تفسير آيه 130 سوره انعام

تفسير آيه 130 سوره انعام

آیه ۱۳۰ سوره انعام
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَىٰ أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ
معشر را قبلا گفتیم که گروهی حدود 10 نفره هست که با هم معاشرت و نشست و برخاست دارند؛ زيرا معاشر را برخي از عشرت دانستند و برخي از عشر دانسته‌اند و گفته اند که چون عدد است کلمه یونانی است، گفتیم که هر دو وجه را می‌شود با هم جمع كرد و گفت اصل آن ده‌تايي بوده كه با هم معاشرت داشته‌اند و طی زمان معناي عشرت از ده‌تا جدا شده است. به هرحال «معاشر» سه بار در قرآن آمده است.
« يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ؛ ای گروه جن و انس» گفتیم جن و انس طبق مشهور دو نوع هستند، جنيان داراي جسم لطیف هستند و برای ما قابل دیدن نیستند. جن بمعنای پوشیده است که ۲۰۱ مرتبه خود جن و هم خانواده هایش مثل جنات و اجنه و… در قرآن آمده است. جن تکلیف دارد و آیات قرآن ظهور در این دارد خصوصا آیه‌ ۱۷ سوره نمل که در مورد حضرت سلیمان هست (وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ). مقابله جن با انس و طير نشان مي‌دهد كه سه نوع هستند.
و بعضی می‌گویند جن یعنی ناپیدا و معلوم نیست كه نوع ديگري غير انس باشد و شايد گاهي جن کنایه از دست های ناپیدا باشد. دلیلی بر رد قول ایشان جز ظاهر آيات نداریم و در جزئيات امور دینی نمی‌شود گفت که حتما این صحیح است و آن غلط است، شاید هر دو درست باشد.
(يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ)
ندا كنندۀ «یا معشر» خداوند است، او روز قيامت فرياد مي‌زند: ای گروه جن و انس آیا نیامد بسوی شما رسولانی از خودتان که پیوسته بیان کنند آیات مرا و (وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا ) و انذار کنند پیوسته شما را از ملاقات امروز؟
(قَالُوا شَهِدْنَا عَلَىٰ أَنْفُسِنَا) گفتند: بله ما با عليه خود شهادت مي‌دهيم كه با خبر شدیم و فهميديم و عمدا راه كج رفتيم.
بعد خود خداوند تحلیل می‌کند و می‌فرماید(وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا؛ زندگي دنيايي آنان را فريفت).
بعد خبر مي‌دهد كه آنان بر علیه خودشان شهادت دادند که آنان پيوسته كفر ورزيده‌اند. (وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ).
روشن است كه مشكل آنان شرك و بت‌پرستي نبوده است. شايد اصلابتي نمي‌پرستيدند. مشكلشان دنيا دوستي بوده است. عاشق پست و مقام و پول و خوش‌گذراني بوده‌اند و به همين خاطر به ديگران ظلم كرده‌اند و حقوق ديگران را رعايت نكرده‌اند.
اما چگونه دنيا فريبشان داد كه كافر و حق پوش شوند با يك قصه آن را توضيح مي‌دهم. در اصفهان شخصی بنام صمصام بود که آدم خوب و شجاع و فهیمی بود اما برای اینکه زمان شاه او را دستگیر نکنند خودش را به دیوانگی میزد و در آن حالت حرف های حسابی میزد از جمله وقتی که هنرپیشه‌ای فوت کرده بود. ایشان خودش را به مراسم او رسانده و شروع کرد به صحبت کردن که هنرپیشه‌ها زمانی گفتند که ما خیلی گناه کرده‌ایم بیایيم و كار خوبي بكنبم و فیلمی بسازیم در مورد انبیا. و هر کدام نقش یک پیامبر را بازی کند و رسیدند به نقش حضرت آدم که کسی قبول نکرد و هر كسي مي‌گفت آدم شدن مشكل است. من با اين گناهان چگونه آدم شوم؟ تا رفتند پیش وزیر او هم قبول نکرد كه آدم شود و گفت اگر قبول كنم كه آدم شوم ميز رياست و وزارت را چه كنم؟! همینطور بالا رفتند تا پیش شاه. و او گفت: اگر آدم شوم تخت و تاج را چه کنم؟
پس خیلی از ماها حقائق را می‌فهمیم ولی بنظر می آید که از ترس از دست دادن جایگاهمان، حق را مي‌پوشانيم و دنبال حق نمی‌رویم.
داستان: زماني دادسراي ويژه يك روحاني را براي امور سياسي خواستند و به شش سال زندان محكومش كردند. قبل از اينكه از حكم دادگاه با خبر شوم، شبي خواب شخصي را ديدم كه در دانشگاه با هم رفیق بودیم و در خواب فهميدم که این رفیقم عليه آن روحاني گزارش داده است. با این رفیقم در عالم خواب رفتیم به گشتن در باغها و جای دوری رفتیم که ديگر هيچکسی نبود، آنجا از او پرسیدم که چرا گزارش دروغ عليه فلانی دادی؟
گفت: بالاخره باید زندگی کنیم و زندگي خرج دارد.
بله، خیلی از حرف هایی که میزنیم مشخص است که بخاطر نان و آب است.
خلاصه موضوع آيه مشرکان نیست، موضوع دنيا دوستان است. موضوع عده‌ای‌ هستند که حرف حق را شنیدند و فهميدند و نپذیرفتند و شدند کافر؛ مثل فرعون که گفت موسی چرا همراه با طلا و زیور آلات نیست آیا او بهتر است یا من که زیر کاخم آب جاری است.

وَ نٰادىٰ فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قٰالَ يٰا قَوْمِ أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ اَلْأَنْهٰارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ ﴿الزخرف‏، 51﴾
فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت: «ای قوم من! آیا حکومت مصر از آن من نیست، و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟ آیا نمیبینید؟
أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هٰذَا اَلَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَ لاٰ يَكٰادُ يُبِينُ ﴿الزخرف‏، 52﴾
مگر نه این است که من از این مردی که از خانواده و طبقه پستی است و هرگز نمیتواند فصیح سخن بگوید برترم؟
فَلَوْ لاٰ أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جٰاءَ مَعَهُ اَلْمَلاٰئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ﴿الزخرف‏، 53﴾
(اگر راست میگوید) چرا دستبندهای طلا به او داده نشده، یا اینکه چرا فرشتگان دوشادوش او نیامدهاند (تا گفتارش را تأیید کنند)؟!
پس اینجا ممکن است منظور از انس کسانی باشد که صریحا بگویند ما کافريم و منظور از جن ‌کسانی باشد كه حق را نپذیرند و پشت پرده علیه حق و طرفداران آن نقشه بکشند.
أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ
آیا نیامد رسولانی از جنس شما؟
وقتی می‌گوئیم رسولانی از جنس شما پس باید رسولانی از انس باشند و رسولانی از جن. آنگاه سؤال مي‌شود كه رسولان جنی چه كساني هستند؟ آیا رسول از جنس جن داریم؟
این را کسی نگفته است بلكه پیوسته گفته اند رسولان ما رسولان جنیان هم هستند مثل حضرت سلیمان که رسول آدميان و جنیان بود یا آيۀ اول سوره جن که دلالت مي‌كند پيامبر(ص) پيامبر جنيان هم بوده است و جنيان نزد او آمدند و گفتند: (إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِه) و یا در سلام به امام زمان (عج) مي‌گوييم: «السلام علیک یا امام الانس و الجان» كه دلالت مي‌كند، علاوه بر رسولان ما كه رسول جنيان هم هستند، امامان ما هم امام جنيان هستند. اما دلیل اينكه امامان ما امامان جنيان هم هستند، چیست؟ فعلا نمي‌دانم.
به هر حال وقتي ظاهر آیه می‌گوید «رسل منکم» یعنی رسولاني از انس و رسولاني از جن، و چون رسولان از جنس جن نداریم، ما را به شک می اندازد که آيا منظور از جن نوعي مقابل نوع انسان است كه موجوداتی ناپیدا هستند يا منظور همان انسان‌های پشت پرده هستند كه برخي از بس خويند كارهاي خوبي مي‌كنند تا تبليغ دين شود و مي‌خواهند شناخته نشوند. مثلاً حضرت علی علیه‌السلام كه بصورت ناپیدا و مخفیانه به عده‌اي از فقرا نان می‌داد رسول يا امام جني دانسته شود.
بله می‌شود که انسانی کار خوب را به‌صورت مخفیانه انجام دهد و ائمه اینطور بودند که صدقه سِرّي می‌دادند بخلاف اکثریت که کار بد را مخفیانه انجام می‌دهند.
پس منظور آیه از رسولان انسی رسولاني است که رسما تبليغ دين مي‌كردند و رسما مردم آنان را می‌دیدند و منظور از رسولان جني رسولانی است که کار خیر مخفیانه انجام می‌دادند تا مردم با دين خوب شوند و مردم آنان را نمی‌دیدند. پس جن در اینجا به معنای صنف پشت پرده از انسانهاي خوب است.
البته صنف پشت پرده معمولا انسان های بد هستند ولی می‌شود کسانی کار خیر را بصورت مخفیانه انجام دهند مثل ائمه‌ و این آیه قرینه می‌شود برای کسانیکه که می‌گویند جن به معنای انسان های ناپیدا است نه نوع مقابل انسان.
نکته: بعضی وقتها وقتی می‌گويیم «رسول من الله» یعنی رسولي كه از جانب خداوند است و خداوند او را مستقيما خودش فرستاده است و بعضی وقت ها می‌شود که پیامبري كسي را به جایی بفرستد كه می‌شود رسول من رسول الله. و این رسول الله باواسطه است و این را دو جور می‌شود گفت که مثلا حضرت علی رسول الله است به سوي يمن. یا اینکه بگوييم حضرت علی رسول الله نيست بلكه رسول رسول الله است به سوي يمن. پس استعمال رسول الله برای حضرت علی مجاز است چون هم صحت حمل دارد و هم صحت سلب.
يا مثل آیه ۱۴ سوره یس
(إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ) که حضرت عیسی سه رسول را فرستاد و در اینجا نيز آيه می‌گوید: «رسل منکم». ممکن است رسولی از جنس جن باشد اما پیامبر اصلی نباشد و از طرف پیامبر(ص) رسول باشد.
در اين صورت جاي اين سؤال هست كه چرا رسول اصلی نداشته باشند و دوباره همان اشکال وارد می‌شود.
توجیه دیگری كه می‌کنند اين است كه «منکم» در عبارت لازم نیست به جن و انس بخورد و همین که به انس بخورد کافی است شاهد هم در قرآن است (وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ) که «و انَّها» میگوید كه ضمير «ها» به صلاة بر مي‌گردد، نه «انَّهما» كه به هر دو برگردد. یا (وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا) که «ها» گفته شده نه «هُما» یا در آیه (یا ایُها الّذین ءامنوا استجیبوا لله و للرّسول اذا دعاكم لما یُحییكُم) که «دعاکم» گفته شده نه «دَعَواکم».

برچسب ها


0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات