تفسیر آیه 82 سوره انعام در تاریخ 1 اردیبهشت 1401 - وب سایت رسمی احمد عابدینی

تفسیر آیه 82 سوره انعام در تاریخ 1 اردیبهشت 1401

تفسیر آیه 82 سوره انعام در تاریخ 1 اردیبهشت 1401

فایل صوتی درس: کلیک

نکات درس تفسیر در تاریخ 1/2/1401

تفسیر آیات 82 تا 87 سوره انعام

مقدار امنيت متناسب با درجات ايمان. عظمت حجتهاي داده شده به ابراهيم. پاداشهاي داده شده به ابراهيم. نسل پاك او مقداري از پاداش فداكاريهاي او. بايد خوب باشيم تا نسلمان خوب شود.

اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ  ﴿الأنعام‏، 82﴾

کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را با هيچ ستمی نپوشاندند، آنانند كه در آرامش هستند، و آنان راه یافتگانند.

وَ تِلْكَ حُجَّتُنٰا آتَيْنٰاهٰا إِبْرٰاهِيمَ عَلىٰ قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجٰاتٍ مَنْ نَشٰاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ  ﴿الأنعام‏، 83﴾

و اين بود حجت ما که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا می‌بریم. همانا پروردگارت حکیم داناست.

وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنٰا وَ نُوحاً هَدَيْنٰا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ دٰاوُدَ وَ سُلَيْمٰانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسىٰ وَ هٰارُونَ وَ كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ  ﴿الأنعام‏، 84﴾

و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم، هر یک را هدایت کردیم، و نوح را پیش از این هدایت كردیم، و از فرزندان او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را [هدایت کردیم]. و این گونه نیکوکاران را پاداش می  دهیم.

وَ زَكَرِيّٰا وَ يَحْيىٰ وَ عِيسىٰ وَ إِلْيٰاسَ كُلٌّ مِنَ الصّٰالِحِينَ  ﴿الأنعام‏، 85﴾

و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را كه همه از شایستگان بودند،

وَ إِسْمٰاعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطاً وَ كلاًّ فَضَّلْنٰا عَلَى الْعٰالَمِينَ  ﴿الأنعام‏، 86﴾

و اسماعیل و یَسَع و یونس و لوط را [هدایت کردیم]؛ و همه را بر جهانیان برتری دادیم.

وَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ ذُرِّيّٰاتِهِمْ وَ إِخْوٰانِهِمْ وَ اجْتَبَيْنٰاهُمْ وَ هَدَيْنٰاهُمْ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ  ﴿الأنعام‏، 87﴾

و برخي از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان را [برتری دادیم] ، و آنان را برگزیدیم و به راهی راست هدایتشان نمودیم.

نکته 1: کتاب خدا را همه یک جور نمی‌فهمند بلکه قرآن دارای وجوه مختلفی است و اگر عوام عبارات قرآن را می‌فهمند ظرایف آن را خواص متوجه می‌شوند.

تازه همان عبارات که مربوط به عوام است نیز به گونه‌های مختلفی فهمیده می‌شود و دارای جزئیات فراوانی است. مثلا متعلق ایمان در آیه 82 بيان نشده تا گستره داشته باشد و بتواند موارد مختلفی را شامل شود. تازه خود ایمان نیز داراي شدت و ضعف است و به اصطلاح مشکک است و شامل درجات مختلف ايمان می‌شود.

حال همان‌طور که ایمان درجات مختلفی دارد امنیت و آرامش نیز دارای درجات مختلف می‌شود. هرچقدر درجۀ ایمان بالاتر باشد امنیت نیز بیشتر خواهد بود.

همچنین مراد از ظلم نیز می‌تواند ظلم‌های مختلف باشد. کسی که ظلم‌های اجتماعی مرتکب شده است به هر حال این ظلم‌ها موجب ناامنی می‌شود. حتی کسی که دروغ می‌گوید همواره می‌ترسد که دروغش آشكار شود. از آن طرف کسی که ظلم نمی‌کند اطمینان و آرامش دارد.

می‌خواهم بگویم واژه‌های آیه هریک دارای گسترۀ متعددی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

نکته 2: در تفسیر تسنیم، ج26، ص99 حدیثی را ذیل آیه 82 آورده است که مرسل است ولی جالب است. نقل شده است که پیامبر(ص) در مسیری می‌رفت و شخصی را از دور دید و گفت این شخص هیچ کس را ندیده است. وقتی آن شخص رسید سلام کرد و پیامبر(ص) جواب سلام او را داد و گفت کجا می‌روی؟ او گفت می‌خواهم به یثرب بروم و محمد را ببینم؟ پیامبر(ص) گفت من محمدم چکار داری؟ او گفت من هفت روز است که هیچ کس را ندیده‌ام و غذای خوبی نخورده‌ام. پیامبر(ص)، اسلام را بر او عرضه کرد و او اسلام آورد و همان موقع به خاطر حادثه‌ای مرد و خلاصه اینکه بدون عمل از دنیا رفت و وقتی او را دفن کردند پیامبر(ص) گفت این شخص از مصادیق اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ است.

نکته 3: خوارج می‌گویند ایمان با گناه جمع نمی‌شود و اگر کسی گناه کرد کافر شده است ولی درست این است که ایمان و گناه با یکدیگر جمع می‌شوند و البته وقتی گناه آمد طبق آیه 82 مقداری از امنیت کم می‌شود.

نکته 4: تعبیر وَ هُمْ مُهْتَدُونَ در آیه 82 مبتدا و خبر است. باید دقت داشت که «هادی» یعنی هدایت کننده و «مهدیّ» یعنی هدایت شده. حال «مهدی» وقتی به باب افتعال رود به «مهتدی» تبدیل می‌شود و همان معنای هدایت‌شده را دارد ولی با توجه به اینکه حروفش اضافه شده است، تأکید بیشتری را می‌رساند. پس «مهتدي» هدایتش بیشتر از «مهدی» است و در اینجا که از «مهتدون» سخن گفته شده است یعنی این افراد که مصداق آیه هستند واقعا هدایت یافته‌اند.

نکته 5: تعبیر وَ هُمْ مُهْتَدُونَ در آیه 82 از لحاظ نحوی ممکن است عطف بر أُولٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ باشد و ممکن است عطف بر لَهُمُ الْأَمْنُ باشد و در صورت دوم تأكيدش بيشتر است.

نکته 6: در آیه 83 بجای «تلک» باید از «هذه» استفاده می‌شد چرا که «تلك» اشاره به دور و «هذه» اشاره به نزدیک است و حجت‌های ابراهیم در آیات قبلی بیان شد که نزدیک است ولی آوردن اسم اشارۀ دور برای بیان عظمت است و می‌خواهد بگوید حجت‌هاي داده شده داراي عظمت است و چيز کوچکی نیست. همچنین در عبارت حُجَّتُنٰا از ضمیر «نا» استفاده شده است تا عظمت را برساند و به اوج عظمت حجت‌ها اشاره داشته باشد.

نکته 7: با توجه به تعبیر نَرْفَعُ دَرَجٰاتٍ مَنْ نَشٰاءُ این سؤال پیش می‌آید که آیا خدا بدون معیار درجات عده‌ای را بالا می‌برد؟

این مجموعه از آیات جواب این سؤال را می‌دهد. حضرت ابراهیم واقعا تلاش کرد تا به چنین مقاماتی رسید و حتی با اینکه مورد تهدید قرار گرفت به خاطر ترس از نان یا ترس از آتش، عقل، وجدان و دین خود را نفروخت. او بر همۀ گرفتاری‌ها صبر کرد و خداوند با ارتقاء درجات مزد و پاداشش را داد.

نکته 8: در تعبیر إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ خدا پیامبر اسلام(ص) را مخاطب قرار داده و می‌خواهد بگوید اگر تو نیز مثل ابراهیم اهل صبر باشی خدا تو را نیز ارتقاء درجه می‌دهد.

پس خدا می‌خواهد آدم بپروراند و به پیامبر(ص) بفهماند که خدای حکیم و دانا، تو را نیز در مقابل فعاليتها و صبور بودنت ارتقاء می‌دهد.

همچنین این تعابیر به ما نیز می‌فهماند که راه كمال و رسيدن به جوايز الهي همين است. اگر ابراهيم گونه عمل کردیم بالا می‌رویم و والا مي‌شويم.

نکته 9: بنده از این مجموعه آیات و آيات پيش رو، این‌گونه می‌فهمم که اگر ما خودمان آدم شدیم خدا بچه‌های ما را خوب خواهد کرد. پس اینکه فکر کنیم فقط با دعا بچه‌هایمان خوب می‌شوند صحیح نیست. ما خودمان باید خوب باشیم. يكي از پاداش‌هاي زحمت‌هاي حضرت ابراهیم نسل صالح اوست. بقیۀ پیامبران نیز همین‌گونه بودند و خدا نیز اجر آنها را داد. آنها در هر حالی خوب بودند هم در حال سختی و هم در حال خوشی.

نکته 10: از تعبیر كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ می‌فهمیم که اگر می‌خواهیم بالا برویم و نسلمان نیز خوب شوند باید محسن و نيكوكار شویم و با دعای صِرف نمی‌توان بالا رفت و والا شد. باید محسن شد تا پاداش خوب دریافت کرد.

نکته 11: در ذیل آیات مورد بحث این سؤال مطرح است که چرا اسماعیل با فاصله از اسحاق بیان شده است؟  با اينكه او فرزند اول حضرت ابراهيم است و نسل پيامبر خاتم به او مي‌رسد. پس باید راجع به این سؤال فکر کرد.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
چون بازاندیشی روشی دائمی است سزاوار است نوشته ها و سخنرانی های این سایت نظر قطعی و نهایی قلمداد نشود.