شرح دعای افتتاح – جلسه پانزدهم

برای شنیدن فایل صوتی جلسه پانزدهم شرح دعای افتتاح وارد لینک زیر شوید:
↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
لینک جلسه پانزدهم شرح دعای افتتاح
(ممکن است به خاطر ضعیف بودن اینترنت برای ورود به این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)
متن پیاده شدۀ این جلسه
جلسه پانزدهم شرح دعای افتتاح
گاهی خدا را حمد میکنیم و پس از آن صفتی از صفات خدا را میگوییم مثل «الحمد لله الرازق». همین مطلب را میتوان با الذی به این صورت گفت: «الحمد لله الذی رزق». گاهی نیز خدا را بر فعلی از افعالش حمد میکنیم مثل: «الحمد لله علی ما رزقنی». پس گاهی وصف خدا مورد حمد قرار میگیرد و گاهی فعل خدا و در دعای افتتاح هر دو نوع آن وجود دارد.
نکتۀ دیگر اینکه گاهی پرسیده میشود چرا در دعا فلان کلمه بکار رفته در حالی که میتوانست کلمۀ دیگری استفاده شود؟
در این زمینه باید گفته شود که بررسی تفاوت بین کلمات در قرآن صحیح است ولی در دعاها چنین امری لزوما صحیح نیست. قرآن با دعا فرق دارد. قرآن کلام خداست و خدا چون علمش نامحدود است حتما در بکار بردن کلمات علتی را در نظر دارد. به خصوص اینکه کلمات قرآن کم و زیاد نشده است ولی در دعاها ضرورتا کلمات از دو لب امام خارج نشده است. دقت شود که امامان ما در محدودیت بودهاند و در نتیجه افراد محدودی از آنها نقل قول کردهاند و ممکن است در این نقل قولها اشتباهی رخ داده باشد. بله مجموع دعا زیباست و میتوان گفت از امام صادر شده ولی در مورد تک تک کلمات نمیتوان قسم خورد.
فالِقِ الْإِصْباحِ
ترجمه: «شکافنده سپیده»
این تعبیر در چند جمله قبل نیز آمده بود و شاید تکراری باشد که راوی نقل کرده است نه اینکه امام تکرار کرده باشد. شاید هم امام تکرار کرده باشد. به هر حال این را دقیقا نمیدانیم.
البته میتوان گفت که این تکرار شاید نکتهای داشته باشد و آن اینکه در جملات قبلی مراد این است که فَلَکها و خورشید و ماه را خدا درست کرده تا با این چرخشها روز پدید آید. و اما در اینجا با بسط رزق مرتبط شده و این نکته را میرساند که اگر همیشه شب بود تا این اندازه روزی نداشتیم چون اگر روز نبود مواد غذایی با این تنوع و کثرت به وجود نمیآمد.
ذِى الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ وَالْفَضْلِ وَالْإِنْعامِ
ترجمه: «دارای عظمت و رأفت و محبت و احسان و نعمتبخشی است،»
صاحب جلال بودن خدا به این معناست که خدا هیچ صفت نقصی ندارد. صاحب اکرام بودن یعنی خدا صاحب برترین صفات است و در کنار آن اهل فضل و انعام بر بندگان است.
الَّذِى بَعُدَ فَلا يُرىٰ، وَقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوىٰ
ترجمه: «خدایی که از دیدگان دور است پس دیده نمیشود و به جانها نزدیک است پس شاهد گفتگوهای پنهان است»
این جمله ضد و نقیض است و میگوید خدا، هم دور است و هم نزدیک. باید معنای دقیقی از این جمله بیان شود. ما چون جسم هستیم یا به یکدیگر نزدیکیم و یا دور. ولی ما نسبت به خدا اینگونه نیستیم چون خدا اصلا جسم نیست. پس میشود خدا به ما نزدیک باشد از این جهت که همه چیز ما از اوست. و اما از جهت دیگر از ما دور است چرا که در واقع ما از او دور هستیم چون او جسم نیست و مجرد است. پس هر چقدر هم عینک بزنیم نمیتوانیم خدا را ببینیم. بله ما میتوانیم باکسب معنویت با قلبمان خدا را بیابیم. پس خدا با چشم سر دیده نمیشود ولی با چشم قلب میتوان خدا را دید. به روایت زیر توجه کنید:
الإمام الصادق(ع) : بَینا أَمیرُ المُؤمِنینَ(ع) یخطُبُ عَلی مِنبَرِ الکوفَةِ، إِذ قامَ إِلَیهِ رَجُلٌ یقالُ لَهُ: ذِعلِبٌ، ذو لِسانٍ بَلیغٍ فِی الخُطَبِ، شُجاعُ القَلبِ، فَقالَ: یا أَمیرَ المُؤمِنینَ، هَل رَأَیتَ رَبَّک؟ قالَ: وَیلَک یا ذِعلِبُ، ما کنتُ أَعبُدُ رَبّا لَم أَرَهُ. فَقالَ: یا أَمیرَ المُؤمِنینَ کیفَ رأَیتَهُ؟ قالَ: وَیلَک یا ذِعلِبُ، لَم تَرَهُ العُیوُن بِمُشاهَدَةِ الأَبصارِ ولکن رَأَتهُ القُلوبُ بِحَقائِقِ الإِیمانِ، وَیلَک یا ذِعلِبُ، إِنَّ رَبّی لَطیفُ اللَّطافَةِ لا یوصَفُ بِاللُّطفِ، عَظیمُ العَظَمَةِ لا یوصَفُ بالعِظَمِ، کبیرُ الکبرِیاءِ لا یوصَفُ بِالکبَرِ، جَلیلُ الجَلالَةِ لا یوصَفُ بِالغِلَظِ.
ترجمه: «امام صادق(ع): امیرمؤمنان بر منبر کوفه سخنرانی میکرد که مردی به نام ذِعلِب ـ که زبان آور، سخنور و شجاع بود ـ برخاست و گفت: ای امیر مؤمنان! آیا تو پروردگارت را دیده ای؟ فرمود: «وای بر تو، ای ذعلب! من پروردگاری را که ندیده باشم، عبادت نمی کنم». گفت: ای امیر مؤمنان! چگونه او را دیده ای؟ فرمود: «وای بر تو، ای ذعلب! چشم ها با نگاهِ سر او را ندیده اند؛ بلکه دل ها با حقایق ایمان [و تصدیقات یقینی]، او را دیده اند. وای بر تو، ای ذعلب! پروردگارم چنان لطیف [و ناپیدا] است که به لطافت [جسمانی] وصف نمی شود، و چندان باعظمت است که به عظمت، وصف نمی گردد، و آن سان بزرگ است که به بزرگی، وصف نمی شود، و چنان سترگ است که به درشتی [و غلظت جسمانی] وصف نمی گردد. (کافی،ج1،ص138)
اگر ما چنین شدیم که خدا را بیابیم گناهانمان کم شده و به معنویت ما اضافه میشود.
تَبارَكَ وَتَعالىٰ
ترجمه: «فرخنده و برتر است.»
خداوند، هم پر برکت است و هم بلند مرتبه. پس مثل انسانها نیست که وقتی مقام پیدا کردند خیرشان به دیگران نمیرسد. خداوند در عین علوّ و بالایی، پر برکت است.