Mobile menu

شماره 5

در این شماره مهمترین نکات آیه 26 و 27 و 28 سوره نساء آورده شده است : نکته 1 : اگر دلائل یقینی داشتیم که جایگاه آیات قرآن به همین صورتی است که هم اکنون موجود است ( اعتقاد ما نیز همین است ) باید طبق همین ترتیب ، آیات را تفسیر کرد ولی اگر دلائل ، یقینی نبود بعید نیست که گفته شود جایگاه آیات 25 و 26 سوره نساء در سوره نور ، بین آیات 32 و 33 بوده است. قرائنی هم بر این مطلب دلالت دارد که عبارتند از : الف) آخر آیات 25 و 26 سوره نساء با وزنی غیر از وزن آیات قبل و بعد ختم شده است و اتفاقا آن وزن با وزن آیات 32 و 33 سوره نور سازگار است. ب) در آیه 26 ، عبارت سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ آمده است. این در حالی است که در آیات قبلی سوره نساء دستوراتی که داده شده است مصداق سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ نیست بلکه حتی برخی از آنها رد سنتهای قبلی بوده است ولی سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ با عبارات قبلی سوره نور مناسب تر است. ج) تكرار عبارت يَتُوبَ عَلَيْكُمْ در آيات 26 و 27 قرينه ى ديگرى است بر اينكه شايد اين دو آيه در كنار هم نبوده است. د) عبارت لِيُبَينِ‏َّ لَكُمْ با آیات سوره نور که در آن لفظ (یُبَیِن) و (مُبَیِنَات) زیاد تکرار شده سازگارتر است. ه) همه ی مفسرین قبول ندارند که ترتیب آیات یقینا به دستور پیامبر بوده است مثلا در المیزان ، ذیل آیه 3 سوره مائده راجع به عبارت الْيَوْمَ يَئسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ.... آمده است : هذا يؤيد أيضا نزول قوله: «الْيَوْمَ يَئِسَ» (إلخ) نزولا مستقلا منفصلا عن الصدر و الذيل، و إن وقوع الآية في وسط الآية مستند إلى تأليف النبي ص أو إلى تأليف المؤلفين بعده.(الميزان في تفسير القرآن، ج‏5، ص: 168) و) در آیه 25 سوره نساء راجع به مجازات زنای کنیز آمده است : فَعَلَيهْنَّ نِصْفُ مَا عَلىَ الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ و این بیشتر با سوره نور سازگار است چرا که در اوائل سوره نور مجازات زنا صد شلاق ذکر شده است و بعد از آن اگر جمله ی فَعَلَيهْنَّ نِصْفُ مَا عَلىَ الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ که اشاره به نصف عذاب زنا است بیاید بسیار زیبا به نظر می رسد نه اینکه اول در سوره نساء عبارت فَعَلَيهْنَّ نِصْفُ مَا عَلىَ الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ بیاید در حالی که عذاب زنا اصلا بیان نشده است تا نصف بودن آن مشخص باشد و بعد در سوره نور ، اصل عذاب زنا نازل شود. (دقت شود که مشهور است سوره نور بعد از سوره نساء نازل شده است) تذکر : نکاتی که در ادامه بیان می شود با این فرض است که آیات 25 و 26 سوره نساء در جای خودش قرار دارد و جزو سوره نساء است و اعتقاد ما نیز همین است. نکته 2 : مطالب سوره نساء از اول تا کنون دفاع از حقوق زنان و یتیمان بود. با توجه به این مطلب می توان گفت متعلقِ لِيُبَينِ‏َّ لَكُمْ عبارت (حقوق النساء و الاطفال) باشد. نکته 3 : در توضیح عبارت يُرِيدُ اللَّهُ أَن يخُفِّفَ عَنكُمْ می توان این گونه گفت که الف) خدا نمی خواهد در بحث ازدواج ، انسان ها با آزمون و خطا پیش روند بلکه با بیان احکام ، راه را برای آنها آسان کرده است. اگر انسان ها هر ازدواجی حتی ازدواج با محارم را انجام می دادند و مثلا نسلی نابود می شد تا بعدا بفهمند ازدواج با محارم خوب نیست بهتر بود یا اینکه خدا برای آسان کردن کار آنها ، ازدواج با محارم را حرام اعلام کرد؟ امروزه فهمیده اند که ازدواج فامیلی مشکلاتی به بار می آورد ولی این مطلب را بعد از آن فهمیدند که ازدواج هایی به صورت فامیلی انجام گرفت و مشکلاتی به وجود آورد. بعید نیست که ازدواج با خواهر یا مادر مشکلات زیادی به بار آورد. به هر حال خداوند خودش زودتر چنین ازدواج هایی را حرام کرد تا انسان ها نخواهند با آزمون و خطا پیش روند. ب) عبارت يُرِيدُ اللَّهُ أَن يخُفِّفَ عَنكُمْ این گونه هم می تواند معنا شود که خدا با قرار دادن ازدواج دائم و ازدواج موقت و ازدواج با کنیز راه را برای شما آسان کرده است. ج) خدا با صدور دستورات الهی می خواهد بار گناه از دوش شما برداشته شود و با دینی سخت مواجه نباشید. نکته 4 : خُلِقَ الْانسَنُ ضَعِيفًا می تواند اینگونه معنا شود که انسان ضعیف است یعنی اگر اجازه ی دفع شهوت حلال به او داده شود افراط می کند و اگر اجازه ی دفع شهوت حلال به او داده نشود به حرام می افتد. خلاصه اگر راه برایش باز باشد موجودی شهوی می شود و اگر راه بر او بسته باشد مشکل دیگری برای او پیش می آید. پس انسان در برابر تمایلات شهوانی ضعیف است. البته دقت شود که منظور از انسان ، انسان بما هو انسان است ولی اگر انسان ، متقی شد دیگر ضعیف نیست مثل حضرت یوسف علیه السلام. این نکته نیز دقت شود که با توجه به اینکه منظور از انسان ، انسان بما هو انسان در همه ی زمان ها است پس حکم تخفیف نیز مربوط به همه ی انسان ها در همه ادیان است. پس همه ی ادیان سهل و آسان بوده اند و چنین تخفیفاتی البته نسبت به شرائط خودشان داشته اند. نکته 5 : عبارت وَ اللَّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ می تواند اینگونه معنا شود که خداوند توسط بیان حلال ها و حرام ها به شما لطف کرده است. اگر خدا چنین نمی کرد شما نابود می شدید. نکته 6 : شهوات در جمله ى الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشهَّوَاتِ می تواند عام باشد و شهوت جنسی ، شهوت مال ، ومقام و .... را شامل شود. نکته 7 : بر طبق آنچه در کتاب (ژرفایی قرآن) آمده ، عبارت های قرآن در ضمن مجموعه ی آیه معنایی دارد و به طور منفرد هم می تواند به نکته هایی اشاره داشته باشد. بر این مبنا خُلِقَ الْانسَنُ ضَعِيفًا می تواند به ضعف کلی انسان در همه ی زمینه ها اشاره داشته باشد. نکته 8 : عبارت وَ يهَْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ مى تواند مربوط به كل سنت هايى باشد كه سرتاسر قرآن بيان شده است از جمله اینکه پیامبران هیچ گاه با زنانشان برخورد قهرآمیز نداشته اند و مثلا حضرت نوح و حضرت لوط با اینکه زنانی منحرف داشته اند ولی با این حال با آنها کنار آمده اند. نکته 9 : کلمه ی (سُنَن) در عبارت وَ يهَدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ علاوه بر اینکه به سنتهای مثبت اشاره دارد مى تواند به سنت های منفی نیز اشاره داشته باشد مثل سنت فرعون و در نتیجه عبارت این گونه معنا می شود که خداوند سنت های گذشتگان را به شما ارائه می دهد و بر طبق آن شما را هدایت می کند تا خودت بفهمی چه باید بکنی. سنت پیامبران را عمل کنی و سنت های فرعون ها را عمل نکنی. نکته 10 : عبارت وَ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ در آيه 26 مى تواند اين معنا را داشته باشد كه اگر كسى در باب لِيُبَينِ‏َّ لَكُمْ و همچنين بخش يهَدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُم اشتباه کرده است خدا او را می آمرزد. نکته 11 : در آیه 26 باید به متعلق هر کدام از عبارات توجه داشته باشیم. می توان این آیه را این گونه توضیح داد که يُرِيدُ اللَّهُ تبصیرکم یعنی خدا اراده می کند که شما انسان ها را بینا کند لِيُبَينِ‏َّ لَكُمْ(در اینجا متعلق حذف شده است تا ذهن شنونده به هر جایی برود) وَ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ (این جمله اشاره به عنایت ویژه ی خدا دارد یعنی همان هدایت خاص) طبق این معنا می فهمیم که انسان باید با ترک محرمات به مرحله ی بینایی برسد تا بتواند از هدایت خاص الهی بهره مند شود و دائما در حال پیشرفت باشد و مراحل کمال را طی کند. در واقع محرمات و واجبات شرعی پوسته ای است که محافظت از مغز دین را به عهده دارد ، بنابراین برای وصول به مغز باید اول از محرمات اجتناب و واجبات عمل شود تا استعداد انسان شکوفا گردد و زمینه ی وصول به مراحل بعدی کمال فراهم آید. نکته 12 : عبارت وَ اللَّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ در آيه 27 می خواهد بگوید خدا می خواهد شما منحرف نشوید بر عکس پیروان شهوات که میخواهند شما منحرف شوید.(هدایت عام) پس می توان گفت آیه 26 ، بیشتر ناظر بر هدایت خاص الهی است و آیه 27 ، ناظر به هدایت عام الهی می باشد. نکته 13 : در آيه 26 يُرِيدُ اللَّهُ آمده ولى در آيه 27 وَ اللَّهُ يُرِيدُ آمده است. در جمله دوم تأکید روی الله است بر عکس جمله ی اول. می توان گفت علت تأکید روی الله در آیه 27 طبق توضیحات گذشته این است که این آیه مربوط به هدایت عام الهی است و در نتیجه با افرادی رو به رو هستیم که در رابطه ی با آنها بیشتر باید بر خدا تمرکز کنیم بر خلاف آیه 26 که مربوط به هدایت خاص الهی است و در آن با افرادی رو به رو هستیم که الله را به عنوان هدایت گر پذیرفته اند.