Mobile menu

شماره 2

در این شماره مهمترین نکات آیه 23 سوره نساء آورده شده است : نکته 1 : در این آیه زنانی که نکاح با آنها حرام است نام برده شده اند. چنین زنانی به چند دسته تقسیم می شوند. در واقع از لحاظ شدت و ضعفِ حرمت نکاح به چند گروه تقسیم می شوند : گروه اول : زنانی که همیشه بر انسان حرام اند از اول خلقت انسان تا مرگ مثل مادر و خواهر و .... گروه دوم : زنانی که اگرچه از حین خلقت بر انسان حرام نیستند ولی همان اوائل خلقت تا پایان عمر حرام می شوند مثل مادر رضاعی و خواهر رضاعی. گروه سوم : زنانی که تا حدود سن بلوغ و جوانی و یا حتی بالاتر بر انسان حلال اند و بعد از آن بر انسان تا پایان عمر حرام می شوند مثل عروس و مثل دختران همسران كه در دامان مرد قرار دارند به شرط اينكه با همسران ، آميزش جنسى شده باشد. گروه چهارم : زنانی که حرمتشان نه از اول عمر است و نه تا پایان عمر ادامه دارد مثل زن شوهر دار یا مثل خواهر زن که در این موارد امکان ازدواج با آنها در صورت مرگ یا طلاق همسر وجود دارد. نکته 2 : در این آیه مادر انسان حرام دانسته شده است ولی راجع به مادر مادر حرفی نزده است. می توان گفت حرمت مادر مادر از اینجا استفاده می شود که قرآن ، خواهر را حرام دانسته و دختر خواهر را جدا ذکر کرده است. این در حالی است که مادر مادر نسبت به دختر خواهر اولویت دارد. پس از باب اولویت حرمت مادر مادر فهمیده می شود. نکته 3 : قرآن فقط مادر رضاعی و خواهر رضاعی را حرام دانسته است. فقهاء به استناد روایت (یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب) استفاده می کنند که بقیه ی افراد مثل عمه و خاله ی رضاعی و ... نیز حرام هستند. نظر استاد : با توجه به اینکه این آیه و قبل و بعد آن در صدد برشمردن تمام کسانی است که ازدواج با آنها حرام است و در بحث رضاع فقط مادر و خواهر رضاعی حرام دانسته شده است این ظهور سکوتی و علاوه بر این ، ظهور لفظی در آیه 24 سوره نساء که پس از نام بردن از زنانی که نکاح با آنها حرام است این چنین آمده است که : وَ أُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَالِكُم ، اینها اموری است که دلالت دارد ازدواج با غیر مادر و خواهر رضاعی حلال است. در رابطه ی با روایت نیز باید گفته شود احتمالات دیگری در معنای این روایت هست مثلا ممکن است معنای روایت این باشد که چیزهایی که نسب حرام می کند رضاع نیز حرام می کند مثلا همچنانکه پس گرفتن هدیه از خویشاوند نسبی حرام است از خویشاوند رضاعی نیز حرام است. البته احتیاط در ازدواج خوب است ولی به نظر ما نمی توان ازدواج با عمه یا خاله ی رضاعی را حرام دانست. نکته 4 : قرآن گفته است (وَ أُمَّهَاتُكُمُ الَّاتىِ أَرْضَعْنَكُمْ) یعنی اول ام بودن را ثابت کرده است در حالی که می توانست بگوید (و اللاتی ارضعنکم امهاتکم) از این می فهمیم که قبل از رضاع باید ام بودن ثابت شود تا محرمیت به وجود آید و ام بودن وقتی ثابت می شود که عرف ، آن را مادر حساب کند. بنابراین با یک روز شیر دادن یا 15 بار شیر دادن ، ام بودن ایجاد نمی شود. ام بودن وقتی ثابت می شود که حداقل چند ماه بچه نزد آن زن باشد و از آن زن شیر بخورد. خلاصه مقدار رضاع که با آن محرمیت می آید بستگی به عرف دارد که واقعا مادر رضاعی بر زن صدق کند. نکته 5 : به نظر می رسد بحث رضاع ، بحثی سیاسی بوده است به خصوص اینکه طبق فتوای عایشه یک بار شیر دادن موجب محرمیت می شده است. شاید عایشه می خواسته با افرادی محرم شود ، به همین خاطر یک بار شیر دادن را هم موجب محرمیت دانسته است و شیر دادن با واسطه را هم موجب محرمیت دانسته و حتی شیر دادن به مردان را جایز می دانسته است. تازه حرام بودن ازدواج را با محرمیت که جواز نگاه است خلط کرده است. نکته 6 : حرمت نکاح ملازم جواز نگاه نیست. نظر استاد این است که با مادر زن (خارسو) نمی توان ازدواج کرد و در عین حال نمی توان به او نگاه کرد. نکته 7 : قیدِ (فی حجورکم) می تواند قید غالبی باشد یعنی غالبا فرزندان زن در دامن شوهر جدید رشد می کنند و علت غالبی بودنش می تواند این باشد که برای قیدِ (دَخَلْتُم بِهِنَّ) مقابلش هم آمده است و گفته شده (فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ) ولی برای (فی حجورکم) مقابلش را نگفته است یعنی اصلا برای مردم با تقوای آن زمان متصور نبوده که زن را از بچه هایش جدا کنند. البته این را هم بگوییم که قید غالبی بودنِ (فی حجورکم) نص نیست. نکته 8 : به جای عبارت طولانیِ (رَبَائبُكُمُ الَّاتىِ فىِ حُجُورِكُم مِّن نِّسَائكُمُ) می توانست بگوید (بنات ازواجکم) ولی نگفت به چند دلیل : الف) با آوردن جمله ی (رَبَائبُكُمُ الَّاتىِ فىِ حُجُورِكُم مِّن نِّسَائكُمُ) می خواست به فلسفه ی حکم نیز اشاره ای داشته باشد یعنی می خواهد بگوید انسان با دست پرورده ی خودش ازدواج نمی کند. در واقع از قاعده ی (تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است) استفاده شده است. ب) با آوردن این جمله می خواهد بگوید که آن زمان ها مردان زن بچه دار می گرفته اند تا بتوانند بچه های آن زنان را پرورش دهند. در واقع می خواهد به جنبه ی اخلاقی مسأله اشاره داشته باشد. ج) آوردن این جمله این مطلب را می رساند که بر خلاف قول مشهور فقهاء ، مادر حتی پس از دو سال یا هفت سال بر فرزندان حضانت دارد. توضیح اینکه فقهاء می گویند اطفال پسر ، حضانتشان تا 2 سال با مادر است و اطفال دختر تا هفت سال با مادر است و بعد از آن بر عهده ی پدر است. حال اگر این چنین باشد ربائب معمولا (فی حجور) بزرگ نمی شوند. نظر استاد : اطفال تا وقتی که نیاز دارند باید پیش مادر باشند. بله هرگاه آنها مستقل شدند دیگر از حضانت مادر خارج می شوند. دقت شود که باید بین ولایت و حضانت فرق گذاشت. ولایت بر عهده ی پدر است و باید هزینه های طفل را پرداخت کند ولی حضانت بر عهده ی مادر است و می تواند اجرت شیر دادن را نیز بگیرد. فتوای مشهور موجب ایجاد مشکلاتی در جامعه نیز می شود مثلا مرد ، مثل زن از عهده ی حضانت برنمی آید. همچنین چنین فتوایی موجب می شود که زن به خاطر عاطفه ای که نسبت به فرزندش دارد مجبور شود مهریه اش را ببخشد و در نتیجه .... نکته 9 : جمع بین دو خواهر در آمیزش چه از طریق ازدواج باشد و چه از طریق ملک یمین اشکال دارد ولی جمع بین دو خواهر فقط در ملک یمین در صورتی که آمیزش با دو نفر آنها انجام نگیرد بلا اشکال است. نکته 10 : استاد عابدینی به برخی حکمت های حرمت ازدواج با زنانی که در آیه ی مورد بحث بیان شده است نیز اشاره ای کردند مثلا خداوند ازدواج با مادر زن را حرام کرده است تا امنیت مادر زن و پدر زن حفظ شود و مثلا داماد دسیسه ای نکند تا بتواند با مادر زن خود ازدواج کند. همچنین همان طور که ازدواج با مادر خود انسان حرام است ، ازدواج با مادر همسر نیز به احترام همسر حرام است. پس مثل اینکه زن و شوهر هر دو یکی هستند و مادران هریک ، مادر دیگری نیز هست. همچنین حرمت ازدواج با دو خواهر ممکن است به این خاطر باشد که اسلام نمی خواهد دو خواهر ، رقیب هم باشند. همچنین بعید نیست ازدواج با برخی زنان که در آیه ی مورد بحث ازدواج با آنها حرام شده است موجب بیماری های جسمی و روحی شود که ما از آنها خبر نداریم. همچنین ممکن است ازدواج با برخی از این زنان موجب شود که در نسل انسان مشکلاتی به وجود آید و مثلا بچه های ناقص الخلقه و معلول به وجود آیند همچنانکه امروزه در ازدواج های فامیلی چنین چیزهایی مشاهده می شود.