Mobile menu

پاسخ به سؤال آيا بايد زرتشتي شد؟

به نام خداوند مهربان

استدلالی که به وسیله‌ی آیاتی از قرآن شده بود مبنی بر این‌که ما ایرانی‌ها باید زرتشتی شویم چند ایراد دارد.

آیه‌ی 4 سوره‌ی ابراهیم ﴿بلسان قومه یکی از معانی آن، در حدّ فهمِ مردم بودن است و دیگری این که وقتی مردمی فارس هستند پیامبرشان هم فارس باشد.

طبق معنای اول بحث زرتشتی بودن منتفی است و طبق احتمال دوم منظور همان زمان آمدن پیامبر است نه تا ابد. تازه  امروز اگر کسی خواست زرتشتی شود چگونه کتابش را به دست می آورد؟

در آیه‌ی 36 سوره ی نحل آمده است " در هر امتی رسولی فرستادیم" و محتوایش این است که خدا را عبادت کنید.

مراد این است که محتوای سخنان همه‌ی پیامبران یکی است بنابراین نتیجه می‌گیریم پیامبر اسلام که اکنون کتابش موجود است سخنانش در بُعد عقیده همان محتوای سخنان پیامبران پیشین است. پس پیروی از این پیامبر پیروی از پیامبران قبلی هم هست زیرا آیات دیگر نشان می‌دهد که این دین کامل‌تر شده است.

آیه ی 47 سوره‌ی یونس هم بر همین مطلب تأکید دارد که هر امتی رسولی داشته است و این ربطی ندارد که بعد از چندین هزار سال ما بخواهیم پیرو پیامبری باشیم که کتاب و سخنانش در دسترس ما نیست. علاوه بر این ما وقتی از پیامبر اسلام9پیروی کنیم از همه‌ی پیامبران اطاعت کرده ایم.

نام احمد نام جمله انبیاست      چون که صد آمد نود هم پیش ماست

آیه‌های 195تا198 سوره‌ی شعراء بیان می‌کند که زبان قرآن

 

آیه‌های 195تا198 سوره‌ی شعراء بیان می‌کند که زبان قرآن، زبانِ عربیِ روشن است و نشان می‌دهد که عرب‌ها تعصب دارند به طوری که اگر قرآن به زبان دیگری بود آنها ایمان نمی آوردند و مفهومش این است که غیر عربها چون تعصب ندارند راحت‌تر به قرآن ایمان می آورند.

آیه‌ی 3 سوره سجده بیانگر این است که " در مکه، قبل از پیامبر اسلام9هشدار دهنده‌ای نیامده بود" اما بیان نمی‌کند که سایر مردم نمی توانند یا نباید از این پیامبر پیروی کنند و به اصطلاح اثبات شئ، نفی ما عدا نمی‌کند.

و آیه‌ی 92 انعام می‌گوید " اولاً این کتاب تصدیق کننده‌ی کتاب‌های پیامبران پیشین است" پس روح اوستا و امثال آن را باید از قرآن پیدا کرد.

ثانیاً مراد از " ما حولها " تنها روستاهای اطراف مکه نیست و ثالثاً دلالت بر حصر نمی‌کند تا شامل سایر مردم و سرزمین‌ها نشود و باز اثبات شئ نفی ما عدا نمی‌کند.

آیه‌ی 130 انعام، پیامبرِ هر گروهی را از جنس خودشان می‌داند تا حجّت بر مردم تمام شود نه این که بعد از هزاران سال که اثری از پیامبر ایرانیان نیست لازم باشد تنها از او اطاعت کنیم که امری غیر ممکن است زیرا چگونه از فردی پیروی کنیم که نه کتابی و نه نماینده‌ای و نه چیزی از او باقی است غیر از این جمله" گفتار نیک، پندار نیک و رفتار نیک" که در قرآن هم هست. " قولوا للناس حسنا" بقره/83 و صدها بار کار نیک یا عمل صالح در قرآن ذکر شده است.

آیه 3 سوره فصلت نیز می‌گوید که قرآن عربی است اما عربی بودن به این معنا نیست که غیر عربها نمی توانند عربی یاد بگیرند.

اتفاقا در آخر آیه آمده است " لقوم یعلمون" و دانستن، وقف گروه خاصی نیست.

اساساً علم، زمان و مکان نمی‌شناسد و نمی‌توان گفت مثلاً در بین ایرانیان 4=2×2 است، زیرا در بین غیر ایرانی‌ها هم همی‌نطور است.

یا نمی‌توان گفت در زمان ما 4=2×2 است زیرا این حکم زمان و مکان نمی‌شناسد.

دین هم همین گونه است چون زمان و مکان نمی‌شناسد چون دین شاخصه‌ی اصلیش علم و ایمان است.

در این‌جا یک سئوال مطرح است و آن این که وقتی غربی‌ها در صنعت از ما پیشرفته‌تر هستند ما نباید از آنها یاد بگیریم؟!! اگر جواب منفی است پس همه‌ی ما باید الاغ سوار شویم و اگر جواب مثبت است چه فرقی بین صنعت پیشرفته‌ی غربی و دین پیشرفته‌ی عربی است؟!

باید هر چیزِ خوب را هر کجا که هست فرا گرفت اما اگر ما می‌بینیم افرادی از اسم دین سوء استفاده می‌کنند باید جلو سوء استفاده‌ی آنها گرفته شود نه این که از اسلام دست برداشت.

از همه این‌ها گذشته حضرت ابراهیم مربوط به کل خاورمیانه بود و ما به دین او هستیم يعني اسلام.  حضرت نوح در عراق فعلی بوده که جزء ایران بوده و ما می توانیم به دین او باشیم یعنی اسلام.

گاهی افراد به خاطر دلخوری از گروهی می‌خواهند دین خود را عوض کنند در حالی‌که دین ربطی به افراد این زمانی ندارد.

از همه‌ی این‌ها گذشته، یا قرآن برای غیر عرب‌ها حجّت است یا خیر؟ در صورت اول باید به آیات سبأ/28، اعراف/158 و آل عمران/103نیز توجه کرد که در اولی خداوند فرموده "تو را جز به سوی تمامی مردم نفرستادیم که بشیر و نذیر باشی و لیکن بیشتر مردم نمی دانند " و طبق این آیه پیامبر9به سوی تمامی افرادِ بشر فرستاده شده چه زبانشان و سرزمینشان عربی باشد و چه نباشد.

و در آیه‌ی دوم فرموده: " بگو ای مردم بی شک من فرستاده‌ی خدا به سوی همه‌ی شما هستم" این آیه نظیر آیه‌ی گذشته عام است و شامل همه‌ی طوایف و ملل می‌شود.

این دو آیه صریح و شفاف است. در حالی که آیاتی که برای لزوم زرتشتی شدن ایرانیان آورده شد همه چند معنایی بود.

در آیه‌ی سوم از مردم می‌خواهد که به ریسمان خدا تمسک کنند. و امروز ریسمان خدا همین قرآن و دین پیامبر است،  و اگر گفته شود قرآن برای غیر عرب‌ها حجت نیست آن استدلالهایی که به قرآن برای لزوم زرتشتی شدن ایرانیان نموده بود به خودي خود، باطل می‌شود و ما می‌مانیم و عقلمان. که عقل ما را به سوی بهترین دین که همان اسلام است راهنمایی می‌کند. نکته‌ی دیگر این که اگر فرد یا افرادی چه روحانی و چه غیر روحانی کار ناروایی انجام دادند و راه باطل پیمودند نباید به حساب اسلام گذاشته شود زیرا اسلام به خودیِ خود، دینی عاقلانه و عادلانه و مطابق با فطرت و دوست داشتنی است و جداً باید آن را از کار زورمداران و دولتیان جدا دانست.