Mobile menu

شماره 9

در این شماره مهمترین نکات آیه 33 سوره نساء آورده شده است : نكته 1 : تنوين در لِكُلٍ‏ّ عوض از مضاف اليه است. حال در اينكه مضاف اليه چه كلمه اى باشد چند احتمال وجود دارد : لكل من الرجال و النساء - لكل تارك مال - لكل شخص - لكل ميت البته با توجه به آيه ى قبل ، احتمال اول بهتر به نظر مى رسد يعنى هم از زن و هم از مرد ارث به ديگران مى رسد و اين گونه نيست كه اگر زن از دنيا رفت ، ارثى از خود به جاى نگذارد و پول هايش به دست مردان بيفتد. نكته 2 : جَعَلْنَا مى تواند اشاره به جعل تشريعى داشته باشد يعنى خداوند قانون ارث برى قرار داده است و ممكن است جعل تكوينى باشد يعنى براى هريك از زن و مرد ، موالى خلق كرديم. البته به نظر می رسد اینکه جعل ، تشریعی باشد مناسب تر است. نكته 3 : ولى يعنى دوست تأثير گذار. هم به پدر ولى مى گويند چرا كه بر روى فرزند از روى دوستى و محبت تأثير مى گذارد و هم به فرزند ولى مى گويند چون او نيز از باب محبت بر روى پدر تأثير مى گذارد. هم به ارباب مى توان ولى گفت و هم به نوكر. پس در اين كلمه هم دوستى نهفته است و هم تأثير گذارى. بنابراين اگر كسى بنده اش را به خاط كفاره آزاد كند به او مولى نمى گويند چون به خاطر دوستى و محبت نبوده است ولى اگر كسى بنده اش را به خاطر رضاى خدا آزاد كند و به بنده ، محبت ورزد به او مولى مى گويند. نكته 4 : اين آيه به دو صورت مى تواند با آيه قبل مرتبط باشد : الف) ممكن است با وَ لَا تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ مرتبط باشد و در واقع علتى براى آن باشد و مى خواهد بگويد چون هريك از افراد موالى دارند پس آرزو نكنيد كه مال آنها به شما برسد چرا كه آرزوى اشتباهى است. مال هر كس به موالى او مى رسد. ب) ممكن است با لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ ممِّا اكْتَسَبنْ‏َ مرتبط باشد به اين صورت كه عبارت بيان شده اشاره به اموالى دارد كه انسان از طريق كسب و اكتساب به آن مى رسد و آيه ى مورد بحث اشاره به اموالى دارد كه از طريق ارث به انسان مى رسد. پس اين دو آيه مى خواهد بگويد مال ها از دو طريق به انسان مى رسد : 1- اكتساب 2- ارث‏ نكته 5 : عبارت ابتداى آيه را مى توان به چند صورت معنا كرد : الف) و لكلّ تارك، أي تارك مال جعلنا موالي يرثونه ممّا ترك و الموالى هم الوالدان و الاقربون. ب) و لكلّ تارك، أي تارك مال جعلنا موالي يرثونه ممّا ترك و التاركون للمال هم الوالدان و الاقربون. ج) و لكلّ شي‏ء ممّا تركه الوالدان و الأقربون جعلنا موالي أي قوما يرثونه فيكون المضاف إليه المحذوف هو المال ، و يكون مِمَّا تَرَكَ بيانا لما في تنوين (كلّ) من الإبهام. د) «و لكلّ» من الرجال و النساء «جَعَلْنا مَوالِيَ» يرثونهم «مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ» ه) لكل واحد منكم ذكرا أو أنثى، جعلنا وراثا يرثون ما تركتم من المال الذى ترك الميت المورث الذي هو الوالدان و الأقربون. نكته 6 : هماهنگى لفظ و معنا در اين آيه كاملا محسوس است به اين صورت كه احتمالى كه الوالدان ، فاعل تَرَك باشد بيشتر است و اتفاقا احتمال اينكه والدان ، زودتر از فرزندان بميرند نيز بيشتر است. پس تشريع و تكوين با يكديگر هماهنگى دارند. نكته 7 : وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ مى تواند عطف بر الوالدان باشد و معانى گفته شده براى آن نيز وجود داشته باشد و ممكن است عطف بر ما قبل نباشد بلكه خودش با كلمات بعدى جمله اى مستقل را تشكيل دهد. نكته 8 : وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ مى تواند عقد ازدواج باشد و حتى مى تواند عقد و قرار داد با برادران دينى باشد به اين صورت كه برادران دينى مى توانند وصیت کنند كه بعد از مرگ تا ثلث مالشان به يكديگر برسد. نكته 9 : باز در اين عبارت ارتباط لفظ و معنا به زيبايى ديده مى شود به اين صورت كه كسانى كه مصداق الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ هستند ارث بردن و ارث گذار بودنشان در عالم خارج وابسته است و خلاصه مثل الوالدان و الاقربون ، مطلق نيست. حال در خود عبارت نيز مشاهده مى كنيم كه عبارت وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ عطف شدنش به ما قبل يعنى الوالدان و الاقربون اگر چه ممكن است ولى ظهورِ صريح ندارد. پس همچنانكه در عالم خارج ، ارث بردن اين گروه مثل بقيه ى گروه ها نيست در لفظ آيه نيز به صورتى آمده است كه ظهور بيشترش در اين است كه ارث بردنش با ارث بردن بقيه ى گروه ها فرق دارد. نكته 10 : فَاتُوهُمْ نَصِيبهَمْ مى تواند به همه ى گروه هاى گفته شده بخورد : والد ، ولد ، الاقربون ، الذين عقدت ايمانكم. نكته 11 : در آیات قبل ، احکام ارث بیان شد و مشخص شد که به هر گروه چقدر باید داده شود. همین ، برای وجوب عمل کافی بود ولی از اينكه پس از ذکر احکام ارث ، در این آیه فرمود فآتُوهُمْ نَصِيبهَمْ مى توان نتيجه گرفت كه جامعه ى اسلامى موظف است براى رسيدن وارث به حق خود تلاش كند. قوانين ارث ، قوانينى مدنى هستند و حكومت مى تواند دنبال آن را بگيرد تا حق افراد به آنها برسد بر خلاف احكام ديگرى مثل كفاره و ... كه حكومت نمى تواند دنبال كفاره گرفتن از افراد باشد. دقت کنید که احکام ارث دو بیان دارد : یکی بیانی که در آیات قبل به صورت تقسیم بندی سهام ارث بیان شد و یکی آنچه که در این آیه به صورت فآتُوهُمْ نَصِيبهَمْ بیان شده است و مجموع این دو بیان می تواند آنچه که گفته شد را نتیجه بدهد یعنی ثابت کند که قوانین ارث ، جزو قوانین مدنی است.