استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

0

سبد خرید خالی است.

بازگشت به فروشگاه
استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

نوشته وبلاگ

شرح خطبه 23 نهج البلاغه در تاریخ 21 خرداد 1404

شرح خطبه 23 نهج البلاغه در تاریخ 21 خرداد 1404

شما می‌توانید فایل صوتی شرح خطبه 23 نهج البلاغه در تاریخ 21 خرداد 1404 را در لینک زیر گوش دهید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

لینک این جلسه

(ممکن است به خاطر ضعیف بودن اینترنت برای ورود به این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)

متن پیاده شدۀ این جلسه

نکات درس نهج البلاغه در تاریخ 21/03/1404

شرح خطبه 23 نهج البلاغه

معمولا اول هر خطبه حمد و ثنای پروردگار وجود داشته که سید رضی به آن اشاره نکرده است و به همین خاطر در ابتدای خطبه‌ها از عبارت «و من خطبة» استفاده شده است یعنی این، قسمتی از خطبه است.

در ابتدای خطبۀ 23 در برخی نهج البلاغه‌ها این عنوان زده شده است که: «تشتمل على تهذيب الفقراء بالزهد و تأديب الأغنياء بالشفقة» یعنی تشویق کردن فقراء به زهد و تربیت توانگران به مهربانی.

مرحوم آیت الله منتظری گفته این خطبه مربوط به یکی از نماز جمعه‌های حضرت بوده، در کتاب تاریخ یعقوبی،ج2، ص207 نیز آمده که این خطبه قسمتی از خطبه نماز جمعه بوده است. در شرح مرحوم خوئی با نام منهاج البراعة نیز از کتاب کافی نقل کرده که این خطبه مربوط به نماز جمعه بوده است. این خطبه در کافی در دو مکان آمده است که آدرسش چنین است: کافی، ج5، ص57 و کافی، ج2، ص154. بد نیست متن عربی این موارد نیز بیاید و سپس به ترجمه و شرح آن بپردازیم:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ يَحْيَى بْنِ عُقَيْلٍ عَنْ حَسَنٍ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ قَالَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّهُ إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ حَيْثُ مَا عَمِلُوا مِنَ الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَنْهَهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِكَ وَ إِنَّهُمْ لَمَّا تَمَادَوْا فِي الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَنْهَهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِكَ نَزَلَتْ بِهِمُ الْعُقُوبَاتُ فَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَمْ يُقَرِّبَا أَجَلًا وَ لَمْ يَقْطَعَا رِزْقاً إِنَّ الْأَمْرَ يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ كَقَطْرِ الْمَطَرِ إِلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا قَدَّرَ اللَّهُ لَهَا مِنْ زِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ فَإِنْ أَصَابَ أَحَدَكُمْ مُصِيبَةٌ فِي أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ نَفْسٍ وَ رَأَى عِنْدَ أَخِيهِ غَفِيرَةً فِي أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ نَفْسٍ‌ فَلَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِ فِتْنَةً فَإِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ لَبَرِي‌ءٌ مِنَ الْخِيَانَةِ مَا لَمْ يَغْشَ دَنَاءَةً تَظْهَرُ فَيَخْشَعُ لَهَا إِذَا ذُكِرَتْ وَ يُغْرَى بِهَا لِئَامُ النَّاسِ كَانَ كَالْفَالِجِ الْيَاسِرِ الَّذِي يَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَةٍ مِنْ قِدَاحِهِ تُوجِبُ لَهُ الْمَغْنَمَ وَ يُدْفَعُ بِهَا عَنْهُ الْمَغْرَمُ‌ وَ كَذَلِكَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرِي‌ءُ مِنَ الْخِيَانَةِ يَنْتَظِرُ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ إِمَّا دَاعِيَ اللَّهِ فَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لَهُ وَ إِمَّا رِزْقَ اللَّهِ فَإِذَا هُوَ ذُو أَهْلٍ وَ مَالٍ وَ مَعَهُ دِينُهُ وَ حَسَبُهُ إِنَّ الْمَالَ وَ الْبَنِينَ حَرْثُ الدُّنْيَا وَ الْعَمَلَ الصَّالِحَ حَرْثُ الْآخِرَةِ وَ قَدْ يَجْمَعُهُمَا اللَّهُ لِأَقْوَامٍ فَاحْذَرُوا مِنَ اللَّهِ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ وَ اخْشَوْهُ خَشْيَةً لَيْسَتْ بِتَعْذِيرٍ-وَ اعْمَلُوا فِي غَيْرِ رِيَاءٍ وَ لَا سُمْعَةٍ فَإِنَّهُ مَنْ يَعْمَلْ لِغَيْرِ اللَّهِ يَكِلْهُ اللَّهُ إِلَى مَنْ عَمِلَ لَهُ نَسْأَلُ اللَّهَ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ وَ مُعَايَشَةَ السُّعَدَاءِ وَ مُرَافَقَةَ الْأَنْبِيَاءِ.(کافی، ج5، ص57)

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ يَحْيَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‌ لَنْ يَرْغَبَ الْمَرْءُ عَنْ عَشِيرَتِهِ‌ وَ إِنْ كَانَ ذَا مَالٍ وَ وَلَدٍ وَ عَنْ مَوَدَّتِهِمْ وَ كَرَامَتِهِمْ وَ دِفَاعِهِمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَلْسِنَتِهِمْ هُمْ أَشَدُّ النَّاسِ حِيطَةً مِنْ وَرَائِهِ وَ أَعْطَفُهُمْ عَلَيْهِ وَ أَلَمُّهُمْ لِشَعَثِهِ إِنْ أَصَابَتْهُ مُصِيبَةٌ أَوْ نَزَلَ بِهِ بَعْضُ مَكَارِهِ الْأُمُورِ وَ مَنْ يَقْبِضْ يَدَهُ عَنْ عَشِيرَتِهِ فَإِنَّمَا يَقْبِضُ عَنْهُمْ يَداً وَاحِدَةً وَ تُقْبَضُ عَنْهُ مِنْهُمْ أَيْدِي كَثِيرَةٍ وَ مَنْ يُلِنْ حَاشِيَتَهُ يَعْرِفْ صَدِيقُهُ مِنْهُ الْمَوَدَّةَ وَ مَنْ بَسَطَ يَدَهُ بِالْمَعْرُوفِ إِذَا وَجَدَهُ يُخْلِفِ اللَّهُ لَهُ مَا أَنْفَقَ فِي دُنْيَاهُ وَ يُضَاعِفْ لَهُ فِي آخِرَتِهِ وَ لِسَانُ الصِّدْقِ لِلْمَرْءِ يَجْعَلُهُ اللَّهُ فِي النَّاسِ خَيْراً مِنَ الْمَالِ يَأْكُلُهُ وَ يُوَرِّثُهُ لَا يَزْدَادَنَّ أَحَدُكُمْ كِبْراً وَ عِظَماً فِي نَفْسِهِ وَ نَأْياً عَنْ عَشِيرَتِهِ إِنْ كَانَ مُوسِراً فِي الْمَالِ وَ لَا يَزْدَادَنَّ أَحَدُكُمْ فِي أَخِيهِ زُهْداً وَ لَا مِنْهُ بُعْداً إِذَا لَمْ يَرَ مِنْهُ مُرُوَّةً وَ كَانَ مُعْوِزاً فِي الْمَالِ‌[5] وَ لَا يَغْفُلُ أَحَدُكُمْ عَنِ الْقَرَابَةِ بِهَا الْخَصَاصَةُ أَنْ يَسُدَّهَا بِمَا لَا يَنْفَعُهُ إِنْ أَمْسَكَهُ وَ لَا يَضُرُّهُ إِنِ اسْتَهْلَكَهُ. (کافی، ج2، ص154)

و اما متن خطبۀ 23:

اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ الاْمْرَ يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ اِلَى الاْرْضِ كَقَطَراتِ الْمَطَرِ اِلى كُلِّ نَفْس بِما قُسِمَ لَها مِنْ زِيادَة اَوْ نُقْصان

ترجمه: «پس از حمد خدا، تقدیرات آسمانی‌ همانند دانه‌های‌ باران بیش و کم به هر کسی‌ در زمین بر اساس تقسیم الهی‌ می‌رسد»

در این جمله تشبیه زیبایی صورت گرفته است. ارزاق ما انسان‌ها مثل قطرات باران است. باران گاهی کم و گاهی زیاد است و ممکن است بر زمینی خشک ببارد یا زمینی سنگلاخ یا زمینی گلی و یا حتی بر دریا و در هر کدام اتفاقی رخ خواهد داد. کارها و مقدرات ما انسان‌ها نیز همین‌گونه است. گاهی به سمت ما می‌آید ولی به ما نمی‌رسد و جای دیگری می‌رود مثل باران که بر کوهستان می‌بارد ولی به سمت دشت می‌رود. با این اوضاع نباید ما انسان‌ها به یکدیگر اشکال بگیریم که چرا فلانی مالش کم یا زیاد است؟ بله اگر کسی در کم یا زیاد بودن مالش خراب‌کاری کرده مشکل دارد ولی در غیر این صورت باید توجه داشت که نظام الهی این‌گونه است که به هر کسی مقداری برسد. در ادامه نیز حضرت پیروزمند در قمار را مثال زده است. در معنای ازلام در آیه 3 سوره مائده توضیح داده‌ام که عرب‌ها در زمان جاهلیت بر روی تیره‌های چوب، قمار می‌کردند و برخی از روی شانس برنده می‌شدند. حال در مورد ارزاق نیز همین‌گونه است و برخی افراد بدون تلاش یکدفعه شانس آورده و ثروتمند می‌شوند. پس در نظم عالم غیر از تلاش و کوشش موارد دیگری هم هست که افرادی از روی شانس ثروت بدست می‌آورند.

در تفسیر آیه 48 سوره اعراف که حرف از جمع مال و فرزند بود اشاره کردم که ضرورتا هرکسی مال دارد بد نیست. خداوند جهان را به گونه‌ای می‌چرخاند که برخی بدون اینکه بد باشند مال و فرزند زیاد بدست می‌آورند. پس خداوند به گونه‌ای جهان را می‌گرداند که هرکسی در آن با هر خصوصیتی وجود داشته باشد. ممکن است دو برادر ارث متساوی ببرند و هر دو خانه بخرند و یکی از آنها خانه‌اش از لحاظ قیمت رشد زیاد کند و دیگر از لحاظ قیمت افت کند. اینها چیزهایی است که در جهان وجود دارد و به دست ما نیست. البته این غیر از مواردی است که افراد از روی اختلاس رشد کنند. به هر حال این‌گونه نیست که در جهان همه به یک اندازه رشد کنند.

به این نکته نیز اشاره کنم که مراد از امر در عبارت فَاِنَّ الاْمْرَ يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ اِلَى الاْرْضِ می‌تواند علاوه بر امور مادی، امور معنوی نیز باشد. دو نفر درس می‌خوانند ولی یکی صاحب نظریه و صاحب کرسی درس می‌شود.

به هر حال هر چیزی در جهان در اختیار ما نیست. آن چه در اختیار ماست خوب بودن و بد بودن است و ما نسبت به جهان پره کاهی در مسیر تند باد هستیم. به قول مولوی:

برگ کاهم پیش تو ای تند باد ** من چه دانم که کجا خواهم فتاد

(مثنوی معنوی – دفتر ششم – بخش27)

پس ما چیزی نیستیم که بخواهیم تصمیم بگیریم که کجا و چه زمانی به دنیا بیاییم.

فَاِذا رَأى اَحَدُكُمْ لاِخيهِ غَفيرَةً فى اَهْل اَوْ مال اَوْ نَفْس فَلاتَكُونَنَّ لَهُ فِتْنَةً

ترجمه: «هرگاه یکی‌ از شما اهل و مال و وجود برادر خود را اضافه‌تر از خویش دید بر او فتنه نورزد»

یعنی اگر مشاهده کردید که دیگری بدون تقلب و کار بد بر شما برتر است نسبت به او فتنه نکنید و حسادت نورزید.

فَاِنَّ الْمَرْءَالْمُسْلِمَ مَا لَمْ يَغْشَ دَناءَةً تَظْهَرُ فَيَخْشَعُ لَها اِذا ذُكِرَتْ، وَ تُغْرى بِها لِئامُ النّاس كانَ كَالْفالِجِ الْياسِرِ الَّذى يَنْتَظرُ اَوَّلَ فَوْزَة مِنْ قِداحِهِ تُوجِبُ لَهُ الْمَغْنَمَ، وَ يُرْفَعُ بِها عَنْهُ الْمَغْرَمُ.

ترجمه: «چه اینکه فرد مسلمان زمانی‌ که جامه پستی‌ به بر ننموده و آبرو از دست نداده تا تنگ نظرانِ به ذلّت نشسته به سرزنشش برخیزند همانند قماربازی‌ است که با اولین تیر خود احتمال بردن دارد، بدون اینکه در انتظار باختن باشد»

جملۀ مَا لَمْ يَغْشَ دَناءَةً تَظْهَرُ فَيَخْشَعُ لَها اِذا ذُكِرَتْ، وَ تُغْرى بِها لِئامُ النّاس جملۀ معترضه است و می‌خواهد مواردی را که خود فرد مقصر است جدا کند.

دقت شود که عبارت كَالْفالِجِ الْياسِرِ یعنی پیروز قمارباز که ناهماهنگ است و در واقع کالیاسر الفالج بوده است به معنای قماربازی که همیشه پیروز است.

فالج بر عکس لغت فارسی که به معنای فلج است در عربی به معنای پیروز است و یاسر نیز به معنای قمارباز است. بنابراین به نظر می‌رسد اکنون که در این عبارت، فالج قبل از یاسر آمده اشاره داردبه اینکه آن شخص آنقدر شانس دارد که انگار پیروزی‌اش قبل از قمارش حتمی است.

وَ كَذلِكَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرىءُ مِنَ الْخِيانَةِ يَنْتَظِرُ مِنَ الله اِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ: اِمّا داعِىَ الله، فَما عِنْدَ الله خَيْرٌ لَهُ، وَ اِمّا رِزْقَ الله، فَاِذا هُوَ ذُو اَهْل وَ مال، وَ مَعَهُ دينُهُ وَ حَسَبُهُ.

ترجمه: «همچنین انسان مسلمانی‌ که به دور از خیانت است به انتظار یکی‌ از دو برنامه نیکو از سوی‌ خداست: یا خداوند او را به جهان دیگر برد، که در آنجا آنچه نزد خدا دارد برای‌ او بهتر است; یا رزق الهی‌ در اهل و مال و همراه آن دین و شرف به او برِسد.»

نتیجه و پیام و درس این عبارت این است که ما باید به دستورات شرع عمل کنیم و خوب باشیم. در این صورت اگر از دنیا رفتیم به بهشت می‌رویم و اگر در دنیا بودیم رزقمان خواهد رسید.

در قرآن عنوان «احدی الحسنیین» برای رزمندگان آمده است. در سوره توبه چنین می‌خوانیم:

قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنٰا إِلاّٰ إِحْدَى اَلْحُسْنَيَيْنِ ﴿التوبة، 52﴾

بگو: آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی [پیروزی یا شهادت] را انتظار می‌برید؟

در این عبارت نهج البلاغه نیز احدی الحسنیین یعنی خیر دنیا و آخرت.

اِنَّ الْمالَ وَ الْبَنِينَ حَرْثُ الدُّنْيا، وَ الْعَمَلَ الصّالِحَ حَرْثُ الاْخِرَةِ، وَ قَدْ يَجْمَعُهُمَا الله لاِقْوام.

ترجمه: «همانا ثروت و فرزند بهره این جهان، و عمل صالح نصیب انسان در آخرت است، که گاه خداوند این دو را در گروهی‌ جمع می‌‌کند.»

افرادی هستند که هم مال دارند و هم با عمل صالح، آخرت خود را آباد کرده‌اند. برخی افراد فقط برای فرزندان خود مال بجا می‌گذارند ولی برخی علاوه بر مال، آبرو نیز بجا می‌گذارند. پس مال باید با ضمانت خوب بودن فرزندان به ارث گذاشته شود ولی اگر ضمانتی نداشته باشد ممکن است بچه منحرف شود و دیگران او را فریب دهند و حتی اموالش را از او بگیرند.

فَاحْذَرُوا مِنَ الله ما حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ

ترجمه: «بنابراین از خداوند نسبت به آنچه شما را از آن برحذر داشته پروا کنید»

شاید مقصود در اینجا این باشد که نسبت به دیگران حسادت نکنید.

وَ اخْشَوْهُ خَشْيَةً لَيْسَتْ بِتَعْذير،

ترجمه: «و از او جدّا بترسید نه ترسی‌ که محصول عذر و بهانه باشد»

آقای صلواتی در ترجمه آهنگین خود ص 149 این جمله را اینگونه ترجمه کرده است: «بر حذر باشید نه اینکه به خاطر پوزش خواهی از او بهراسید.»

مرحوم آیت الله منتظری در درسهایی از نهج البلاغه ج2 ص 384 چنین ترجمه کرده است: «بترسید از خدا ترسیدنی که آمیخته با عذرتراشی و بهانه‌های بیجا نباشد.»

به نظر من ترجمۀ آیت الله منتظری بهتر است. گاهی انسان گناهی می‌کند ولی سعی دارد کلاه‌شرعی بیاورد تا بهانه‌ای داشته باشد ولی در این عبارت می‌گوید باید به گونه‌ای از خدا ترسید که نیاز به بهانه آوردن نباشد.

وَ اعْمَلُوا فى غَيْرِ رِياء وَلاسُمْعَة،

ترجمه: «و عمل کنید ولی‌ بدون ریا و خودنمایی‌«

گاهی کار خیری می‌کنیم تا دیگران ببینند یا آن را بشنوند. این روش، اشتباه است.

فَاِنَّهُ مَنْ يَعْمَلْ لِغَيْرِ الله يَكِلْهُ الله لِمَنْ عَمِلَ لَهُ.

ترجمه: «زیرا کسی‌ که برای‌ غیر خدا عمل کند خداوند او را [برای‌ دریافت مزد] به همان غیر واگذار کند.»

پس ریاکار که برای دیدن مردم عمل کرده اجر خودش را از همان غیر خدا طلبکار است.

نسْاَلُ الله مَنازِلَ الشُّهَداءِ، وَ مُعايَشَةَ السُّعَداءِ، وَ مُرافَقَةَ الاْنْبِياءِ.

ترجمه: «رتبۀ شهیدان، و زندگی‌ با سعادتمندان، و همنشینی‌ با انبیا را از خدا خواهانیم.»

دقت شود که شهید در اصطلاح قرآن به معنای گواه است و در قرآن به کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند «الذین قتلوا فی سبیل الله» اطلاق شده است ولی در زمان‌های بعد شهید به کسی گفته شده که در راه خدا کشته شده است. حال در عبارت مَنازِلَ الشُّهَداءِ دقیقا نمی‌دانیم که معنای شهداء کدامیک از دو معنایی است که گفته شد.

تا اینجا قسمت اول خطبه بود و از آن می‌توان چند نتیجه گرفت از جمله اینکه انسان نباید نسبت به دیگری حسودی کند. دیگر اینکه بدانیم همۀ انسان‌ها در این جهان، مختار محض نیستند. بله اختیاراتی داریم ولی مختار محض نیستیم و خداوندی که ما را با این اوضاع به این جهان آورده برای هرکسی چیزی مقرر کرده است. به یکی مال کم داده و به دیگری مال زیاد.

و اما قسمت دوم خطبه در این زمینه است که انسان باید به طائفۀ خودش کمک کند. البته منظور این نیست که از راه تقلب و پارتی‌بازی چنین کند بلکه مراد این است که از مال خود به طائفۀ خود کمک کنیم.

اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّهُ لايَسْتَغْنِى الرَّجُلُ وَ اِنْ كانَ ذا مال عَنْ عَشيرَتِهِ وَ دِفاعِهِمْ عَنْهُ بِاَيْديهِمْ وَاَلْسِنَتِهِمْ

ترجمه: «ای‌ مردم، انسان هر چند صاحب ثروت باشد از عشیره خود بی‌‌نیاز نیست، نیازمند است که آنان با دست و زبان از او دفاع کنند»

پس طبق این جمله انسان محتاج خانوادۀ خودش است.

وَ هُمْ اَعْظَمُ النّاسِ حيطَةً مِنْ وَرائِهِ، وَ اَلَمُّهُمْ لِشَعَثِهِ، وَ اَعْطَفُهُمْ عَلَيْهِ عِنْدَ نازِلَة اِذا نَزَلَتْ بِهِ.

ترجمه: «آنان برای‌ پشتیبانی‌ از او در نبودش، و رفع پراکندگی‌ و گرفتاریش مهم ترین مردمند، و به وقت پیشامدهای‌ ناگوار نسبت به او از همه مهربان‌ترند.»

طبق این جملات در ایام پراکندگی و گرفتاری، خانواده و خویشاوندان بهترین یاران انسان هستند.

وَ لِسانُ الصِّدْقِ يَجْعَلُهُ الله لِلْمَرْءِ فِى النّاسِ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الْمالِ يُوَرِّثُـهُ غَيْـرَهُ.

ترجمه: «نام نیکی‌ که خداوند در میان مردم از انسان به جای‌ گذارد بهتر از ثروتی‌ است که آن را برای‌ دیگران به ارث می‌ نهد.»

برخی افراد بدون اینکه از خود آبرویی بجا بگذارند تنها مالشان را برای فرزندانشان به ارث می‌گذارند ولی برخی افراد که اهل کمک به دیگران بوده و علاوه بر ارث، به دیگران نیز کمک کرده‌اند نام نیکی از خود بجا گذاشته‌اند. پس ما باید در کنار ارث، آبرو نیز از خود بجا بگذاریم و این آبرو بیشتر از مال کارساز است؛ زیرا باعث می‌شود فرزند به خاطر آبرو داشتن نزد مردم از کارهای بد خودداری کند و اگر خواست کار خوبی کند دیگران حمایت می‌کنند و اگر احیانا خطایی از او سر زد سرزنش نشود. و اینها همه دارایی‌های خوبی است.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx