سخنرانی به مناسبت روز زن - وب سایت رسمی احمد عابدینی

سخنرانی به مناسبت روز زن

سخنرانی به مناسبت روز زن

لینک دانلود فایل صوتی سخنرانی:کلیک

سخنرانی به مناسبت روز زن

«سخنان استاد احمد عابدینی در مجمع فرهنگیان ایران اسلامی برای فرهنگیان و اساتید دانشگاه به مناسبت روز جهانی زن و بررسی تبعیض‌های نسبت داده شده به اسلام در مسئله حقوق زن»

سوال: همواره این سؤال مطرح بوده است که چرا اسلام احکام تبعیض‌آمیز نسبت به زن صادر کرده است. لطفا در این زمینه توضیح دهید.

جواب: خوشحالم که در جمع شما هستم و سؤال جالبی مطرح کردید که چرا احکام اسلام تبعیض‌آمیز است؟

حرف من این است که برداشتی که از دین شده درست نیست و برداشت من از قرآن این است که قرآن به زن بیش از مرد حقوق داده و احترام بیشتری نیز به او گذاشته است.

حتی زمانی که بحث سند 2020 مطرح بود در آنجا گفتم حاضرم مناظره کنم و ثابت کنم که قوانین اسلام در مورد زن کاملا عاقلانه است و اسلام حقوق زن را بیش از مرد دانسته تا جبران ضعف جسمي او بشود؛ ولی به هر حال قرآن در جامعه‌ای آمده بوده که دخترداری را ننگ می‌دانسته‌اند. در چنین شرائطی قرآن، هم می‌خواسته حقوق زن را به طور کامل بدهد و هم می‌خواسته جامعۀ آن زمان را با خود همراه کند.

حال فهمیدن اینکه قرآن چگونه این کار را کرده خیلی مهم است. و تفكيك قضاياي حقيقيه از قضاياي خارجيه در بيشتر موارد رهگشاست. در جلسۀ دیگری گفتم که قرآن زن را آرام‌آرام بالا آورد و او را والا ساخت تا اینکه طبق آیه 71 سوره توبه او را به مقام ولایت رساند.

همچنين در بین جملاتی كه به پیامبر(ص) و ائمه نسبت داده شده ممکن است برخي جعلی باشد و برخی از آنها نیز قضیۀ خارجیه است و به زنان آن زمان اشاره دارد.

حال بد نیست در همین‌جا به برخی از احکام تبعیض‌آمیز که به اسلام نسبت می‌دهند اشاره کنم:

به عنوان مثال می‌گویند دیۀ زن نصف دیۀ مرد است در حالی که بحث تفاوت ديه زن و مرد اصلا در قرآن نیامده است.

همچنین آیه 282 سوره بقره که بحث شهادت زن را آورده این آیه حکم ارشادی است نه مولوی. در آن زمان چون زن در جامعه حضور زیادی نداشته در امور اقتصادی اشتباه بیشتری داشته و به همین خاطر گفته شده دو زن باید شاهد باشند ولی امروزه همان چک و فیش بانکی کافی است. تازه شاهد گرفتن در قرض و دين و.. اصلا واجب نیست که بخواهیم بگوییم شهادت زن شرعا نصف شهادت مرد است. اما در امور مهم‌تري كه تخصص زن است مثل مامايي شهادت يك ماما براي انتساب بچه به مادرش كافي است.

و اما نصف بودن ارث زن نسبت به مرد به خاطر این است که زن مهریه و نفقه می‌گیرد. حال امروزه که بسیاری از جوانان اصلا ازدواج نمی‌کنند والدین می‌توانند از طریق وصیت کمبودها را جبران کنند. به خصوص اینکه در آیات مربوط به ارث که در سوره نساء آمده است چندین بار به بحث وصیت اشاره شده است.

پس آیات ارث ناظر بر جامعه‌ای است که جوانان ازدواج می‌کنند و زنان مهريه و نفقه مي‌گيرند.

سؤال: آیا این بستر را می‌بینید که علماء، قوانین فقهی را از نو بنویسند؟

جواب: من این ظرفیت را می‌بینم. باید دقت داشته باشید که حکومت در طول تاریخ در دست شيعه نبوده و از طرف دیگر شاهدیم که بانوان به متن جامعه آمده‌اند و نشان داده‌اند كه در دانش همراه مردانند و در مواردی حتی از مردان پیشی گرفته‌‎اند. همچنین امروزه كارها تنها سخت افزاري نيست كه زنان از عهده آن بر نيايند پس زنان نيز كار مي‌كنند و پول به دست مي‌آورند و بر خلاف قدیم، پول در دست زنان نیز آمده است.

با این شرائط می‌بینیم که آیات را می‌توان به گونۀ دیگری فهمید. یادمان نرود که اگر در شیعه می‌گویند از مجتهد زنده تقلید شود برای همین است که شخص زنده دائما به ادله مراجعه کند و بتواند تفسیر جدید از دین ارائه دهد.

بد نیست به مناسبت به این نکته اشاره کنم که در صدر اسلام در حجاز افراد متعصب، دین اسلام را قبول نمی‌کردند ولی در زمان ما آنقدر دین، کج فهمیده شده که افراد متعصب در دین می‌مانند و افرادی که فطرت پاکی دارند به دین تبعيض آميز ایراد می‌گیرند.

پس چیزهایی توسط جاهلان، متعصبان و ظالمان اعم از حکومت‌های بنی‌امیه و بنی‌عباس به دین نسبت داده شده که چهرۀ دین را زشت کرده است.

به نظر من فقیهی که مرد است فقه را مردانه می‌فهمد. بانوان باید فقیه شوند تا بتوانند در این زمینه کمک بدهند.

سؤال: خوشحالم که درخدمت یک روحانی روشنفکر از حوزه هستم. من مطالعات حوزوی داشته‌ام. فرمایشات شما درست است ولی در متن حوزه این‌گونه نیست. در حوزه آنقدر دچار کبر هستند که فکر می‌کنند حرفشان وحی منزل است. آیا این حوزۀ علمیه که این‌قدر دُگم است قابل اصلاح است؟ من حتی در مواردی در حوزه نمی‌توانستم نظر جدیدی ارائه دهم و از ترس تکفیر سکوت می‌کردم. آیا واقعا شما امکان تغییر را در این حوزۀ دُگم می‌بینید که بتواند فقه پویا را جایگزین فقه سنتی کند؟

جواب: من نمی‌توانم پیش‌بینی کنم که چه وقت حوزه متحول می‌شود ولی همين اكنون نيز خیلی از فتواها متحول شده است. مثلا زمانی برق و بلندگو را حرام مي‌دانستند و برخي احتياطا از آن استفاده نمی‌کردند. یا اگر آیت الله بروجردی حلیت استفاده از رادیو را مطرح کرد عده‌ای موضع گرفتند ولی آرام آرام این چیزها عادی شد.

خود من نیز فتاوایی خلاف مشهور دادم که اول موضع‌گيريهايي شد اما  آرام آرام جا افتاد. مثل بحث گرفتن ارزش پول قرض داده شده، نه عدد و رقم آن در حالت تورم. یا بحث طهارت ذاتی تمامي انسانها با هر فكر و عقيده.

حتی بحث جواز دوچرخه‌سواری بانوان آرام‌آرام عادی شد.

در مباحث دیگر مثل حق حضانت و ارث بردن زن از زمین نیز شاهد بودیم که تغییراتی حاصل شد. در امر دیه نیز شاهد هستیم که از نظر بیمه دیه زن و مرد در مواردي مساوی شده است.

حال در مباحث دیگر نیز چه بخواهند و نخواهند در این مسیر قرار مي‌گیرند. جهان، حوزه را دیر یا زود به سمت خود خواهد کشید و کسانی در این بین ضرر کرده‌اند که از قافله عقب بمانند.

مثلا در امر ارث، جامعه آرام آرام به سمتی می‌رود که وقتی دختران زیادی مجرد مانده‌اند عملا باید حق آنها را از طریق وصیت جبران کنند.

پس این مسائل قابل حل است ولی نمی‌دانم چه زمانی این امر حاصل می‌شود.

به هر حال ناامید نباشید. ان شاء الله آرام‌آرام حل می‌شود.

سؤال: از زمانی که فقهاء به رأس حکومت آمدند مشکل ایجاد شد و الا قبل از انقلاب ما هدفمان عدالت بود ولی بعد از حکومت به جای پیش‌برد عدالت وارد برخی احکام شدند که این مشکلات را درست کرده‌اند. حتی وارد مباحث خصوص انسان‌ها شدند و دگماتیسم را نهادینه کردند و جامعه را نسبت به اصل دین دچار مشکل کردند.

شاید برخی فتاوای آقای خمینی انقلاب در حوزه بود ولی در جهان قرن 21 مسخره است. من می‌گویم اگر قرار است اتفاق بزرگی بیفتد و رُنسانسی در جامعۀ ما اتفاق بیفتد باید از خود شما به وجود بیاید.

پس شما روحانیون باید از خودتان شروع کنید. امروزه جامعه از دین زده شده است. اگر شما نکات جدیدی می‌گویید 90 درصد حوزه خلاف شما می‌گویند. پس فکر نکنید با مقاله نویسی می‌توانید تحول بزرگی ایجاد کنید.

جواب: در جامعه باید هرکسی حدّ خود را بشناسد و امور، تخصصی گردد. اشكال از آنجا به وجود آمد كه برخي از مردم عده‌ای از فقيهان را بالا بردند و به پست رساندند و به خبرگان فرستدند و آنها چون اكثرا فقيه بودند ولایت فقیه را درست کردند. اگر فيلسوفان را مي‌فرستادند ولايت فيلسوفان درست مي‌شد. پس مردم و علما هر دو مقصرند.

یادم است در نجف آباد در اوایل انقلاب از آیت الله ایزدی نماینده می‌خواستند و ایشان می‌گفت براي چه نماينده مي‌خواهيد برويد مانند قبل هر كسي شغل خود را ادامه دهد ولي افرادي با انگيزه‌هاي خاصي علما را به صحنه آوردند و شد آنچه شد.

باید هرکسی در جایگاه خود قرار گیرد تا مشکلات حل شود.

به این نکته نیز اشاره کنم که نباید مشکلات را به حساب دین گذاشت بلکه باید فهم‌های اشتباه از دین را متهم کرد.

به هر حال از اینکه در جمع شما حضور داشتم واقعا خوشحال شدم. به امید روزی که مشکلات جامعه اصلاح گردد.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
چون بازاندیشی روشی دائمی است سزاوار است نوشته ها و سخنرانی های این سایت نظر قطعی و نهایی قلمداد نشود.