تفسیر آیه 123 سوره انعام در تاریخ 14 اسفند 1401

تفسیر آیه 123 سوره انعام در تاریخ 14 اسفند 1401

نکات درس تفسیر در تاریخ 14/12/1401

تفسیر آیه 123 سوره انعام

وَ كَذٰلِكَ جَعَلْنٰا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكٰابِرَ مُجْرِمِيهٰا لِيَمْكُرُوا فِيهٰا وَ مٰا يَمْكُرُونَ إِلاّٰ بِأَنْفُسِهِمْ وَ مٰا يَشْعُرُونَ  ﴿الأنعام‏، 123﴾

و این گونه [که در مکه می‌بینی] در هر آبادی و شهری گنه‌کاران را سردمدار قرار دادیم تا در آن نیرنگ زنند، ولی جز به خودشان نیرنگ نمی‌زنند، و [این واقعیت را] درک نمی‌کنند.

نکته 1: در این جلسه می‌خواهم بیشتر در مورد انواع مکرها سخن بگویم. یکی از مکرها، مکر پولی است مثل اینکه ابتدا سکه و طلا در معاملات بکار برده می‌شد. بعد از آن بجای طلا و نقره حواله درست شد. کم‌کم حواله نیز به اسکناس تبدیل شد و دولت‌ها که خود را امین مردم می‌دانستند اسکناس چاپ کردند. كم‌كم به مقدار نيازشان پول چاپ كردند نه به مقدار پشتوانه و بعد با خلق پول توسط انواع و اقسام بانكها ارزش پول مردم كاسته شد و مال مردم محترمانه دزديده شد.

نکته 2: تعبیر مٰا يَمْكُرُونَ إِلاّٰ بِأَنْفُسِهِمْ وَ مٰا يَشْعُرُونَ باید با دقت بررسی شود که به چه معناست چرا که بالاخره مکر مکاران دامان دیگران را هم خواهد گرفت ولی آیه می‌گوید تنها مكرشان دامن خودشان را می‌گیرد.

برخی گفته‌اند این آیه مربوط به زمان پیامبر(ص) است و در آن زمان مکر مشرکان تنها به خودشان برمی‌گشت نه به پیامبر(ص) و الّا در زمان ما چنین نیست.

البته به نظر مي‌رسد در زمان ما نیز می‌توان گفت که همین‌گونه است. دقت کنید که هر کسی زندگی خوش و با آرامش می‌خواهد و اگر دائما در فکر باشد که چگونه مال مردم را بگیریم که نفهمند در اضطراب قرار می‌گیرد و همیشه نگران است كه مكرش روشن شود و مردم به سراغش بيايند. پس مکرها، گریبان خودش را می‌گیرد و اگر بر ضد مردم کاری کرد نسبت به کاری که در قبال خودشان کرده‌ است اصلا به چشم نمی‌آید.

و اما به مناسبت بد نیست مثال دیگری بزنم. در این ایام می‌بینیم که عده‌ای دختران را در مدارس مسموم می‌کنند. اینکه چه کسانی چنين مي‌كنند و چه كساني پشت قصه هستند نمی‌دانم ولی هر که باشند سردمدار يا به تعبير قرآن اكابر هستند. حال یا سردمدار سیاسی یا ارتجاعی یا دینی یا مزدور يا….

به هر حال اینکه به صورت منظم این اتفاق افتاده است و دستگیر هم نمی‌شوند دلالت بر این دارد که این گروه مردم عادی نیستند و همان اکابر هستند كه يا بسيار زرنگند كه شناخته نمي‌شوند يا با افرادي رابطه دارند كه مصلحت است افشا نشوند.

حال واقعا این کار آیا به نفع آنهاست؟ می‌خواهیم این را بررسی کنیم.

در یک پایان نامه بررسی شده بود که قبل از اسلام تنها سه دختر زنده به گور شده بودند و قرآن اينقدر آبروي آنان را برده است و با شدت این کار را مذمت کرده و به همین خاطر دوران جاهلیت مفتضح شده است و لکۀ ننگینی بر آن قرار داده شده است.

پس ننگ بچه‌کشی آنقدر در طول تاریخ بر دامان آنان مانده است که در برابر ضرری که به بچه‌ها رسیده است آن ضرر کاملا کمرنگ شده است.

حال این مکر دختر مسموم کردن گردن همۀ مکاران را خواهد گرفت. اگر این کار ادامه پیدا کند دامان همه را خواهد گرفت، حتي كساني را كه ساكت باشند و اين عمل قبيح را به شدت محكوم نكنند. حتي ضرر اقتصادي اين عمل ننگين قابل محاسبه نيست. به عنوان مثال در سال1382 که به اروپا رفتیم كنار برج ايفل با دوستان دانشگاهي اين بحث مطرح شد كه در آمد برج ايفل در سه ماه تابستان چقدر است و با پرس‌وجو – ان گونه كه در ذهنم است معلوم شد كه برج ایفل در يك تابستان6 برابر صادرات نفت ما درآمد دارد.

حال کشور ما برای توریست‌ها جاهای مختلف فراوان دارد ولی با امثال این کارها باعث می‌شود که همۀ دنيا تا قرنها از آمدن به ايران بترسند و نتوانیم از این طریق درآمد کسب کنیم و تا ابد اين ننگ به كشورمان بچسبد.

یادمان نرود که چون حج واجب بود هر ساله مردم به حجاز رفتند و خوبي عربها را در دوران اسلامي ديدند و همچنين پیامبر(ص) و امامان شيعه احترام زیادی به زنان ‌گذاشتند و به آنها شخصیت دادند و حتی پيامبر(ص) در هر جنگی یکی از زنان خود را با خود همراه می‌کرد تا كم‌كم اثر آن كار جاهلي را كاست، ولي امروز و پس از امروز تا ابد در ايران چنين شخصي را نداريم تا اگر اين لكۀ ننگ به كشورمان چسبيد آن را از كشورمان بزدايد و اگر الآن همه آن را محكوم نكنيم اين لكۀ ننگ تا ابد بردامان‌مان مي‌ماند.

 بنابراين کسی نباید در مقابل این توطئه ساکت باشد چون این توطئه واقعا ضررهای زیادی در پی خواهد داشت كه تصورش موجب سوت كشيدن مغز مي‌شود. باید دوربین گذاشته شود يا از راههاي ديگر جلو اين كار گرفته شود و عوامل اين كار پليد مشخص شوند. جوّ الآن باید این باشد که همه مواظب باشند و عوامل آن را دستگیر کنند ولی اینکه عده‌ای از مسؤلان ساکت‌اند یا حرف‌های متناقض می‌زنند جای تعجب دارد.

و اما خوب است مثالی ديگر براي جلب منافع دراز مدت بزنم:

در جنگ هوازن مسلمانان پیروز شدند و غنیمت‌های زیادی به دست آنها رسید.پيامبر(ص) از خمس اموال هوازن صدتا شتر به ابوسفیان و صدتا به معاویه و صدتا به صفوان بن اميه که اهل مکه بودند و تازه مسلمان شده بودند داد تا دلشان به اسلام متمايل شود. اهل مدینه به‌گونه‌اي لطيف اعتراض کردند که ما جنگ کردیم و اموال به مکی‌ها رسید؟ پیامبر(ص) در جواب این اعتراضات گفت اجازه دهید مکی‌ها با شتر برگردند ولی من از شما باشم و من در مدینه بمیرم و آنان به اين راضي شدند و همین‌گونه شد و از آن زمان تا  كنون و ابد نفع رفتن زائران به مدينه به اهل مدینه می‌رسد. پس پیامبر(ص) مدینه را تا ابد آباد کرد ولی متأسفانه ما با سکوتمان در برابر اين جنايت در حال نابودی ابدي ایران هستیم. در این زمینه همه باید با راههاي گوناگون اين عمل پليد را محکوم کنند و اجازه ندهند این لکۀ ننگ به ما بچسبد.

اینجاست که معنای تعبیر وَ مٰا يَمْكُرُونَ إِلاّٰ بِأَنْفُسِهِمْ وَ مٰا يَشْعُرُونَ مشخص می‌شود. در واقع چنان آبروریزی خواهد شد که آن مسمویت دختران نسبت به این آبروریزی کم‌رنگ است. پس ضربۀ این اتفاق اصلا قابل تصور نیست و اگر بنده قبلا سخنی نمی‌گفتم به این خاطر بود که نمی‌خواستم آبروی کشور برود ولی الآن که اینقدر مسموميت گسترده شده است كه همۀ دنيا فهميدند، باید سخن گفت و همه بايد هر گونه كه مي‌توانند از اين عمل شنيع برائت بجويند.

امید است که همۀ مسئولان هم محکم پیش بیایند و نگذارند ديگر مسموميتي ايجاد شود و عوامل اين كار خبيثانه را پيدا كنند و نگذارند این مکر دامان همه را بگیرد.

و اما تعبیر وَ مٰا يَشْعُرُونَ دلالت دارد که عده‌ای حماقت‌وار کارهایی می‌کنند که خودشان نمی‌فهمند و متصديان اين كار قبيح همين احمقها هستند. بد نیست قصه‌ای قرآنی را بگویم تا متوجه شویم مجرم بودن یا طرفدار مجرم بودن چقدر برای انسان حماقت می‌آورد.

در داستان هابیل و قابیل در سوره مائده قابیل، برادرش را کشت ولی حتی عقلش به این نرسید که هابیل را زیر خاک دفن کند. به همین خاطر خدا کلاغی فرستاد تا به او یادآوری کند که بتواند برادرش را دفن کند.

پس ممکن است افرادی نیز که امروزه مجرم هستند مثل قابیل آنقدر گیج شده‌اند که نمی‌فهمند نباید این کار را بکنند یا بايد فورا جلو آن را بگیرند یا حداقل این کار را به شدت محکوم کنند.

بد نیست خاطره‌ای از خودم به مناسبت بیان کنم. در درس کفایۀ آخوند شرکت می‌کردم. یک روز که تنها پیش مطالعه کرده بودم دقیقا همۀ مباحث را سر مباحثه براي دوستانم گفتم بدون اینکه مطالعه کرده باشم چرا که ذهنم قوی بود. روز دیگر توهینی به صاحب کفایه کردم و گفتم اینکه صاحب کفایه گفته است «فتأمل» چون خودش نفهمیده است. با این توهین تا چند روزي سر درس و مباحثه هیچ چیزی نمی‌فهمیدم.

حال اگر کسانی عمدا با چاپ اضافي پول مردم را فقیر کردند یا با کارهای افراطی برای دختران مسمومیت ایجاد کردند يا با وعده‌هاي دروغ انتخاباتي و امثال آن مجرم شده‌اند بعيد نيست كه نوعي نفهمي بر آنان عارض شده باشد كه مصالح خود را نمي‌فهمند.

اینکه عده‌ای از جوانان به خارج می‌روند برای همین است که عده‌ای بی‌سواد بر نخبگان سوار شده‌اند و این خودش یک جرم است که خودش موجب نفهمی بیشتر مجرم می‌شود.

می‌گویند شخصی در آخر عمر قصد کرد توبه کند و از همه حلالیت می‌طلبید. حتی از حیواناتش حلالیت طلبید. شتر به او گفت من همۀ اذيتهايت را بخشیدم الا اینکه زمانی افسار مرا به دُم الاغ بستی. این را نمي‌بخشم اين خیلی برای من توهین بود.

بله نخبگان را مجبور به پيروي از بي‌سوادان كردن بزرگترين جرم است و مسلما فهم را كم مي‌كند و طرف به خود نيرنگ مي‌زند و به خودي گل مي‌زند و نمي‌فهمد.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات