استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

0

سبد خرید خالی است.

بازگشت به فروشگاه
استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

نوشته وبلاگ

توضیح نامه پیرامون حدیث کساء

توضیح نامه پیرامون حدیث کساء

توضیح نامه پیرامون حدیث کساء

اخیراً نوشته‌ای به دستم رسید که در آن این‌جانب را منکر واقعه کساء دانسته بود و این‌که بنده منکرم که آیه تطهیر درباره اهل‌بیت: نازل گشته است و پنج تن آل عبا را قبول ندارم. بسیار از این نسبت‌های ناروا متعجب شدم و پس از خواندن آن نوشته تعجّبم چند برابر شد؛ زیرا دیدم مطالبی که بنده قبول دارم و در کتاب‌هایم نیز نوشته‌ام به عنوان دلیل بر اثبات آن واقعه و ردّ این‌جانب مطرح گشته است.

توضیح این‌که بنده در کتاب «ژرفایی قرآن و شیوه‌های برداشت از آن» در صفحات 175 تا 182 به گونه مفصّل پیرامون آیه تطهیر، جمع نمودن پیامبر اکرم(ص) اهل‌بیت خود را در زیر عباء و دعاء در حق آنان و نامیدن آنان به این نام [=اهل کساء] و اجازه ندادن به ام سلمه برای پیوستن به آن جمع و… بحث نموده‌ام و همه بحمد الله جزء اعتقادات راسخ بنده می‌باشد و در صحبت‌ها و بحث‌ها نیز مطرح ساخته و می‌سازم.

بنابراین معتقدم آیه تطهیر در خانه‌ام سلمه و در شأن اهل‌بیت عصمت و طهارت نازل شده و ام سلمه اجازه ورود به آن جمع را نیافته است اما داستان و مطلبی که به عنوان حدیث کساء در آخر برخی مفاتیح‌ها منتشر شده از چند جهت اشکال دارد که بنده آن­ها را نیز مطرح ساخته‌ام که اگر کسی پاسخ اشکال‌هایم را بگوید بسیار ممنون و سپاس گزارش خواهم بود.

الف) در آن داستان و حدیث چاپ شده در آخر مفاتیح آمده که پیامبر اکرم(ص) به خانه حضرت زهرا(س) رفت و فرمود: «من در بدن خود ضعفی می‌یابم عبای خیبری را بیاور و مرا با آن بپوشان.» در حالی که طبق تمامی شأن نزول‌ها نزول آیه تطهیر در بیت ام سلمه بوده است و پیامبر اکرم6 در آنجا اهل‌بیت را در زیر عباء جمع نمود و سخنی از ضعف بدنی در آن‌ها نیست.

ب) در آن حدیث آمده که پس از آن حضرت امام حسن(ع) وارد شد و به مادرش گفت «بوی جدّم رسول‌الله را استشمام می‌کنم» و حضرت زهرا(س) نیز او را به سوی عباء راهنمایی کرد.

آیا با روحیه زهرا(س) سازگار است که نگذارد پدرش که ضعف بدنی دارد و برای استراحت آنجا رفته استراحت کند و فوراً بچه خود را نزد او بفرستد؟

ج) در حدیث آمده که جبرائیل به خداوند گفت: «آیا اجازه می‌دهی به زمین هبوط کنم تا ششمی آنان باشم؟» در حالی که در شأن نزول‌های آیه تطهیر آمده است ام سلمه از پیامبر(ص) اجازه خواست. حال سؤال این است که چرا و چگونه و به دست چه کسی پیامبر(ص) تبدیل به خدا و ام سلمه تبدیل به جبرائیل شده است؟

از سوی دیگر آیات قرآن ملائک را دارای مقام معلوم می‌داند و بنابراین او نمی‌خواهد برای کسب مقام زیر عباء برود تا بخواهد از کسی اجازه بگیرد.

د) در آن حدیث آمده جبرائیل از خداوند پرسید: «پروردگارا چه کسانی زیر عبا هستند؟» در حالی که برای ملائک عباء و غیر عباء مانع شناخت نمی‌شود و جبرائیل به خوبی آنان را می‌شناخت، به این جهت بنده گفتم این حدیث مطالبش و مضمونش اشکال دارد در حالی که اصل واقعه کساء و در شأن اهل‌بیت بودن آن روشن و غیر قابل شک است بنابراین باید سند این حدیث نوشته شده در آخر مفاتیح‌الجنان بررسی شود.

برخی از اهل مسجد گفتند: سندش خوب است، زیرا مرحوم شیخ عباس قمّی در مفاتیح آن را ذکر کرده است و بنده مفاتیح را دیدم و معلوم شد که ایشان در مفاتیح آن را نیاورده است و حتّی در هشت دعایی که بعداً خودش به مفاتیح ملحق کرده آن را نیاورده است بلکه اسم آن هشت دعا را نوشته تا کسی چیز دیگری به مفاتیح ملحق نکند و سپس نوشته: «به لعنت خداوند قهّار و نفرین رسول خدا و ائمه اطهار: واگذار و حواله نمودم کسی را که در مفاتیح تصرّف کند».

و با این حال و با کمال تأسّف انتشاراتی‌ها این حدیث را به مفاتیح ملحق کردند. بنابراین مرحوم شیخ عباس آن را در مفاتیح نیاورده و به هیچ‌کسی نیز اجازه چنین کاری را نداده است، حال اگر کسی از اهل علم و دانش علاوه بر پاسخ دادن به پرسش‌های بالا این سؤال را نیز پاسخ دهد که چرا مرحوم شیخ عباس قمّی این حدیث را در مفاتیح نیاورد و چرا به آنان که بر کتاب او چیزی بیفزایند، لعنت فرستاد، از او کمال تشکّر را دارم.

و بالأخره بنده به عنوان یک طلبه دوست دارم از سند این حدیث مطّلع شوم تا بدانم حدیثی که در آن شائبه توهین به حضرت زهرا(س) و حضرت جبرائیل وجود دارد دارای سند صحیحی هست تا به توجیه و دفاع از آن بپردازیم یا خیر؟ لازم به یادآوری است که مرحوم شیخ عباس قمی، در کتاب منتهی‌الامال این حدیث را از منفردات طریحی می‌داند و در حاشیه کتاب عوالم نیز نقل شده است اما هیچ‌کدام از ایشان که حداقل پنج قرن با زمان پیامبر(ص) فاصله دارند، جابر یا پیامبر(ص) را ندیده‌اند پس حدیث مرسل می‌شود.

اگر برای پرسش‌های مطرح شده جواب مناسبی یافت شد که دوستان لطف نموده آن را به بنده برسانند تا علاوه بر افزوده شدن علمم آن را برای همگان بخوانم و اگر جواب قانع کننده‌ای یافت نشد یکی از این دو احتمال در ذهن تقویت می‌شود:

1 ـ دشمنان ائمه اطهار خواسته‌اند از طریق جعلِ احادیثِ در ظاهر خوب و درواقع توهین‌آمیز، ائمه ما را بد نام کنند و از رشد شیعه جلوگیری کنند.

2 ـ دوستان نادان خواسته‌اند فضیلتی برای ائمه اطهار بسازند غافل از این‌که آن بزرگان آن‌قدر فضائل خوب و مسلّم دارند که نیازی به این کارها نیست بلکه ما چون مقام آنان را آن طور که هست نمی‌دانیم مسلماً این جعل احادیث به ضرر آنان و به ضرر شیعه تمام می‌شود.

3 ـ باید به مردم یاد داد به جای نذر نمودن حدیث کساء، سوره انعام، سوره یس، سوره … یا دعای کمیل، مناجات شعبانیه و … را نذر کنند تا مطالب دقیق و خوب یاد بگیرند و جلسات مذهبی تعطیل نشود و پیوسته فرهنگ سازی و حضور در جلسات وعظ ادامه پیدا کند.

خداوندا به لطف و کرمت ما را از چشمه سار معارف اهل‌بیت سیراب بگردان و آنان را در قیامت شفیع ما قرار بده.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

احمد عابدینی

 21 شعبان /1425

 مطابق  16/7/1383

برچسب ها:
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx