به داد افغانستان برسید - وب سایت رسمی احمد عابدینی

به داد افغانستان برسید

به داد افغانستان برسید

به داد افغانستان برسید. جاهلان با اسم دين، جلوي علم آموزي را نگيرند.

(سخنرانی استاد عابدینی به مناسبت تقارن اربعین با اول سال تحصیلی و مسائل افغانستان)

مهرماه شروع سال تحصیلی است و شور و حال مدرسه و علم‌آموزی وجود دارد. اربعین امسال نیز در همین ایام واقع شده است. اتفاقا اربعین نیز با علم ارتباط دارد. در زیارت اربعین آمده است که : بَذَلَ مُهْجَتَهُ فيك لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ

ترجمه : [خداوندا، حسین (ع)] خون دلش را در راه تو بذل نمود تا بندگانت را از جهالت و حیرانی ضلالت نجات دهد.

در این عبارت «عبادك» عام است. از شیعه و مسلمانان سخن نگفته بلکه همۀ بندگان خدا را منظور داشته است. امام حسین(ع) خورشید تابانی است نه برای نجات شیعه بلکه برای نجات بشریت از جهالت و ضلالت. از جمله این ضلالت‌ها این است که یزید را جانشین رسول الله(ص) معرفی می‌کنند و مخالفت با او را مخالفت با رسول الله(ص) می‌نامند.

امام حسین(ع) فطرت همه را بیدار کرد. یک طرف، ظلم و کشتن و آب بستن و … بوده و ادعا می‌کرده است که من خلیفۀ خدا هستم و طرف دیگر امام حسین(ع) بوده که به لشگر دشمن آب می‌دهد و با آنها مهربانی می‌کند و حتی اعلام می کند که مگر چه گناهی کرده‌ام که با من چنین می‌کنید؟

امسال اربعین با اول مهر قرین شده و در زیارت اربعین هم آمده که هدف امام حسین(ع) نجات دادن بشریت از جهالت بوده و دین ما نیز دین از اول تا آخر بحث علم و علم آموزی است و حتی با آیات مربوط به علم و قلم شروع شده است.

اینها همه ارزش علم را می رساند.

با این مقدمه به این نکته اشاره کنم که اخیرا دختران افغانستانی سرودی خوانده‌اند که من با اینکه آدم احساساتی نیستم ولی با شنیدن این سرود به گریه افتادم. این سرود پیام امام حسین(ع) را به خوبی رسانده است. در این سرود چنین آمده است :

قریه را از من گرفتی مُلک و مسجد مال تو

چشمۀ بالای ده هم مال تو

درس و مشقم را مگیر

از زلال آب رود هم می‌گذرم

با تمام ماهی‌هایش مال تو

درس و مشقم را مگیر

پدرم هر سال درختی تازه می‌کاشت

تازگی‌ها این درخت هم مال تو

درس و مشقم را مگیر

میروم تا راه اصلاح تو را پیدا کنم

در این سرود می‌گویند در حالت اضطرار و زور از همه چيز خود مي‌گذرم ولي نباید علم را از ما بگیرید. این همان پیام قرآن و امام حسین(ع) است و الآن زمانش فرا رسیده که همگی دست به دست هم نگذاریم طالبان و غیر طالبان جلو درس و مدرسۀ پسر و دختر را بگیرند.

ممکن است طالبان بگویند دختران باید در خانه بنشینند و نباید وارد جامعه شوند. واقعا این گروه به چه استدلالی چنین حکمی می‌دهند؟

به کسانی که چنین تفکری دارند باید بگوییم بهترین مکان روی زمین مکه و دور کعبه است ولی در آن سرزمین مقدس، زن و مرد کنار هم طواف می‌کنند و حتی به هم برخورد می‌کنند. آیا شما از خدا مقدس‌تر هستید. تازه آنجا اصرار است که قرص صورت زن پوشيده نباشد و همچنین مردان نیز لباس احرام دارند که بالاخره قسمت‌هایی از بدن نمایان می‌شود. اگر چنین چیزی مشکلی داشت پیامبر(ص) و امامان علیهم السلام اعلام می‌کردند که مثلا شب‌ها مردها طواف کنند و روزها زنها یا … ولی هیچ گاه چنین حکمی نداده‌اند.

پس اینکه کسی به اسم دین و دین‌داری زن را از بیرون آمدن از خانه و رفتن به مدرسه و دانشگاه منع کند با صراحت حج مخالف است. طالبان و همفکران آنها که در ایران هم هستند چرا به حج نگاه نمی‌کنند؟ این تعصبات تعصب جاهلی است.

باید علم یاد گرفت تا توسط آن طالبان داخلی و خارجی را بیدار کنیم. اینکه می‌گویند زن باید در خانه باشد این نیز چه بسا یک مرض روحي رواني است و باید برای آن درمان پیدا کرد.

من به عنوان کسی که بیش از چهل سال در حوزه بوده‌ام و خوب درس خوانده‌ام اعلام می‌کنم که این کارها تعصب است. بیرون رفتن زن از خانه برای علم آموزی در برخی موارد حتی واجب است. زن باید دکتر شود یا معلم شود تا حداقل برای خود بانوان مفید باشد. بسیاری از کارهای اجتماعی را بانوان باید انجام دهند.

همه باید دست به دست هم دهیم تا همۀ جامعه، عالِم شوند. حتی اگر یک گوشه از جامعه، جاهلی وجود داشته باشد ضربه‌اش به همه می‌خورد.

همچنین حساسیت بیش از حد بر روی حجاب یک مرض رواني است. اصلا معلوم نیست همه قسمتهاي حجاب داراي حكم شرعی باشدبرخي از قسمتهاي حجاب عرفی است و بسته به تغيير عرف تغيير مي‌كند. در این زمینه من یک مقاله نوشته‌ام. «حجاب عرفی يا شرعي». حتی در آنجا بحث شده که ممکن است حجاب برخي قسمتها برای برخی واجب نباشد.

اخیرا کتابی از من با نام (مبانی در ترازوی نقد) به چاپ رسیده است. سعی کنید آن را بخوانید. قسمتی از آن کتاب، همین مطلب آمده است که حجاب، شرعی است یا عرفی؟ همچنین قسمتی از این کتاب پیرامون شریعت سهله است و راجع به آسان بودن دین بحث کرده‌ام.

خلاصه اینکه می‌خواهم بگویم باید به دنبال کسب علم برویم و خوب مطالعه و تحقیق کنیم و تا جایی که ممکن است جهالت‌های خود و دیگران را از بین ببریم تا افرادی جاهل به نام دین، تقدس و.. علم و علم آموزی را از ما نگیرند.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
چون بازاندیشی روشی دائمی است سزاوار است نوشته ها و سخنرانی های این سایت نظر قطعی و نهایی قلمداد نشود.