تفسیر سوره بقره – آیه 15(2)

تفسیر سوره بقره – آیه 15(2)

برای شنیدن فایل صوتی تفسیر سوره بقره مربوط به آیه 15 این سوره وارد لینک زیر شوید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

لینک این جلسه

(ممکن است برای ورود به این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)

متن پیاده شدۀ این جلسه

نکات درس تفسیر – آیه 15 سوره بقره(2)(نوشته شده توسط یکی از شاگردان استاد عابدینی)

اَللّٰهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيٰانِهِمْ يَعْمَهُونَ  ﴿البقرة، 15﴾

خدا آنان را مسخره می‌کند، و آنان را در سرکشی وتجاوزشان مهلت می‌دهد [تا در گمراهی‌شان] سرگردان وحیران بمانند.

نکته 1: دو گونه می‌توان آیات مربوط به منافقان را دید: یکی اینکه مجموع این آیات اشاره به یک گروه از منافقان دارد و دیگر اینکه این آیات اشاره به چند گروه از منافقان دارد و نظر ما گونۀ دوم بود که این آیات اشاره به گروه‌های مختلف منافقان دارد.

نکته 2: اینکه خدا چگونه استهزاء می‌کند چند وجه گفته شد: گروهی گفته‌اند چون استهزاء قبیح است پس مراد از استهزاء خدا جزای استهزاء است. گروهی گفته‌اند مراد نتیجۀ استهزاء است چرا که نتیجۀ استهزاء خواری است و خدا آنها را خوار می‌کند. گروهی نیز گفته‌اند استهزاء خدا مربوط به آخرت است.

و اما به ذهن من چیز دیگری آمد. دقت کنید تا وقتی که حقیقت ممکن است و بتوان لفظی را بر معنای حقیقی حمل کرد نباید سراغ مجاز است. حتی سراغ مجاز هم که می‌رویم اقرب المَجازات باید گرفته شود. به هر حال ابتدا باید سراغ معنای حقیقی برویم و اگر معنای حقیقی به هیچ نحوی ممکن نبود باید سراغ مجاز رفت مثل تعبیر «جاء ربک» که اصلا به صورت حقیقی نمی‌تواند معنا شود.

به خاطر همین قاعده واژۀ «شیاطین» در آیه 14 را حقیقی معنا کردیم و گفتیم انسان‌هایی حقیقتا مصداق شیاطین هستند نه مجازا.

حال در اینجا نیز باید تا جایی که ممکن است استهزاء را به صورت حقیقی معنا کنیم. البته اگر بخواهیم استهزاء را حقیقی معنا کنیم این سؤال پیش می‌آید که آیا استهزاء برای خدا اشکال دارد؟

جواب این است که به نظر من اشکالی ندارد چون استهزاء مثل مکر است. اگر در مکر کردن گناهی همراه نباشد مشکلی وجود ندارد. در استهزاء نیز همین‌گونه است. اگر افراد را همان‌گونه که هستند معرفی کنیم مشکلی ندارد ولی اگر در کنار آن دروغ بگوییم یا یک رذیلۀ اخلاقی را انجام دهیم این بد است.

حال خداوند که تمام دنیا در دست اوست کارهایش را به صورت طبیعی انجام می‌دهد و خلافی مرتکب نمی‌شود و همین که خدا آنها را به «عمه» مبتلا کند این همان استهزاء خداست.

نکته 3: بحثی مطرح است که فِي طُغْيٰانِهِمْ متعلق به فعل قبلی یعنی يَمُدُّهُمْ است یا متعلق به فعل بعدی یعنی يَعْمَهُونَ است؟

هر دو احتمال ممکن است. طبق احتمال اول معنا چنین می‌شود: آنها را در طغیانشان مهلت می‌دهیم در حالی که سرگردانند.

 طبق احتمال دوم معنا چنین می‌شود: آنها را مهلت می‌دهیم تا در طغیانشان سرگردان باشند.

البته باید یادمان باشد که جار و مجرور متعلق می‌خواهد ولی جایی نگفته‌اند که متعلق باید یکی باشد. پس جار و مجرور در اینجا می‌تواند متعلق به هر دو فعل باشد و در نتیجه این چنین معنا شود:

خداوند آنها را در طغیان‌گریشان مهلت می‌دهد تا در این طغیان‌گری حیران و سرگردان باشند.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات