شرح دعای ابوحمزه – جلسه چهلم

برای شنیدن فایل صوتی جلسه چهلم شرح دعای ابوحمزه وارد لینک زیر شوید:
↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
(ممکن است برای باز شدن این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)
متن پیاده شدۀ این جلسه
جلسه چهلم شرح دعای ابوحمزه
اللّٰهُمَّ إِنِّى كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأْتُ وَتَعَبَّأْتُ وَقُمْتُ لِلصَّلاةِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَناجَيْتُكَ أَلْقَيْتَ عَلَىَّ نُعاساً إِذا أَنَا صَلَّيْتُ، وَسَلَبْتَنِى مُناجاتَكَ إِذا أَنَا ناجَيْتُ، مالِى كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَرِيرَتِى، وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوَّابِينَ مَجْلِسِى عَرَضَتْ لِى بَلِيَّةٌ أَزالَتْ قَدَمِى وَحالَتْ بَيْنِى وَبَيْنَ خِدْمَتِكَ؛
ترجمه: «خدایا هرگاه گفتم مهیا و آماده شدم و در پیشگاهت به نماز ایستادم و با تو راز گفتم، چرتی بر من افکندی، آنگاه که وارد نماز شدم و حال راز گفتن را از من گرفتی آنگاه که با تو راز و نیاز کردم، مرا چه شده؟ هرگاه گفتم نهانم شایسته شد و جایگاهم به جایگاه توبهکنندگان نزدیک گشت برایم گرفتاری پیش آمد که بر اثر آن گرفتاری پایم لغزید و میان من و خدمت به تو مانع شد؛»
بحث به اینجا رسید که چرا موقع دعا و نماز کسل هستیم و حال عبادت نداریم بر خلاف کارهای دیگر مثل کارهای تفریح و لغو که موقع آنها حسابی حال داریم.
توضیح دادیم یکی از دلایل این امر عدم معرفت صحیح به خداست. دلیل دیگر، گناهان است که سدّ راه ما میشوند. در سوره روم آمده است:
ثُمَّ كٰانَ عٰاقِبَةَ الَّذِينَ أَسٰاؤُا السُّواىٰ أَنْ كَذَّبُوا بِآيٰاتِ اللّٰهِ وَ كٰانُوا بِهٰا يَسْتَهْزِؤُنَ ﴿الروم، 10﴾
آن گاه بدترین سرانجام، سرانجام کسانی بود که مرتکب زشتی شدند به سبب اینکه آیات خدا را تکذیب کردند و همواره آنها را به مسخره میگرفتند.
از این آیه متوجه میشویم که انجام کار بد موجب تکذیب آیات الهی میشود. مثال بارز آن قارون است که با وجود اینکه از قوم موسی بود ولی گناهانی مثل عدم پرداخت زکات انجام داد و در قرآن هم ردیف فرعون و هامان قرار گرفت. به این آیه توجه کنید:
إِلىٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ كَذّٰابٌ ﴿غافر، 24﴾
موسی به سوی فرعون و هامان و قارون فرستاده شد، ولی [آنان] گفتند: جادوگری بسیار دروغگوست!
پس کار بد انسان را به بدترین عاقبت میرساند. سعی کنیم اگر کار بد کردیم سریع توبه کنیم چرا که اگر توبه نکردیم گناهان بزرگتری انجام خواهیم داد و به قول معروف تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد میشود.
سَيِّدِى لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَنِى،
ترجمه: «سرور من شاید مرا از درگاهت راندهای»
باید دقت داشت که خداوند کسی را از باب خود نمیراند و حتی توبه از بدترین گناهان را میپذیرد. پس این خود گنهکاران هستند که به در خانۀ خدا نمیآیند و خود را از رحمت خدا محروم میکنند.
این نکته نیز فراموش نشود که درهای بهشت و درهای به سوی خدا، شهر و مکان نیست بلکه درهای به سوی خدا کارهای خوب است. نماز و روزه و خدمت به مردم و جهاد و تربیت صحیح فرزند و امثال اینها هریک دری است به سوی خدا.
پس درهای بهشت به تعداد کارهای خوب است که در قرآن از آن به سبیل الله یاد شده است یعنی راهی که ما را به خدا میرساند.
البته آیت الله ایزدی سبیل الله را به این معنا گرفته است که اشاره به راهی دارد که ایجاد کنندۀ آن خداست و مصداقش تمامی کارهایی است که خدا در قرآن به عنوان راه خود معرفی کرده است.
حال تعبیر لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَنِى به این معناست که خدایا شاید من این کارهایی که تو به عنوان سبیل الله معرفی کردهای را انجام نمیدهم و به همین خاطر توفیق عبادت و بندگی را از من سلب کردهای.
وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِى
ترجمه: «و شاید از خدمتت برکنار نمودهای»
باید دقت داشت که خدا نیاز به خدمت ندارد بر خلاف ما انسانها که نیاز به خدمت داریم و مثلا زن و مرد به یکدیگر خدمت میکنند. حال وقتی خدا نیاز به خدمت ندارد خدمت به خدا باید به گونۀ دیگری معنا شود و آن اینکه خدمت به خدا خدمت به مخلوقات خداست مثل اینکه قرض الحسنه دادن به خدا به معنای قرض الحسنه دادن به بندگان خداست.
پس عبارت مورد بحث به این معناست که خدایا شاید توفیق خدمت به مردم را از من سلب کردهای.
جالب است که نیازمندان به درب خانۀ همه نمیروند چرا که برخیها حاضر نیستند به راحتی به دیگران کمک کنند ولی از آن طرف افرادی هستند که نیازمندان را دست خالی برنمیگردانند. سعی کنیم جزو گروه دوم باشیم تا از خدمت کردن به خدا محروم نباشیم.
أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأَقْصَيْتَنِى
ترجمه: «یا مرا دیدهای که حقّت را سبک میشمارم پس از پیشگاهت دورم ساختی،»
گاهی اوقات به خدا قول میدهیم ولی خلاف آن رفتار میکنیم و این همان سبک شمردن حق خداست. این رفتار عامل بیتوفیقی در دعا و عبادت است. پس مقصر خود ما هستیم که با اعمال و رفتارمان از خدا دور میشویم.
دقت کنید که در امور مادی دو طرف به یک اندازه با یکدیگر فاصله دارند ولی در امور معنوی ممکن است یک طرف نزدیک باشد و طرف دیگر دور باشد مثل اینکه خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر است ولی ما از خدا دور هستیم. خدا این همه به ما اظهار دوستی دارد و هر نعمتی بوده به ما داده است ولی ما شکر نعمت او را بجا نمیآوریم و همین عامل دوری ما از خدا میشود.
گاهی اوقات افراد نعمتها و خوبیهایی که خدا به آنها داده است را نمیبینند و تنها به موارد اندکی که مشکل دارند توجه میکنند. این امر اشتباه است. باید قدر نعمتهای الهی را دانست و فقط مشکلات را ندید.
نعمتهای خدا آنقدر زیاد است که وقتی سلب شود متوجه آن میشویم. پس مواظب باشیم حق خدا را سبک نشماریم و الا موجبات دوری ما از خدا فراهم خواهد شد.
أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنِى
ترجمه: «یا شاید مرا رویگردان از خود مشاهده کردی، پس مرا مورد خشم قرار دادی»
دقت شود که ریشۀ فَقَلَيْتَنِى در قرآن نیز آمده است. در سوره ضحی میخوانیم:
مٰا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ مٰا قَلىٰ ﴿الضحى، 3﴾
پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم قرار نداده است.
پس فَقَلَيْتَنِى به معنای خشم گرفتن است. البته از این تعبیر دعا میفهمیم خدا ابتدائا به کسی خشم نمیگیرد و خشم خدا مربوط به زمانی است که خود ما از خدا روی برگردانیم.
یکی از مصادیق روی برگرداندن از خدا این است که واجبات را انجام ندهیم و مثلا نمازهای واجب خود را نخوانیم. البته اگر ما هیچوقت حال خواندن نماز مستحبی نداریم نیز به گونۀ دیگری از خدا روی گردانیدهایم که این هم بد است.