درس علم رجال – جلسه سوم

درس علم رجال – جلسه سوم

برای شنیدن فایل صوتی جلسه سوم درس علم رجال از احمد عابدینی کلیک کنید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

جلسه سوم درس علم رجال

متن پیاده شدۀ جلسه سوم درس علم رجال

باید دقت داشت که متأسفانه افرادی عالما و عامدا به پیامبر(ص) و ائمه دروغ می‌بستند که انگیزه‌هایشان نیز مشخص است. کافران وقتی نتوانستند با پیامبر(ص) بجنگند مبارزه فرهنگی را شروع کردند. بعید نیست کسانی که اواخر عمر پیامبر(ص) و بعد از آن مسلمان شدند هدفشان از مسلمان شدن مبارزۀ فرهنگی با اسلام بوده باشد. چنین کسانی وارد دین شده و قصد داشتند از داخل، دین را از بین ببرند و به همین خاطر چیزهایی را به نام دین درست کرده تا دین فاسد شود.

پس این بحث نیز هست که عده‌ای با ظاهری صالح، قصد داشته باشند با جعل روایات دین را فاسد کنند. دروغ بستن بر پیامبر(ص) و ائمه آفاتی است که از صدر اسلام بوده است.

اتفاقا در این زمینه حدیثی داریم که از آن می‌فهمیم صددرصد بر پیامبر(ص) دروغ می‌بسته‌اند. از پیامبر(ص) در کتب مختلف شیعه و اهل سنت نقل شده است که:

من‌ كذب‌ علي متعمداً فليتبوأ مقعده ‌من ‌النار
هر كس‌ از روي‌ عمد بر من‌ دروغ ‌ببندد، جايگاهش‌ را دوزخ ‌بداند.

ما از این حدیث یقین پیدا می‌کنیم که بر پیامبر(ص) دروغ بسته می‌شده است چرا که خود این حدیث اگر صحیح است که با صراحت دلالت بر دروغ بستن به پیامبر(ص) دارد و اگر خود این حدیث دروغ باشد باز دلالت دارد که همين خبر دروغ بر پیامبر(ص) بسته ‌شده است. پس در هر صورت حتما بر رسول الله(ص) دروغ بسته شده است.

پس علاوه بر ده‌ها ضعف‌هایی که در احادیث موجود است این ضعف نیز هست که باید به جاعلان حدیث نیز توجه داشت. آن ضعف‌های قبلی مربوط به وقتی است که خود راویان احادیث انسان‌های خوبی باشند و قصد دروغ بستن نداشته باشند، ولی ما با این مشکل نیز رو به رو هستیم که چه بسا راوی حدیث کذاب باشد و عمدا دروغ يا دروغهايي ببندد.

نباید فراموش کرد که عده‌ای از حاکمان بعد از پیامبر(ص) دنیا طلب و قدرت طلب بودند. به همین خاطر برای اینکه حکومت خود را اداره کنند بعید نیست روایاتی جعل کنند که مردم را تسلیم خود کنند. یا مثلا وقتی حاکمان می‌بینند مردم از آنها حرف شنوی ندارند روایت جعل می‌کنند که پیامبر(ص) گفته است باید حرف حاکم را گوش دهید.

بسیاری از مردم هم ساده هستند و از روی سادگی تابع این احادیث جعلی می‌شوند مثل همین الآن که برخی افراد وقتی مشاهده می‌کنند شخصی جزو سادات است در مقابل او کرنش می‌کنند یا به خاطر سید بودن، به او رأی می‌دهند.

پس وقتی حدیث پیغمبر اکرم(ص) ارزشمند است حاکمان از آن استفاده کرده تا مردم را تسلیم خود کنند.

متأسفانه این چیزها بسیار زیاد بوده است و حتی به ائمه نیز نسبت‌های دروغ می‌دادند تا شیعیان را از پیروی امامان باز دارند.

اتفاقا در دین مسیحیت نیز چنین اتفاقی افتاد و شخصی با همین شیوه وارد مسیحیت شد و به حکومت گفت من به ظاهر طرفدار مسیح می‌شوم و شما مرا شکنجه کنید. این شخص از همین طریق انحرافات زیادی در مسیحیت ایجاد کرد.

به خصوص در بین شیعه و سنی، فرقه‌گرایی ایجاد شد و همین فرقه‌گرایی عاملی برای جعل حدیث بوده تا هر فرقه احادیث زیادی در اثبات فرقۀ خود و نفی فرقۀ مقابل جعل کند.

حتی در طول تاریخ اسلام اختلاف بین اشاعره و معتزله، یا طرفداران اجتهاد و طرفداران عقل‌گرایی عاملی برای جعل حدیث شد.

وقتی کسی برای تقویت مکتب و فرقۀ خود حاضر به شمشیر زدن است حتما حاضر به ایجاد یک سخن به نفع فرقۀ خودش نیز هست.

به هر حال این حرف‌ها انسان را به فکر می‌اندازد که حدیث صحیح را باید از حدیث غیر صحیح با هزار وسواس جدا کرد.

نباید منکر شد که احادیث ما مجموعه‌ای از این امور بوده است و باید این را پذیرفت که وقتي عمر گفت «حسبنا کتاب الله» كاري كرد كه عملا هم همین‌گونه شد و جز کتاب الله چیز معتبر زیادی برای ما نماند.

البته در شیعه منع حدیث نداشتیم و به همین خاطر احادیثی که از طریق امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده است بیشتر قابل اعتماد است. در اهل سنت مشکل زیادتر است اگر چه آنها نیز سعی کرده‌اند تا جایی که ممکن است احادیث را غربال‌گری کنند.

و اما به هر حال در احادیث همان مشکلاتی که قبلا گفتیم وجود دارد که آیا راویان، خود لفظ را منتقل کرده‌اند یا معنا را و آیا شاگردان کتاب خود را بر استاد عرضه کرده‌اند یا نه؟

و اما در آخر نکته‌ای را پیرامون کتاب کافی اشاره کنم و آن اینکه کتاب کافی قبل از اینکه امکانات چاپ گسترش یابد از طریق شاگرد و استاد منتقل می‌شده و در نتیجه باید تمام مراحل شرط صحت حدیث در آن رعایت شده باشد و اگر یک شرط رعایت نشده باشد از میزان اعتبار آن کاسته می‌شود.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات