تفسير سوره حجرات جلسه 10 آيه هاي3 و 4 و 5. 10 خرداد 1402

تفسير سوره حجرات جلسه 10 آيه هاي3 و 4 و 5.     10 خرداد 1402

به نام خدا آن مهربان مهرگستر

چهارشنبه ۱۰ خرداد1402 تفسیر سوره حجرات آیات 3 و۴ و ۵
چون اين ايام رحلت مرحوم آيت الله مجلسي و دهمين سالگرد مرحوم آيت الله طاهري است حمد و سوره‌اي بخوانيد و ثوابش را هديه كنيد، ثواب درس امشب را نيز به آنان هديه مي‌كنيم.
مطالبي در بارۀ مرحوم آیت‌الله مجلسی:
وقتی اصفهان آمدم یکی از درس هایی که شرکت کردم و به دلم نشست درس مرحوم آیت الله مجلسی بود. درس ايشان چند لايه بود. اول در سطحي همه كس فهم استدلالهاي هر فرع فقهي را بيان مي‌كرد و وقتی سؤالي از ایشان پرسیده می‌شد یک درجه سطح درس را بالاتر مي‌برد و وقتي سؤال دقيقتري مي‌شد، مرتبه بالاتر را بيان مي‌كرد و اين عمیق بودن ایشان را نشان می‌داد. او فرد متواضعي بود، مواقعی که خانه ایشان می‌رفتم خودشان درب را باز می‌کردند و چای می‌آوردند و جواب سؤالات مردم را خودشان می‌دادند و بسیار متواضع بودند و ایشان یک کتابی درباره‌ی آداب و احكام سلام کردن نوشته بود و خیلی جالب بود.
آیه سوم: إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ ۚ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ
آنانکه صدایشان را پیش رسول الله پایین آورند خداوند قلبشان را امتحان کرده است برای تقوی.
بقول تفسیر التحریر و التنوير یعنی اینان تقوی در قلبشان جاگیر و متمکن شده است.
پیامبران ساده زیست بودند و مثل بقیه مردم بودند و از نظر ظاهر با آنان تفاوتی نداشتند و آنهایی که براي پیامبران احترام قائل باشند پیدا است که عمقی پیدا کردند که ارزش معنویت را فهمیده‌اند.
(لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ) یعنی تنها برای چنین افرادی مغفرتي بزرگ است.
از مقدم شدن خبر يعني «لهم» بر مبتدا يعني «مغفرة» حصر فهميده شد كه با «تنها» آن را نشان دادم و از نكره بودن «مغفرة» بزرگي آن فهميده شد. مغفرت، غفران و مِغْفَر که به معناي کلاهخود است از يك ريشه‌اند. یعنی براي آنان چيزي ايجاد مي‌شود كه كاملا روي گناهشان را مي‌پوشاند و كارهاي بد قبلی‌ دیده نمی‌شود.
اما برعکس آن (إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ) آنان که تو را از پشت حجره‌ها صدا می‌زنند اکثرشان عقلشان را بکار نمی‌برند نه اینکه عقل ندارند، اگر عقل نداشتند که تکلیف نداشتند. عقل يعني منع. به چیزی که مانع هواي نفس شود عقل مي‌گويند و کسی که هر حرفی را می‌زند یا نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد و یا در مجلسی که مثلا بزرگان نشسته‌اند و غذايي هست و او ناگهان شروع به خوردن کند، مشخص است که عقلش را بکار نمی‌گیرد. طبع انسان خود به خود رشد مي‌كند و باید همراه با رشد جسمانی، عقل را هم رشد دهیم و نیروی منع کننده را رشد دهیم.
جمله (إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ…) دلالت می‌کند که چنین اتفاقی زمان پیامبر افتاده است و از مضارع بودن «ینادونک» پیدا است که چندین دفعه این بی ادبی اتفاق افتاده است. حال ممکن است در یک روز و توسط يك گروه، چندين بار اين اتفاق افتاده باشد یا چند روز و توسط چند گروه متفاوت. و به هر حال آیه قرآن همه را در نظر گرفته است. اين سوره و اين آیه سال نهم نازل شده است. آن سال عام الوفود نام داشت. یعنی سال رفت و آمد هیئت‌های حُسن همجواری. در آن سال گروههاي گوناگون از حجاز خدمت پیامبر می‌رسیدند برای اعلام حسن همجواری.
توضيح: پیامبر 13 سال اول رسالتش در مکه حكومتي نداشت و در مدینه هم پی‌درپی مورد جنگ واقع مي‌شد تا بعد از فتح مکه که اعراب بیابان نشین و مردم شهرها وروستاهاي مختلف حجاز فهمیدند که حکومتی تشکیل شده است که مکه و مدینه در دست آن است و شروع کردند خدمت پیامبر برسند. حال ممکن است بلند صدا كردن پيامبر(ص) چندین بار توسط گروه‌های مختلف اتفاق افتاده باشد و ممکن است فقط گروه بنی عنبر مراد باشد که پشت هر حجره‌ای از حجره‌های زنان پیامبر شروع به صدا زدن پیامبر کردند.
آیه بعد را معنا کنیم تا مسئله روشن شود که دنبال چه چیزی هستیم.
(وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّىٰ تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ)
و اگر آنان صبر کرده بودند تا خود تو پیش آن‌ها می‌رفتی برايشان بهتر بود و خداوند غفور رحیم است.
کارمندان از این آیه استفاده نکنند که ما می‌رویم‌ جلسه صبحانه يا ناهار یا آبدارخانه يا دورهمي و شما ارباب رجوع كه كار داريد صدا نزنید، و اين براي شما بهتر است. خیر این آیه مختص پیامبر است؛ زيرا پیامبر اکرم معصوم است و اگر وظیفه دارد تبلیغ رسالت کند ولی در خانه استراحت کند با عصمت سازگار نیست یا وعده بدهد ولی عمل به وعده نکند، با عصمت سازگار نيست. پس او وقتي را كه بايد براي مردم بگذارد تمام و كمال گذاشته است، اما یك کارمند استخدام شده و پول می‌گیرد که اين ساعت مشخص را سر كار باشد و کار کند نه اینکه ترک مکان كار کند.

پیامبر معصوم و عادل بود و کار واجب و مستحب خودش را انجام می‌داد و از وقت طبیعی در بین مردم هم بیشتر بود و بطوریکه خداوند می‌فرماید: (طه. مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى)
قرآن را نفرستادیم که به مشقت بیفتی و یا جای دیگر می‌فرماید (وَ اِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ‌ عَظیم) واقعا اخلاق خوبی داری، آنقدر که پیامبر خوش اخلاق بود. یا خداوند حق زنان را به همه تذکر می‌دهد(تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا ۚ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ) اما پیامبر را استثناء می‌کند که تو پیامبر هر کاری در مورد زنان کنی ما قبول می‌کنیم. تُرْجِي مَنْ تَشٰاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشٰاءُ وَ مَنِ اِبْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْكَ ذٰلِكَ أَدْنىٰ أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَ لاٰ يَحْزَنَّ وَ يَرْضَيْنَ بِمٰا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَ اَللّٰهُ يَعْلَمُ مٰا فِي قُلُوبِكُمْ وَ كٰانَ اَللّٰهُ عَلِيماً حَلِيماً ﴿الأحزاب‏، 51﴾
(موعد) هر یک از همسرانت را بخواهی میتوانی به تأخیر اندازی، و هر کدام را بخواهی نزد خود جای دهی؛ و هرگاه بعضی از آنان را که برکنار ساختهای بخواهی نزد خود جای دهی، گناهی بر تو نیست.
چون اینقدر پیامبر فداکاری می‌کرد و زنان او را اذیت می‌کردند و می‌فهميد که دارند اذیت می‌کنند ولی کوتاه می‌آمد. حتي جایی خداوند می‌فرماید طلاقشان بده. بله گاهي برخي زنان پیامبر علیه او توطئه می‌کردند. مثلا یکی از زنان پیامبر به او عسل می‌داد و زنان دیگر حسادت ‌کردند و به او ‌گفتند: دهان تو بوي بد می‌دهد و پیامبر بر خودش خوردن عسل را حرام کرد و خداوند فرمود: يٰا أَيُّهَا اَلنَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اَللّٰهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِكَ ﴿التحريم‏، 1﴾
ای پیامبر! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده بخاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام میکنی؟!
در ادامه خدا به آن زنان می‌فرماید: شما قلبتان منحرف شده است.
بله متأسفانه در زمان ما وقتي یک کارمند دیر می‌آيد يا رفته صبحانه بخورد یا جایی دیگر؛ يعد از اينكه آمد باید هزار بار از او تعریف کرد يازيرميزي داد تا کارمان را حل کند.
پس عبارت «اگر صبر می‌کردند تا تو خارج می‌شدی برای آنان بهتر بود» مخصوص پيامبر(ص) است.
سؤال: بالأخره روشن نشد كه آيا چون پيامبر(ص) را از پشت حجره‌ها صدا زدند عصبانی شد و کار آنان را حل نكرد يا ناقص حل كرد يا با آنان بد اخلاقي كرد، كه خدا گفته اگر صبر كرده بودند برايشان بهتر بود
پاسخ: شأن نزول آیات سوم و چهارم و پنجم باعث شد که آیات اول و دوم نازل شود.
با مراجعه به تفسيرها از جمله التحریر و التنوير ج ۲۶ ص ۱۸۷_۱۸۹ اين اقوال به دست مي‌آيد
بني‌عنبر عليه خزاعه وارد جنگ شدند و چون خزاعي‌ها هم‌پيمان مسلمانان بودند پيامبر گروهي را براي ياري خزاعي‌ها فرستاد. بني كعب مسلمان شده بودند و پيامبر(ص) افرادي را براي جمع كردن زكات آنان فرستاد و بني‌عنبر راه را بر آنان بستند و پيامبر افرادی از بادیه نشین‌ها را فرستاد و آنان از آنان یازده مرد و یازده زن و سی بچه دستگیر کردند و به مدینه آوردند بعد وفد بني‌تميم برای آزادی اين اسيران آمدند و شروع کردند به سروصدا و گفتند اي محمد خارج شو. و پس از آمدن ايشان، اول گفتند: نُفاخرک بیايید فخرها را بگوییم. و ببینیم کدام یک از ما بالاتر هستیم و معلوم شد افتخارات اسلام بالاتر بود، این‌ها گفتند: ما مسلمان می‌شویم و پیامبر هم هدایایی به آن‌ها داد و در شأن نزول (و لو أنهم صبروا حتي تخرج اليهم لكان خیرا لهم) مفسران گفته‌اند که وقتی پیامبر خارج شد گفتند چقدر فدیه دهیم که اسيرانمان را آزاد کنید؟ پیامبر فرمود: نصف آن‌ها را رایگان آزاد می‌کنیم و نصف دیگر را فدیه بدهید که در اینجا گفته شده است اگر صبر می‌کردند و نظر نمي‌دادند يا اگر صبر مي‌كردند و پشت حجره‌ها سروصدا نمی‌کردند پیامبر همه را بدون فديه آزاد می‌کرد. برخي نيز گفته‌اند كه پيامبر(ص) فرمود: نماينده يا حَكَمي مشخص كنيد تا او بگويدچه كنم و حَكَم آزادي نصف و فداء نصف را پيشنهاد كرد. روشن است كه در هر دو مورد اگر نظري نمي‌دادند و به عهدۀ پيامبر(ص) واگذار مي‌كردند برايشان بهتر بود و او همه را بدون فداء آزاد مي‌كرد.

مثل غزوه حُنین که بین پیامبر و قبیلۀ هوازن رخ داد و شکست خوردند و همۀ اموال و زن وفرزندانشان به دست مسلمانان افتاد و پیامبر يك ماه منتظر بود که اینان برگردند و اموال و زن و فرزند خود را طلب کنند کهنيامدند و بعد از یک‌ماه حضرت به تقسیم غنايم پرداخت و پس از تقسيم آنان آمدند و پیامبر فرمود: حالا كه دير آمديد تا تقسيم شد، از یکی باید بگذرید یا از مال و یا از زن و بچه، آنان گفتند از مال می‌گذریم. و چون همه چيز تقسيم شده بود، پیامبر فرمود وسط نماز برخيزید و مرا شفیع قرار دهید.من بر مي‌خيزم و سهم خودم و بني هاشم را مي‌بخشم و از مردم هم مي‌خواهم كه ببخشند و همینطور عمل شد و همه بخشیدند غیر از یک پیرمرد که یک پیرزن نصیب او شده بود که قرار شد از غنيمتهاي بعدي پیامبر(ص) شش شتر به او بدهد و او هم راضی شد و پیرزن را پس داد.
پس پیامبر دست بخشنده داشته است، ولی بی ادبی آنان يا مقدم انداختن نظر خودشان باعث کمتر شدن کرامت پیامبر به آنان ‌شد نه اینکه پیامبر(ص) به خاطر عصبانيت و نظاير آن به وظیفه‌اش عمل نكند.
نکته: کارمندان بخاطر تورم بالا بخشی از اموال خود را از دست می‌دهند و دولت از جيب آنان و بقيۀ مردم به طور محترمانه دزدي مي‌كند اما این دلیل نمی‌شود که كارمندان کار مردم را انجام ندهند. آنان بايد با اعتراضهاي مدني و غيره حق خود را از دولت بگيرند نه اينكه از كار مردم كم بگذارند. متأسفانه ظلم تورم كه دولت شروع كنندۀ آن است موجب مي‌شود كه هر كسي به خود حق دهد كه به ديگري ظلم كند و ظلم خود را توجيه كند.

برچسب ها


0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات