تفسیر سوره فتح – جلسه چهل و چهارم

برای شنیدن فایل صوتی جلسه چهل و چهارم تفسیر سوره فتح در تاریخ 21 خرداد 1404 مربوط به آیه 28 این سوره وارد لینک زیر شوید:
↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
(ممکن است به خاطر ضعیف بودن اینترنت برای ورود به این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)
متن پیاده شدۀ این جلسه
نکات درس تفسیر در تاریخ 21/03/1404
تفسیر آیه 28 سوره فتح
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً ﴿الفتح، 28﴾
اوست که پیامبرش را با هدایت خاص و دین حق فرستاد تا آن را بر هر دینی پیروز کند، و کافی است که خدا [بر وقوع این حقیقت] گواه باشد.
قسمت اعظم این آیه همانطور که قبلا توضیح دادم در سوره صف و توبه نیز آمده است. ترتیب این سورهها به این صورت است که ابتدا سوره صف نازل شده که بعد از سورۀ احزاب است. سپس سورۀ فتح نازل شده و بعدا سوره توبه. پس سه سوره تقریبا پشت سر هم نازل شده است. ترتیب این سورهها در کنار سورههای دیگر به این شکل است: احزاب، ممتحنه، صف، فتح، توبه. دقت در ترتیب نزول این سورهها فوائدی دارد که خواهم گفت.
حرف بنده این است که این آیه و آیات مشابهش قدرتنمایی خداست که همگی بعد از سورۀ احزاب نازل شدهاند. سورۀ احزاب مربوط به جنگ احزاب است یعنی پیامبر(ص) 13 سال در مکه تبلیغ کرده و بعد از آمدن به مدینه و پشت سرگذاشتن جنگهای مختلف به جنگ احزاب رسید که بزرگترین جنگی بود که عربها میخواستند از طریق آن ریشۀ اسلام و مسلمانان را قطع کنند، ولی مسلمانان با کندن خندق جنبه ظاهری و مادی قصه را به عهده گرفتند و یاری خدا قسمت معنوی آن را تأمین کرد و مسلمانان سالم ماندند. در اینجا بود که پیامبر(ص) فرمود: بعد از امروز کسی با شما نمیجنگد. این تحلیل قشنگی بود چون معلوم میشد که دیگر کسی نمیتواند از این به بعد مسلمانان را شکست دهد. بعد از این، سورۀ ممتحنه نازل شده است که آیهای از آن دلالت بر امید بر مصالحه دارد. در این سوره چنین آمده است:
عَسَى اللّٰهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عٰادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللّٰهُ قَدِيرٌ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿الممتحنة، 7﴾
امید است خدا میان شما و کسانی از کافران که با آنان دشمنی داشتید [به وسیله اسلام آوردنشان] دوستی قرار دهد، و خدا تواناست، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
لاٰ يَنْهٰاكُمُ اللّٰهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقٰاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيٰارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿الممتحنة، 8﴾
خدا شما را از نیکی کردن و عدالت نسبت به کسانی که درکار دین با شما نجنگیدند و شما را از دیارتان بیرون نکردند باز نمیدارد؛ زیرا خدا عدالت پیشگان را دوست دارد.
إِنَّمٰا يَنْهٰاكُمُ اللّٰهُ عَنِ الَّذِينَ قٰاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيٰارِكُمْ وَ ظٰاهَرُوا عَلىٰ إِخْرٰاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولٰئِكَ هُمُ الظّٰالِمُونَ ﴿الممتحنة، 9﴾
خدا فقط شما را از به سرپرستی گرفتن کسانی نهی میکند که در کار دین با شما جنگیدند، و از دیارتان بیرونتان راندند، و در بیرون راندنتان به یکدیگر کمک کردند. و کسانی که آنان را به سرپرستی بگیرند، ستمکارانند.
نکته: جالب است توجه شود بعد از جنگ احزاب که مسلمانان قوی بودند و مشرکان نتوانسته بودند آنها را شکست دهند با این وجود قرآن بجای حرفهای تهدیدآمیز حرف از مصالحه میزند.
و اما بعد از سوره ممتحنه سورۀ صف نازل شده که بد نیست به آیات این سوره اشارهای داشته باشم و کمی در مورد آن توضیح دهم:
سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿الصف، 1﴾
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] میستایند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ ﴿الصف، 2﴾
ای مسلمانان! چرا چیزی را میگویید که خود عمل نمیکنید؟
بسیاری از ما مسلمانان اهل ادعا هستیم و مثلا میگویم میجنگیم ولی در موقع جنگ خود را عقب میکشیم. دقت شود که مصداق این آیه با توجه به سیاق آیات بیشتر مربوط به عمل به دستور پیامبر(ص) در مورد جنگ است.
كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ ﴿الصف، 3﴾
نزد خدا به شدت موجب خشم است که چیزی را بگویید که خود عمل نمیکنید.
إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيٰانٌ مَرْصُوصٌ ﴿الصف، 4﴾
خدا کسانی را دوست دارد که صف زده در راه او تلاش میکنند. گویی بنایی پولادین و استوارند.
وَ إِذْ قٰالَ مُوسىٰ لِقَوْمِهِ يٰا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللّٰهِ إِلَيْكُمْ فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفٰاسِقِينَ ﴿الصف، 5﴾
و [یاد کن] هنگامی را که موسی به قومش گفت: ای قوم من! چرا مرا میآزارید در حالی که میدانید من فرستاده خدا به سوی شما هستم؟ پس هنگامی که [از حق] منحرف شدند، خدا هم دلهایشان را [از پذیرفتن هدایت] منحرف کرد، و خدا مردم فاسق را هدایت نمیکند.
این آیه با زبان کنایهای به مسلمانان اشاره میکند که شما میدانید حضرت محمد(ص) رسول خداست چون حرفش را بدون ترس زده و در جنگهای مختلفی شرکت کرده و کشته نشده است. اینها همه نشانۀ این است که ایشان رسول خداست. پس چرا حرف پیامبر را گوش نمیدهید؟ مگر ندیدهاید که بنیاسرائیل از دستور پیامبرشان سرپیچی کردند و به گرفتاریهای زیادی دچار شدند. شما مواظب باشید مثل آنها نباشید.
وَ إِذْ قٰالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يٰا بَنِي إِسْرٰائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللّٰهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِمٰا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَيِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِينٌ ﴿الصف، 6﴾
و [یاد کن] هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! به یقین من فرستاده خدا به سوی شمایم، تورات را که پیش از من بوده، تصدیق میکنم، و به پیامبری که بعد از من میآید و اسمش احمد است، مژده میدهم. پس هنگامی که دلایل روشن برایشان آورد، گفتند: این جادویی است آشکار!!
دقت شود که مراد از اسم در این آیه اسم فارسی نیست بلکه به معنای وصف و برتری است یعنی برتری او این است که همه تعریف او را میکنند. انتهای این آیه نیز به صورت لطیفی پیامبر(ص) اسلام معرفی شده است که با بینات میآید ولی دشمنانش به او تهمت سحر میزنند.
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرىٰ عَلَى اللّٰهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعىٰ إِلَى الْإِسْلاٰمِ وَ اللّٰهُ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الظّٰالِمِينَ ﴿الصف، 7﴾
و ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ میبندد، در حالی که به اسلام دعوت میشود کیست؟ و خدا مردم ستمکار را هدایت نمیکند.
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ اللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكٰافِرُونَ ﴿الصف، 8﴾
میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند در حالی که خدا کامل کننده نور خود است، گرچه کافران خوش نداشته باشند.
در این آیات خداوند میخواهد به گونۀ لطیفی مردم را آماده کند که هرچه پیامبر(ص) گفت باید گوش دهید.
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿الصف، 9﴾
اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز کند، گرچه مشرکان خوش نداشته باشند.
این اولین باری است که در قرآن این آیه آمده است. دقت شود واژۀ «دین» در جملۀ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ مفرد است و عبارت باید اینگونه معنا شود که خدا اسلام را بر هر دینی پیروز میکند.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلىٰ تِجٰارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذٰابٍ أَلِيمٍ ﴿الصف، 10﴾
ای مسلمانان! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذابی دردناک نجات میدهد؟
تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجٰاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ بِأَمْوٰالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿الصف، 11﴾
به خدا و پیامبرش ایمان آورید، و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ آن برای شما بهتر است، اگر بدانید؛
در این آیات خداوند مسلمانان را برای جنگ آماده میکند. در سوره ممتحنه حرف از مصالحه زده شد. پس اگر در قضیۀ حدیبیه قرار بود مسلمانان شترهایی را قربانی کنند یا خود را به خطر بیندازند در اینجا مقدماتش گفته شده بود. و اما مصداق ذٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ بعد از صلح حدیبیه مشخص شد و مسلمانان فهمیدند که قرار داد صلح است و چقدر آن صلح برای آنها خیر و خوبی داشت.
يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ يُدْخِلْكُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ وَ مَسٰاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنّٰاتِ عَدْنٍ ذٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿الصف، 12﴾
تا گناهتان را بیامرزد، و شما را در بهشتهایی که از زیرِ آنها نهرها جاری است و خانههای پاکیزه در بهشتهای جاویدان، درآورد؛ این است کامیابی بزرگ.
وَ أُخْرىٰ تُحِبُّونَهٰا نَصْرٌ مِنَ اللّٰهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿الصف، 13﴾
و نعمتهای دیگری که آن را دوست دارید [و به شما عطا میکند] یاری و پیروزی نزدیک از سوی خداست. و مؤمنان را مژده ده.
فتح قریب در این آیه از سوره صف که در سوره فتح نیز چند بار تکرار شد همان صلح حدیبیه است و پیامبر (ص) باید این پیروزی را بشارت میداد.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصٰارَ اللّٰهِ كَمٰا قٰالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوٰارِيِّينَ مَنْ أَنْصٰارِي إِلَى اللّٰهِ قٰالَ الْحَوٰارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصٰارُ اللّٰهِ فَآمَنَتْ طٰائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرٰائِيلَ وَ كَفَرَتْ طٰائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلىٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظٰاهِرِينَ ﴿الصف، 14﴾
ای مسلمانان! یاران خدا باشید، همان گونه که عیسی پسر مریم به حواریون گفت: یاران من در راه خدا چه کسانیاند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم. پس طایفهای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند؛ در نتیجه کسانی را که ایمان آوردند، بر ضد دشمنانشان یاری دادیم تا پیروز شدند.
با توضیحات گفته شده معنای این آیه روشن است که مسلمانان باید پیامبرشان را یاری کنند حتی اگر تعدادشان مثل حواریون کم باشد و به آنها امید میدهد که پیروز خواهند شد.
پس سوره صف زمینهسازی است که مردم به دنبال پیامبر(ص) راه بیفتند.
و اما آیه 28 سوره فتح دومین بار است که جملۀ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ نازل شده است. جالب است که این عبارت وقتی نازل شد که در صلح حدیبیه همه چیز بر علیه پیامبر(ص) بود و حتی مسلمانان به مفاد صلحنامه اعتراض داشتند. در واقع همان آیهای که در سوره صف موجب تحریک مسلمانان شد در اینجا از همان آیه دوباره استفاده شد. پس خدا از سابقۀ 20 سالۀ حمایت از پیامبر(ص) دوباره استفاده کرد و مسلمانان نیز پیامبر(ص) را حمایت کردند. جالب است که در جریان صلح حدیبیه وقتی عمر اعتراض کرد پیامبر(ص) به او گفت: من رسول خدا هستم و خدا مرا خوار نمیکند. (ر.ک السیره النبویه مجلد2 ص 317، همچنین ر.ک محمد بر پایۀ کهنترین منابع ص 452).
این حرف پیامبر(ص) متناسب با همین جملۀ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ است که دلالت دارد پیامبر(ص) قبل از نزول این آیه از مضمون این جمله استفاده کرد و بعد از چند منزل که از حدیبیه گذشتند خداوند این آیه را نازل کرد.
با این توضیحات معنای جملۀ كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً در آیه 28 سوره فتح روشن میشود به این صورت که وقتی خدا پیامبرش را فرستاده است خود اتفاقی که برای پیامبر افتاده است گواهی یا شهادت خداست. برخورد خدا با محمد(ص) که یتیم ابوطالب بوده و او را از ضعیفترین حالت به اقتدار تمام کشانده است خودش گواهی بر یاری نمودن حضرت محمد(ص) است. به اصطلاح آفتاب آمد دلیل آفتاب.
به هر حال ایشان یتیم بود و در آن دوران انسانهای بزرگ نیز زور نداشتند زندگی خود را اداره کنند و با قبایل قرارداد میبستند و با این حال پیوسته مورد هجوم بودند، تا چه برسد به یتیم. گاهی برادران یک قبیله بر سر آب با یکدیگر نزاع میکردند و همدیگر را میکشتند. پس انسانهای بزرگ اینگونه بودند چه برسد به کسی که یتیم باشد. ولی حضرت محمد(ص) با این وجود بزرگ شد و پس از مدتی مادرش و بعد از آن جدش را از دست داد و سرپرستی او در هشت سالگی به ابوطالبی رسید که خودش فقیر بود. با این حال به سنّ چهل سالگی رسید و ادعایی کرد که هیچ موافقی نداشت و حتی عموهایش با او مخالفت کردند.
آنقدر مردم مکه اوضاع را برای او سخت کردند که مجبور شد شبانه و مخفیانه فرار کند و با تحمل سختی فراوان به مدینه هجرت کند. در آنجا نیز جنگهای فراوانی بر ضدّ او برپا کردند ولی خداوند در تمام این شرائط ایشان را حفظ کرد. این میشود معنای كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً یعنی خود خدا با این سابقه بر حقانیت محمد(ص) شهادت میدهد.
در جنگ احد مسلمانان در وضع عجیبی بودند و حتی نزدیک بود پیامبر(ص) نیز کشته شود و یکی از مشرکان وقتی فردی را که کلاه خود داشت، کشت یقین کرد پیامبر(ص) را کشته و فریاد زد که محمد کشته شد و مشرکان خوشحال شدند و به فکر عقبنشینی افتادند. وقتی مسلمانان فهمیدند پیامبر(ص) زنده است میخواستند داد بزنند که محمد زنده است، ولی پیامبر(ص) اشاره کرد که چیزی نگویید تا دشمن فکر کند مرا کشته است و بروند. وضع پیامبر(ص) این چنین بود ولی چند سال بعد همین پیامبر(ص) در مقابل مشرکان مینشیند و با آنها قرارداد میبندد. اینجاست که معنای آیه 28 بهتر فهمیده میشود. این همان شهادت عملی خداست بر توان حفظ پیامبرش و بر اینکه او را فرستاده تا دین را گسترش دهد و پیروز گرداند.
البته این احتمال نیز هست که عبارت كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً با آیۀ قبل مرتبط باشد. در آیه 27 حرف از خواب پیامبر(ص) بود و گفته شد که آن خواب درست بوده است و حتما مسلمانان به مکه خواهند رفت. حال دلیلش در آیه 28 بیان شده که خدا رسولش را فرستاده که دینش در همهجا منتشر شود و اگر قرار باشد خوابش دروغ در آید رسالت ایشان زیر سؤال میرود در حالی که اصلا چنین نیست و خدا شاهد بر حقانیت ایشان است. لازمۀ این حرف زنده ماندن پیامبر(ص) و مسلمانان نیز هست. وقتی پیامبر(ص) چنین خوابی دیده که مسلمانان وارد مکه میشوند طبیعتا دلالت دارد که تا زمان فتح مکه پیامبر(ص) و مسلمانان زنده خواهند ماند.
احتمال دیگر این است که بگوییم عبارت كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً با آیۀ بعدی ارتباط داشته باشد و در واقع شهادت دادن خدا به رسالت حضرت محمد است نه اینکه آیه بعدی خبر از رسالت حضرت محمد باشد. در واقع آمدن جواب این سؤال باشد که برخی افراد پرسیدهاند آیا سراغ دارید که خداوند در جایی شهادت به رسالت پیامبر(ص) داده باشد؟ در جواب میتوان گفت که با عبارت كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً به شهادت خدا بر رسالت حضرت محمد (ص) که در آیۀ بعدی بیان شده اشاره گردیده است. همانطور که در آیه 18 سوره آلعمران به شهادت خدا بر توحید تصریح شده است.
پس عبارت كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً مربوط به این موارد است: شهادت خدا بر رسالت حضرت محمد(ص)، شهادت بر پیروزی پیامبر(ص) به وسیله صلح حدیبیه، شهادت بر اینکه رؤیای پیامبر(ص) حتما محقق میشود، شهادت بر گسترش دین پیامبر(ص)، شهادت بر پیروزی علمی اسلام بر هر دین دیگری.
در مورد پیروزی علمی به این نکته اشاره کنم که اگر همۀ حرفهای اسلام به هوش مصنوعی داده شود نه اینکه تنها اسلام داعشی به آن داده شود در این صورت اسلام، امروزه نیز بر هر دینی پیروز خواهد شد. البته متأسفانه بیشتر یک تفسیر از اسلام به هوش مصنوعی عرضه شده است و مثلا 2000 سخنرانی از رهبری به هوش مصنوعی عرضه شده است. ولی باید تفاسیر دیگر از اسلام نیز به هوش مصنوعی عرضه شود تا آیه 28 سوره فتح کاملا تحقق یابد و معلوم شود اسلام دین صلح و منطق است. خداوند طبق آیه 28 سوره فتح پیامبرش را با حق و هدایت فرستاده نه با شمشیر و خمپاره. پس باید حق و هدایت را ملاک فهم اسلام قرار داد و باید اینها را به هوش مصنوعی عرضه کرد تا وقتی میخواهد جواب دهد از اینها نیز خبر داشته باشد.