Mobile menu

تفسير سوره جمعه بخش سوم

﴿یُسَبِّحُ لِلهِ ما فِی السَّمواتِ و ما فی الأَرضِ﴾

الف) منظور از " تسبیح" چیست؟

دو نظر در این باره وجود دارد:

 هر چیزی که در جهان وجود دارد با زبان خود خدا را تسبیح می‌کند هر چند ما متوجه نمی شویم و دلیل آن هم صدا کردن بعضی از اشیاء است که در دل شب بیشتر شنیده می‌شوند.

 هر چیزی که در جهان وجود دارد با وجود خود که بی عیب و نقص است خداوند را تسبیح می‌کند. یعنی وجود چیزها در جهان آن‌قدر زیباست که دلالت بر خالقی توانا و بی عیب و نقص دارد. پس همین نظم موجود در جهان نشان و دلیل بر تسبیح خداوند است از کوچکترین چیزها گرفته تا بزرگترین آنها.

ب) آنچه که برای خدا  خیلی مهم است این است که پیامبری آمده است برای آموختن علم اللهی به مردم پس ما هم باید تلاش کنیم به فرزندانمان علم دین  بیاموزیم نه فقط به فکر خانه و ماشین و ... خریدن برای آنها باشیم.

 البته علومی مثل مکانیک و فیزیک و ... فن هستند منظور از علم، اخلاق و ادب و علم انسان سازی است باید تلاش کنیم برای ساختن فرزندانمان به آنها علم و ادب بیاموزیم.

 

هر چه علم و حكمت بیشتر باشد فساد کمتر است و بالعکس.

جلسه دوم تفسیر سوره جمعه

﴿یُسَبِّحُ لِلهِ ما فِی السَّمواتِ و ما فی الأَرضِ﴾ تسبیح می‌کنند برای خدا آن چه در آسمان ها و آنچه در زمین است".

منظور از " تسبیح" چیست؟

دو نظر در این باره وجود دارد:

 هر چیزی که در جهان وجود دارد با زبان خود خدا را تسبیح می‌کند هر چند ما متوجه نمی شویم و دلیل آن هم صدا کردن بعضی از اشیاء است که در دل شب بیشتر شنیده می‌شوند.

 هر چیزی که در جهان وجود دارد با وجود خود که بی عیب و نقص است خداوند را تسبیح می‌کند. یعنی وجود چیزها در جهان آن‌قدر زیباست که دلالت بر خالقی توانا و بی عیب و نقص دارد. پس همین نظم موجود در جهان نشان و دلیل بر تسبیح خداوند است از کوچکترین چیزها گرفته تا بزرگترین آنها.

هر چیزی در این جهان وجود دارد در جای خود قرار دارد و اگر ما آن را تغییر بدهیم در نظم جهان خلل وارد می‌شود.

جهان چون خط و خال و چشم و ابروست     که هر چیزی به جای خویش نیکوست

پس منظور از ﴿ یُسَبِّحُ﴾ اعلام بی نقص بودن خداوند با استفاده از نظم جهان است و اگر ما جایی نقص و ایرادی می‌بینیم آن را ما خودمان به وجود آورده ایم.

همان گونه که در قرآن آمده است ﴿ظَهَرَ الفَساد فِی البَرِ و البَحر بِما کَسَبَت أَیدِی الناس﴾.

پس نظر دوم کامل‌تر و بهتر است. البته در آیه‌ی 44 سوره ی اسراء آمده است: ﴿و اِن من شیءٍ اِلا یُسَبِّحُ بِحمدِه و لکن لا تَفقَهونَ تَسبیحَهُم﴾ هر آنچه در جهان است خدا را تسبیح می‌گویند ولی شما نمی فهمید" .

بعضی طبق این آیه می‌گویند باید گوش و چشم و فهم دیگری پیدا کرد تا تسبیحات موجودات را بفهمیم، مثلا از نظر عرفانی بالا برویم تا بتوانیم تسبیح موجودات را بفهمیم. و قرآن در مورد حضرت داود7گفته که کوه‌ها همراه ایشان مناجات می‌کرده‌‌اند.

پس از نظر این گروه، موجودات هوشیارند و آنها هم ذکر و وردی دارند و ما نمی فهمیم.

 

﴿اَلمَلِکِ القدوس العَزیزِ الحکیم﴾ پادشاه بی عیبِ نفوذ ناپذیرِ حکیم است" .

﴿مَلِک﴾ یعنی پادشاه، " مالک"یعنی صاحب  چیزی بودن. ملک کاری به مالک بودن فرد ندارد بلکه به همه چیز نظم می دهد و روابط بین چیزها را مشخص  می‌کند.﴿اِنا کل شیء خَلَقناه بِقَدَر پس اگر چیزی را در این مجموعه به هم بزنیم همه چیز به هم می‌ریزد. جهان تکوین را خدا به بهترین وجه اداره می‌کند.

﴿القدوس طاهر و بی نقص است.

﴿العزیز نفوذ ناپذیر است و با پارتی کاری را انجام نمی‌دهد.

﴿الحکیم همه ی کارهایش از روی حکمت است وعیب و نقصی ندارد.

بعضی از موجودات برای خودشان و هم نوعانشان فایده دارند اما خودشان آن را نمی دانند. اما در جهان گل سرسبدی وجود دارد که خدا به آن می‌نازد که وجود خیر و خوبی است و آمده است تا به ما هم خیر و خوبی برساند و آن وجود نازنین پیامبر9 است و این همان خدایی است که ﴿ هو الذی بَعَثَ فِی الأُمیینَ رسولاً مِنهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و اِن کانوا مِن قبل لَفی ضَلالٍ مُبیندر افراد أُمی، رسولی را از جنس خودشان برانگیخت که آیات قرآن را بر آنها بخواند و آنها را بپروراند و به آنان علم و حکمت بیاموزد و همانا بودند قبل از آمدن پیامبر در گمراهی آشکار ".

پس خدا در قسمتی از پادشاهی خود در سرزمین حجاز فردی را فرستاده تا کارهای زیر را انجام دهد:

 آیات خدا را بر آنان بخواند.

 آنان را تزکیه کرده و رشد و نمو دهد.

 به آنان کتاب (  قرآن ) و حکمت بیاموزد.

خداوند برای هدایت انسان مهمترین چیز را برایش آفرید و فرستاد که همان وجود پیامبر است تا آنها را تربیت کند و آموزش دهد.

خداوند برای نعمت هایش بر انسان منت نگذاشته جز در مورد ارسال پیامبر." لَقَد منَّ الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم..."

یعنی فرستادن رسول برای هدایت انسان آن‌قدر مهم بوده است که خدا بر انسانها منت می گذارد یعنی آن را نعمتی بزرگ می شمارد. تا همان چند کار تلاوت و تزکیه و تعلیم را انجام دهد.

البته مشابه این آیه در چند جای دیگر قرآن هم آمده است:

الف)  آیه 129 سوره بقره

ب )  آیه151سوره بقره

ج) آیه 164سوره آل عمران.

آنچه که برای خدا  خیلی مهم است این است که پیامبری آمده است برای آموختن علم اللهی به مردم پس ما هم باید تلاش کنیم به فرزندانمان علم دین  بیاموزیم نه فقط به فکر خانه و ماشین و ... خریدن برای آنها باشیم.

 البته علومی مثل مکانیک و فیزیک و ... فن هستند منظور از علم، اخلاق و ادب و علم انسان سازی است باید تلاش کنیم برای ساختن فرزندانمان به آنها علم و ادب بیاموزیم.

هر چه علم و حكمت بیشتر باشد فساد کمتر است و بالعکس.