درس علم رجال – جلسه هشتم

درس علم رجال – جلسه هشتم

برای شنیدن فایل صوتی جلسه هشتم درس علم رجال بر روی لینک زیر کلیک کنید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

لینک جلسه هشتم درس علم رجال

متن پیاده شدۀ جلسه هشتم درس علم رجال:

جلسه هشتم درس علم رجال

تا اینجا معمولا هرچه در مورد احادیث گفتیم ناامید کننده بود و متوجه شدیم که سر بزنگاه عملا نمی‌توان به کلمات احادیث استناد کرد.

بله طبق نظر آیت الله بروجردی وقتی چندین حدیث داشته باشیم می‌توان گفت که اجمالا مسأله‌ای بوده و امام نیز نظری داده است ولی اینکه جزئیاتش چه بوده را نمی‌توان فهمید.

البته اگر واقعا حدیثی قرائنی داشته باشد که بفهمیم از امام صادر شده است آن را اخذ می‌کنیم ولی این در صورتی است که سندش صحیح باشد و بر فرض صحت سند ضرورتا آن حدیث سنت نمی‌شود چرا که دلالت بر یک امر مستمر نمی‌کند و با یک کلمه نمی‌توان سنت فهمید.

اینکه برخی می‌گوید مطلق گفتار پیامبر(ص) حق است و به آیۀ «لا ینطق عن الهوی – ان هو الا وحی یوحی. نجم- 3 و 4» استناد می‌کنند باید گفته شود که این جمله اطلاق ندارد. واقعا خودتان فکر کنید که آیا ممكن است كه همۀ صحبت‌های پیامبر(ص) وحی باشد؟ مثلا پیامبر(ص) تا چهل سالگی پیامبر(ص) نبوده و در نتیجه سخنانش وحی نبوده است. همچنین پیامبر(ص) حرف‌هایی در امور خصوصي روزمره زده است که وحی نیست. باید دقت داشت که پیامبر(ص) در عین اینکه نبیّ است یک انسان است که زن و فرزند دارد با آنان حرف مي‌زند، برای خودش سلیقه‌هایی دارد كه إعمال مي‌كند.

پس باید گفته شود که این آیه از سورۀ نجم به مواردی اشاره دارد که به او وحی شده است. یعنی قرآن جز وحی نیست.

بنابراین از یک حدیث نمی‌توان حکم شرعی استفاده کرد. یکسری از احادیث به چیزهای عرفی اشاره دارد، نه اینکه حکم شرعی به دنبال داشته باشد. به عنوان مثال در حدیثی داریم که از سعادت مرد داشتن خانۀ وسیع است. این مطلب یک امر عرفی است نه شرعی.

در مجموع نمی‌توان هر حدیث صحیحی را در محدودۀ شرع بیاوریم.

و اما نکتۀ دیگر این است که برخی کتاب‌ها برای هدف خاصی نوشته شده است مثل کتاب قرب الاسناد از حِمْیَری که تلاشش این بوده که تعداد واسطه‌ها را کمتر کند و مثلا دو طبقه، یک طبقه شود به این صورت که مثلا از مُعَمَّرین يعني افراد داراي عمر طولاني حدیث نقل کرده است، حديثي را كه او در بچگي شنيده بوده است، تا از اين طريق بتواند از واسطه‌ها بکاهد.

کتاب‌هایی که به این صورت جمع شده نقص دارند چرا که توجه به یک جنبه ممکن است آنها را از توجه به جنبه‌های دیگر باز داشته باشد به این صورت که مثلا کسی که در نظرش نزدیک کردن اسناد است ممکن است در نقل کلمات، کمتر دقت کند.

و اما حالا که به اینجا رسیدیم خوب است بحثی در مورد اصحاب ائمه نیز داشته باشیم. دقت کنید که وقتی حدیثی از امام باقر و امام صادق علیهما السلام می‌شنویم قبول می‌کنیم و سؤال نمی‌کنیم که امام باقر(ع) از کجا اين مطلب را آورده است.

در زمان امام باقر(ع) عده‌ای از افراد نزد او آمده و علم یاد می‌گرفتند و حتی از اهل سنت نیز برای کسب علم به محضر امام باقر(ع) می‌آمدند و بعضا برخی از آنها شیعه می‌شدند مثل زراره و برخی هم سنی می‌ماندند مثل سکونی.

و اما خوب است قدری نیز در مورد طبقات راویان صحبت کنیم:

کسانی که پیامبر(ص) را دیده‌اند طبقۀ اول هستند که صحابه نام دارند. طبقه دوم تابعین هستند که صحابه را دیده‌اند اما خود پیامبر(ص) را ندیده‌اند. طبقۀ سوم تابعین تابعین و طبقۀ چهارم تابعین تابعین تابعین هستند. آنان اصحاب امام باقر و امام صادق عليهماالسلام هستند كه مورد وثوقهاي آنان عبارتند از  1. زرارة، 2.محمد بن مسلم، 3.برید بن معاویه، 4. ابوبصیر، 5. فضیل بن یسار، 6. معروف بن خَرَّبوذ. اين شش نفر را اصحاب اجماع از اصحاب امام باقر و صادق مي‌گويند. بقية اصحاب مورد وثوق از اصحاب اين دو امام عبارتند از 7. ابان بن تغلب، 8. زیاد بن اعین، 9. بکیر بن اعین، 10. حمران بن اعین، 11. محمد بن قیس البجلی، 12. اسماعیل بن عبد الرحمن الجعفی، 13. یحیی بن القاسم، 14. جابر بن یزید، 15.سلیمان بن سالم،

طبقه پنجم اصحاب امام صادق و کاظم عليهما السلام هستند كه مورد وثوقهاي آنان عبارتند از 1. جمیل بن دراج، 2. ابان بن عثمان،3.  عبد الله بن مسکان، 4. عبد الله بن بکیر بن اعین،5. حماد بن عثمان، 6. حماد بن عیسی، كه اين شش نفر را اصحاب اجماع مي‌نامند. بقيه اصحاب اين دو امام كه مورد وثوقند عبارتند از 7. عبد الله بن سنان،… 29. عمار بن موسی الساباطی، 30عيص بن قاسم بجلي

طبقۀ ششم عبارتند از اصحاب الرضا (ع) كه مورد وثوقهايشان عبارتند از 1. صفوان بن یحیی، 2. یونس بن عبد الرحمن، 3.. حسن بن محبوب. 4.  محمد بن ابی عمیر، 5.  احمد بن محمد بن ابي نصر بزنطي 6. عبد الله بن مغیره. كه اين شش نفر را اصحاب اجماع مي‌نامند. بقيه اصحاب اين دو امام كه مورد وثوقند عبارتند از علي بن حَكَم و حسن بن علي الوشاء.

منظور از عبارت كشي در بارۀ اصحاب اجماع

این سه دسته شش‌تايي در طبقه‌هاي 4و 5 و6 به اصحاب اجماع معروفند. کَشّی که یک رجال شناس است حالات اصحاب و زندگی آنها را بررسی کرده است. او جمله‌ای دارد و گفته است:

اَجمَعَتِ الاَصحَاب علی تصحیح ما یصح عن جماعةٍ: منهم زرارة بن اعین و محمد بن مسلم و ….

ترجمۀ این عبارت چنین است: اصحاب، اجماع دارند بر صحیح دانستن آنچه که صحیح می‌شود از این جماعت كه به اصحاب اجماع معروفند.

حال در اینکه معنای این جمله چیست چند نظریه وجود دارد:

نظریه اول: این سه‌تا 6 نفر انسان‌های خوبی هستند و مورد وثوق می‌باشند.

نظریه دوم: هر حدیثی که به این سه‌تا 6 نفر رسید لازم نیست ادامۀ سلسله سند تا معصوم دیده شود بلکه حدیثی که به اینها رسید صحیح است.

نظریه سوم:  اصحابْ اجماع دارند که این سه‌تا 6 نفر انسان‌های خوبی هستند و راویانی که از این سه‌تا 6 نفر نقل کرده‌اند نیز ثقه هستند.

پس این عبارت سه گونه معنا شده است. معنای اول قدر مسلم است که حتما صحیح است. برخی معنای دوم را نیز صحیح دانسته‌اند که وسیع‌ترین معناست. معنای سوم نیز حد وسط است که مراد از آن این است که اين 18 نفر خودشان و كساني كه اين 18 نفر از آنان نقل حدبث مي‌كنند خوب هستند.

قدر مسلم همان معنای اول است و معنای دوم و سوم چندان قابل قبول نیست و وقتی در معنای دوم و سوم شک شود نمی‌توان آن را اخذ کرد.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات