جلسه چهارم شرح خطبه قاصعه

برای شنیدن فایل صوتی جلسه چهارم شرح خطبه قاصعه وارد لینک زیر شوید:
↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
(ممکن است به خاطر ضعیف بودن اینترنت برای ورود به این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)
متن پیاده شدۀ این جلسه
شرح خطبه قاصعه- جلسه چهارم
فَمَنْ ذا بَعْدَ اِبْليسَ يَسْلَمُ عَلَى الله بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ؟
ترجمه: «پس چه کسی بعد از ابلیس با آلوده شدن به گناهی همانند گناه او از عذاب خدا سالم میماند؟»
این تعبیر میخواهد بگوید اگر ابلیس به خاطر یک لحظه تکبر شش هزار سال عبادتش از بین رفت پس هيچ کسی با تکبر سالم نخواهد ماند.
كَلاّ! ما كانَ الله سُبْحانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِاَمْر اَخْرَجَ بِهِ مِنْها مَلَكاً،
ترجمه: «حاشا؟ خداوند هرگز انسانی را به عملی وارد بهشت نمی کند که به خاطر همان عمل فرشته ای را از آنجا بیرون کرد»
اصلا نباید به ذهن بیاید که خداوند با ابليس دشمني خاصي دارد و ابلیس را به خاطر تکبر عذاب ميکند ولی با ما دوست است و اگر ما تکبر ورزیدیم ما را عذاب نميکند؛ خير اينچنين نيست. اگر تکبر کردیم مثل ابلیس از بهشت اخراج خواهیم شد.
دقت شود اینکه در عبارت نسبت به ابلیس واژۀ مَلَک بکار رفته است یا به این خاطر است که ابلیس فرشته بوده یا اینکه در بین فرشتگان بوده است.
اِنَّ حُكْمَهُ فى اَهْلِ السَّماءِ وَ اَهْلِ الاْرْضِ لَواحِدٌ
ترجمه: «امر و فرمانش در حق آسمانیان و زمینیان مساوی است»
پس چه ملائکه در آسمان و چه انسانها در زمین تکبر کنند از بهشت اخراج خواهند شد. جالب است که در این جمله از لحاظ ادبی تأکید فراوانی شده است انگار که حضرت علی(ع) دلش برای ما میسوزد و میخواهد هر طوری که ممکن است ما را از تکبر دور کند.
وَ ما بَيْنَ الله وَ بَيْنَ اَحَد مِنْ خَلْقِهِ هَوادَةٌ فى اِباحَةِ حِمًى حَرَّمَهُ عَلَى الْعالَمينَ.
ترجمه: «و بین خداوند و اَحدی از بندگانش صلح خاصی وجود ندارد تا به خاطر آن آنچه را بر جهانیان حرام کرده بر او مباح کند»
پس خدا با بندگانش رودربایسی ندارد. خدا حتی با امام حسین(ع) رودربایسی ندارد که اگر ایشان تکبر کرد خدا کاری به او نداشته باشد. بنابراین کسی نگوید من اربعین پیاده روی رفتهام و میتوانم بر دیگران تکبر کنم. خیر، تکبر مطلقا حرام است و هیچ کسی بر این کار مجاز نیست.
علت حرمت تکبر نیز این است که خدا واقعا بزرگ است و کسی که تکبر میکند میخواهد بگوید من نیز بزرگم در حالی که چنین چیزی دروغ است. پس همۀ ما با هر درجهای که داریم باید از تکبر دوری کنیم.
فَاحْذَرُوا عِبادَ الله عَدُوَّ الله اَنْ يُعْدِيَكُمْ بِدائِهِ، وَ اَنْ يَسْتَفِزَّكُمْ بِنِدائِهِ، وَ اَنْ يُجْلِبَ عَلَيْكُمْ بِخَيْلِهِ وَ رَجِلِهِ.
ترجمه: «ای بندگان خدا، از دشمن خدا حذر کنید، مباد آنکه شما را به درد خود مبتلا کند، و با ندایش شما را به حرکت آورد، و با ارتش سواره و پیادهاش بر شما بتازد»
طبق این جملات باید مواظب باشیم بیماری شیطان به ما سرایت نکند. بیماری ابلیس مسری است و جالب اینجاست که خودش میخواهد این بیماری را به دیگران برساند مثل یک شخص کینهای که وقتی خودش به ايدز يا كرونا مبتلا میشود دوست دارد با روشهایی دیگران را نیز به بیماری خود مبتلا کند. ابلیس نیز نسبت به ما دشمن است و میخواهد به گونهای ما را مثل خودش متکبر کند که یکی از روي تكبر بگوید من علمم بالاتر است و دیگری بگوید من مالم بیشتر است و سومی بگوید من پدرم بالاتر از دیگران است و خلاصه برای هرکسی به نوعی تکبر درست میکند.
مریضیِ مسریِ تکبر بسیار بدتر از دیگر امراض است. دیگر امراض نهایتا ما را از لحاظ مادی میکُشَد ولی کسی که تکبر کند خدا او را در دنیا و آخرت خوار میکند.
حال در عبارت مورد بحث آمده است که ای بندگان خدا مواظب باشید دشمن خدا، یعنی ابلیس شما را به مرض مسريِ خود مبتلا نکند.
و اما جملۀ وَ اَنْ يَسْتَفِزَّكُمْ بِنِدائِهِ اشاره به تحریکات شیطان دارد که ما را از تقوا دور کرده و وارد شهوات نماید.
به نظر میرسد حضرت علی(ع) از هر استعاره و تشبیهی استفاده میکند تا به ما بفهماند چه خطر بزرگی ما را تهدید میکند.
دقت کنید که عربهای آن زمان معمولا در جنگ بودند و جنگ در جزیرة العرب جزو ملزومات زندگی بود و برای این کار اسب و نیروهای سواره و پیاده داشتند. پس تشبیه حضرت در مورد ابلیس نیز از همین باب است و اگر از تعبیر بِخَيْلِهِ وَ رَجِلِهِ یعنی نیروهای سواره و پیاده صحبت کرده است برای این است که مردم آن زمان مطلب را بفهمند. در واقع حضرت میخواهد به مردم آن زمان بفهماند ابلیس مثل یک فرماندۀ لشگر است که نیروهای متعدد دارد.
حال اگر حضرت در زمان ما بود چه بسا از الفاظ دیگری مثل موشک و پهباد استفاده میکرد.
پس کلمات استفاده شده در اینجا همه استعاره و تشبیه است تا بفهمیم شیطان در کمین ماست و پيروي برخي از او برايش سرباز درست ميكند و او با استفادۀ از آنها به بقيه حمله ميكند.
فَلَعَمْرى لَقَدْ فَوَّقَ لَكُمْ سَهْمَ الْوَعيدِ، وَ اَغْرَقَ لَكُمْ بِالنَّزْعِ الشَّديدِ، وَ رَماكُمْ مِنْ مَكان قَريب
ترجمه: «به جان خودم سوگند که تیری سهمناک علیه شما به کمان گذاشته، و کمان را با شدت هرچه تمامتر کشیده، و از مکانی نزدیک به شما تیر انداخته»
جالب است که حضرت با اینکه خیلی کم قسم میخورد ولی در اینجا به جان خود قسم خورده است. پس معلوم است که امری بسیار خطرناک در پیش ماست و حضرت آنقدر نگران ماست که اینگونه سخن گفته است.
یادمان نرود که این جملات اوج دشمنی شیطان را میرساند که با تیری سهمناک که با شدت کمانش كشیده شده و از نزدیک پرتاب شده ما را هدف گرفته است. يعني تيرش به هدف ميخورد و خيلي هم خرابي ايجاد ميكند،پس باید خیلی مواظب باشیم.
وَ قالَ: «رَبِّ بِما اَغْوَيْتَنى لاُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى الاَرْضِ وَ لاَغوِيَنَّهُمْ اَجْمَعينَ»
و گفته: «پروردگارا، برای آنکه مرا اغوا کردی، [زر و زینت دنیا را] در زمین برايشان جلوه می دهم و همه را به ضلالت دچار می نمایم»
حضرت جملات قبلی را با استفاده از این آیۀ قرآن بیان کرده است. پس شیطان برای انسان امور مختلفي را زینت ميدهد. برای یکی مقام را زينت ميدهد و برای دیگری مال را و براي سومي فرزند را حتی عبادت یا علم را نيز ممكن است زينت دهد و فرد را بفريبد.
دقت کنید که در تعبیر لاُزَيِّنَنَّ و لاَغوِيَنَّهُمْ لام قَسَم در ابتدا آمده و نون تأکید ثقیله نیز در انتها آمده است و دلالت بر حتمی بودن این مطلب دارد، یعنی شیطان حتما زینت ميدهد و حتما مردم را اغواء خواهد کرد.
و اما توجه به این نکته شایسته است که اغواء با اضلال متفاوت است. اضلال به معنای گمراه کردن است و اغواء به معنای گم کردن هدف است. بله گاهی اوقات انسان مقصد را میداند ولی راه را نمیداند. این ضلال است که به هر حال ممکن است شخص با پرسش و جستجو راه را پیدا کند. اما گاهی اوقات انسان نمیداند که اصلا به دنبال چیست و هدف و مقصد را گم کرده است که به آن اغواء میگویند. ما نجف آبادیها میگوییم: «خدایا ما را به درد چه کنم چه کنم مبتلا نکن» يعني هيچ وقت به غوايت گرفتار نشوم.
و قصد شیطان این است که ما را به همین درد «چه كنم چه كنم» مبتلا کند و کارش به نتیجه هم رسیده است و ما معمولا نمیدانیم هدفمان چیست و فکر میکنیم فقط برای همین به دنیا آمدهایم که چند روزی زندگی کنیم و غذا بخوریم و خانه بسازیم و بچهدار شویم و سپس بمیریم.
به نظر میرسد همۀ ما هدفمان یادمان رفته است و شیطان دقیقا به هدفی که به دنبالش بوده رسیده است و ما را به زندگی روزمره مشغول کرده است. دائما به تفریح و موبایل و امثال این چیزها مشغول شدهایم. فقط به دنبال این هستیم که در زندگی دنیا خوش باشیم ولی به فکر نیستیم که بعد از این قرار است به کجا برسیم. پس به فکر «الدنیا مزرعة الآخرة» نیستیم و جالب است آنها که به این فکر میکنند نیز باز گم شدهاند و فکر میکنند با پختن شله زرد و پیاده رفتن برای اربعین به آخرت میرسند.
یادمان نرود که هدف، کمال روحی است و اینکه انسانتر شویم و انسانتر شدن به پروش دادن عقل است. انسانیت انسان به عقل اوست و هدف از خلقت او این است که عقل را پرورش دهد ولی متأسفانه در رشد عقلی، همگی پَنْچَر هستیم.