استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

0

سبد خرید خالی است.

بازگشت به فروشگاه
استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

نوشته وبلاگ

شرح خطبه 24 و 25 نهج البلاغه در تاریخ 26 شهریور 1404

شرح خطبه 24 و 25 نهج البلاغه در تاریخ 26 شهریور 1404

برای شنیدن فایل صوتی شرح خطبه‌های 24 و 25 نهج البلاغه وارد لینک زیر شوید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

لبنک این جلسه

ممکن است به خاطر ضعیف بودن اینترنت برای ورود به این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید.

متن پیاده شدۀ این جلسه

نکات درس نهج البلاغه در تاریخ 26/06/1404

شرح خطبه 24 نهج البلاغه

ما دقیقا نمی‌دانیم این خطبه در چه جوّی بیان شده است. مرحوم آیت الله منتظری در شرح نهج البلاغه، ج2، ص403 و 404 می‌گوید افرادی به حضرت علی(ع) تهمت زدند که ایشان نمی‌خواهد با بدکاران مقابله کند و سازشکار شده است و این خطبه در جواب آنهاست.

وَ لَعَمْرى ما عَلَىَّ مِنْ قِتالِ مَنْ خالَفَ الْحَقَّ، وَ خابَطَ الْغَىَّ مِنْ اِدْهان وَلا ايهان.

ترجمه: «به جان خودم قسم در جنگ با کسی‌ که با حق مخالفت کرده، و در گمراهی‌ قدم نهاده مداهنه و سستی‌ نمی‌کنم»

خابط باب مفاعله است و در معنای باب مفاعله معمولا گفته شده که دو طرفی است ولی فعل یکی قوی‌تر است. و گاهی برای عنایت ویژه است. طبق این معنا خابَطَ الْغَىَّ یعنی کسی که با توجه راه گمراهی را رفته و انتخاب کرده است.

باید توجه داشت که مطالب این خطبه را نمی‌توان با مثال‌های روز تطبیق داد چون امور متفاوت شده و مثال‌های روز زدن، تازه شبهه برانگیز می‌شود. وقتی مثال روز می‌زنیم افراد حکومت‌های فعلی را با حکومت حضرت علی(ع) مقایسه می‌کنند در حالی که این قیاس اصلا صحیح نیست. بنابراین بهتر است خود جملات خطبه به عنوان یک قضیۀ خارجیه معنا شود.

فَاتَّقُوا الله، عِبادَ الله وَ فِرُّوا اِلَى الله مِنَ الله،

ترجمه: «عباد خدا! از خدا پروا کنید، و از خدا به خدا بگریزید،»

تقوا در اینجا به این معناست که به علی(ع) تهمت نزنید که سازشکار شده است.

وَ امْضُوا فِى الَّذى نَهَجَهُ لَكُمْ وَ قُومُوا بِما عَصَبَهُ بِكُمْ.

ترجمه: «و در راهی‌ که برای‌ شما قرار داده قدم نهید، و به ادای‌ تکالیف قیام کنید»

یعنی شما کار خود و وظیفۀ خود را انجام دهید و کاری به این نداشته باشید که علی(ع) سازشکار شده یا نه.

فَعَلِىٌّ ضامِنٌ لِفَلْجِكُمْ آجِلاً، اِنْ لَمْ تُمْنَحُوهُ عاجِلاً.

ترجمه: «که اگر در دنیـا پیـروز نشوید علی‌ ضامن پیـروزی‌ شما در آخـرت اسـت.»

شاید در ذهن برخی افراد این بوده که حضرت علی(ع) سازشکار شده و باید او را امر و نهی کرد و حضرت در جواب آنها می‌فرماید: شما کار خودتان را به درستی انجام دهید تا در آخرت پیروز باشید.

جالب است که حضرت در اینجا آخرت را تضمین می‌کند نه دنیا را و این نکتۀ قابل تأملی دارد. گاهی اوقات برخی آخوندها ادعا می‌کنند که اگر فلان کار را کردید ما ضامن سعادت آخرت و دنیای شما هستیم. یعنی در دنیا به مقصود خود می‌رسید در حالی که امورات دنیا علل و اسباب متعددی دارد و همه در اختیار ما نیست تا تضمینی بدهیم.

خلاصه اینکه از این خطبه بدست می‌آید که باید سرمان به کار خودمان باشد. در کشور ما ارگان‌هایی هستند که کار خودشان را انجام نمی‌دهند و بجای آن در کار دیگری دخالت می‌کنند. اگر هر ارگانی کار خود را خوب انجام دهد و کارهای نظارتی را به ارگان‌های مربوطه واگذار کند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. حال به نظر می‌رسد در زمان حضرت علی(ع) نیز برخی افراد کارهای خود را خوب انجام نمی‌دادند و بجای آن در کارهای حضرت علی(ع) دخالت کرده و او را متهم به سازشکاری می‌کردند و به همین خاطر حضرت علی(ع) به آنها تذکر داده که شما باید کار خود را انجام دهید. شاید بعد از خطبه 206 که در آن حضرت از فحش دادن به سپاه معاویه نهی کرد به حضرت علی(ع) اتهام سازشکاری زده‌اند و حضرت علی(ع) در جواب گفته است من سازشکار نیستم.

البته این خطبه به این معنا نیست که نباید به کارهای مسئولان نظارت داشت. نقد بر مسئولان مطلبی است و اتهام زدن مطلب دیگر.

و اما مراد از مبارزه با اهل باطل چه بسا منظور جنگ صفین یا جمل یا نهروان بوده است چون در این موارد است که بحث قتال مطرح بوده و در این موارد حق و باطل کاملا روشن بوده است. بله، امروزه که حق و باطل روشن نیست باید کارهای دیگری کرد مثل بالا بردن فرهنگ جامعه. ما باید به افراد علم یاد دهیم ولی در مورد قتال واقعا نمی‌دانیم چه زمانی وقت جنگ است چون اطلاعات ما اندک است. حتی در مورد افشاگری باید مواظب باشیم فریب تبلیغات رسانه‌ای را نخوریم. ممکن است ما به خاطر فریب رسانه‌ای بخواهیم کسی که 5 درصد فساد دارد را افشا کنیم، ولی کسی که خون مردم را ریخته و نود درصد فساد دارد، خوب معرفی کنیم. پس افشاگری نیز کار حساسی است و تا تمام جوانب مطلبی برای ما روشن نشده نباید وارد آن شویم و نظر دهیم.

شرح خطبه 25 نهج البلاغه

خطبۀ 25 یک قضیۀ خارجیه است و مربوط به این است که وقتی معاویه قصۀ حکمیت را به نفع خود به پایان رساند و موقعیتش تثبیت شد شروع به آشوب کردن نمود و گروه‌هایی را به شهرهای زیر نظر حضرت علی(ع) فرستاد تا در آنجا آشوب بپا کنند که در این زمینه کتابی به نام الغارات نوشته شده و به این غارت‌ها اشاره کرده است. یکی از این غارت‌ها مربوط به یمن بوده است که وقتی عده‌ای از فرستادگان معاویه به این سرزمین حمله کردند فرمانداران یمن بجای دفاع فرار کردند و نزد حضرت آمدند و گفتند چاره‌ای جز فرار نداشتیم. اینجا بود که حضرت علی(ع) این خطبه را خوانده است.

تیتر خطبه چنین است:

وَ قَدْ تَواتَرَتْ عَلَيْهِ الاْخْبارُ بِاسْتيلاءِ اَصْحابِ مُعاوِيَةَ عَلَى الْبِلادِ، وَ قَدِمَ عَلَيْهِ عامِلاهُ عَلَى الْيَمَنِ وَ هُما عُبَيْدُ الله بْنُ عَبّاس   وَ سَعيدُ بْنُ نَمْرانَ لَمّا غَلَبَ عَلَيْهِما بُسْرُ بْنُ اَبى اَرْطاةَ. فَقامَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَلَى الْمِنْبَرِ ضَجِراً بِتَثاقُلِ اَصْحابِهِ عَنِ الْجِهادِ، وَ مُخالَفَتِهِمْ لَهُ فِى الرَّأْىِ، فَقالَ:-

ترجمه: «آن گاه که پی‌ درپی‌ به حضرت خبر رسید که ارتش معاویه به شهرها دست اندازی‌ کرده‌اند، و دو عامل او در یمن عبیدالله بن عباس و سعید بن نَمران پس از شکست از بُسر بن ارطاة به حضورش رسیدند، امام در حالی‌ که از سستی‌ یارانش از جهاد و مخالفتشان با رأی‌ آن جناب آزرده خاطر بود به منبـر رفت و فرمود:»

از این جملات بدست می‌آید که نظر حضرت این بوده که باید محکم جنگید و از شهرها دفاع کرد ولی اصحاب نمی‌خواستند بجنگند.

دقت شود که مراد از جهاد در عبارت بِتَثاقُلِ اَصْحابِهِ عَنِ الْجِهادِ با توجه به مجموع قرائن دفاع است. پس از کلمۀ جهاد نباید جهاد ابتدایی فهمید. و اما خود دفاع نیز دو گونه است: یکی دفاع عام است و آن به دفاعی گفته می‌شود که برای دفاع فرصت هست مثل دفاع مسلمانان مهاجر در مقابل مشرکان مکه برای پس گرفتن سرزمینشان. نوع دیگر دفاع، دفاع خاص است که در آن دشمن به ما حمله کرده و ما باید سریع در مقابل آنها بایستیم مثل دفاع مسلمانان در جنگ بدر و احد و احزاب.

دفاع در خطبه 25 دفاع خاص است چون سپاه معاویه به شهرهای مختلف حمله می‌کردند و مردم را می‌کشتند. حال جالب است که اسم این دفاع در این خطبه جهاد گذاشته شده است. پس اینکه کسی بخواهد از عنوان جهاد، جهاد ابتدایی یا دفاع عام بفهمد صحیح نیست. کلمۀ جهاد حتی به معنای دفاع عام نیست و در این خطبه برای دفاع خاص بکار رفته است.

ما هِىَ اِلاَّ الْكُوفَةُ اَقْبِضُها وَ اَبْسُطُها.

ترجمه: «غیر از کوفه که اختیار قبض و بسطش در دست من است برایم نمانده»

یعنی تنها کوفه در اختیار من است و با سستی اصحاب، بقیۀ بلاد مورد هجوم واقع شده و تنها کوفه باقی مانده است.

 اِنْ لَمْ تَكُونى اِلاّ اَنْتِ تَهُبُّ اَعاصيرُكِ، فَقَبَّحَكِ الله

ترجمه: «ای‌ کوفه، اگر مرا جز تو نباشد در حالی‌ که گِردبادهای‌ فتنه‌ات به هوا برخاسته، خدا[رو]یت زشت کند.»

از این جمله بدست می‌آید که حضرت از کوفه نیز دل خوشی ندارد و در کوفه نیز آشوب بوده است.

وَ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الشَّاعِر:- لَعَمْرُ اَبيكَ الْخَيْرِ يا عَمْرُو اِنَّنى *** عَلى وَضَر مِنْ ذَا الاْناءِ قَليل

ترجمه: «و اینجا قول شاعر را مثال آورد: «سوگند به جان پدر خوبت ای‌ عمرو که از این ظرف (حکومت) جز ته مانده‌ای‌ اندک بهره‌ای‌ برایم نیست»

در اینجا حضرت از مَثَلی استفاده کرده است. فرض کنید از ظرفی غذا خورده‌اند و ته ظرف اندکی چربی مانده است و حضرت این مثال را زده تا بگوید از حکومت به مقدار چربی ته ظرف برای من باقی مانده است.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx