Mobile menu

شماره 8

در این شماره مهمترین نکات آیه 32 سوره نساء آورده شده است : نكته 1 : اگر تمنى منجر به حسد شود يا در امورى باشد كه نمى توان به آن رسيد چنين تمنى اى بد است و الا تمنى اگر موجب پيشرفت انسان باشد اشكالى ندارد. نكته 2 : آن نوع از تمنى كه بد است در صورتى كه به عمل بينجامد حرام است و الا صِرف تمنى كه به عمل نينجامد عقوبت ندارد. نكته 3 : مى توان گفت اين آيه آرزو كردن در موارد زير را نهى كرده است : الف) امور تكوينى كه رسيدن به آن غير ممكن است مثل پرنده شدن انسان با بال خود. ب) برخى از امور تكوينى كه رسيدن به آن به سختی ممكن است مثل تغییر جنسیت. ج) امور تشريعى كه شرع مشخص كرده است مثل قوانین ارث. البته دقت کنید که نهی در آیه ، هم می تواند تحریمی باشد و هم کراهتی. نكته 4 : عبارت وَ لَا تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ مى تواند به عنوان جمله اى مستقل معنا شود و در نتيجه داراى مصاديق زيادى باشد و مى تواند با جمله ى بعدى اش معنا شود و بيشتر ناظر بر فضيلت هاى بين زن و مرد باشد. بنابراين ذيل آيه ، صدر آيه را قيد نمى زند اگر چه موجب مى شود كه صدر آيه ظهور بيشترى در مصداق هايى داشته باشد كه در ذيل آيه آمده است. نكته 5 : مَا فَضَّلَ اللَّهُ مى تواند چند مصداق داشته باشد : الف) فضيلت هاى معنوى مثل نبوت و امامت ب) فضيلت هاى مادى مثل ثروت‏ ج) فضيلت هاى تشريعى مثل قوام بودن مرد بر زن‏ د) فضيلت هاى تكوينى مثل زيبا بودن‏ نكته 6 : بَعْضَكُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ مى تواند فردى باشد و مى توان جمعى هم باشد مثل فضيلت سفيد پوست ها بر سياه پوست ها ، شهرى ها بر روستايى ها و .... نكته 7 : مى توان گفت كه رجال و نساء در اين آيه فقط يك مثال است و به جاى آن ها مى توان مثال هاى ديگر را قرار داد مثلا مى توان به جاى آنها خوش حافظه و بد حافظه قرار داد. نكته 8 : از تعبير به لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ ممِّا اكْتَسَبنْ‏َ مى توان فهميد كه هر گروه ، چه زنان و چه مردان ، كسبى كه مى كنند مخصوص خودشان است. پس مرد نمى تواند در اموال و حقوق زن تصرف کند. بنابراین قوام بودن مردان بر زنان كه در آيه 34 آمده است به اين معنا نيست كه زن ، استقلال مالی ندارد. نكته 9 : لازم نيست افراد بخواهند مثل هم باشند تا فضيلت هاى يكديگر را پيدا كنند. هر كسى نصيب خود را دارد. پس اگر مرد با جنگ مى تواند به بهشت رود زن هم با انجام وظايف خودش مى تواند به بهشت رود. نكته 10 : وَ لَا تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللَّهُ يعنى آن چه را كه خدا تفضيل داده است تمنى نكنيد نه آنچه را كه مردم و نگرش آنها موجب برترى مى داند. نكته 11 : اكتساب به كسبى گفته مى شود كه از روى اختيار باشد. در این زمینه می توانید به کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ، ذیل ماده ی کسب رجوع کنید. شاهد برای این معنی این است که در آیه ی بعدی کسب های غیر اختیاری بیان شده است. پس این آیه مربوط به کسب های اختیاری است. به هر حال چنین كسب هایی بستگى به توان افراد دارد. پس نمى توان كارهاى به ظاهر كوچك را واقعا كوچك دانست. نكته 12 : وَ سْئلواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ يعنى از خدا بخواهيد كه هر چه صلاح است به شما بدهد. دقت كنيد كه در اين جمله مفعول ، ذكر نشده است و شايد دليلش اين باشد كه كارها را به خدا واگذار كنيم كه خدايا هر چه خودت صلاح مى دانى به ما بده. نكته 13 : مى توان اين آيه را با آيات قبل چنين ربط داد كه در آيات قبل نحوه ى تقسيم ارث بيان شد و فهميديم كه ارث را بايد به خوبى تقسيم كنيم و الا موجب مى شود كه اكل مال به باطل پيش آيد و حتى در برخى مواقع ممكن است موجب قتل و در نتيجه جهنم رفتن بشود. البته در تقسيم ارث اگر مال هاى بزرگ را مورد توجه قرار داديم و رعايت مسائل شرعى را در آن ها كرديم اگر در رابطه ى با مال هاى اندك خطايى از ما سر زد ، آمرزيده مى شود. حال بعد از اين توضيحات خدا مى فرمايد : در بحث ارث نبايد آنچه را كه خداوند برترى داده آرزو كنيد مثلا زن نبايد آرزو كند كه اى كاش مرد بود و ارث بيشترى مى برد. يا اگر در موردى يك پيرمرد ارث مى برد نبايد ديگران آرزو كنند كه اى كاش او ارث نمى برد و به جاى او ما كه جوان هستيم ارث مى برديم. نكته 14 : گروهى از اين آيه استفاده كرده اند كه تغيير جنسيت با حالت اختيار اشكال دارد. همچنين تغيير قوانين مسلم الهى در مورد زن و مرد نيز صحيح نيست. و اما اينكه مواردى مثل تغییر جنسیت برای افرادِ دو جنسیتی یا جراحى پلاستيك براى زيباتر شدن ، اشكال داشته باشد يا نه ، آيه نسبت به آن مجمل است. نکته 15 : عبارت وَ سئَْلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ يك بار در قرآن آمده است و پس از آن عبارت إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمًا آمده است. اين در حالى است كه در دعاى ابوحمزه چنين عبارتى آمده است : وَ سئَْلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ بِكُمْ رَحِيمًا. يعنى در دعاى ابوحمزه از قسمتى از آيه 32 استفاده شده است و از قسمتى از آيه 29. حال در اینجا سه فرض محتمل است : الف) راوی خطا کرده است و بین دو عبارت در آخر آیات 32 و 29 را خلط کرده است. ب) عبارت صحیح است و امام از جاهای مختلف قرآن اقتباس کرده است. ج) با توجه به جملات قبلی دعای ابوحمزه یعنی عبارت اللَّهُمَّ أَنْتَ الْقَائِلُ وَ قَوْلُكَ‏ حَقٌ‏ وَ وَعْدُكَ‏ صِدْقٌ می توان گفت جمله ی وَ سئْلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ اشاره به قول خدا دارد و جمله ی إِنَّ اللَّهَ كاَنَ بِكُمْ رَحِيمًا اشاره به صدق بودن وعده ی الهی دارد. نکته 16 : از عبارت إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُل شىَ‏ْءٍ عَلِيمًا بدست مى آيد كه تفاوت هایی که در تقسیم بندی ارث وجود دارد و همچنین تفاوت های تکوینی ، همه برخواسته از علم خدا است.