تفسیر آیه 82 سوره انعام در تاریخ سی‌ام فروردین 1401 - وب سایت رسمی احمد عابدینی

تفسیر آیه 82 سوره انعام در تاریخ سی‌ام فروردین 1401

تفسیر آیه 82 سوره انعام در تاریخ سی‌ام فروردین 1401

فایل صوتی درس: کلیک

نکات درس تفسیر در تاریخ 30/1/1401

تفسیر آیه 82 سوره انعام

بررسي واژه امن و ايمان. توجه به اينكه آيه 82 سخن خداست يا ابراهيم و نقشش در انتقال از آيات قبلي كه سخن ابراهيم است به آيات بعدي كه سخن خداست و توجه دادن به حصر در اولئك لهم الأمن.

اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ  ﴿الأنعام‏، 82﴾

کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را به ستمی نیالودند، آنانند كه در امن هستند، و آنان راه یافتگانند.

نکته 1: در انتهای آیه 81 این سؤال مطرح شد که کدام گروه به امنیت سزاوار‌ترند؟ کسانی که آفریدگار را ربّ یا صاحی اختیار خود می‌گیرند یا کسانی که غیر آفریدگار را ربّ اتخاذ می‌کنند؟

حال در آیه 82 جواب این سؤال داده شده است. البته جواب این سؤال واضح است و به همین دلیل منتظر پاسخ نمانده و آن را از جانب وجدان همگان بیان کرده است. یا برای اینکه به هر حال کسانی هستند که خیلی کج‌فهم‌اند مثل کسی که اشکال می‌کرده که خدا چرا در روز که روشن است خورشید را قرار داده‌است نه در شب تار؟!

به هر حال صاحب‌اختیار بودن آفریدگار مشخص است ولی طرفداران بت و کدخدا ممکن است چنان از بت و کدخدا سخن بگویند و تمجید کنند که گمان شود اینها بیشتر از خدا نفع دارند. برای این افراد در آیه 82 توضیح داده شده است که اگر ایمان با شرک مخلوط نشد موجب امنیت است. پس مواظب باشید غیر پروردگار را ربّ نگیرید.

نکته 2: در بارۀ آیه 82 ممکن است گفته شود که نظر خداست و مؤدیش این است که آیات بعدی نیز کلام خداست. دیدگاه دیگر این است که این آیه سخن حضرت ابراهیم(ع) است و پس از پرسشی که پرسید خودش جواب را بیان کرده است.

دیدگاه دیگری از ابن جریر نقل شده که گفته است این آیه سخن مشرکان است که آنها وجدانشان تحریک شد و حق مطلب را به زبان آوردند.

نظر دیگری نیز به ذهن من آمد که این آیه حرف وجدان آنها است که به زبان نیاوردند ولی خدا حرف وجدان آنها را در این آیه بیان کرده است.

نکته 3: یکی از زیبایی‌های قرآن این است که وقتی می‌خواهد از بحثی به بحث دیگر منتقل شود این انتقال به آرامی و با ظرافت انجام می‌شود. حال در این مجموعه از آیات، آیات 80 و 81 حتما سخن ابراهیم است. آیات 83 به بعد حتما سخن خداست. و اما آیه 82 که وسط این دو دسته از آیات است به چند صورت ممکن است معنا شود. پس وقتی می‌خواهد از قول ابراهیم به قول خدا منتقل شود کلامی آورده است که هم می‌شود قول ابراهیم باشد و هم قول خدا باشد. اگر به آیات قبل نگاه کنیم مسلماً قول ابراهیم است و اگر به آیات بعد نگاه کنیم مسلّما قول خداست. این پیوند آیات از زیبایی‌های عجیب قرآن است.

اتفاقا در سوره حمد نیز همین مطلب را شاهد هستیم. در ابتدای سوره، خداوند غائب فرض شده است و در وسط سوره، آیۀ إِيّٰاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّٰاكَ نَسْتَعِينُ  نقش شیرازه را بازی می‌کند یعنی نصف اول سوره که ثناء خداست و در آن خدا غایب است را به نصف دوم سوره که دعا و حضور است پیوند می‌دهد.

حال در بحث خودمان آیه 82 ممکن است کلام ابراهیم باشد و خدا آن کلام را آنقدر والا ساخته است که می‌تواند کلام خدا باشد.

نکته 4: در آیه مورد بحث سه بار ریشۀ «امن» آمده است: آمَنُوا، إِيمٰانَهُمْ، الْأَمْنُ

حال سؤال این است که با توجه به اینکه امن و ایمان از یک بابند آیا این مصادرۀ به مطلوب نیست؟ مثل اینکه قرآن گفته است هرکس ایمان دارد، ایمان دارد. یا هرکس امنیت دارد، امنیت دارد. آیا این جمله صحیح است؟

در این زمینه سزاوار است که ریشۀ این کلمات را بررسی کنیم. به خصوص اینکه از این ریشه، کلمات زیادی در قرآن بکار رفته است. در یک جا مؤمن به انسان اطلاق شده و در جای دیگر در آیه 23 سوره حشر به خدا. باید بررسی شود که مؤمن وصف خداست یا وصف انسان؟

در جلد اول کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ص163 به بعد راجع به این ریشه صحبت کرده است:

أمن‌

مصبا- أَمِنَ‌: أمن زيدٌ الأسدَ أمناً، و أمن منه: مثل سلم منه وزنا و معنى.

و الأصل أن يستعمل في سكون القلب يتعدّى بنفسه و بالحرف، و يعدّى الى ثان بالهمزة، فيقال: آمنته منه و أمنته عليه و ائتمنته عليه، فهو أمين، و أمن البلد اطمأنّ به أهله فهو آمن و أمين. و آمنت الأسير: أعطيته الأمان فأمن، و آمَنْتُ‌ باللّهِ‌ إِيمَاناً:

أسلمت له. و أَمِنَ‌ أَمَانَةً فهو أمين، ثمّ استعمل المصدر في الأعيان مجازا، فقيل الوديعة أمانة و الجمع أمانات.

مقا- أمن: أصلان متقاربان: أحدهما الأَمَانَةُ الّتى هي ضدّ الخيانة، و معناها سكون القلب. و الآخر التصديق.

صحا- الْأَمَانُ‌ بمعنى، و قد أمنت، و آمنت غيرى، من الأمن و الأمان. و الإيمان التصديق. و اللّه المؤمن، لأنّه آمن عباده من أن يظلمهم. و الأمن ضدّ الخوف.

و الْأَمَنَةُ: الأَمْنُ، و الأَمَنَة أيضا الّذى يثق بكلّ أحد، و كذلك الامنة مثال الهمزة. و أمنته على كذا و ائتمنته بمعنى.

مفر- أَمِنَ‌: أصله طمأنينة النفس و زوال الخوف. و الأمن و الأمانة و الأمان في الأصل مصادر، و يجعل الأمان تارة اسما للحالة الّتى يكون عليها الإنسان في الأمن، و تارة اسما لما يؤمن عليه الإنسان نحو- وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ‌. و يقال آمنته:

جعلت له الأمن.

و التحقيق‌

أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو الأمن و السكون و رفع الخوف و الوحشة و الاضطراب.

يقال: أمن يأمن أمنا، أى اطمأنّ و زال عنه الخوف، فهو آمن، و ذاك مأمون، و مأمون منه، و الأَمَانَةُ مصدر و يطلق على العين الخارجىّ الّذى يتعلّق به الأمن كالوديعة فهي مورد الأمن و المأمون عليها. و الآمن هو المطمئنّ و بلدة آمنة إذا لم تكن فيها خوف و لا وحشة. و الايتمان هو أخذه أمينا. و الايمان جعل نفسه أو غيره في الأمن و السكون. و الايمان به حصول السكون و الطمأنينة به.

هَلْ‌ آمَنُكُمْ‌ عَلَيْهِ إِلَّا كَما أَمِنْتُكُمْ‌ عَلى‌ أَخِيهِ‌.

من أمن يأمن.

الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ‌ مِنْ خَوْفٍ‌. جعلهم في الأمن.

بَلَداً آمِناً …، كانَ‌ آمِناً …، قَرْيَةً كانَتْ‌ آمِنَةً …، بِسَلامٍ‌ آمِنِينَ‌.

أى الساكن المطمئنّ من دون خوف و اضطراب و وحشة.

فَإِنْ‌ أَمِنَ‌ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي‌ اؤْتُمِنَ‌ أَمانَتَهُ‌.

أي فليؤدّ المأمون الأمانة الّتى يريد الآمن ردّها و هي الدين الّذى أخذ بدون كتابة و رهانة، أو برهان مقبوضة فقط.

وَ الَّذِينَ‌ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ*.

أى اطمأنّوا و حصل لهم الأمن.

و آمَنَ‌ بِاللَّهِ*: حصل له الاطمينان و السكون باللّه المتعال، وَ هُوَ مُؤْمِنٌ‌* أى مطمئنّ، و في هذا المورد يذكر المتعلّق بحرف الباء

خلاصه‌ای از ترجمه: در مصباح آمده است که اصل این کلمه در آرامش قلب استعمال می‌شود و هم خودش متعددی می‌شود و هم با حرف جرّ متعدی می‌شود. ایمان به خدا یعنی تسلیم پروردگار شدن. در مقاییس اللغه آمده است که امن به معنای امانت و تسلیم است. صحاح اللغة نیز امان و امانت را دارای یک معنا دانسته است و ایمان را به معنای تصدیق گرفته است و بعد گفته است که اگر خدا مؤمن است به این معناست که به بندگانش امان می‌دهد یعنی از اینکه به آنها ظلم کند به آنها امان داده است. و اما امن ضد خوف است. مفردات راغب نیز امن را به معنای آرامش نفس و برطرف شدن خوف گرفته است. خود مرحوم مصطفوی نیز گفته است که اصل معنای امن به معنای آرامش و سکون کامل است. «آمِن» یعنی کسی که دارای آرامش است و ایمان یعنی انسان خودش و دیگران را در امن و آرامش قرار دهد و ایمان به خدا یعنی برای شخص، امینت و اطمینان به خدا حاصل شود. «التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ص163 به بعد»

با توجه به معنایی که خود مرحوم مصطفوی کرده است آیۀ مورد بحث معنای صحیحی پیدا نمی‌کند. اینکه ایشان می‌خواهد لغات را به یک اصل برگرداند برخی جاها مثل آیۀ مورد بحث جواب نمی‌دهد چرا که اگر از یک ریشه دانستیم مصادره به مطلوب پیش خواهد آمد.

پس باید آمنوا با امن دو معنا داشته باشد همانطور که مقاییس اللغة گفته است.

بنابراین معنای آیه این است که اگر کسی می‌خواهد آرامش داشته باشد باید ایمان داشته باشد.

نکته 5: متعلق ایمان در آیۀ مورد بحث محذوف است و می‌توان گفت متعلقش ربوبیت خدا است چرا که از اول سوره تا اینجا بحث راجع به ربوبیت بود.

نکته 6: باید بررسی شود که اگر بجای تعبیر أُولٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ از تعابیر دیگری استفاده شده بود مثل «اولئک هم الآمنون» یا «لهم الامن» یا «لهم أمنٌ» یا «اَمِنُوا» چه اشکالی داشت؟ ان شاء الله در جلسۀ بعدی در این زمینه سخن خواهیم گفت.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
چون بازاندیشی روشی دائمی است سزاوار است نوشته ها و سخنرانی های این سایت نظر قطعی و نهایی قلمداد نشود.