شرح دعای ابوحمزه – جلسه چهل و یکم

برای شنیدن فایل صوتی جلسه چهل و یکم شرح دعای ابوحمزه وارد لینک زیر شوید:
↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
(ممکن است برای باز شدن این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)
متن پیاده شدۀ این جلسه
جلسه چهل و یکم شرح دعای ابوحمزه
در ادامۀ موانع دعا به این عبارت میرسیم:
أَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَنِى فِى مَقامِ الْكاذِبِينَ فَرَفَضْتَنِى
ترجمه: «یا شاید مرا در جایگاه دروغگویان یافتی، پس به دورم انداختی»
بارها گفتهایم که خدا کسی را از خانۀ خود نمیراند بلکه این خود ما هستیم که با اعمال و رفتارمان مثل دروغگویی از در خانۀ خدا پراکنده میشویم و توفیقِ حضور در پیشگاه او را از دست میدهیم.
أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى غَيْرَ شاكِرٍ لِنَعْمائِكَ فَحَرَمْتَنِى
ترجمه: «یا شاید مرا نسبت به نعمتهایت ناسپاس دیدی، پس محرومم کردی»
نعمتهای خدا شکرگذاری میخواهد. البته این بدان معنا نیست که خدا نیاز به شکر ما داشته باشد بلکه شکر خدا به نفع خودمان است. دقت کنید که شکرگذاری تنها به لفظ نیست بلکه شکر نعمت به این معناست که آن نعمت را در مسیر صحیح بکار ببریم. مثلا شکر علم و مال و قدرت به این است که توسط آنها به خلق خدا خدمت کنیم.
حال اگر چنین شکری بجا نیاوردیم نتیجهاش این است که خدا ما را از دعا محروم میکند.
أَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِى مِنْ مَجالِسِ الْعُلَماءِ فَخَذَلْتَنِى
ترجمه: «یا شاید مرا از همنشینی دانشمندان، غایب یافتی، پس خوارم نمودی»
این جمله به ما یاد میدهد که اگر دنبال علم نرفتیم خوار میشویم. دقتی کنید که خدا به ما عقل و ذهن و هوش داده تا علم کسب کنیم. حال اگر دنبال علم نرفتیم به این معناست که این نعمتهای الهی را از بین بردهایم. دقت کنید که در طول تاریخ زندگی گوسفندها همیشه یکسان بوده است اما انسانها در طول تاریخ متفاوت بودهاند و روز به روز متکاملتر شدهاند به صورتی که مثلا ما انسانهای امروزی موبایل داریم ولی انسانهای قدیم موبایل نداشتهاند. پس این علم است که موجب تکامل و دوری از خواری است.
و اما علاوه بر دانشمندان علوم طبیعی دانشمندان علوم دینی هم داریم که باید با رفتن نزد آنها روح و علم و معنویت خود را زیاد کنیم. حال اگر از علوم معنوی خالی شدیم مثل حیوانات شده و متکامل نمیشویم و این همان خواری است که در تعبیر مورد بحث به آن اشاره شده است.
اوایل انقلاب و قبل از آن جوانان خیلی کتاب میخواندند ولی امروزه کتاب خواندن خیلی کم شده است و همین موجب شده که جاهل بمانیم و وقتی جاهل شدیم دیگران احساسات ما را تحریک کرده و ما را بر علیه این و آن میشورانند تا بر علیه هر منتقدی شعار دهیم. ولی چه بسا در آینده بفهمیم همانها درست میگفتهاند. امروزه وقتی میبینیم کشور با چه مشکلاتی رو به رو است میفهمیم که اگر حرف دانشمندان را گوش میدادیم اینگونه نمیشد. پس چون عالم نبودیم و گوش به حرف عالم ندادیم خوار شدهایم. مثلا دانشمندان میگفتند آبهای زیر زمینی را بی حد وحساب خارج نکنید ولی ما به حرف آنها توجه نکردیم و فکر کردیم خودمان همه چیز میدانیم و این موجب شد که الآن با مشکل فرو نشست رو به رو باشیم.
جهان، جهان علم است ولی ما بجای علم دنبال احساسات رفتهایم و اینکه چه موقعی برگردیم خدا میداند.
أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى فِى الْغافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِى
ترجمه: «یا شاید مرا در گروه بیخبران دیدی، پس از رحمتت ناامیدم کردی،»
یکی دیگر از مشکلات این است که میان انسانهای غافل باشیم. اگر اطرافیان ما هشیار باشند ما را از خواب غفلت بیدار میکنند ولی اگر اطرافیان ما خودشان غافل باشند کسی نیست که ما را هشیار کند.
و اما دقت کنید که غفلت آن است که چیزی را بدانیم ولی فراموش کنیم. پس انسان غافل علم دارد ولی هشیاری ندارد.
مواظب باشیم در جمع غافلان قرار نگیریم که خودش عاملی برای دوری از رحمت خدا و از دست دادن توفیق دعا و عبادت است.
أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِى آلِفَ مَجالِسِ الْبَطَّالِينَ فَبَيْنِى وَبَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِى،
ترجمه: «یا شاید مرا انس یافته با مجالس بیکارهها دیدی، پس مرا به آنان واگذاشتی»
بطّالین صیغۀ مبالغۀ است یعنی کسانی که خیلی اهل کار باطل هستند. مواظب باشیم با چنین افرادی نشست و برخواست نداشته باشیم. ممکن است شب قدر بجای اینکه مشغول دعا و عبادت شویم در جلسات اهل باطل حضور پیدا کنیم و وقت خود را از بین ببریم و در نتیجه این کار عاملی برای از دست دادن توفیقات شود.
أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعائِى فَباعَدْتَنِى،
ترجمه: «یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی پس دورم نمودی، »
بسیاری از ما دوست نداریم با کسی که دهانش بوی سیر میدهد صحبت کنیم. حال برخی گناهان هستند که انسان را بو دار میکند و خود این موجب میشود که خدا دوست نداشته باشد دعای بندۀ گنهکارش را بشنود. مثلا کسی که غیبت میکند دهانش بوی مردار میدهد. پس کاری نکنیم که خدا دوست نداشته باشد دعای ما را بشنود.
أَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمِى وَجَرِيرَتِى كافَيْتَنِى
ترجمه: «یا شاید به خاطر جرم و جنایتم کیفرم نمودی»
از این عبارت میفهمیم جرم و جنایت عاملی برای از دست دادن توفیقات است.
أَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيائِى مِنْكَ جازَيْتَنِى؛
ترجمه: «یا شاید برای کمی حیایم از تو، مجازاتم نمودی؛»
انسانی که در پیشگاه خدا بیحیایی و کمحیایی میکند مجازات خواهد شد و یکی از آن مجازاتها از دست دادن توفیق است.
به هرحال موارد گفته شده عیوبی است که ممکن است هریک از ما همه یا برخی از آنها را داشته باشیم. هر گناهی اثری دارد و اثر اصلیاش این است که حال دعا را از ما میگیرد.
فَإِنْ عَفَوْتَ يَا رَبِّ فَطالَمَا عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبِينَ قَبْلِى
ترجمه: «پس اگر پروردگارا گذشت کنی، سابقه اینکه از گناهکاران پیش از من گذشتهای طولانی است»
پس سیرۀ خداوند بخشش گنهکاران بوده است و اگر ما را با وجود این گناهان ببخشد طبق سیرۀ خود عمل کرده است.
لِأَنَّ كَرَمَكَ أَيْ رَبِّ يَجِلُّ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرِينَ
ترجمه: «زیرا کرمت پروردگارا از مجازات اهل تقصیر بسیار بزرگتر است»
خداوند آنقدر کریم است که از او توقع مجازات مقصران نمیرود بلکه توقع عفو و بخشش میرود.
وَأَنَا عائِذٌ بِفَضْلِكَ
ترجمه: «و من پناهنده به فضل توأم»
همۀ ما باید از خطرات ناشی از گناه به فضل خدا پناهنده شویم.
هارِبٌ مِنْكَ إِلَيْكَ
ترجمه: «از تو به تو گریزانم،»
وقتی مادر، فرزندش را دعوا میکند بچه ابتدا از او فرار میکند ولی چون جایی برای رفتن ندارد دوباره به آغوش مادر بازمیگردد. حال ما نیز نسبت به خدا چنین هستیم و از غضب خدا فرار میکنیم و به مهربانی او پناه میبریم.