تفسیر سوره اعراف – جلسه نوزدهم – 1403/03/02

تفسیر سوره اعراف – جلسه نوزدهم – 1403/03/02

برای شنیدن فایل صوتی جلسه نوزدهم تفسیر سوره اعراف مربوط به آیات 4 و 5 این سوره وارد لینک زیر شوید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

لینک جلسه نوزدهم تفسیر سوره اعراف

هلاك شدگان مورد اشارۀ آيۀ 4 سوره اعراف، به قرينۀ سخنشان در آيۀ 5، قبل از هلاكت بيدار و هوشيار و عاقل بوده‌اند تا اعترافشان به ظلم بتواند عليه خودشان باشد و براي ما درس عبرت باشد.
ضمير «نا» در اهلكنا و بأسنا دلالت مي كند كه علل و اسباب از جمله مبارزۀ ستم ديدگان در نابودي ستمگران مؤثر بوده است. بنابراين هلاك ها منحصر به قوم عاد و ثمود و… كه معجزه آسا كشته شدند نيست و بسياري از هلاكها به دست مردم انجام شده است.

متن پیاده شده جلسه نوزدهم

نکات درس تفسیر در تاریخ 02/03/1403(نوشته شده توسط یکی از شاگردان استاد عابدینی)

تفسیر آیات 4 و 5 سوره اعراف

وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنٰاهٰا فَجٰاءَهٰا بَأْسُنٰا بَيٰاتاً أَوْ هُمْ قٰائِلُونَ  ﴿الأعراف‏، 4﴾

چه بسیار شهرهایی که اهلش را [به سبب گناهانشان] هلاک کردیم و عذاب ما در حالی که شب یا نیم روز در استراحت و آرامش بودند، به آنان رسید!!

فَمٰا كٰانَ دَعْوٰاهُمْ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا إِنّٰا كُنّٰا ظٰالِمِينَ  ﴿الأعراف‏، 5﴾

زمانی که عذاب ما به سویشان آمد، اعترافشان جز این نبود که گفتند: قطعاً ما ستمکار بوده‌ایم.

نکته 1: گاهی اوقات انسان ابتدائا که دقت زیادی در آیه ندارد به گونه‌ای آیه را می‌فهمد ولی وقتی دقت بیشتری می‌کند و در معنای واژه‌های آیه ریز می‌شود آیه به صورت دیگری معنا می‌شود که اتفاقا شبهات نیز حل خواهد شد. به عنوان نمونه در همین‌جا توضیح دادیم که اگر قریه به معنای روستا معنا شود این شبهه پیش می‌آید که چرا خدا روستاها را نابود می‌کند در حالی که ستمکاران اصلی در شهرها هستند ولی با دقت در معنای واژۀ «قریه» متوجه شدیم که قریه تنها به معنای روستا نیست بلکه معنای وسیعی دارد که در جلسات قبلی مفصلا بیان شد. هچنین با دقت بیشتر در لغت «بیات» و «قائل» متوجه شدیم این دو لغت مربوط به یک حالت طبیعی و استراحت است نه اینکه شخص در خواب باشد که چیزی متوجه نشود و در نتیجه حرف‌هایش حجت نباشد. به عبارت دیگر هلاك شدگانِ مورد اشاره در آيۀ 4 سوره اعراف، به قرينۀ سخنشان در آيۀ 5، قبل از هلاكت بيدار و هوشيار و عاقل بوده‌اند و در نتیجه اعترافشان به ظلم بر علیه خودشان حجت است.

نکته 2: اگر از مفسران پرسیده شود که مصادیق آیه 4 چه گروه‌هایی هستند قوم عاد و ثمود و قوم صالح و شعیب و …. را مثال می‌زنند و می‌گویند اینها به عذاب استیصال یعنی عذاب ریشه‌کن کننده دچار شدند. به نظر می‌رسد در عین اینکه این حرف مورد قبول است ولی می‌توان حرف جدیدی نیز زد و آن اینکه باید در تعبیر «اهلکنا» که در آن از ضمیر «نا» استفاده شده است دقت بیشتری بکنیم که چرا گفته است «ما آنها را هلاک کردیم» در حالی که می‌توانست بگوید «من هلاک کردم» یا «الله هلاک کرد».

در مورد استعمال ضمیر «نا» دو احتمال وجود دارد:

احتمال اول این است که استفاده از این ضمیر برای بیان عظمت است همانطور که پادشاهان نیز برای بیان بزرگی خود از این ضمیر استفاده می‌کنند.

احتمال دوم این است که مراد از این واژه این است که خدا از طریق علل و اسباب چنین کرده است و در نتیجه اشاره به سلسلۀ علت و معلول دارد. حال از جمله علل و اسباب نابودی ظالمان، قیام مظلومان بر علیه آنها است.

پس اینکه کنار بنشینیم و بگوییم خدایا ظالمان را نابود کن ثمره‌ای ندارد بلکه باید تلاش کرد تا ظالمان کنار بروند.

دقت کنید که قرار نیست خدا در جهان تصرفات غیر عادی بکند بلکه باید خود انسان‌ها تلاش کنند تا مشکلات حل شود مثل اینکه در قضیۀ کرونا بشر بپا خواست و واکسن را کشف کرد. خدا نیز راه کشف واکسن را برای بشر هموار نمود.

حال اگر خدا می‌گوید ما اقوام قبلی را هلاک کردیم فکر نکنیم در همۀ موارد مردم کنار نشسته بودند و خدا مستقلا و معجزه‌آسا آنها را هلاک کرد بلکه چه بسا در بسیاری از موارد هلاک اقوام گذشته با قیام مردم بوده است.

به این آیه از سوره آل عمران توجه کنید:

وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قٰاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمٰا وَهَنُوا لِمٰا أَصٰابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ وَ مٰا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكٰانُوا وَ اللّٰهُ يُحِبُّ الصّٰابِرِينَ  ﴿آل‏عمران‏، 146﴾

چه بسا پیامبرانی که انبوهی از انسان‌های الهی به همراه او با دشمنان جنگیدند، پس در برابر آسیب هایی که در راه خدا به آنان رسید، سستی نکردند و ناتوان نشدند و [در برابر دشمن] سر تسلیم و فروتنی فرود نیاوردند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد.

از این آیه می‌فهمیم که ربیون فهمیده‌اند که خدا ربّ است و جهان را با مدیریت عالی اداره می‌کند و از جمله این مدیریت‌ها این است که باید قیام کرد و بر علیه ظلم مبارزه کرد نه اینکه نشست و فقط دعا کرد.

البته قیام بر علیه ظالمان نباید بی حساب و کتاب باشد بلکه باید سراغ نخبگان رفت و از راهنمایی آنها استفاده کرد. دقت شود که در این آیه آمده است که ربیون به همراه انبیاء بودند و انبیاء از ریشۀ «نبی» به معنای نخبگان است. پس ربیون در کنار نخبگان و با راهنمایی آنها با ظالمان می‌جنگیدند.

حال اینکه در سوره اعراف آمده است که «ما هلاک کردیم» می‌توان گفت خدا از طریقی که در آیه 146 سوره آل عمران آمده است هلاکت اقوام را انجام داده است یعنی از طریق نخبگان و انسان‌های الهی. پس آیات سوره اعراف تنها مربوط به قوم عاد و ثمود نیست بلکه در طول تاریخ، ظالمان با مبارزۀ نخبگان و انسان‌های الهی نابود شدند.

نکته 3: سؤالی مطرح شده است که چرا خداوند اقوام بی‌سواد قبلی را فقط به خاطر شرک در حالی که ظلمی نکرده بودند هلاک کرده ولی ظالمان با سواد امروزی را هلاک نمی‌کند؟

جواب این است که سؤال کننده مطلب را کاملا اشتباه متوجه شده است. به عنوان مثال قوم عاد و ثمود که مربوط به قبل هستند هلاک شدنشان تنها به خاطر شرکشان نبوده است. دقت کنید در بین اقوام گذشته انسان‌های صالحی که سفیران خوبی بودند فرستاده شدند و ظالمان آن زمان با این سفیران مبارزه کردند و سعی در تضعیف آنها داشتند و تا اینجا خدا کاری به آنها نداشت تا اینکه قصد نابودی آن خوبان را کردند. به عنوان مثال در مورد قوم صالح آمده است:

قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ  ﴿النمل‏، 49﴾

[آنان به یکدیگر] گفتند: هم قسم شوید که حتماً به صالح و خانواده‌اش شبیخون می‌زنیم [تا همه را نابود کنیم] ، آن گاه به خونخواهش بگوییم: ما در زمان هلاک شدن خانواده‌اش حضور نداشتیم و یقیناً راستگوییم.

پس ظالمان زمانی ظلمشان آنقدر می‌شود که می‌خواهند موحدان را نابود کنند و تازه در این مواردِ گفته شده در قرآن، تعداد موحدان کم بوده به گونه‌ای که نمی‌توانستند از خودشان دفاع کنند. در این موارد بوده است که خدا وارد عمل شده تا حرف مؤمنان بتواند در جامعه باقی بماند و الا اگر خدا وارد عمل نمی‌شود مؤمن و ایمانی در جامعه باقی نمی‌ماند.

پس کسی تصور نکند که خداوند در آن زمان‌ها عصبی بوده و بعد از فرستادن پیامبر و مخالفت مردم، خیلی سریع کافران را عذاب کرده است. خیر. اصلا شرک و کفر موجب عذاب نبوده بلکه آنچه موجب عذاب شده این بوده است که کافران می‌خواستند ریشۀ عدالت را بخشکانند. پس ظالمان قصد داشتند موحدان را کلا از بین ببرند و تازه موحدان توان دفاع و حتی فرار نداشتند. در اینجا بوده که عذاب نازل می‌شده است.

و اما در این زمان، ما نگفتیم که خدا ظالمان را از بین نمی‌برد بلکه طبق نکته‌ای که از تعبیر «اهلکنا» استفاده کردیم مردم باید با ظالمان مبارزه کنند و اتفاقا امروزه مبارزۀ قانونی پدید آمده است که با رأی و اعتراض خیابانی صورت می‌گیرد و این بسیار خوب است.

پس طبق آیات قرآن در زمان حاضر نیز خدا اگر شرائطش باشد ظالمان را هلاک می‌کند حال یا به دست مردم یا در شرائط خاص به صورت غیبی.

نکتۀ دیگر این است که اگر جایی زلزله یا سیل آمد و عده‌ای کشته شدند نمی‌توانیم بگوییم آنها ظالم بوده‌اند. فرض کنید عده‌ای کنار دریا رفتند و همان موقع سونامی آمد و آنها غرق شدند. در این مثال حق نداریم این اتفاق را عذاب الهی معرفی کنیم.

بهتر است آیات را برای خودمان هشدار بدانیم نه اینکه دائما برای دیگران بدانیم و خودمان را فراموش کنیم. وقتی آیات مربوط به ظالمان را در قرآن می‌خوانیم بجای اینکه دیگران را متهم کنیم باید به خودمان بگیریم و بترسیم که شاید خود ما جزو ظالمان باشیم. بله از آن طرف برای مقابله با ظالمان باید با آنها مبارزه کرد.

نکته 4: با توضیحات داده شده می‌توان گفت مراد از آیات 4 و 5 این است که ظالمان مشغول خوشگذرانی بودند که یکدفعه متوجه شدند مظلومان بر علیه آنها قیام کرده و آنها را سرنگون کرده‌اند که در این حالت می‌گویند ما ظالم بودیم.

نکته 5: ممکن است کسی سؤال کند که چرا در آیه 5 تعبیر جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تکرار همان تعبیر آیه 4 است؟

در جواب می‌توان گفت که آمدن این تعبیر در آیه 5 این نکته را می‌رساند که وقتی مبارزان در خلوت‌گاه ظالمان بالای سر آنها رسیدند ظالمان چنین اعترافی می‌کنند و الا قبلش می‌گویند ما جزو بهترین‌ها هستند. پس آمدن تکراریِ این تعبیر برای جلب توجه بیشتر به این مطلب است که در آن لحظاتی که کار از کار گذشته آنها متوجه ظالم بودن خود می‌شوند ولی قبل از آن خود را جزو مصلحان و عدالت پیشگان معرفی می‌کنند.

نکته 6: در آیات 4 و 5 دو بار ضمیر «ها» آمده که به قریه برمی‌گردد ولی 3 بار ضمیر «هم» آمده که به محتوای قریه که اهل قریه هستند برمی‌گردد.

نکته 7: در تعبیر إِنّٰا كُنّٰا ظٰالِمِينَ با توجه به جملۀ اسمیه بودن این تعبیر و تکرار ضمیر «نا» و استفاده از «اِنَّ» در ابتدای آن اوج تأکید وجود دارد یعنی آنها در آن لحظات حساس با یقین کامل و با تأکید اعلام می‌کنند که جزو ظالمان هستند.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات