استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

0

سبد خرید خالی است.

بازگشت به فروشگاه
استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

نوشته وبلاگ

درس علم رجال – جلسه نهم

اردیبهشت 29, 1403 فقه و رجال
درس علم رجال – جلسه نهم

برای شنیدن فایل صوتی جلسه نهم درس علم رجال بر روی لینک زیر کلیک کنید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

لینک جلسه نهم درس علم رجال

متن پیاده شدۀ جلسه نهم درس علم رجال:

جلسه نهم درس علم رجال

نتیجۀ بحث‌ها این شد که احادیثی که نوشته نشده و یا از زمانی که نوشتن حدیث ممنوع بوده به دست ما رسیده است چنین احادیثی ظن آور هم نیست چه برسد به قطع، ولی احادیثی مثل دسته‌ای از احادیث شیعه که نوشته شده است دارای اعتبار بیشتری است. البته همین احادیث نیز به خاطر واسطه‌هایی که خورده است از میزان اعتبارش کاسته می‌شود. به عنوان مثال حرف‌هایی که زرارة از امام شنیده و نوشته آیا درست شنیده و درست نوشته یا در نوشتن و نقل آن ممکن است اشکالاتی وجود داشته باشد؟ پس واسطه‌ها چه در گفتار و چه در نوشتار اعتبار حدیث را کاهش می‌دهد. به خصوص اینکه قبلا چاپ نبوده و در نوشتن هاي دستي حتما تغییراتی رخ داده است.

درمجموع بیشتر از گمان نمی‌توان به کتب اربعة اعتماد کرد به خصوص اینکه در راویان همین کتب، انسان‌های دروغ‌گو نیز یافت می‌شود.

نقد تفكر اخباري

با وجود این صحبت‌ها گروهی در مقابل ما هستند که اخبار کتب اربعة را قطعی الصدور می‌دانند. من هرچه فکر می‌کنم نمی‌توانم تصور کنم که انسانی چنین حرفی زده باشد.

دلیلی که این گروه دارند این است که می‌گویند اصحاب ائمه افراد دقیقی بودند و احادیث را می‌نوشتند ولی این حرف آیا موجب قطعی الصدور بودن حدیث می‌شود؟ آیا آنها معصوم بودند؟ آیا احتمال خطا در آنها نبوده است؟ همچنین بر فرض كه خود اصحاب دقیق بوده‌اند ولی کاتبان چه؟

پس اصلا تصور این حرف که احادیث کتب اربعة قطعی الصدور است قابل هضم نیست الا اینکه برخی روضه‌خوان‌ها این حرف را قبول کنند. کسانی که این حرف را می‌زنند معلوم است که اصلا اهل مطالعه نیستند، چرا که با خواندن همین کتب اربعة متوجه می‌شویم که این حرف اخباری‌ها درست نیست چون در این کتب، اخبار متعارض وجود دارد.

جالب است که در مقدمۀ کتاب کافی خود کلینی گفته است اگر اخبار این کتاب تعارض کرد شما مخیر هستید که هرکدام را بگیرید.

پس خود نویسنده قبول دارد که در کتابش اخبار متعارض وجود دارد. با این وجود من نمی‌دانم چرا عده‌ای، احادیث کتب اربعة را قطعی الصدور می‌دانند؟

شاید در برخی زمان‌ها که نزاع شیعه و سنی به اوج خود رسید چنین افکاری رشد پیدا کرد. در واقع شاید دست سیاست پشت چنین فکری بوده است. حکومت اگر چیزی را بخواهد تمام تلاشش را می‌کند تا آن را جا بیندازد. یادم هست زمانی که آیت الله خمینی گفت شطرنج حلال است خیلی‌ها تلاش می‌کردند که حلیت آن را جا بیندازند تا جایی که طلبه‌ای می‌گفت برای اینکه این فتوا جا بیفتد ما باید به جمکران برویم و آنجا که مردم هستند شطرنج بازی کنیم.

حال در زمان قدیم که جنگ شیعه و سنی بوده، بعید نیست حکومت‌ها روایاتی را به عنوان احادیث قطعی در بین مردم جا انداختند و از آن طرف علماء نیز برای مقابله با این حرف احادیث را دو دسته کردند و گفتند برخی از آنها قطعی است نه همه و به هر حال بخشی از احادیث از جمله احادیث کتب اربعة را قطعی دانستند.

حتی در قرآن با اینکه دائما خوانده می‌شده است اختلاف قرائت وجود دارد به گونه‌ای که به صورت قطعی نمی‌توان گفت كه پيامبر (ص) مالک یوم الدین خوانده است یا ملک یوم الدین؟

پس حتی در مورد قرآن نیز نمی‌توان گفت به صورت صد درصد تمام کلماتش همین‌گونه خوانده شده است.

و اما جالب است که در زمانی گفتند قرآن صدورش قطعی ولی دلالتش ظنی است ولی روایات قطعی الصدور و قطعی الدلالة است. با این حرف قرآن از صحنه بیرون رفت.

حتی برخی قائل به تحریف قرآن شدند تا جایی که گفتند در آیۀ سوم سورۀ نساء بین جملۀ شرط و جزاء، يك سوم يا ثلث قرآن حذف شده است.

پس بعید ندانید که دست سیاست در کار بوده تا قرآن از صحنه خارج شود و بجایش روایات به میدان بیاید.

در مجموع به زور می‌توان گفت که اخبار، ظنی الصدور و ظنی الدلالة هستند چرا که حتی دلالت اخبار در بسیاری از موارد قطعی نیست.

پس نسبت به اخباری مثل كتب اربعة که دوره به دوره نوشته شده باشد و استاد بر شاگرد خوانده باشد و مقابله صورت گرفته باشد تازه ظن برای ما ایجاد می‌کند.

حال جالب است که در اصول فقه گفته‌اند باید از قطع پیروی کرد و باید از ظن اجتناب کرد. حال با توجه به اينكه می‌فهمیم احادیث، ظن آور است، چکار باید کرد؟

برای حل این مشکل در اصول گفته‌اند باید دلایلی پیدا کنیم که اعتبار احادیث را قطعی کند. در واقع خود اخبار قطعی نیستند ولی باید به دنبال دلایلی گشت که پیروی از احادیث را براي ما حتمي يا قطعی کند و جالب است بدانید که این حرف در اصول فقه، یک مبنای مشهور شده است. پس آنها می‌گویند اخبار قطع آور نیست ولی دلیلی که پیروی از اخبار را بر ما واجب می‌کند قطعی است. به عبارت ديگر آنان می‌گویند اخبار علم نیست ولی علمی است.

اصولیون سعی کرده‌اند با این حرف آن مشکل را حل کنند ولی بنده این حرف را قبول ندارم و فکر می‌کنم این حرف‌ها درست نباشد.

به نظر من نه خود اخبار قطعی است و نه دلیل قطعي بر حجیت آن قائم است.

دقت کنید که دلایل قرآن كه می‌گوید از ظن پیروی نکنید، محكم است ولی اخبار بسیاری كه داریم در بهترين حالت ظنی است. اصولیون می‌گویند اگرچه خبرها گمان آور است ولی دلایلی که می‌گوید از اخبار پیروی کنید قطعی است.

این حرف از باب ناچاری است ولی من می‌گویم این حرف‌ اشتباه است و مشکل باید به گونۀ دیگری حل شود و آن اینکه آیاتی که می‌گوید از ظن پیروی نکنید مربوط به احکام شرعی نیست بلکه مربوط به قسمتي از عقايد است که می‌توان به آنها یقین پیدا کرد. یعنی جایی که می‌توان یقین پیدا کرد نباید دنبال ظن رفت.

در واقع آن آیات بیشتر مربوط به امور اعتقادی است که راه قطع به سوی آن وجود دارد. به عنوان مثال مشرکان، بت‌پرستیِ خود را از راه ظنی اثبات می‌کردند و خدا به آنها می‌گوید این مسیر اشتباه است.

این خلاصۀ مطلب بود. ان شاء الله در جلسۀ آینده در این زمینه بیشتر توضیح خواهم داد.

برچسب ها:
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx