استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

0

سبد خرید خالی است.

بازگشت به فروشگاه
استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

نوشته وبلاگ

جلسه نهم شرح خطبه قاصعه

جلسه نهم شرح خطبه قاصعه

برای شنیدن فایل صوتی جلسه نهم شرح خطبه قاصعه وارد لینک زیر شوید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

لینک این جلسه

(ممکن است به خاطر ضعیف بودن اینترنت برای ورود به این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)

متن پیاده شدۀ این جلسه

شرح خطبه قاصعه- جلسه نهم

اَلا وَ قَدْ اَمْعَنْتُمْ فِى الْبَغْىِ، وَ اَفْسَدْتُمْ فِى الاَرْضِ، مُصارَحَةً لِلّهِ بِالْمُناصَبَةِ، وَ مُبارَزَةً لِلْمُؤْمِنينَ بِالْمُحارَبَةِ.

ترجمه: «شما در تجاوز و ستمگری‌ به شدت فرو رفتيد، و در روی‌ زمین فساد ایجاد کردید، به گونه ای‌ که آشکارا با حضرت حق دشمنی‌ نموده و علناً با مؤمنان به جنگ برخاستید.»

حضرت در اینجا به مردم زمان خودش می‌گوید شما ظلم و فساد را به نهایت رسانده‌اید. «مبارزة» از بروز و ظهور می‌آید یعنی شما علنا با مؤمنین می‌جنگید.

فَاللهَ اللهَ فى كِبْرِ الْحَمِيَّةِ، وَ فَخْرِ الْجاهِلِيَّةِ، فَاِنَّهُ مَلاقِحُ الشَّنَـآنِ، وَ مَنافِخُ الشَّيْطانِ،

ترجمه: «خدا را [در نظر بگيريد] خدا را [در نظر بگيريد] از کبر برگرفته از عصبیت، و خودخواهی‌ جاهلی‌، که زاینده کینه و دشمنی‌، و مجرای‌ دمیدن و افسون شیطان است.»

كبر از روي عصبیت و فخر جاهلي دو منشأ اصلی برای فساد و ظلم است و باید از آنها دوری کرد.

«مَلاقِحُ» که در عبارت فوق بکار رفته اسم مكان از ریشۀ «لقاح» و به معنای محل‌هاي آمیزش است. پس تولید کینه جایی است که کبر از روي تعصب و فخر جاهلي وجود داشته باشد. منافخ اسم مكان از ريشۀ «نفخ» و به معناي محل‌هاي دميدن است

الَّتى خَدَعَ بِهَا الاُمَمَ الْماضِيَةَ، وَ الْقُرُونَ الْخالِيَةَ،

ترجمه: «آن دميدني که با آن امت های‌ پیشین، و ملتهای‌ گذشته را فریب داده است،»

اگر مشاهده می‌کنیم که قوم عاد و ثمود و … نابود شدند دلیلش همین کبر و فخر بود که به خودشان بالیدند و شیطان هم در آن دمید و آنها را به تکبر کشاند و در نتیجه حاضر به تسلیم در برابر پیامبرانشان نشدند.

«قرون» جمع قرن است و قرن یا مقدار زمانی است که گروهی زنده باشند که حدود 100 سال می‌شود یا مقدار زمانی است که گروهی فعال باشند که حدود 30 سال می‌شود.

حال تعبیر وَ الْقُرُونَ الْخالِيَةَ می‌گوید شیطان ملت‌ها و گروه‌های قبلی را از طریق همین کبر و فخر فریب داد.

سعی کنیم تا جوان هستیم نفسمان را سرکوب کنیم تا تکبر نورزیم و اهل فخرفروشی نباشیم و الا اگر به سن پیری رسیدیم مبارزه با نفس بسیار سخت می‌شود.

حَتّى اَعْنَقُوا فى حَنادِسِ جَهالَتِهِ، وَ مَهاوى ضَلالَتِهِ

ترجمه: «تا در تاریکی‌های‌ جهالت، و دامهای‌ ضلالت او رشد كردند،»

أعنق به معناي گردن كشيد و بلند شد آمده و «حنادس» به معنای تاریکی‌ها و «مهاوی» به معنای محل‌هاي سقوط است. پس عبارت مورد بحث می‌گوید امت‌های گذشته در تاریکی‌های جهالت و محل‌هاي سقوط و دام‌هايی که شیطان برای آنها فراهم کرده بود واقع شدند و رشد كردند.

ذُلُلاً عَنْ سِياقِهِ، سُلُساً فى قِيادِهِ،

ترجمه: «در برابر راندنش نرم، و در مقابل راهبریش رام شدند.»

این تعابیر به این معناست که آنها در برابر شیطان رام بودند. شیطان آنها را هر گونه مي‌خواست، می‌راند و هر گونه مي‌خواست مي‌كشيد و آنها هم کاملا تسلیم و رام او بودند.

می‌گویند شخصی شیطان را در خواب دید که هم طناب دارد و هم زنجیر و برخی طناب‌ها و زنجیرها ضخيم و برخی نازک بودند که توسط هریک از آنها افراد مختلف را فریب می‌داد. او به شیطان گفت: «طناب من کو؟» شیطان به او گفت: «تو اصلا طناب نمی‌خواهی چون خودت هرجا که من بگویم می‌آیی.»

حال عبارت مورد بحث می‌گوید امت‌های گذشته همین‌گونه بودند یعنی همگی کاملا رام شیطان گشتند.

اَمْراً تَشابَهَتِ الْقُلُوبُ فيهِ، وَ تَتابَعَتِ الْقُرُونُ عَلَيْـهِ وَ كِبْـراً تَضـايَقَـتِ الصُّـدُورُ بِـهِ .

ترجمه: «دلها در صفت کبر و نخوت با هم مشابهند، و مردم روزگاران گذشته به دنبال هم بر این منوال ره سپردند و کبری‌ را پیش گرفتند که تمام سینه ها به آن تنگ است.»

طبق این عبارت صفات بیان شده در تعابیر قبلی فقط مربوط به امت‌های گذشته نبوده است بلکه همۀ نسل‌ها همین‌گونه بودند و تا نسل و زمان ما نیز همین‌گونه هستند و بلکه در زمان ما بدتر شده چرا که حیله‌های مخفیانۀ بسیاری بکار می‌برند.

مثلا امروزه چون پول‌ها اعتباری شده است، دولت‌ها به راحتي از جیب مردم به صورت محترمانه می‌دزدند. همین کار موجب شده که عده‌ای مستکبر بسیار پولدار و عده‌ای مستضعف بسیار فقیر باشند و متوسطین هم کم‌کم به فقراء تبدیل شوند.

دقت کنید که تعبیر كِبْـراً تَضـايَقَـتِ الصُّـدُورُ بِـهِ، به این معناست که سینۀ شخص آنقدر تنگ می‌شود که نمی‌تواند در برابر خودش کسی را ببیند، يا سينه‌هاي ديگران از دست اينها در تنگي است.

اَلا، فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ مِنْ طاعَةِ ساداتِكُمْ وَ كُبَرائِكُمُ!

ترجمه: «هان، پس بترسيد. از پیروی‌ رؤسا و بزرگانتان بترسيد.»

متأسفانه ما به این دستور عمل نکرده‌ایم. اموال بسیاری در کشور ما خرج می‌شود تا سران و رؤسا دم و دستگاهی داشته باشند و بزرگ جلوه کنند. افراد پایین نیز به تقلید از بزرگان همین مسیر را می‌روند و برای خود دم و دستگاهی درست می‌کنند تا نسبت به پایین‌تر از خود بالاتر جلوه کنند.

الَّذينَ تَكَبَّرُوا عَنْ حَسَبِهِمْ، وَ تَرَفَّعُوا فَوْقَ نَسَبِهِمْ

ترجمه: «آنان که از حسب خود فراتر رفتند، و خود را برتر از نسب خود شمردند،»

عده‌ای به محض اینکه ریاستی می‌گیرند خود را برتر از دیگران دانسته و قصد برتری طلبی بر مردم را می‌کنند. قبلا در مدارس، بچۀ فقیر و پولدار کنار هم بودند ولی متأسفانه در زمان ما بچه‌های پولدار در مدرسه‌های خاص و بچه‌های افراد معمولی در مدارس معمولی درس می‌خوانند و خود این موجب ایجاد عقده و کینه خواهد شد. چه بسا برخی از اتفاقاتی که در کشور می‌افتد و مثلا ساختمانی آتش می‌گیرد بازخورد همین عقده‌هاست. وقتی از طرفی در جامعه تبعیض باشد و از طرف دیگر کسی مثل حضرت علی(ع) نباشد که درس اخلاق دهد چنین جامعه‌ای آمادۀ انفجار خواهد بود. باید از روش اشتباه خودمان برگردیم تا مشکل حل شود و الا با این وضع هرچه جلو رویم به سوی نابودی خوهیم رفت.

برچسب ها:
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx