌دهد و متأسفانه اكنون در آستانه‌ي رسيدن به مرحله‌ي بي‌تأثيري عقوبت‌ها هستيم. لذا بايد با سرعت راهكارهاي درماني جهت متمايل ساختن اين دو جنس به يكديگر را پي‌گيري كنيم و گمان نكنيم كه هميشه فرصت داريم. و گمان نكنيم كه جداسازي دو جنس مخالف و يا گرفتن و بستن و يا با سكوت از كنار اين مسايل گذشتن، درمان است بلكه اين‌ها آتش را زير خاكستر پنهان كردن است كه ناگهان شعله‌ور مي‌شود و همه چيز را نابود مي‌كند.زيرا شهوت را نمي‌شود سركوب كرد و عفاف بدون اشباع مشروع شهوت ،راه به جايي نمي‌برد و براي جلوگيري از فساد جنسي بايد راههاي خوب و صلاح را كاملا گشود كه ازدواج كودكان به وسيله اوليا قبل از بلوغ  و تسهيل انواع ازدواج بعداز بلوغ از آن جمله است.

از اين‌كه مصدّع اوقات شدم عذر مي‌خواهم و توفيق تشخيص وظيفه و انجام صحيح آن را براي خود و حضرات اعلام از درگاه خداوند منان خواهانم.

و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته

احمد عابديني خرداد 94