تفسیر سوره اعراف – جلسه سیام – 1403/03/29

برای شنیدن فایل صوتی جلسه سیام تفسیر سوره اعراف مربوط به آیات 8 و 9 این سوره وارد لینک زیر شوید:
↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
لینک جلسه سیام تفسیر سوره اعراف
(برای باز شدن لینک و دسترسی به فایل صوتی ممکن است لحظاتی منتظر بمانید)
متن پیاده شدۀ این جلسه
نکات درس تفسیر در تاریخ 29/03/1403(نوشته شده توسط یکی از شاگردان استاد عابدینی)
تفسیر آیات 8 و 9 سوره اعراف
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوٰازِينُهُ فَأُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿الأعراف، 8﴾
میزان [سنجش اعمال] در آن روز حق است؛ پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین و با ارزش باشد، رستگارند.
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِينُهُ فَأُولٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمٰا كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا يَظْلِمُونَ ﴿الأعراف، 9﴾
و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک و بیارزش باشد، به سبب اینکه همواره به آیات ما ستم میورزیدند، به خود زیان زده [و سرمایه وجودشان راتباه کرده] اند.
نکته 1: با خواندن مجدد دعای عرفه به ذهنم رسید که دعای عرفه شرح سوره اعراف باشد و چه بسا بین عرفه و واژۀ «اعراف» نیز مناسبتی باشد و هر دو با شناخت ارتباط داشته باشند. پس از لحاظ محتوائی و اسمی مشابهت زیادی بین عرفه و اعراف هست و چه بسا هرچه در این سوره پیش برویم نکات جدیدی از ارتباط این سوره با دعای عرفه بیابیم.
نکته 2: برخی گفته بودند که چرا سند دعای عرفه را توجیه کردی؟ در جواب باید بگویم که اصلا وقتی چیزی خوب است نیاز به بررسی سندی ندارد. وقتی محتوای این دعا فوق العاده است و با قرآن تعارضی ندارد نیازی به سند رجالی صحیح نیست.
نکته 3: مفسران در این آیات اختلاف نظر دارند که برخی از این اختلافات به خاطر معنای واژههاست و برخی به خاطر رشد ابزار سنجش در دنیاست و برخی به خاطر عدم علم ما نسبت به روز قیامت است.
پیگیری این اختلافات نه لازم است و نه ممکن چرا که این اختلافات اولا ما را به جایی نمیرساند و ثانیا ما را از هدف اصلی آیه دور میکند. به هر حال ما از جزئیات پس از مرگ و ابزار سنجس اعمال ناآگاه هستیم.
آنچه مسلم است این است که امکانات افراد و گروههای مختلف متفاوت است و بنابراین باید از هرکسی پرسشهای مخصوص به خودش بشود و این گونه نباشد که همه مثل سؤالات کنکور بر سر سؤالات متساوی بنشینند و همان ملاک و معیار باشد و به شرائط دانشآموزان بیتوجهی شود که در این صورت افرادی که بیشترین و بهترین شرائط را دارند نمرۀ خوب میآورند در حالی که شاید یک فرد روستایی کوشش بیشتری کرده ولی به خاطر نداشتن امکانات و شرائط مناسب نتوانسته است نمرۀ مدّ نظر را بیاورد.
حال ممکن است کسی بگوید خدا در برابر این شرائط مختلف چگونه رفتار میکند که در این زمینه در آیات 8 و 9 آمده است که میزان سنجش حق است و هیچ بیعدالتی در کار نیست.
نکته 4: روشن است که ملاکهای سنجش نه در قدیم و نه اکنون منحصر به وزن نیست. علاوه بر این اصلا سنجش عمل انسان با وزن نیست بلکه اعمال انسان حرکتهایی است که ذاتا توان بقا ندارند و پس از انجام نمیتوان آن را در جایی حبس کرد و بر روی ترازو گذاشت. پس اعمال و عقائد و کردار انسان معیاری برای سنجش دارد که برای ما مشخص نیست و چون خدای علیم و حکیم و قادر گفته است که وسیلۀ سنجش اعمال وجود دارد مورد قبول واقع میشود ولی تصور آن هنوز برای ما ممکن نیست. پس تصور وزن در روز قیامت برای ما ممکن نیست اگرچه تصدیقش به خاطر گفتۀ خدا ممکن است.
نکته 5: در جلسات گذشته بحثی مطرح شد که آیا مباحثی مثل یگانی و شناخت خدا مهمتر است یا بحث عدالت اجتماعی؟
در این زمینه باید گفته شود که بحث شناخت خدا در عین اهمیت برای این است که ما را به اجتماع سالم برساند. پس علم خداشناسی اثرش در جامعه ظاهر میشود. به طور کلی شناخت، اثر زیادی در اعمال دارد و اینکه چه شناختی نسبت به خدا پیدا کنیم اثرات مختلفی در جامعه میگذارد. مثلا اگر شناخت عوضی از خدا داشته باشیم دیگر وزن و حق برایمان ملاک نیست بلکه میگوییم همین که یک قطره اشک بریزی کافی است. پس بحثهای توحیدی در اینکه در جهان چه باید بکنیم دخالت زیادی دارند. پس کسی نگوید بحثهای اعتقادی فایده ندارد.
نکته 6: همه باید در راه کمال بکوشیم چون پیوسته از جهان خدا استفاده میکنیم. حال برای جزاء و پاداش به این نگاه میشود که در مقابل مصرف کردن چقدر تولید کردهایم تا بتوان برای ما جزاء و پاداش قرار داد. بررسی این تولیدات ما نیاز به وسیلۀ سنجش دارد که طبیعتا در اختیار خداست.
نکته 7: باید بررسی کنیم که چرا در آیه از تعبیر خَفَّتْ و ثَقُلَتْ استفاده شده است.
باید دقت کرد که قرآن، هم قضایای حقیقیه دارد و هم قضایای خارجیه. در حجاز باد و طوفان زیاد بوده است و چیزی که وزن حجمی زیادی داشته باشد روز زمین ثابت است ولی چیزی که وزن حجمی کمی دارد وارد هوا میشود. حال احتمالا قرآن از همین دانستۀ مردم استفاده کرده و خواسته به مردم بفهماند اگر کارتان خوب بود همانند کسی هستید که سرمایهاش سنگین است و بادها و طوفانهای مقام پرستی و شهوت آنها را از جا نمیکند. پس استفاده از تعبیر خَفَّتْ و ثَقُلَتْ نوعی استعاره است.
بد نیست مثالی در این زمینه زده شود. در کتاب بیست گفتار شهید مطهری چنین آمده است:
صعصعه مثل همه یاران خاص آن حضرت از ضربت خوردن امام فوق العاده متأثر بود . آمد بلکه بتواند عیادتی بکند ، مجال نیافت . به وسیله کسی که در اطاق بیمار رفت و آمد میکرد سوز دل و پیام محبت خود را با این دو جمله بیان کرده ، گفت : سلام مرا به آقا برسان ، بگو صعصعه میگوید : ” یرحمک الله یا أمیرالمؤمنین حیا و میتا ، فلقد کان الله فی صدرک عظیما ، و لقد کنت بذات الله علیما ” رحمت خدا در حیات و ممات شامل حال تو باشد یا أمیرالمؤمنین ! خداوند در اندیشه تو بسیار بزرگ بود ، تو عارف و شناسای ذات خدا بودی . پیغام صعصعه به حضرت رسید ، فرمود : از طرف من به صعصعه بگویید ” « و أنت یرحمک الله ، فلقد کنت خفیف المؤونة ، کثیر المعونة » ” (بحار الانوار ، ج 42 ، ص . 234) خدا ترا رحمت کند ای صعصعه ! تو خوب یار و یاوری برای من بودی ، کم توقع ، کم زحمت ، کم خرج بودی . از آن طرف پرکار ، خدوم و فداکار بودی.(بیست گفتار، ج1،ص113)
شاهد مثال ما تعبیر خفیف المؤونة است که به معنای سبکی وزن صعصعه نیست بلکه مراد سبک بودن توقعات او بوده است. از آن طرف ظالمان مصرفشان زیاد و تولیداتشان کم است.
نکته 8: در این نکته به بررسی واژههای آیات بپردازیم:
وزن به معنای سنجش است و تنوین در يَوْمَئِذٍ بجای جملۀ محذوف است یعنی روز پرسش. و اما تعبیر الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ ممکن است به سه گونه معنا شود:
الف) وزن در آن روز حقیقت است یعنی حقیقت دارد و موجود است.
ب) وزن بر اساس معیار حق است. در واقع طبق این معنا معنای قبلی مسلم فرض شده که وزن هست ولی اینکه معیار سنجش وزن چیست مورد سؤال است که طبق این معنا گفته شده که معیار سنجش حق است.
ج) ممکن است الحق صفت الوزن باشد و آیه میخواهد بگوید وزن حق در آن روز است نه در دنیا.