استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

0

سبد خرید خالی است.

بازگشت به فروشگاه
استاد احمد عابدینی
استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

شرح دعای افتتاح – جلسه بیستم

شرح دعای افتتاح – جلسه بیستم

برای شنیدن فایل صوتی جلسه بیستم شرح دعای افتتاح وارد لینک زیر شوید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

لینک جلسه بیستم شرح دعای افتتاح

(ممکن است به خاطر ضعیف بودن اینترنت برای ورود به این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)

متن پیاده شدۀ این جلسه

جلسه بیستم شرح دعای افتتاح

وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ قاصِمِ الْجَبَّارِينَ،

ترجمه: «خدا را سپاس که درهم شکننده گردنکشان»

«جبار» اگر وصف خدا باشد به معنای جبران کننده است ولی اگر وصف انسان باشد به معنای زورگوئی است. «قاصم» نیز به معنای شکننده است. پس عبارت مورد بحث به این معناست که خدا زورگویان را در هم می‌شکند.

دقت شود که در زبان عربی دو واژۀ «قصم» و «فصم» نزدیک به هم هستند. «قصم» به معنای شکستن یک چیز خشک است که با شکستن آن صدایی در می‌آید ولی «فصم» برای پاره شدن چیزهایی مثل طناب بکار می‌رود که آرام آرام پاره می‌شود نه یک مرتبه. حال وقتی در مورد جباران از ریشۀ «قصم» استفاده شده به این معناست که خداوند چنان آنها را می‌شکند که صدایش به همه جا می‌رسد. اگر عاقبت شاهان را مشاهده کنید متوجه خواهید شد که چگونه در هم شکستند. جباران معمولا خشک مغز و خشک فکر هستند و در نتیجه یک دفعه می‌شکنند و صدای شکستنشان همه جا را پر می‌کند.

در سوره منافقون نیز در مورد منافقان چنین صفتی آمده است که:

كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ ﴿المنافقون‏، 4﴾

گویی چوب‌های خشکی هستند که به دیواری تکیه دارند.

پس منافقان هم انسان‌های خشک مغزی هستند که آمادۀ در هم شکسته شدن می‌باشند.

مُبِيرِ الظَّالِمِينَ،

ترجمه: «نابودکننده ستمکاران،»

ظالمان دوره‌ای دارند که در آن دوره، جولان می‌دهند ولی بالاخره نابود خواهند شد. در روایتی منسوب به حضرت علی(ع) آمده است:

لِلْحَقِّ دَوْلَةٌ، لِلْباطِلِ جَوْلَةٌ(غررالحکم و درر الکلم،ص554)

حق جريان پيوسته دارد و باطل جولان مقطعى.

برای حق و باطل این مثال را می‌زنند که حق مثل آب است و باطل مثل کف روی آب است. در سوره رعد در این زمینه آمده است:

أَنْزَلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً فَسٰالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهٰا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رٰابِياً وَ مِمّٰا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النّٰارِ ابْتِغٰاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتٰاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذٰلِكَ يَضْرِبُ اللّٰهُ الْحَقَّ وَ الْبٰاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفٰاءً وَ أَمّٰا مٰا يَنْفَعُ النّٰاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذٰلِكَ يَضْرِبُ اللّٰهُ الْأَمْثٰالَ  ﴿الرعد، 17﴾

خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر دره و رودی به اندازه گنجایش و وسعتش [سیلابی] جاری شد، سپس سیلاب، کفی پُف کرده را به روی خود حمل کرد، و نیز از فلزاتی که برای به دست آوردن زینت و زیور یا کالا و متاع، آتش بر آن می‌افروزند، کفی پُف کرده مانند سیلاب بر می‌آید؛ این گونه خدا حق و باطل را [به امور محسوس] مَثَل می‌زند. اما آن کفِ [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان می‌رود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود می‌رساند، در زمین می‌ماند. خدا مَثَل‌ها را این گونه بیان می‌کند [تا مردم در همه امور حق را از باطل بشناسند.]

مُدْرِكِ الْهارِبِينَ،

ترجمه: «دریابنده گریختگان»

هارب به معنای فراری است. باید توجه داشت که کسی نمی‌تواند از دست خدا فرار کند همانطور که در دعای کمیل نیز آمده است: و لا یمکن الفرار من حکومتک: هرجا فرار کنیم خدا ما را در خواهد یافت.

«می‌گویند فردی نزد حضرت سلیمان آمد و به او گفت عزرائیل را دیدم که نگاه بدی به من می‌کرد. از او ترسیدم که جان مرا بگیرد. تو من را بر روی قالیچه‌ات بنشان و به هندوستان بفرست تا از عزرائیل دور شوم. سلیمان هم او را به هند فرستاد. سپس سلیمان عزرائیل را دید و به او گفت چرا به فلان شخص نگاه بد کرده بودی؟ عزرائیل گفت: من یک ساعت دیگر باید در هند جان او را می‌گرفتم و وقتی او را در اینجا دیدم تعجب کردم که چرا اینجاست و چگونه به هند می‌رود؟ سلیمان گفت: نگران نباش. من او را به هند فرستادم.»

گاهی با خود فکر می‌کنیم از فلان راه برویم تا از دست خدا نجات پیدا کنیم ولی این ممکن نیست. باید در زندگی، راه حق را طی کنیم و اگر خطری در راه حق پیش آمد به ما گفته شده که چه باید بکنیم ولی فکر نکنیم که باید دنبال هوای نفس باشیم و می‌توانیم از خدا فرار کنیم.

نَكالِ الظَّالِمِينَ،

ترجمه: «کیفردهنده ستمگران،»

خداوند وقتی فراریان را گرفت ظالمان آنها را کیفر می‌دهد تا به مجازات اعمال خود برسند.

صَرِيخِ الْمُسْتَصْرِخِينَ،

ترجمه: «فریادرس فریادخواهان،»

کسانی که مظلوم واقع می‌شوند خدا را صدا می‌زنند و ظالمان را نفرین می‌کنند و خداوند به آه مظلوم توجه دارد و به داد فریادرسان خواهد رسید.

مَوْضِعِ حاجاتِ الطَّالِبِينَ،

ترجمه: «جایگاه حاجت دادن خواهندگان،»

هرکسی درب خانۀ خدا رفت و چیزی طلب کرد خداوند حاجت او را خواهد داد. البته برآورده شدن حاجت شرائطی دارد که قبلا مفصلا راجع به آن توضیح داده‌ام.

مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِينَ .

ترجمه: «تکیه‌گاه مؤمنان است.»

مؤمنان همواره به خدا اعتماد دارند و او را تکیه‌گاه خود قرار می‌دهند در مقابل غیر مؤمنان که دنیا را تکیه‌گاه خود قرار می‌دهند.

برچسب ها:
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx