درد لبنان و چارۀ ما

برای شنیدن فایل صوتی سخنرانی احمد عابدینی با موضوع «درد لبنان و چارۀ ما» وارد لینک زیر شوید:
↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
(ممکن است به خاطر ضعیف بودن اینترنت برای ورود به این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)
متن پیاده شدۀ این جلسه
بسم الله الرحمن الرحيم
درد لبنان و چارۀ ما
وضع لبنان واقعا مرا آشفته کرده است. دوستان بسیار خوبی که حدود 38 سال پیش در لبنان با آنها آشنا شدم و شاگرد خودم بودند به شهادت رسیدهاند مثل شیخ علی ابوریا. او جزو طلاب خوبی بود که سال 1365 به مدرسه علميۀ رسول اكرم آمد و خودم و ديگران به آنها درس دادیم. سپس ایشان به ایران آمد و بعد از تحصيل خوب، برای تبلیغ به کانادا رفت. همچنین شيخ عبد المنعم مُهنّا پیرمردی بود که حوزهای در روستاي صدیقین در جنوب لبنان در خط بین لبنان و اسرائیل تشکیل داده بود و خودش فقیرانه زندگی میکرد. من تابستان هفتهاي دو سه روز به آنجا میرفتم و میدیدم که طلاب مدرسهاش از لحاظ معیشتی در حدّ ضعیفی بودند ولی خودش و آنان روحیۀ خوبی داشتند و حتی یک شب برخي سربازان اسرائيلي به حوزۀ او حمله کردند. بالأخره اكنون به شهادت رسید. شهادت گوارايشان باد، ولي اینها بدی دشمن را میرساند که چگونه پیرمرد افتادهای را شهید میکند. همچنین اخیرا فرماندهان زیادی در لبنان از حزب الله کشته شدند كه به خانوادههايشان تسليت ميگويم و برايشان از خداوند صبر جميل مسألت دارم
اما چیزی که اكنون میخواهم بگویم این است که مواجه شدن با دشمن به این صورت که مثلا او خمپاره بزند و ما مشت بزنیم ممکن نیست. پس باید قوی شویم. البته مقصودم از قوی شدن این نیست که خودمان را از لحاظ نظامی قوی کنیم؛ خير، بنده در تفسیر وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ در آیه 60 سوره انفال مفصلا گفتهام که اگر جهان به سمت سلاح اتمی رفت ما نباید به آن سمت برویم و آیه این را نمیگوید چرا که اینگونه عمل کردن جنگ تسلیحاتی به وجود میآورد و جهان را نابود ميكند و اين خواست خدا و خواست دين خدا نيست.
پس باید کاری مثل کار کشور ژاپن انجام داد یعنی علم و فنآوري خود را بالا ببریم. سعی کنیم بالاترین افراد از لحاظ علم باشیم تا جهان احترام ما را داشته باشد و به ما محتاج باشد. دقت کنید که اگر قرار است کشوری با آمریکا دشمن باشد ژاپن است که قربانی سلاح اتمی آمریکا قرار گرفته است ولی ژاپن بجای دشمنی، و رو در رويي نظامي، علم خود را بالا برد و اکنون میبینیم که جهان به تکنولوژی او محتاج است و کسي او را تهدید نمیکند و بلکه همه احترام او را دارند. اينگونه دينداري و تبليغ دين هم بيشتر ممكن ميشود.
خواست خدا این نیست که با بمبهای مختلف زمین خدا را خراب کنیم. حتی خواست خدا کشتن فاسقان نیست، بارها مرحوم آیت الله منتظری این حدیث را میخواند که اگر دو گروه کافر با هم جنگ داشتند ميتوان سلاحهای دفاعی به آنها فروخت نه سلاحهای تهاجمی.
محمد بن قیس مى گوید از امام صادق(ع) پرسیدم: عن الفئتین من اهل الباطل ابیعهما السلاح؟ فقال: بعهما ما یکنهما؛ الدرع و الخفین و نحو هذا.(تهذیب الاحکام، ج6،ص354)
ترجمه: «از امـام صـادق(ع) دربـاره فروش اسلحه به دو گروه از اهل باطل که با یکدیگر در حال ستیزند, نظر خواستم؟ فـرمود: زره و پاپوش و مانند آن, از ابزارى که خود را با آن در برابر تهاجم دشمن در امان نگه مىدارند, بفروش.» پس حتی باید جلو کشتن اهل باطل را نیز گرفت. دقت کنید که کفر کافر باید از بین برود نه خود کافر. کافر یک انسان است و باید زنده باشد نه اینکه کشته شود.
خداوند در ابتدای خلقت آدم به ملائکه فهماند که ارزش آدم به خاطر علم اوست. علم مهم است و انسان به خاطر گسترش علم خلق شده است.
پس ما نباید فاسدان و آدمکشان را تحريك كنيم و بگوییم اگر آنها کشتند ما هم ميکشیم. باید راهی را پیش گرفت که آنان نكشند و ما نيز نكشيم يا اگر آنان كشتند تا حد امكان ما نكشيم. ولی با کمال تأسف، ما مسیر را اشتباه رفتیم.
قبل از انقلاب بحث این بود که علم گسترش یابد ولی بعد از انقلاب برخی دانشمندان را حصر کردیم، برخی دیگر درسهایشان تعطیل شد، برخی از کشور خارج شدند، برخی کشته شدند، بعضی از دانشجویان از طبقههاي بالاي خوابگاه پرت شدند و تازه به برخی از همین افراطیون پستهایی داده شد و با این کارها به جهان اعلام کردیم که ما به دنبال علم نیستیم بلكه با لم مخالفيم و جهان هم فهمید که میتواند ما را از بین ببرد. بله آنها در علم پیش رفتند و ما در جهل پیش رفتیم. به همین خاطر است که آنها با علمی که دارند دقیقا همان کسی را میزنند که میخواهند. حال یا با جاسوسانشان چنین دقيق افراد را پيدا میکنند یا با تکنولوژی و هوش مصنوعی. هر چه که باشد آنها دنبال علم بودند و ما دنبال شعار بودیم و دانشمندانمان را لِهْ کردیم و جاهلان را حاکم کردیم. در ابتدای کار جهانيان فکر میکردند كه شعارهای ما واقعی است ولی بعدا معلوم شد که شعاری بیش نیست.
من قبلا تحلیلی را در بین جمعی از دوستان پیرامون عملیات طوفان الاقصی گفته بودم و چون با آن مخالفت کردند آن را علني نگفتم، ولی الآن میفهمم که تحلیلم درست بوده است. زمانی که طوفان الاقصی انجام شد من گفتم این کار خود اسرائیل است چون اسرائیل همان ابتدا میتوانست جلو حماس را بگیرد ولی اجازه داد که آنها وارد اسرائیل شوند و فیلم گرفت و به جهان نشان داد تا آنان را وحشی نشان دهد و در جهان تبلیغ کرد که من میخواهم این وحشیها را از بین ببرم. بله آن زمان به اطرافيانم گفتم از طوفان الاقصی شادی نکنید چون دام اسرائیل است و الآن مشخص شد که همینطور بوده است.
پس نه تحلیل درستی از دشمن داشتیم و نه تحلیل درستی از پیشرفت جهان داشتیم که بتوانیم در مقابل آنها که خود را قوی کردند ما نیز به همان روش قوی شویم. آنها یاد گرفتند چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنند ولی ما دنبال علم نرفتیم و حتي اينترنت معمولي را نيز از مردممان دريغ كرديم.
یکی از دوستان لبناني میگفت در آنجا جاسوس زیاد هست. میگفت من میدانستم که پسر عمویم جزو تشکیلات حزب الله است ولی نمیدانستم چکاره است ولی اسرائیل او را کشته و گفته این کاره بوده است. پس اسرائیل بیشتر از من نسبت به خویشاوندم خبر داشته است.
به هر حال اسرائيل جاسوس هم که پرورش داده باشد معلوم است که بیکار ننشسته است ولی ما نتوانستیم مثل او عمل کنیم. علاوه بر این او از هوش مصنوعی استفاده کرده ولی ما نکردیم.
پس باید علمهايي ميآموختيم و کارهایی میکردیم که نکردیم. البته کارهایی که منجر به کشتن افراد شود را من قبول ندارم. باید افراد را زنده نگه داشت و کفر و بدی آنها را از بین برد نه زنده بودن و جسم آنها را.
همین یهودیانی که امروزه هستند در زمان پیامبر(ص) هم بودند ولی پیامبر(ص) با آنها مدارا کرد و وقتی دیگر چارهای نبود آنها را از مدینه بیرون کرد. شكنجههاي امثال ابوسفیان را تا وقتی که ممکن بود تحمل کرد و زمانی که خواستند او را بکشند به مدینه فرار کرد و باز تا جایی که میشد سعی کرد با مكيان درگير نشود. بله اگر جنگ راه میانداختند با آنها میجنگید. از آن طرف وقتی پیامبر(ص) قوی شد به جاي انتقام صلح حدیبیه را برقرار کرد و زمان فتح مکه نیز همه را بخشید و با بخشیدن، آنها را از نظر روحي تسلیم کرد.
اسرائیل کاملا اشتباه فکر میکند. او میخواهد با کشتن افراد، حماس و حزب الله را نابود کند ولی نمیداند که چنین امری ممکن نیست چون بچههای کشته شدگان با آنها دشمن خواهند شد.
ما هم اگر فکر کنیم با کشتن اسرائیلیها آنها از بین میروند در اشتباهیم. کاری که باید کرد مهربانی است یعنی باید مهربانی کرد تا دشمن جذب شود و دستور قرآن نیز دقیقا همین است. به این آیه توجه کنید:
وَ لاٰ تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدٰاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ﴿فصلت، 34﴾
نیکی و بدی یکسان نیست. [بدی را] با بهترین شیوه دفع کن؛ [با این برخورد متین و نیک] ناگاه کسی که میان تو و او دشمنی است [چنان شود] که گویی دوستی نزدیک و صمیمی است.
بر طبق این آیه بخشش دشمن او را به دوست تبدیل خواهد کرد. چرا به امثال این آیات بی توجهیم؟
و اما حوزۀ علمیه چند روز پیش درسها را به خاطر این رویدادها تعطیل کرده بود ولی من بر عکس فکر میکنم و میگویم اتفاقا باید به علم چسبید و مسئولان مملکت باید به دانشجویان و اساتید دانشمند بها بدهند نه اینکه آنها را بیرون کنند و بجای آنها عدهای مداح بیسواد را استاد کنند. نباید از مهاجرت نخبگان خوشحال باشیم بلکه باید ناز آنها را کشید تا آنها در کشور بمانند.
اگر 40 سال اشتباه رفتیم باید درس بگیریم. کشور را پر از سلاح کردهایم چرا که فکر میکردیم جنگ رو در رو است ولی دشمن به گونهای زد که نیازی به جنگ رو در رو نبود و قبل از بکار گرفتن اسلحه نابود شدیم.
پس این راه فایده ندارد. اگر به دانشمندان بها داده بودیم ما را متوجه این امر میکردند.
قبلا حتي به مخیلۀ ما نمیآمد که فضای مجازی ایجاد شود و بتوان اینگونه از آن استفاده کرد. در اوایل انقلاب با سختی برگههای اطلاعیه تكثير میشد تا به دیگران برسد ولی امروزه پیامی در یک لحظه از این طرف دنیا به آن طرف منتقل میشود و این کار، هنر دانشمندان است. این دانشمندان هستند که فکر میکنند چگونه در خانه با وجود هر سلاحی خلع سلاح شویم که نتوانیم کاری بکنیم.
پس باید تسلیم علم شد همانطور که خدا نیز آدم را به خاطر علم خلق کرد. با شعار و ادعا کار حل نمیشود. الآن نیز باید راه صلح پیش بگیریم و راهمان را از نظاميگري عوض کنیم. به سمت علم برویم. نگوییم با زدن آنها پیروز میشویم. خیر. آنها پناهگاههایی دارند که اگر ما به سمت آنها موشک شلیک کردیم وارد آن میشوند ولی در مقابل مناطق حساس کشور ما مانند نيروگاههاي ما را میزنند و کشور را مختل میکنند. پس با زدن کار حل نمیشود.
باید از متفکران و دانشمندان کمک گرفت. کسانی که ایران را دوست دارند زیادند و باید از آنها استفاده کرد. فکر نکنیم آنها خائن هستند. این خود ما هستیم که با نادانيهايمان در حالی نابودی کشور هستیم.
من خودم سعی کردهام بیشتر در علم ممحض شوم و به همین خاطر بیشتر به مباحث قرآنی میپردازم. علم دیگری نمیدانم ولی بر روی قرآن کار کردهام و آیات قرآن را به نحو دیگری فهمیدهام.
در واقع همان طور که نگرش به جهان عوض شده نگرش من نیز به دین عوض شده است. قبلا جهان را اینگونه میدیدند که زمین ثابت است و خورشید به دور آن میچرخد ولی بعد از مدتی دانشمندان متوجه شدند که زمین کروی است و به دور خورشید میچرخد. وقتی این حرفها زده شد کلیسا موضع گرفت و در مقابل آنها ایستاد.
به هر حال همانطور که نگرش به جهان عوض شده نسبت به قرآن نیز همینگونه است و میتوان دید جدیدی داشت. کار بنده این است که نگرش جدیدی به قرآن داشته باشم. دیگر دانشمندان در رشتههای مختلف نیز باید همین کار را بکنند و البته حکومتها نباید جلو چنین کاری را بگیرند و بگویند با نظرات ما مخالف است. ذهن حکومتها در این زمینهها عقب افتاده است. بنابراین باید به حرف دانشمندان و نو آوران توجه اساسی داشته باشند.
در کلیپی دیدم که شاه گفته بود قرار است از خورشید انرژی خورشیدی بگیریم و امام خمینی به او گفته بود تو بی سوادی و جهان به تو میخندد ولی الآن مشخص شده که انرژی خورشیدی یکی از بهترین انرژیها است.
الآن دانشمندان در حال بررسی این مطلب هستند که از آب، انرژی تولید کنند و بجای بنزین در ماشین آب بریزند. ما ممکن است به این حرف بخندیم و بگوییم آب آتش را خاموش میکند ولی جالب است که خوردوهایی ساختهاند که بجای بنزین در آن آب ریخته میشود.
نباید دنبال مرید بازی و خرافات بود بلکه باید به دنبال علم رفت. متأسفانه کسانی هم که بخواهند با خرافات مبارزه کنند عدهای به آنها میگویند با عقائد مردم بازی نکنید و آنها را به شک نیندازید.
جهان ثانیه به ثانیه در حال استفاده است ولی ما روزهایمان را تلف میکنیم. این است که دشمن خوب فهمیده است از کجا وارد شود.
بنابراين به خاطر اعتراض به دشمن يا دوست بنده درس تفسیرم را تعطیل نمیکنم و تازه میخواهم کار جدیدی شروع کنم و کلیپهای پنج دقیقهای با موضوع تفسیر قرآن پُر کنم و نظر خودم را در این کلیپها در مورد آیات قرآن بیان کنم.
درست است که دوستان عزیزی را در لبنان از دست دادهام ولی با گریه و احساسات راه آنها ادامه پیدا نمیکند. آنچه که موجب ادامۀ راه آنهاست علم است. باید دانشمندان هر رشته به علم خود ادامه دهند. مسئولان نیز باید دانشمندان و دانشجویان را اگر زندان سیاسی هستند آزاد کنند و استادان اخراجی را به دانشگاهها برگردانند. باید کاری کنند که دانشمندان ما که خارج از کشور هستند و برای دیگران کار میکنند به کشور برگردند و حتی باید برای برگرداندن آنها التماس کرد و هر چه لازم دارند مثل محیط علمی و آزمایشگاهی برای آنها فراهم کرد.
و السلام عليكم و رحمت الله و بركاته